تبليغاتX
New Page 1 پژوهش علوم اجتماعی
آیا می دانید نام روزهای هفته‌ فرنگی ، از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است ؟!

نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:

کیوان شید (شنبه) :
نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید . کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به معنای نور و روشنایی است. از این رو، روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد .

مهر شید (یکشنبه) :
روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به معنای دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست . مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به مهنای روشنایی و نور
می باشد .

مهشید (دوشنبه) :
مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده اند که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش دارند . سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به معنای ماه روشن و نورانی نام گذاشتند .

بهرام شید (سه شنبه) :
بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده است تا آنان ، آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ، ایزد پیروزی نامیده شده بود و چهارمین روز هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شد .

تیرشید (چهارشنبه):
تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.

اورمزد شید (پنجشنبه):
اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همگی حکایت از قدرت و توانایی پروردگار دارند. این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است . از این رو پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است .

ناهید شید (آدینه):
ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید است. به این ترتیب ، روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شد .


اینک با بررسی ریشه‌های این واژگان به این بر‌آیند ساده می‌رسیم:

کیوان شید : شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان

مهرشید : یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = مهر، خور (خورشید)

مهشید : دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه

بهرام شید : سه‌شنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars= بهرام

تیرشید : چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر

هرمزشید : پنج‌شنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز

ناهیدشید یا آدینه : جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهید

منبع:تابناک

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 و ساعت 9:25 |
آرتمیس Artemis نخستین زن دریانورد ایرانی است كه درحدود 2480 سال پیش،فرمان دریاسالاری خویش را از سوی خشایارشاه هخامنشی دریافت كرد و اولین بانویی می باشد كه در تاریخ دریانوردی جهان در جایگاه فرماندهی دریایی قرار گرفته است . در سال 484 پیش از میلاد، هنگامی كه فرمان بسیج دریایی برای شركت در جنگ با یونان از سوی خشایارشا صادر شد، آرتمیس فرماندار سرزمین كاریه با پنج فروند كشتی جنگی كه خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست.
 در این جنگ كه ایرانیان موفق به تصرف آتن شدند، نیروی زمینی ایران را 800 هزار پیاده و 80 هزار سواره تشكیل می داد و نیروی دریایی ایران شامل 1200 ناو جنگی و 300 كشتی ترابری بود. همچنین آرتمیس در سال 480 پیش از میلاد در جنگ سالامین Salamine كه بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت شركت داشت و دلاوری های بسیاری از خود نشان داد و با ستایش دوست و آشنا روبرو شد.
 
او در یكی از دشوارترین شرایط در جنگ سالامین، بادلیری و بیباكی كم مانند توانست بخشی از نیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد و به همین دلیل به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشا رسید.او به خشایارشا پیشنهاد ازدواج نیز داد که بدلایلی این پیوند صورت نگرفت. در سالهای دهه شصت میلادی (دهه چهل خورشیدی) نیروی دریایی ایران، برای نخستین بار ناو شكن بزرگی را به نام یك زن نام گذاری كرد و او «آرتمیس» بود. ناو شكن آرتمیس سالها بر روی آبهای خلیج فارس پاسدار سواحل ایران بود.
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه ششم فروردین 1391 و ساعت 17:9 |
 

کارت پستال های تبریک عید نوروز 1391 - www.Pix4Pix.net

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه یکم فروردین 1391 و ساعت 8:44 |

اجلاس جهانی اقتصاد، یکی از معتبرترین نشست‌ها و رویدادها در سطح جهانی است که همه ساله در داووس سوئیس برگزار می‌گردد. تصمیم گیری درباره چگونگی حل و فصل مشکلات اقتصادی، مالی و تجاری کشورها در کنار برگزاری سخنرانی‌های مختلف درباره موضوعاتی همچون جهانی شدن، موضوعات و چالش‌های امنیتی، مسائل مربوط به کشورهای در حال توسعه، آموزش، فقر، فناوری اطلاعات و... از جمله برنامه‌های هر ساله این اجلاس است. یکی از خروجی‌ها و محصولات معتبر این اجلاس، گزارش جهانی توسعه فناوری اطلاعات است که همه ساله منتشر می‌شود. در این گزارش، کشورهای جهان به لحاظ شاخص‌ها و معیارهای متنوعی، ارزیابی و رتبه بندی می‌شوند.
برخی از اطلاعات آماری ایران در زمینه شاخص‌های مرتبط با علم و دانش در گزارش جدید سال ۲۰۱۱، به شرح زیر است:
-    رعایت مالکیت فکری و معنوی: رتبه: ۱۱۳؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۲٫۶
-    کیفیت موسسات علمی پژوهشی: رتبه: ۵۲؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۴
-    فراوانی مهندسین و دانشمندان: رتبه: ۳۷؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۴٫۶
-    وجود خدمات آموزشی و پژوهشی: رتبه: ۷۴؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۴
-    دسترسی به محتوای دیجیتال: رتبه: ۱۱۱؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۳٫۸
-    آزادی نشر: رتبه: ۱۳۶؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۲٫۹
-    کیفیت آموزش علوم و ریاضیات: رتبه: ۴۱؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۴٫۶
-    کیفیت سیستم آموزشی: رتبه: ۱۰۷؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۳٫۱
-    نرخ سواد بزرگسالان: رتبه: ۱۰۴؛ درصد: ۸۲٫۳
-    کیفیت مراكز آموزش مدیریت: رتبه: ۸۷؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۳٫۸
-    همکاری بخش صنعت و دانشگاه: رتبه: ۹۶؛ نمره ارزیابی (۰ – ۷ بهترین) : ۳٫۲
منبع :راهنمای پژوهش

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه دوم اسفند 1390 و ساعت 17:34 |

توسعه ابزارهای ارتباط جمعی انسانها را در تیررس نگاه یکدیگر قرار داد و پیشرفت‌های حیرت آورش در عرصه فناوری‌های نوین ارتباطی این نگاه ها را تیزتر و مسئله جهانی شدن یا جهانی سازی را مطرح کرد. پدیده ای که با دنیای مجازی گره خورد و از خود هم فرصت و هم تهدید ساخت. از آنجا که این روزها بهره‌گیری از ارتباطات مجازی امری اجتناب ناپذیر شده است فرصت ها و تهدیدهای جهانی شدن نیز بیش ازپیش خودنمایی می‌کند و واکنش‌های متفاوتی را برانگیخته است اما واکنش درست در برابر این پدیده دو وجهی صرف نظر از بدگویی های مخالفان و حمایتهای موافقانش و شناخت تهدیدها برای استفاده مناسب از فرصت‌های آن است.

گفت‌وگو با دکتر سعید‌رضا عاملی:

در ابتدا باید بدانیم هرچند جهانی شدن همزمان با جدی شدن صنعت ارتباطات و به ویژه با ورود اینترنت به زندگی انسان مطرح شد اما یک بحث قدیمی است که می‌توان آن را به سه دوره تقسیم کرد.

جهانی شدن سنتی - ظهور ادیان بزرگ

آغاز جهانی شدن که همان دوران سنتی جهانی شدن است با ظهور ادیان بزرگ شکل گرفت. این ادیان با پیامهای جهانی خود کل بشریت را مورد خطاب قرار می‌دادند. مفاهیم این پیامها به قومیت و جغرافیای خاصی تعلق نداشت. بنابراین می‌توان گفت ادیان بزرگ جهانی شدن را پایه گذاری کردند.

امپراتوری‌های بزرگ نیز به دنبال توسعه قلمرو امپراتوری خود بودند و دست به نوعی جهانی شدن قدرت می‌زدند. جهانی شدن دین از جنس معنویت گرایی بود و جهانی شدن نظام‌های سیاسی از جنس قدرت گرایی سخت بود.

جهانی شدن مدرن- صنعت چاپ و ریسندگی

دوره دوم جهانی شدن با ظهور صنعت چاپ آغاز شد. چرا که صنعت چاپ با حضور خود امکان تفسیر یک ایده را در فضای گسترده فراهم می‌کرد. در ادامه حضور این صنعت روزنامه ها، مجلات، کتابها و پوسترهایی که در سطح فراجغرافیایی توزیع می‌شدند به وجود آمدند.

صنعت ریسندگی نیز به نوعی در این مسیر قرار دارد چرا که اساس  آغاز انقلاب صنعتی، این صنعت بود. ریسندگی نیز مانند چاپ یک صنعت تکثیر بود چرا که یک کلیشه را در یک فرم خاص تکثیر می‌کرد.

در دوره دوم جهانی شدن اتفاق مهمی افتاد که می‌توان نام آن را جهانی شدن مدرن یا جهانی شدن در دوره مدرن نامید. در این دوره روحیه توسعه ارزشهای مدرنیسم و مدرنیته تلاش کرد که ایده‌های دنیای غرب را در قالب لیبرال سازی و دموکراسی سازی جهان در سراسر دنیا توسعه دهد در آن دوره دنیای غرب به دنبال نظام سازی بود یعنی تلاش می‌کرد نظامهای فکری، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به عنوان یک فرهنگ مرکزی به فرهنگی که تصور می‌کرد فرهنگ پیرامون است گسترش دهد.

جهانی شدن ارتباطات- آغاز جدید با مورس

جهانی شدن سوم با اختراع مورس شروع شد. مورس پایه ارتباط حاضر با غایب را به صورت همزمان فراهم کرد. در اواخر قرن 19 همزمان با توسعه این صنعت، رسانه ها به میدان آمدند، سینما گرافیک معنا پیدا کرد و صنعت سینما آغاز شد. در عرصه ارتباطات رسانه‌های توده ای، رادیو و تلویزیون پدید آمد و درصنایع ارتباطی نیز تلکس، تلفکس و فکس وارد عرصه شدند. این اتفاقات پایه جهانی شدن دوره جدید یعنی امکان فرامحلی شدن پدیده ها را به صورت همزمان ایجاد کرد.

جهانی شدن ارتباطات محصول صنعت همزمان ارتباطات است که امکان رابطه حاضر با غایب را بصورت همزمان فراهم کرد.

این پدیده جدید تاثیر فراگیری در همه عرصه‌های زندگی بشر دارد به همین دلیل  در سه دهه اخیر ادبیاتی که راجع به جهانی شدن تولید شده بیش از ادبیاتی است که طی 200 سال در مورد مدرنیته شدن تولید شده است.

نه این نه آن!

بیشتر مواقع وقتی کلمه Globalization مطرح می‌شود عده‌ای آن را جهانی شدن و برخی جهانی سازی ترجمه می‌کنند اما هر دو واژه هم در انگلیسی و هم فارسی فاقد معنای واقعی این کلمه است.

 معنای جهانی شدن کل گرا یعنی این‌که هرچه تولید شود در همه جهان وجود داشته باشد یا در همه جهان تبدیل به رفتار یا فرهنگ شود. نظریه جهانی شدن کل گرا و افراطی تاکید می‌کند به این‌که جهانی شدن یعنی یک فرهنگ واحد به مرکزیت آمریکا و غرب. در حالی که می‌دانیم این مسئله به لحاظ انسانی حتی در مسائل ساده مثل پوشاک نیز درست نیست چرا که فرهنگ امری سیال است.

در واقع Globalization به فرامحلی شدن اشاره دارد تا جهانی شدن. این کلمه اشاره می‌کند به امکان تکنولوژی فن آورانه‌ای که شرایط فرا محلی شدن پیامها، خدمات و رفتارها را فراهم کرده است.

جهانی شدن و مرگ فاصله‌ها

ما دو نوع جهانی شدن داریم یکی جهانی شدن در فضای فیزیکی و دیگری جهانی شدن در فضای مجازی.

صنعت جهانی شدن در فضای فیزیکی صنعت حمل و نقل است. هر چقدر صنعت حمل و نقل سریعتر شود جهان در بعد فیزیکی کوچکتر می‌شود. مثلا اگر شما مسیری رادر گذشته با پای پیاده یا با وسایل حمل و نقل غیر ماشینی با مدت زمان زیادی طی می‌کردید با توسعه وسایل حمل و نقل این زمان کمتر شده است.

صنعت ارتباطات نیز مرجع جهانی شدن در فضای دوم یعنی فضای مجازی است. در این فضا قانون فاصله و سرعت تغییر می‌کند در فضای فیزیکی به دلیل آن‌که قانون فاصله و سرعت وجود دارد شما باید یک فاصله ای را طی کنید اما وقتی که فاصله حذف شود به طبع آن حرکت و سرعت نیزبی معنا و یا کم معنا می‌شود.

وقتی همه همسایه می‌شوند

پس از آن‌که ما ارتباط حاضر با حاضر و حاضر با غایب را تجربه کردیم تحت تاثیر صنعت کامپیوتر ارتباط سومی به وجود آمد که آن را ارتباط غایب با غایب می‌گویند که در آن وظیفه فرستنده و گیرنده به ربات یا انسان ماشینی واگذار می‌شود. در جهان جدید تمام امور تکرار شونده اداری موضوع ارتباط غایب با غایب است که می‌توانند اتوماتیک شوند. اگر این اتفاق بیفتد تغییر بزرگی در نظام اجتماعی و نهادهای اقتصادی و سیاسی به وجود می‌آید.

 مهمترین پیامد این نوع ارتباط و جهانی شدن آن است که از پدیده هایی که منجر به کاهش سلامت انسانی و تخریب محیط زیست می‌شوند پرهیز می‌شود.

صنعت همزمان ارتباطات که همان جهانی شدن در فضای دوم است برای جهان یک همسایگی یا همه همسایگی به وجود می‌آورد که در آن همه به صورت چهره به چهره با یکدیگر ارتباط دارند.

در واقع جامعه پیرامون  در مرکز قرار می‌گیرد و همه مرکزی شدن جامعه انسانی استانها، شهرها و روستاها تحقق می‌یابد.

ایران و چالش‌های جهانی شدن

ایران در مرحله سوم جهانی شدن است. ما هم صنعت حمل و نقل تندرو وهم به طور نسبی نزدیک به 40 میلیون نفر کاربر اینترنت داریم اما به صورت کامل از این امکانات استفاده نمی‌کنیم. فضای دوم که جهانی شدن در دنیای مجازی را تامین می‌کند نیازمند زیر ساخت‌های فنی، نظام‌های برنامه‌ای و محتواهای خاص است که بتواند خدمات ارائه دهد.

برای دستیابی به این اهداف باید در سه سطح به دنبال توسعه برنامه ریزی شده باشیم:

 1) سطح زیر ساخت، 2) سطح برنامه و سامانه ها 3) سطح محتوا.

 در موضوع زیر ساخت باید زیر ساختهایی فراهم شود که دسترسی به فضای دوم را با سرعت مناسب برای کاربر تامین کند یعنی پهنای باند مناسب در اختیار افراد قرار گیرد. همچنین باید در سطح توزیع فیبر نوری و منابع خدمات اطلاعات و دیتا قدم‌های بزرگی برداشته شود.

در سطح برنامه نیازمند طراحی نرم افزارهایی  هستیم که خدمات را مبتنی بر شرایط مطلوب جامعه تهیه کند با استفاده از این فرصت می‌توان اندیشه‌های اسلامی را در قالب یک برنامه ارائه داد. همچنین با  طراحی این سیستم می‌توان بر اساس عدالت اجتماعی توزیع برابر و متناسب منابع اجتماعی را تحقق بخشید.

در بخش محتوا نیز از آنجا که شهر مجازی یعنی شهر در جهان و جهان در شهر، ایران می‌تواند تمام میراث و ادوار تمدنی خود را احیا کند همچنین می‌توان تجربه‌های مثبت و منطبق بر ارزشهای اسلام را از سایر نقاط دنیا کسب کرد.

جهانی شدن و خطرات پیش رو

جهانی شدن در بعد جهانی سازی می‌تواند خطراتی نیز داشته باشد که نباید از آن غفلت کرد. دنیای غرب با محوریت آمریکا بر اساس سیاست تک قدرتی، حتما از فضای مجازی برای انتقال ارزشهای خود به دیگر کشورها استفاده می‌کند پس این خطر وجود دارد که ما در معرض جاذبه ها و فشارهای دنیا ی غرب دچار اضمحلال و یا تصادف فرهنگی شویم که این مسئله منجر به آسیب دیدن فرهنگ ما می‌شود.

ضعیف شدن ارتباطات انسانی یکی دیگر از مشکلات عمومی است که این محیط ممکن است برای جامعه ایجاد کند.وقتی تمام ارتباطات ما از طریق تلفن، فکس، موبایل، اینترنت و سایر ابزارهای ارتباطی صورت می‌گیرد این محیط می‌تواند موجب گم شدن انسان در درون تک گرایی‌های ارتباطی، از بین رفتن ارتباطات انسانی و نوعی انزوای ارتباطات حضوری برای فرد شود که این مسئله در انسان خستگی و خلا ایجاد می‌کند.

مشکل دیگر مسئله زبان است. زبانهای کوچک ممکن است در فضای جهانی شدن و فضای غالب گفتمانی که در جهانی شدنهای متعدد به وجود می‌آید تحت تاثیر زبانهای دیگر قرار بگیرد.

خطر بسیار بزرگی که فضای مجازی دارد یکسان کردن هویت مجازی و فیزیکی است.در محیط فیزیکی وقتی فردی در معرض آسیب اجتماعی قرار می‌گیرد هنجارهای اجتماعی مانع از انجام اقدامات سریع از جانب وی می‌شود اما در فضای بی نام وهمه مرکزی بودن محیط مجازی این اقدامات سریعتر اتفاق می‌افتد چرا که هویت ها در این محیط پلاستیکی است و مانند لباس می‌تواند عوض شود هر کس می‌تواند در کمتر از یک دقیقه با تغییر ایمیل یا وبلاگ جدید هویت جدیدی برای خود تعریف کند.

 مسیر درست گذر از خطرات 

برای جلوگیری از مشکلات در حوزه ارتباطات انسانی باید یک برنامه استراتژیک برای ارتباط محیط اول با محیط دوم داشته باشیم. در این برنامه 4 نوع رابطه در نظر می‌گیریم یکی رابطه تکمیلی است یعنی فضای دوم را مکمل فضای اول طراحی می‌کنیم یعنی خدماتی را که در فضای اول ارائه می‌دهیم در فضای دوم تکرار نمی کنیم بلکه خدمات مکمل را در آن عرضه می‌کنیم مثلا بانک‌ها امکان دریافت پول بالای یک میلیون ریال را ازطریق شعبه فراهم می‌کنند و کمتر از این مبلغ را با روش طراحی در فضای دوم در اختیار مشتریان خود قرار می‌دهند.

گاهی اوقات می‌توانیم خدمات را تکرار کنیم و درو اقع امکان انتخاب موازی برای خدمات اجتماعی فراهم کنیم

مثلا خدماتی را که برای نقل و انتقال و دریافت و پرداخت پول در بانک الکترونیک طراحی شده است در شعبه ها ی بانک هم همین خدمات ارائه شود.

نوع دیگر رابطه، رابطه ای است که فقط درفضای مجازی تعریف می‌شود که به آن فضای دوم می‌گوییم. اموری نیز که در فضای فیزیکی و به صورت ارتباطات حضوری پیش بینی می‌شود به آن رابطه فضای اول می‌گوییم که رابطه نوع چهارم است. حالا برای این‌که اجتماعات حضوری تقویت شود باید بسیاری از اجتماعات حرفه ای، صنفی و اداری را در فضای اول طراحی کنیم تا بتوانیم خلاء را که تحت تاثیر کاهش روابط انسانی به وجود می‌آید جبران کنیم.

برای پیشگیری از مشکلات در حوزه زبان نیز باید زبان ملی و گویش‌های محلی تقویت شود.

سیستم قانون گذاری ما نیازمند قوانین و تعریف جرایم  مشخص در فضای مجازی است. اقداماتی که در این زمینه صورت گرفته کافی نیست چرا که ما هنوز از سطح بسیار گسترده ای از این فضا استفاده نمی کنیم اگر این استفاده ها توسعه یابد حتما این فضا نیازمند قوانین جدید خواهد بود.

نکته مهم

در یک کلام حل مسئله، نیازمند پرداختن به مسئله و تمرین زیاد است. جهان دو فضایی شده جدید را در صورتی می‌توانیم بصورت موثر و مفید مدیریت کنیم که هر دو فضا را جدی بگیریم و نظام برنامه ریزی‌های پنج ساله کشور را به سمت برنامه ریزی دوفضایی ببریم.

منبع :مرکزآموزش وپژوهش موسسه همشهری

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 و ساعت 14:25 |
 
خانه‌های مجردی؛ فرصت يا تهديد؟
متشنج بودن جو خانه، درگيری بين اعضای خانواده، بالا رفتن سن ازدواج، اختلاف سليقه در خانواده و همچنين سخت‌گيری بيش از حد داخل خانواده كه با كنترل زيادی همراه باشد، باعث تخريب رابطه درون خانواده می‌شود.

ایسنا:خانه‌هاي مجردي، پديده نسبتا جديدي است که در بسياري از شهرهاي كشور وجود دارد و در حال افزايش است و البته يکي از عوامل افزايش خانه‌هاي مجردي در سال‌هاي اخير نيز، پذيرش دانشجويان غيربومي توسط برخي دانشگاه‌هاي و موسسات آموزش عالي اعم از دولتي، غيردولتي و آزاد است که امکانات خوابگاهي براي پذيرفته‌شدگان ارائه نمي‌کنند. اما در اين بين در برخي كلانشهرها و شهرهاي بزرگ، مستاجران خانه‌هاي مجردي برخلاف نامشان، تنها مجردها نيستند و برخي از افراد متأهل نيز اقدام به اجاره خانه‌هاي مجردي مي‌کنند!

يك كارشناس مسوول مشاوره سازمان بهزيستي يزد: سختگيري‌هاي بيش از حد خانواده، پديده خانه‌هاي مجردي را افزايش مي‌دهد.

كارشناس مسوول مشاوره سازمان بهزيستي استان يزد گفت: يكي از دلايل پيدايش خانه‌هاي مجردي سخت‌گيري‌هاي بيش از حد خانواده‌هاست، به طوري كه وقتي كنترل زياد شود به نحوي سبب تخريب رابطه درون خانواده مي‌شود.

حسين‌علي دهقاني زاده ، منطقه يزد، با بيان اينكه دلايل مختلفي براي پيدايش و تمايل به خانه‌هاي مجردي وجود دارد و يكي از دلايل اين پديده، روابط درون خانوادگي است، افزود: زماني كه فرد از لحاظ عاطفي از خانواده طرد شود، احتمال اينكه از خانواده فاصله بگيرد، زياد است.

وي ادامه داد: متشنج بودن جو خانه، درگيري بين اعضاي خانواده، بالا رفتن سن ازدواج، اختلاف سليقه در خانواده و همچنين سخت‌گيري بيش از حد داخل خانواده كه با كنترل زيادي همراه باشد، باعث تخريب رابطه درون خانواده مي‌شود.

اين مشاور خانواده با اشاره به اينكه طلاق‌هاي عاطفي و رواني يا طلاق‌هاي رسمي نيز مي‌توانند يكي از دلايل اين پديده باشد، اضافه كرد: بسياري از افرادي كه طلاق مي‌گيرند، ديگر تمايلي به برگشت به خانواده خود را ندارند.

وي افزود: همچنين رسانه‌ها، ماهواره و ... مي‌توانند تاثيرگذاري‌هاي مثبت و مفني بر ايجاد پديده خانه‌هاي مجردي داشته باشند.

اين كارشناس مسوول مشاوره سازمان بهزيستي استان يزد گفت: خانه‌هاي مجردي كه دانشجويان در آنها سكونت دارند هم مي‌توانند يك فرصت يا تهديد محسوب شوند، چرا كه زندگي در جمع خانوادگي يك سري نيازها را براي فرد پاسخ مي‌دهد، اين در حالي است كه زندگي در خانه‌هاي مجردي به اين نيازها پاسخ داده نمي‌شوند و در درازمدت امكان دارد باعث فروپاشي خانواده‌ها شود. همچنين ممكن است اين خانه‌ها محل فساد، مصرف مواد مخدر و ... قرار بگيرند.

دهقاني‌زاده با اشاره به پيامدهاي كلي خانه‌هاي مجردي گفت: از جمله اين پيامدها پايين آمدن ارزشهاست كه قاعدتا ميزان آسيبهاي اجتماعي را افزايش مي‌دهد. همچنين تا حدي شكل‌گيري خانواده‌ها را تهديد مي‌كند، افراد به زندگي كوتاه مدت تن مي‌دهند و احساس امنيت و آرامش از بين مي‌رود،چرا كه در خانه‌هاي مجردي سطح امنيت و آرامش پايين است.

يك مدرس مهارتهاي زندگي: تغيير سبك زندگي مهمترين دليل افزايش خانه‌هاي مجردي است.

يك مدرس مهارتهاي زندگي در يزد، با بيان اينكه افزايش تقاضا براي خانه‌هاي مجردي دلايل مختلفي دارد، گفت: تغيير سبك زندگي دليل مهمي براي افزايش خانه‌هاي مجردي در جوانان است، چرا كه امروزه به دليل افزايش سن ازدواج براي جوانان سخت است كه هميشه در كنار خانواده زندگي كنند و بايد اين تغيير را بپذيريم چون در حال حاضر روند اغلب زندگي‌ها به اين صورت است.

دكتر صادقي‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، منطقه يزد، گفت: همچنين اينكه از آنجايي كه آمار تحصيل‌كرد‌ه‌هاي دانشگاه رو به افزايش است، اين عامل هم باعث افزايش خانه‌هاي مجردي مي‌شود.

وي افزود: يك فرد تحصيل كرده زماني كه چند سال را در يك شهر براي تحصيل سپري مي‌كند و در آن شهر صاحب شغل مي‌شود، به تدريج حساسيت اوليه خانوده متوجه او نيست و از يك آزادي نسبي برخوردار است، بنابراين فرد خانه مجردي را بر مي‌گزيند.

وي مشكل اساسي را فضاي اجتماعي تعريف نشده دانست و گفت: فضاهاي مناسب بايد براي تفريح، سرگرمي در مراكز فرهنگي، هنري و ورزشي افزايش يابد، به گونه‌اي كه پراكندگي جمعيت را نيز در نظر بگيرند و در هر جايي متناسب با جمعيت همان محله يا منطقه چنين فضاهايي ايجاد شود.

صادقي‌پور گفت: بعضا ديدگاه‌هايمان هم علاوه بر نبود امكانات، مانع از تفريح جوانان مي‌شود، و اين موضوع احتمال آسيب بيشتري دارد، چرا كه افراد در محيط‌هايي قرار مي‌گيرند كه آن فضا و محيط افراد را به سمت آسيب مي‌كشاند.

وي گفت: همان‌طور كه براي مراسم عزاداري فضاي خاص آن را به وجود مي‌آوريم و جوانان هم انرژي خود را به طور صحيح به كار مي‌بندند، آيا براي ديگر مناسبت‌ها همچون نيمه شعبان يا مراسمي همچون چهارشنبه سوري و ... كه جوانان به آنها علاقه دارند، زمينه و فضايي مناسب طراحي كرده‌ايم و در نظرگرفته‌ايم؟

وي اضافه كرد: بنابراين مساله مهم در اينجا بسترسازي مناسب است تا جوان در هر جايي كه هست از يك امنيت برخوردار باشد.

وي ادامه داد: در خصوص فضاهاي ورزشي نيز همين موضوع صادق است و زماني كه مردم را به تفريح و ورزش مثلا دوچرخه سواري ترغيب مي‌كنيم بايد فضاي مناسب آن را فراهم كنيم تا خطري آنان را تهديد نكند.

وي همچنين بر ايجاد فضاي خانوادگي درست و اصولي تاكيد كرد و گفت: والدين به گونه‌اي رفتار نكنند كه ناخودآگاه جوان را از محيط خانواده فراري دهند و در مقابل جوان هم به سمت جذابيت‌هاي كاذب جذب مي‌شود، بنابراين والدين خود را به دنياي جوانان نزديكتر كنند و از ‌آنان تربيت‌پذيري صرف را نخواهند.

يك مشاور خانواده: بي‌توجهي به وضعيت خوابگاه‌ها، تقاضاي خانه مجردي را افزايش مي‌دهد .

يك مشاور خانواده در يزد گفت: بي‌توجهي مسوولان خوابگاه‌هاي دانشجويي موجب افزايش تقاضا براي خانه‌هاي مجردي مي‌شود.

فاطمه محمدي در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا - منطقه يزد، گفت: با توجه به اينكه امنيت در مجموعه خوابگاهي بيشتر از خانه مجردي است، برخي عوامل، افراد را به گرفتن خانه مجردي ترغيب مي‌كند كه در اين ميان مي‌توان به بي‌توجهي مسؤولان خوابگاه در چگونگي چيدمان دانشجويان از لحاظ فرهنگ، تعداد نفرات اتاق، فاصله شهر محل زندگي تا محل تحصيل و وجود امكانات محدود براي فرد خوابگاهي اشاره كرد.

وي با اشاره به نقش تاثيرگذار صدا و سيما در اين زمينه خاطرنشان كرد: رسانه ملي بايد برنامه‌هايي متنوع را براي مردم فراهم كند. همچنين مسوولان بايد فضاهاي تفريحي بهتر و بيشتري را در سطح شهر ايجاد كنند تا افراد وقت خود را با تماشاي ماهواره پر نكنند.

اين مشاور خانواده تاكيد كرد: براي ايجاد فضاهاي تفريحي، علمي و فرهنگي سالم مي‌توان از مساجد و حسينيه هم به منظور برپايي اين مجالس استفاده كرد به گونه‌اي خلاقانه و جذاب باشد تا جوانان را به سمت اين برنامه‌هاي فرهنگي، تفريحي و ورزشي ترغيب كنند.

يك كارشناسي ارشد مطالعات زنان: سهولت در پذيرش دانشگاه‌ها متقاضيان خانه‌هاي مجردي را افزايش داده است.

يك كارشناسي ارشد مطالعات زنان در يزد گفـت: پذيرش اجتماعي تغيير ارزشها و بهبود نسبي شرايط اقتصادي، تقاضا براي خانه‌هاي مجردي را افزايش داده است.

مهري دهقان گفت: افزايش متقاضيان خانه‌هاي مجردي تحت تاثير عوامل متعددي است كه مي‌توان تغييرات اجتماعي را يكي از آن عوامل دانست.

وي ادامه داد: امروزه پذيرش دانشگاه‌ها همچون سالهاي گذشته بر اساس لياقت، استعداد و توانايي نيست و متقاضيان ورود به دانشگاه و دانشجويان به دلايل گوناگوني افزايش يافته است، بنابراين افراد در چنين شرايطي كه براي تحصيل به شهرهاي غير از محل سكونت خود مهاجرت مي‌كنند، به دنبال تحقق فرديت خود هستند، در نتيجه خود را در قيد و بند ضوابط خوابگاهي نمي‌گذارند و به دنبال خانه مجردي مي‌روند، بنابراين صرفا نمي‌توان نبود خوابگاه مناسب را دليل اين مساله دانست.

وي همچنين يكي ديگر از دلايل افزايش خانه‌هاي مجردي را مدرك و امكانات دانشگاهي دانست و افزود: امروزه مدرك تحصيلي از دانشگاهي خاص و امكانات دانشگاهي و علمي، مهاجرت دانشجو را سرعت مي‌بخشد و جامعه نيز مانند گذشته حساسيتي نسبت به خانه‌هاي مجردي ندارد بلكه نگاه جامعه هم در اين خصوص نگاه پذيراتري است.

اين مدرس دانشگاه، تغيير ارزشها، پذيرش اجتماعي و امكان برآورد نيازهاي اقتصادي را از عوامل مهم افزايش خانه‌هاي مجردي عنوان كرد.

دهقان تصريح كرد: خوابگاه دانشجويي به دليل زياد بودن جمعيت خوابگاه نمي‌تواند براي برخي افراد با ارزشهاي خاص و باورهاي گوناگون و همچنين براي افرادي كه به دنبال كسب مدارج علمي بالا هستند، مناسب باشد، بنابراين فرد ترجيح مي‌دهد در صورتي كه شرايط اقتصادي مناسبي داشته باشد به سمت درخواست خانه مجردي برود تا برخي تعارض‌هاي موجود در خوابگاه را نداشته باشد يا بتواند به مطالعات علمي با فراغ بال بيشتري بپردازد.

وي به پيامدهاي منفي ناشي از براي روند افزايش خانه‌هاي مجردي اشاره كرد و گفت: خانه مجردي به دليل نداشتن برخي محدوديتها مي‌تواند ارتباطات را راحت‌تر كند و افراد بيشتر در معرض خطر ارتباط با افراد نامناسب قرار دارند و همچنين مي‌تواند برخي مشكلات خانوادگي را نيز به دنبال داشته باشد.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 و ساعت 16:11 |

ناباروري سومين عاملي است كه ممكن است كيان يك خانواده ايراني را به خطر بيندازد و بعد از اعتياد ومشكلات جنسي آنها را به سمت طلاق بكشاند. اما علم اين روزها آنقدر پيشرفت‌ كرده تا راهي را براي جلوگيري از پاشيده شدن يك َآشيانه جلوي پاي زوج‌هاي نابارور بگذارد.

راهي كه متخصصان از آن به عنوان آخرين راه ياد مي‌كنند؛ رحم‌هاي اجاره اي. رحم‌‌هاي اجاره‌اي امروز نه تنها در خانواده‌هاي ايراني؛ كه در بسياري از كشور‌هاي دنيا راهي است براي بچه دار شدن خانواده‌هايي كه رحم مادر خانواده به دلايل مختلف نمي‌تواند در 9 ماه بارداري ميزبان كودك خود باشد. اما عدم شفاف‌سازي اين روش و فرهنگ‌سازي مناسب باعث شده تا دوباره پاي دلال‌ها و واسطه‌ها به مسئله باز شود و بازار سياهي در كنار اين اتفاق خوشايند به‌وجود‌آيد. بازاري كه امروز در خفا رحم اجاره‌اي را بين 2 تا 9 ميليون به فروش مي‌رساند البته وقتي پاي متقاضي خارجي از كشورهاي ديگر به ميان مي‌آيد واسطه قيمت را به 25 ميليون هم مي‌كشاند. از سوي ديگر نبود قانون مشخص و نظارت كافي باعث شده تا اين مسئله خود به مشكلات ديگري در زندگي زوجين منجر شود.

ساعت شني!

شايد يكي از جدي‌ترين برنامه‌هاي ساخته شده درباره مادران حامل(رحم‌هاي اجاره اي) سريال«ساعت شني» بود كه نگاه آسيب‌شناسانه‌اي به مسئله داشت و تا حدود‌ زيادي توانست كه ذهن جامعه را با اين روش تازه آشنا كند.

 رحم اجاره‌اي در ساير كشور‌ها خيلي زود جاي خود را بازكرد. سايت‌هاي زيادي اخباري از رحم اجاره‌اي و حتي استفاده از رحم خواهر، مادر يا مادربزرگ به عنوان رحم اجاره‌اي را بازتاب مي‌دهند. به گفته «مجيد ابهري» آسيب‌شناس، مطالعه آمارهاي سالانه در كشور نشان مي‌دهد كه هر سال 100 هزار نفر به جمعيت نابارور ايراني اضافه مي‌شود و سازمان بهداشت‌جهاني سهم نازايي در ايران را در ميان جمعيت بارور 12 درصد اعلام كرده است. به گفته او براساس اين دو آمار ناباروري در ليست آمارهاي طلاق در كشور ما جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده و مي‌توان گفت سومين دليل طلاق در ايران بعداز اعتياد و مشكلات جنسي و عدم تفاهم است. به گفته ابهري براي درمان ناباروري امروز روش‌هايي انتخاب مي‌شود كه خالي از ابعاد رواني واجتماعي نيست.

گذشته از رحم اجاره‌اي در ميان زوج‌هاي ايراني، معمولا جراحي لقاح انجام مي‌شود كه به AZF معروف است. احتمال بچه‌دار شدن در اين روش 20 تا 30 درصد است كه هزينه بسيار سنگيني دارد اما باز هم از سوي خانواده‌هاي ايراني آزمايش مي‌شود. البته مجيد ابهري استفاده از «رحم اجار ه اي» را آخرين راه حل براي گره گشايي از مشكل ناباروري مي‌داند. يك طرف اين ماجرا به گشودن گره از زندگي زن و شوهري منجر مي‌شود كه سال هاست در حسرت پدر و مادر شدن مانده‌اند و در سمت ديگر‌ فقر پاي زني ديگر‌ را به ماجرا باز مي‌كند كه براي برطرف كردن نياز مالي قبول مي‌كند جنين زن و شوهر ديگري را در رحم خود پرورش دهد. اين مسئله به گره‌گشايي مشكلات بسياري از خانواده‌ها منجر شده‌است. هرچند به يك كار تجاري تبديل شده تا بخشي از زنان كه عمدتا نيازمند و فقير هستند از اين روش براي تامين مخارج زندگي خود و فرزندانشان بهره مي‌گيرند.

انعقاد قرارداد!

به گفته ابهري ميان زوجين كه از رحم اجاره‌اي استفاده مي‌كنند و زناني كه رحم خود را اجازه مي‌دهند قراردادي بسته مي‌شود كه در اين قرارداد يك نفر به عنوان داور معرفي مي‌شود. اين داور كسي است كه معمولا وظيفه معرفي مادر اجاره‌اي را به عهده دارد. اما گاهي مشكلات احساسي وعاطفي به ماجراهايي در اين ميان منجر مي‌شود. به اعتقاد ابهري از نگاه رفتا‌رشناسي مادران اجاره‌اي هر چقدر به اين كار به عنوان يك شغل و وظيفه نگاه كنند باز هم ازنظر رواني و رفتاري درگير آن مي‌شوند و چرا در حقيقت پروراندن يك جنين در شكم گذشته از ارتباط خوني با آن در طول 9 ماه از نظر عاطفي نيز ارتباط برقرار مي‌شود. اختلاف نظرهاي بسياري بين علما و كارشناسان درباره تعلق فرزند به مادر نابارور و مادر حامل وجود دارد كه همين مسئله ممكن است به مانعي تبديل شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه هفدهم دی 1390 و ساعت 11:10 |

در آخرين روزهاي سال 2011 زماني كه جهان به آنچه پشت سر گذاشته مي‌نگريم به راحتي مي‌توان دريافت كه در اين سال تحولات امنيتي مهمي رخ داده و تحولات بزرگ ‌تري نيز در راه است. شايد يكي از مهم‌ترين پيش‌بيني‌هاي امنيتي سال 2011 شناسايي و از كار انداختن دو شبكه بوت نت Zeus وSpyEye بود كه مسوول آلودگي ميليون‌ها رايانه و ارسال ميلياردها هرزنامه در سراسر جهان بودند. با شناسايي عوامل گرداننده اين شبكه‌ها وضعيت امنيتي تا حد زيادي ارتقا يافت و از گسترش حجم زيادي بدافزار جلوگيري شد.
اما در همین زمینه به گزارش "شرق" در سال 2011 گروه‌هاي هكري تازه‌اي با اهداف و عملكردهاي متفاوت هم از راه رسيدند و تلاش كردند مشكلاتي براي كاربران و از آنها مهم‌تر دولت‌هايي كه با اهداف‌شان مخالف بودند، به وجود آورند. دولت آمريكا هدف اول اين حملات بود و در نتيجه اف ‌بي‌آي و سيا براي مقابله با گروه‌هاي يادشده دست به كار شدند و تعدادي از اعضاي آنها را هم دستگير كردند، اما ماهيت غيرمتمركز گروه‌هاي هكري يادشده باعث شد آنها بتوانند به فعاليت خود ادامه دهند.
 در سال 2011 فعاليت‌هاي هكري به جاهاي خطرناكي رسيد و ده‌ها اداره پليس در نقاط مختلف جهان و همين‌طور شبكه‌هاي راه‌آهن و حتي تاسيسات اداره آب در يكي از ايالات آمريكا هك شدند و همين مساله باعث شد نگراني از پيامدهاي گسترش حملات هكري كه زيرساخت‌هاي اساسي ايالات متحده را هم دربر گرفته، افزايش يابد. همچنين دو شركت Sony و RSA هم وظيفه ارايه خدمات امنيتي به شركت لاكهيد مارتين را بر عهده دارند و به علت سرقت گسترده اطلاعات متحمل ضرر و زيان فراوان شدند و ميليون‌ها دلار خسارت به آنها وارد شد.

در دنياي تلفن های همراه هم بدافزارهاي مختلف دردسرهاي فراواني براي كاربران به وجود آوردند و به خصوص ضعف‌هاي بي‌پايان سيستم عامل آندرويد مشخص شد.
 اما با توجه به آنچه طي اين مدت رخ داده، مي‌توان برخي پيش‌بيني‌هاي امنيتي هم به شرح زير براي سال 2012 به عمل آورد. در حال حاضر متداول‌ترين روش نفوذ هكرها به گوشي‌ها و تبلت‌هاي آندرويد طراحي برنامه‌هاي آلوده بوده است. احتمالا كرم‌هاي آندرويد از طريق سيستم پيامك منتقل خواهند شد و از شبكه‌هاي اجتماعي مانند فيس‌بوك و توييتر هم براي انتقال آنها بهره گرفته مي‌شود.

پيش‌بيني‌ها حاكي است كه در سال 2012 از فيس‌بوك و توييتر به طور گسترده براي فريب كاربران و آلوده كردن سيستم‌هاي آنها به كرم و ويروس استفاده مي‌شود. همچنين در سال 2012 انتخابات رياست‌جمهوري در آمريكا برگزار مي‌شود و مي‌توان انتظار داشت كه تهديدات سايبري جديد با تمركز بر موضوعات سياسي طراحي شوند. احتمالا گروه‌هاي هكري مانند «ناشناس» دست به اقدامات اينچنيني خواهند زد و از علاقه كاربران براي دريافت اخبار و اطلاعات لحظه به لحظه از شرايط نامزدها و ميزان رأي آوردن و اقبال به آنها نهايت سوءاستفاده را به عمل مي‌آورند.
اگر در سال 2011 تنها شركت‌ هاي بزرگ تجاري و اطلاعات حساس و دارايي‌هاي كلان آنها هدف عمده هكرها و ويروس ‌نويسان بود، در سال 2012 شركت‌هاي كوچك و متوسط هم از حملات هكرها و ويروس‌نويسان در امان نخواهند ماند. به همين علت اين شركت‌ها هم بايد تمهيدات كافي امنيتي را در نظر بگيرند و براي مقاومت فكر اساسي بينديشند. به‌روزرساني سيستم‌ها و نرم‌افزارها و استفاده از آخرين راه‌حل‌هاي امنيتي تا حد زيادي از تهديدات پيش رو خواهد كاست. بدافزارهاي طراحي‌شده براي رايانه‌هاي مجهز به سيستم عامل مك شركت اپل تاكنون با توجه به تعداد محدود كاربران اين رايانه‌ها محدود بوده‌اند، اما پيش‌بيني مي‌شود تعداد اين بدافزارها در سال 2012 افزايش قابل توجهي پيدا كند. علت اين مساله نخبه بودن و تحصيلكرده بودن بخش قابل توجهي از افرادي است كه از رايانه‌هاي مك استفاده مي‌كنند. البته حجم و تنوع اين بدافزارها در مقايسه با سيستم عامل ويندوز كماكان محدود باقي مي‌ماند. شركت‌هاي امنيتي معتقدند بخش عمده‌اي از اين بدافزارها در قالب نرم‌افزارهاي قلابي ضدويروس عرضه مي‌شوند تا كاربران را فريب دهند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه دهم دی 1390 و ساعت 0:5 |

کریسمَس یا نوئل نام جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زادروز حضرت مسیح برگزار می‌شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را در روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری آنرا در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار می‌کنند. اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز بیست و پنجم دسامبر را به عنوان میلاد مسیح جشن می‌گیرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 13:59 |

شرکت فناوری آی‌بی‌ام طبق برنامه هرساله خود به انتخاب ۵ فناوری بدیع پرداخته که طبق برآورد آن، زندگی بشریت را طی ۵ سال آینده تغییر خواهد داد.

در ششمین برنامه پیشگویی‌های «۵ در ۵»، این شرکت آمریکایی ابتکاراتی همچون امکان برقراری ارتباط از طریق سه‌بعدی، باتری‌هایی با سوخت هوا و استفاده از رایانه‌ها برای انرژی‌بخشیدن به شهرها مطرح شده‌اند.

این پیش‌بینی‌ها بر اساس بازار و گرایش‌های اجتماعی مورد انتظار برای متحول کردن زندگی انسان و همچنین فناوری‌های جدید آزمایشگاه‌های شرکت آی‌بی‌ام در سراسر جهان هستند.

در پنج سال آینده، نوآوری‌های فناوری به روش‌ها و با امکاناتی که توصیف آن در پی می‌آید، زندگی انسان را متحول خواهند کرد:

 ارتباطات سه‌بعدی بی‌درنگ با دوستان

در ۵ سال آینده، تعاملات سه‌بعدی به شما اجازه خواهد داد تا با هولوگرامهای سه‌بعدی، با دوستانتان بی‌درنگ تعامل داشته باشید. در حال حاضر فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی به سوی استفاده از این فناوری پیش رفته و با پیچیده‌تر و کوچکتر شدن دوربین‌های هولوگرافی سه‌بعدی برای قرار گرفتن در گوشی تلفن همراه،‌ می‌توان با تصاویر ارتباط برقرار کرده، به جست‌وجو در اینترنت پرداخته و به شیوه‌های جدید با دوستان گفت‌وگو کرد.

دانشمندان در حال کار برای تبدیل گفت‌وگوهای ویدئویی به حضور از راه دور سه‌بعدی هستند. این شیوه از پرتوهای نوری منتشر شده از اجسام برای ساخت یک تصویر از آنها استفاده می‌کند. همچنین این شیوه منجر به هوشمندتر شدن اطلاعات دیجیتالی خواهد شد.

دانشمندان مرکز تحقیقاتی آی‌بی‌ام اکنون در حال کار بر روی راه‌های جدید ساخت اطلاعات سه‌بعدی بوده و به دنبال فناوری هستند که به مهندسان اجازه خواهد داد تا وارد طراحی بناها و برنامه‌های نرم‌افزاری شده و به شبیه‌سازی‌هایی از چگونگی شیوع بیماری در سراسر جهان‌های سه‌بعدی تعاملی بصورت بلادرنگ و با کمترین میزان تحریف بپردازند.

 باتری‌هایی که از هوا برای تولید انرژی استفاده می‌کنند

از دیگر پیش‌بینی‌های این شرکت ماشین‌آلات بین‌المللی کسب و کار، ارتقای ترانزیستورها و فناوری باتری بوده که دستگاه‌ها را تا ۱۰ برابر بیشتر روشن نگه داشته و یا حتی در دستگاه‌های کوچک دیگر نیازی به وجود باتری نخواهد بود.

دانشمندان به جای باتری‌های سنگین لیتیوم یونی امروزی در حال کار بر روی باتری‌هایی هستند که مانند انسان از هوا برای واکنش با فلز پر انرژی استفاده کرده و یک مهارکننده کلیدی را در باتریهایی با طول عمر بیشتر از بین خواهد برد. در صورت موفقیت،‌ نتیجه یک باتری سبک، پرقدرت و قابل شارژ مجدد خواهد بود که قادر به انرژی بخشیدن به هر چیز از خودرهای برقی گرفته تا دستگاه‌های مصرفی است.

همچنین آی‌بی‌ام تصمیم دارد در صورت امکان، باتری را از میان برداشته و میزان انرژی هر ترانزیستور را تا کمتر از ۰٫۵ ولت کاهش دهد. در این صورت دستگاه‌هایی مانند تلفن همراه و کتاب‌های الکترونیکی نیازی به باتری نخواهند داشت.

دست‌یابی به مجموعه عظیم اطلاعات با شکل‌گیری گروه جدید شهروندان دانشمند

در پنج سال آینده، حسگرهای موجود در گوشی، خودرو، کیف پول و حتی نوشته‌های درون سایت توئیتر به جمع‌آوری اطلاعاتی پرداخته که به دانشمندان یک تصویر کلی و فوری از محیط فرد ارائه خواهد داد. می‌توان از این داده‌ها برای مبارزه با گرم شدن جهان، نجات گونه‌های در معرض خطر و ردیابی گیاهان یا حیواناتی که اکوسیستم اطراف جهان را به خطر می‌اندازند، استفاده کرد.

در پنج سال آینده، طبق پیش‌بینی سالانه «پنج در پنج»، یک گروه جدید از شهروندان دانشمند ایجاد خواهد شد که با استفاده از حسگرهایی که اکنون موجودیت دارند، به ایجاد مجموعه‌های عظیم اطلاعاتی برای تحقیقات خواهند پرداخت.

آی‌بی‌ام اخیرا به ثبت شیوه‌ای پرداخته که یک سیستم را قادر به انجام تجزیه و تحلیل دقیق پس از واقعه از رویدادهای لرزه‌ای مانند زمین‌لرزه کرده و همچنین هشدارهای اولیه را برای رویدادهایی مانند سونامی که ممکن است در پی زلزله رخ دهند، ارائه می‌دهد. از دیگر قابلیت‌های این اختراع، توانایی اندازه‌گیری سریع و تحلیل منطقه خسارت‌دیده از یک زلزله برای کمک به اولویت‌بندی واکنش‌های اضطراری مورد نیاز پس از بلایای طبیعی است.

حمل‌ونقل شخصی و پایانی بر گزارشات ترافیکی سنتی

در سال‌های آینده، فناوری‌های تحلیل پیشرفته به افراد در یافتن مسیرهای کم‌ترافیک و سریع برای دستیابی به مقصد خود از طریق توصیه‌های شخصی کمک خواهند کرد.

سیستم‌های ترافیک قابل تطبیق به طور مستقیم به یادگیری الگوها و رفتار مسافر برای ارائه ایمنی مسافرتی و اطلاعات مسیر پویاتر نسبت به مسافران امروزی خواهند پرداخت.

دانشمندان آی‌بی‌ام در حال ساخت الگوهای جدید برای پیش‌بینی نتایج تغییر مسیرهای حمل‌ونقل برای ارائه اطلاعاتی هستند که گزارشات ترافیکی سنتی را پشت سر خواهد گذاشت. محققان با استفاده از مدلهای ریاضیاتی جدید و فناوری‌های تحلیل پیش‌بینی‌کننده به تحلیل و ترکیب چندین سناریوی محتمل مؤثر بر انتخاب مسیر مناسب از جمله عواملی مانند حوادث ترافیکی، محل جای‌گیری فرد، ساخت‌وسازهای کنونی در حال برنامه‌ریزی جاده‌ای، روزهای شلوغ هفته، ساعت کاری، رویدادهای محلی و آب‌وهوا خواهند پرداخت.

 تامین انرژی شهری با استفاده از رایانه‌ها

نوآوری‌های انجام شده در رایانه‌ها و مراکز داده، منجر به ایجاد فناوری‌هایی شده که از گرما و انرژی اضافی این دستگاه‌ها برای گرمایش ساختمانها در زمستان و تامین انرژی تهویه مطبوع در تابستان استفاده می‌کنند. فناوری‌های جدید این شرکت مانند سیستم‌های آب‌سردکن روی تراشه می‌توانند به بازیافت انرژی حرارتی پردازشگرهای رایانه‌ای برای ارائه آب داغ در ساختمان‌ها بپردازند.

یک پروژه آزمایشی در سوئیس، با استفاده از سیستم رایانه در کنار این فناوری قرار است تا ۳۰ تن از انتشارات دی‌اکسید کربن در سال بکاهد.

یک شبکه مویرگ‌های میکروسیالی در کاهش گرما با سطح هر تراشه در خوشه رایانه متصل بوده که آب را تا حدود میکرون‌ها فلز نیمه‌رسانا پمپاژ می‌کند. با این میزان نزدیکی جریان آب به هر تراشه، می‌توان گرما را بطور کارآمدتری حذف کرده و همچنین آب داغ در اختیار داشت.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه چهارم دی 1390 و ساعت 10:52 |
نظریه میلگرام چه بود؟ آیا این نظریه مورد سوال و تردید قرار گرفته است؟یکی از جالبترین نظریه‌هایی که تا کنون در حوزه علوم اجتماعی و آماری مطرح شده، نظریه شش درجه جدایی (six degrees of separation) است. طبق این نظریه، هر دو انسانی بر روی کره زمین، حداکثر یک رابطه درجه شش با هم دارند. یعنی حداکثر توسط پنج حلقه واسطه به یکدیگر متصل هستند.
 

        

 
اولین بار حدود هشتاد سال پیش، یک نویسنده مجارستانی (کارینتی) نظریه شش درجه جدایی را مطرح نمود که مورد توجه چندانی قرار نگرفت. بعدها که ریاضیدانان و جامعه شناسان روی آن کار کردند پیشرفت‌هایی صورت گرفت و نهایتا یک جامعه‌شناس آمریکایی، استنلی میلگرام، سعی کرد با ارائه نظریه «دنیای کوچک» همان مفهوم را برساند.
در آزمایشی که برای آزمون نظریه استنلی میلگرام طراحی شد، که این آزمایش به عنوان یکی از اولین تلاشها در پایه‌گذاری تحلیل شبکه اجتماعی در کتاب تحول تحلیل شبکه اجتماعی (که در اینجا معرفی شد) طرح شده است، برای آزمایش اینکه میان هر فرد در جهان تا فردی خاص در نقطه‌ای دیگر از جهان چند حلقه‌ی ارتباطی وجود دارد نامه‌ای به سه فرد در ایالات متحده آمریکا داده شد و از آنها خواسته شد که این نامه را به یک نفر خاص در ایالت ماساچوست (که او را نمی‌شناسند) برسانند. یکی از این افراد یک لوله‌کش، دیگری یک راننده اتوبوس و سومی یک مربی رقص باله بود، و طریقه اجرا بدین صورت بود که از آنها خواسته شد پیغام را به چند نفر از دوستان خود که احتمال بیشتری می‌دهند که فرد مورد نظر را بشناسند، بفرستند و از آنها هم بخواهند که همین کار را تکرار کنند. از میان این سه نامه دو تای آنها به مقصد و فرد مورد نظر رسید که هر کدام از آنها با ۵ حلقه ی ارتباطی از فرد مبدا به فرد مقصد منتقل شد و نتیجه‌ی این آزمایش که در موارد دیگری در نقاط دیگر دنیا نیز طی آزمایشهای بعدی مورد آزمون قرار گرفت، طرح نظریه‌ی دنیای کوچک (Small World) و شش درجه‌ی جدایی بود. نتیجه‌ی آزمایش این دو نظریه این بود که حلقه‌های بسیار کوتاه و کم‌تعدای از آشنایی قابل شناسایی است. و دیگر اینکه افراد قادر هستند این حلقه‌های کوتاه را فقط با استفاده از اطلاعات محلی و با بهره‌گیری از ارتباطات خود در محدوده‌ی زندگی خودشان پیدا کنند.
 

                      

حال در تحقیقی جدید که بر روی برخی از اعضای فیس بوک انجام شده است این نظریه به چالش کشیده شده و ادعا شده است که این ۶ درجه‌ی جدایی در فیس بوک  به ۴٫۷ تقلیل یافته است و می‌توان مسیرهایی کوتاه‌تر و حلقه‌هایی کوتاه‌تر برای انتقال اطلاعات، دانایی و موارد مختلف از فردی به فرد دیگر یافت.
البته به این تحقیق بلافاصله پس از طرح انتقاداتی نیز وارد شده است، از آن جمله این که نمونه‌ی افراد بررسی شده فقط اعضای فیس بوک بوده‌اند و شاید بتوان گفت قابلیت تعمیم به تمامی افراد دنیای بیرون که برخی از آنها پروفایل فیس بوک ندارند، را ندارد. از طرف دیگر این افراد از ارتباطات و حلقه‌های ارتباطی خود در شبکه اجتماعی مجازی فیس بوک استفاده کرده‌اند که باز هم این سوال طرح می‌گردد که ممکن است در دنیای واقعی افراد به این حلقه‌های ارتباطی با این تعداد کم دسترسی نداشته باشند و نتوانند موارد مبادله شده را با این تعداد ۴٫۷ به نقطه‌ای و فردی دیگر در شبکه ارتباطات خود برسانند.
منابع استفاده شده:
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 9:29 |

اگر سرمایه فیزیکی چیزی است که در ساختمان، زمین یا تجهیزات و مواد وجود دارد، سرمایه مالی چیزی است که یک فرد در بانک دارد(پول) و سرمایه انسانی هم چیزی است که در ذهن وجود دارد (آموزش مهارت‌های مختلف)، سرمایه اجتماعی چیزی است که در روابط یا شبکه‌های خود با دیگر افراد داریم.
از این حیث سرمایه اجتماعی آنگونه که از اسم آن پیداست، به مشارکت اجتماعی و همبستگی بیشتر ملی کمک می‌رساند. بر این اساس هم‌اکنون دانشمندان علوم انسانی بر اهمیت این نوع سرمایه در حفظ انسجام اجتماعی تأکید دارند. در مطلبی که از پی می‌آید، پس از تاریخچه این مفهوم نزد جامعه‌شناسان بزرگ معاصر به اهمیت آن در معادلات اجتماعی اشاره می‌شود.
بحث سرمایه اجتماعی در سال1919 در مقاله‌ای توسط هنیفن از دانشگاه ویرجینیای غربی برای نخستین‌بار مطرح شد. وی یک تصویر اجمالی از سرمایه اجتماعی ارائه داد که بیشتر متوجه ابعاد انسانی و تربیتی این واژه بود اما با وجود اهمیت آن در تحقیقات اجتماعی تا سال1960 میلادی که توسط جین جاکوب در اثرش به نام مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی در برنامه‌ریزی شهری به کار برده شد، شکل جدی به‌خود نگرفت. به اعتقاد او، برای یک شهر شبکه‌ها نقش اجتماعی را دارند.
جین جاکوب سرمایه اجتماعی را شبکه‌های اجتماعی فشرده‌ای می‌داند که در محدوده‌های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، نبودن جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی، پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. سپس این مفهوم در اقتصاد مورد استفاده قرارگرفت ولی در واقع این جیمز کلمن و تحقیق او در زمینه مشارکت در امر مدرسه در شهر شیکاگو بود که سبب جلب توجه امروزی به این مفهوم شد. سپس بوردیو و بعد در دهه1990 پاتنام از این مفهوم برای مطالعه نهادهای دمکراتیک در ایتالیا استفاده کردند. اکنون در ذیل به تعریف این مفهوم از نگاه اندیشمندان می‌پردازیم:

پاتنام
اولین توصیه‌های پاتنام به بحث‌های سرمایه اجتماعی از اواخر مطالعات وی در طرح دولت محلی در ایتالیا آغاز شد. او با به‌کارگیری مفهوم سرمایه اجتماعی می‌خواست تفاوت‌های موجود در التزام شهروندی را با وضوح بیشتری به نمایش درآورد. او ابتدا به ارائه بحث‌های مفصل شواهد خود در مورد عملکرد نهادهای نسبی و سطوح التزام شهروندی پرداخت و سپس تعریف خود را از سرمایه اجتماعی ارائه کرد: سرمایه اجتماعی اشاره‌کننده به مشخصات تشکیلات اجتماعی است؛ مشخصاتی چون اعتماد، معیارها و شبکه‌ها که می‌توانند با تسریع فعالیت‌های هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند. تعریف سرمایه اجتماعی توسط پاتنام در دهه 1990 کمی تغییر یافت. او در سال 1996 بیان داشت: منظور من از سرمایه اجتماعی، مشخصات زندگی اجتماعی- شبکه‌ها، معیارها و اعتماد - است که سبب می‌شود تا شرکت‌کنندگان در فعالیت مشترک کاراتری برای تعقیب اهداف مشترک خود وارد شوند. 3عنصر اصلی اولیه از سال1993 تغییری نیافته‌اند اما عنصر جدید ارائه شده “شرکت‌کنند‌گان» است که در واقع به جای جامعه از منافع سرمایه اجتماعی سود می‌جوید. پس از این پاتنام در اثر معروف خود اینگونه می‌گوید: هسته اصلی سرمایه اجتماعی همان شبکه‌های با ارزش است... ارتباطات اجتماعی بر مولدیت افراد و گروه‌ها تأثیر‌گذار است. از نظر او، ارتباطات اجتماعی یعنی ارتباطات بین افراد، شبکه‌های اجتماعی و معیارهای تعامل و اعتمادی که ایجاد می‌شود.

بوردیو
بوردیو به آسانی به مفهوم سرمایه اجتماعی دست یافت و در حالی که کلمن و پاتنام با سنت آمریکای شمالی مشغول جست‌وجو در افکار سیاسی و اجتماعی بودند، بوردیو در واقع یک جامعه‌شناس اروپایی علاقه‌مند به مسئله دوام طبقه اجتماعی و دیگر انواع تعدی در مسئله بی‌عدالتی به شمار می‌آمد.
تعریف واژه‌ها توسط بوردیو، با توجه خاصی که به مفهوم سرمایه فرهنگی داشت، متفاوت از تعریف دیگران بود. وی در تحقیق به یاد‌ماندنی خود در مورد ذائقه و تشخیص در میان طبقه متوسط فرانسوی‌ها، که توجهی خاص به شاخص‌های عملی سرمایه اجتماعی کرده بود، فقط یک شاخص سرمایه اجتماعی را ارائه داد؛ عضویت در باشگاه‌های گلف که چرخ‌های زندگی حرفه‌ای را روغن‌کاری می‌کرد. بوردیو برای نخستین‌بار در سال 1973سرمایه اجتماعی را اینگونه تعریف کرد: سرمایه اجتماعی عبارت است از سرمایه ارتباطات اجتماعی که درصورت لزوم حمایت‌های مفید را ایجاد می‌کند؛ سرمایه‌ای از مقبولیت و احترام که غالبا زمانی که شخص می‌خواهد توجه مردم را در یک موقعیت اجتماعی مهم جلب کند، ضروری است و شاید مانند پول در حرفه سیاسی به‌کار آید. او بعدا این تعریف را اصلاح کرد و گفت: سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع منابع فیزیکی در دسترس فرد یا گروهی که دارای شبکه نسبتا بادوامی از ارتباطات نهادینه شده با آشنایی‌های دوجانبه محترم هستند.

کلمن
همانند بوردیو، علاقه کلمن به سرمایه اجتماعی ناشی از کوشش‌های وی در تشریح ارتباطات فی‌مابین نابرابری اجتماعی و توفیقات در تحصیلات است. کلمن تعریف گسترده‌تری از سرمایه اجتماعی را در تالیف جامعه‌شناسی منطقی ارائه کرد. او سرمایه اجتماعی را به قرار زیر تعریف کرد: مجموعه منابعی که همراه ارتباطات فامیلی و مؤسسات اجتماعی جامعه است و در توسعه اجتماعی و ادراکی کودک یا فرد جوان مفید واقع می‌شود. این منابع برای افراد مختلف یکسان نبوده و در توسعه سرمایه انسان، کودکان و جوانان مزیت فوق‌العاده‌ای به حساب می‌آید. کلمن، اعتماد و تعهد را لازمه سرمایه اجتماعی یک گروه می‌داند. به‌نظر او، سرمایه اجتماعی ترکیبی از ساختارهای اجتماعی مانند اشکال سرمایه مولد است و بدون آن نیل به برخی از اهداف میسر نیست.
سرمایه اجتماعی منبعی برای کنش افراد است. برای مثال، گروهی از افراد که واقعا به یکدیگر اعتماد دارند در قیاس با گروهی که فاقد چنین اعتمادی در بین خود هستند از قوای همکاری بیشتری با یکدیگر برخوردارند. در یک اجتماع روستایی یک کشاورز علوفه را از کشاورز دیگر می‌گیرد و ابزار و ادوات کار کشاورزی را به‌طور گسترده به یکدیگر قرض می‌دهند. سرمایه اجتماعی اجازه داده که هر کشاورز کارش را با حداقل سرمایه فیزیکی در قبابل ابزارها و تجهیزات لازم انجام دهد.
کلمن تأکید می‌کند که سرمایه اجتماعی ضرورتا از بافت ویژه‌ای برخوردار است. در واقع سرمایه اجتماع در رابطه اجتماعی و هنجارهای اجتماعی موجود بین گروه‌هایی که کار مشارکتی را تسهیل می‌کنند وجود دارد اما این ضرورتا قابل انتقال به دیگر بافت‌ها نیست.
کلمن بر سودمندی سرمایه اجتماعی به‌عنوان منبعی برای همکاری، روابط دوجانبه و توسعه اجتماعی تأکید می‌ورزد. به‌نظر کلمن، عواملی چون کمک، ایدئولوژی، اطلاعات و هنجارها به ایجاد و گسترش سرمایه اجتماعی کمک می‌کنند.

سطوح سرمایه اجتماعی
برخی نویسندگان، سرمایه اجتماعی را در 2سطح سازمانی و ملی بررسی و مطالعه کرده‌اند:
سطح ملی: سرمایه اجتماعی در این سطح، اشاره به شبکه‌ها، تعاملات و هنجارهایی دارد که کیفیت و کمیت تعاملات اجتماعی را شکل می‌دهد. سرمایه اجتماعی فقط مجموع نهادهایی که جامعه را تشکیل می‌دهند، نیست بلکه سبب انسجام این نهاد‌ها نیز می‌‌شود. سرمایه اجتماعی مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و موجب پایین آمدن سطح هزینه‌ای تبادلات و ارتباطات می‌شود. سطح سازمانی: در تحقیقات کوهن و پروساک (2001) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان‌ها اشاره شده است. افرادی مانند کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمایه اجتماعی می‌تواند به توسعه اقتصادی کمک کند. برخی از مزایای مورد اشاره توسط این افراد به شرح زیر است:
«به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد، ایجاد روح تعاون (درون سازمان، بین سازمان و مشتریان و شرکا)، کاهش نرخ جابه‌جایی، کاهش هزینه های استخدام، کمک به آموزش، ابقای دانش سازمانی، کاهش تغییرات نیروی کار، افزایش فعالیت مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک».
کلارک سون سرمایه اجتماعی را به‌عنوان فرایند حل مشکل توصیف می‌کند. یک شخص به تنهایی نمی‌تواند سرمایه اجتماعی را ایجاد کند، ولی منبعی است برای افرادی که در شبکه روابط اجتماعی کم و بیش بلندمدت قرار می‌گیرند. اهمیت سرمایه اجتماعی سازمانی در این است که سبب اجتماع افرادی می‌شود (گروه‌ها، تیم‌ها، سازمان‌ها و...) که با همدیگر به‌طور موفقیت‌آمیز کارها را به پایان می‌رسانند. سرمایه اجتماعی در تعریفی دیگر در 3سطح مطرح و بررسی شده است: الف) سطح فردی؛ ب) سطح گروهی؛ ج) سطح اجتماعی.
پاتنام و فوکویاما در مطالعاتشان بیشتر به سطح اجتماعی پرداخته‌اند. از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی موجب شده تا نهاد‌های دمکراتیک حکومتی بهتر وظایف خود را انجام دهند و از نظر فوکویاما، سرمایه اجتماعی نظم اجتماعی را به طریق مؤثر و کارآمد حفظ می‌کند و تداوم می‌بخشد.

ابعاد سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی را از منظر‌های مختلفی می‌توان مطالعه کرد. موارد زیر ابعادی هستند که می‌توانند ما را در تبیین بهتر سرمایه یاری کنند: 1. اعتماد (اجتماعی بین نژادها)، 2. مشارکت سیاسی، 3. عضویت در گروه‌های اجتماعی 4. ادیان و مذاهب.
با این همه و متناسب با تعریف و ابعاد سرمایه اجتماعی، عوامل مؤثر در افزایش یا کاهش آن، یا محور‌ها، معیارها و شاخص‌هایی برای اندازه‌گیری آن معرفی شده است که طیفی به نسبت گسترده را از مسائل کلان و خرد دربردارد:
• اعتماد و میزان آن بین شهروندان و حکومت و نهادهای برآمده از آن
• احساس امنیت
• تعاملات اجتماعی، شامل روابط همسایگی، خویشاوندی، دوستی و کاری
• نهادهای عمومی و مدنی
• عضویت در مجامع، باشگاه‌ها انجمن‌ها و گروه‌های اجتماعی
• تمایل به فعالیت در متن اجتماع و همکاری‌های اجتماعی
• دسترسی به اطلاعات و میزان اطلاع‌رسانی در سطح جامعه
• تحمل‌پذیری نسبت به تنوع و تکثر
• ارزشمند دانستن زندگی
• آگاهی عمومی
• پایبندی حکومت به قانون و مقررات
• احترام به یکدیگر
• احساس وفاداری به کشور
• تفکر عقلایی
• نظم‌پذیری
• کارآمدی حکومت
• فساد در سطح حاکمیت و جامعه
• شرکت در انتخابات
• روزنامه خواندن

منبع:باشگاه اندیشه

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه یکم دی 1390 و ساعت 18:0 |

اگر امام حسین (ع) به ما تعلق داشت در هر قسمت زمین برایش یک پرچم و مناره برافراشته می کردیم و مردم را به مسیحیت دعوت می کردیم"
کشیش مسیحی- آنتونیو بارا
 
 
اگر حسین (ع) برای خواسته های دنیوی خویش جنگیده بود، من نمی فهمم چرا خواهر، همسر و فرزندانش را همراه خود برد. این نشان دهنده آن است که او فقط برای اسلام فداکاری کرده است"
چالز دیکنز - رمان نویس انگلیسی
 
 
"پیروزی حسین (ع)، با آنکه در اقلیت بود، مرا شگفت زده کرده است"
توماس کارلایل- تاریخدان مشهور اسکاتلندی
 
 
پیشرفت اسلام، متکی به شمشیر نبوده است، بلکه به فداکاری والای حسین(ع) بدست آمده است. من از او یاد گرفتم چطور پیروز شوم درحالی که مظلوم ستمدیده هستم"
گاندی
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 و ساعت 10:31 |

 ایسنا نوشت:
رئيس دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي تهران در همايش اخلاق و شيوه‌هاي نوين درمان ناباروري در جهرم گفت: تاكنون 2 هزار و 600 نفر به پزشكي قانوني تهران درخواست تغيير جنسيت داده‌اند.
گودرز افتخار جهرمي با تاكيد بر لزوم طرح و بررسي اين موضوع از جنبه‌هاي مختلف علمي و فقهي، خاطرنشان كرد: در مورد درمان ناباروري روش‌هايي در كشور ما پذيرفته شده، فقها و مجتهدان نيز اين نظريه‌ها و روش‌ها را تأييد كرده‌اند.
گروه نسبتاً كوچكي از دو جنسي‌ها در جهان وجود دارند كه تعدادشان به طور منظم درحال افزايش است اما اكثريت آنان در انزواي كامل بسر مي‌برند كه دلايل اصلي اين انزوا را مي‌توان ترس و خجالت عنوان كرد.
اين افراد اكثراً از سوي خانواده؛ اطرافيان و حتي جامعه طرد مي‌شوند و به همين دليل تصميم مي‌گيرند زندگي در سكوت و خاموشي به دور از اينكه در معرض عموم مردم باشند را ادامه دهند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 و ساعت 10:23 |
تاریخ تحول تحلیل شبکه اجتماعی

The Development of Social Network Analysis

A Study in the Sociology of Science

 نویسنده: لینتون سی فریمن

Linton C. Freeman

تاریخ انتشار: ۲۰۰۴

ناشر: امپریکال

در این کتاب فریمن به دنبال بررسی تاریخ تحولات رخ داده در زمینه تحلیل شبکه اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی علم است و همانطور که در عنوان فرعی روی جلد کتاب نیز درج شده این کتاب بر اساس یک مطالعه‌ی جامعه شناسی علم انجام شده است. در مطالعاتی که در جامعه‌شناسی علم انجام می‌گیرد ضمن روایت رخدادهای مهم و تاثیرگذار و معرفی افرادی که تحولات اصلی را در موضوع مربوطه ایجاد کرده‌اند، تلاش می‌گردد زمینه و عوامل اجتماعی‌ای که باعث شده است پدیده مورد بررسی شکلی خاص بیابد نیز مطالعه گردد.

این کتاب با نقل جمله‌ای از «هوش راننده تاکسی» (۱۹۹۵) آغاز می‌شود که می‌گوید: «همگی ما بهم متصلیم، مانند شبکه‌ای نامرئی که نمی‌توانیم ببینیم». در صفحات اولیه کتاب دو عکس از کلاس‌های درس ژاکوب ال. مورنو و هریسون سی. وایت گذاشته شده است که بعد از مطالعه کتاب متوجه می‌شویم که به عقیده فریمن این دو فرد کسانی بودند که تحول اولیه و نیز رنسانس رخ‌داده در تحلیل شبکه اجتماعی را ایجاد و راهبری کردند. فریمن کتاب را به این دو فرد تقدیم می‌کند و جمله‌ای در وصف تاثیر آنها چنین می‌نگارد: «این اثر به ژاکوبک ال. مورنو و هریسون سی. وایت تقدیم می‌گردد. بدون فعالیت‌های گسترده این دو معلم-دانشمند رشته‌ی علمی تحلیل شبکه اجتماعی نمی‌توانست وجود داشته باشد.»

                        

در مقدمه کتاب فریمن بیان کرده که این کتاب بر اساس مطالعات او و همچنین مصاحبه با تعداد زیادی از اولین فعالان رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی نوشته شده است.

                        

کتاب فریمن ۲۰۵ صفحه دارد که عناوین فصول دهگانه آن بدین شرح است:

فصل اول: مقدمه

فصل دوم: دوران پیش از تاریخ؛ ریشه‌های ایده و رویکرد شبکه اجتماعی

فصل سوم: تولد اولیه تحلیل شبکه اجتماعی ۱؛ سوسیومتری

فصل چهارم: تولد اولیه تحلیل شبکه اجتماعی ۲؛ اولین فعالیت‌های هاروارد

فصل پنجم: تحلیل شبکه اجتماعی در طول دهه‌ی تاریک ۱؛ دهه‌ی ۱۹۴۰

فصل ششم: تحلیل شبکه اجتماعی در طول دهه‌ی تاریک ۲؛ دهه‌ی ۱۹۵۰

فصل هفتم: تحلیل شبکه اجتماعی در طول دهه‌ی تاریک ۳؛ دهه‌ی ۱۹۶۰

فصل هشتم: رنسانس هاروارد

فصل نهم: نهادینه شدن

فصل دهم: ارائه‌ی خلاصه از کل کتاب و برخی نکات شگفت‌انگیز بیان نشده

فریمن فصل اول و مقدمه‌ی کتاب را با نقل قول پاراگرافی از آلن بارتون (۱۹۶۸)، جامعه‌شناس دانشگاه کلمبیا، شروع می‌کند که به ۳۰ سال گذشته‌ی تحقیقات تجربی در علوم اجتماعی نقد وارد می‌کند:

«در ۳۰ سال گذشته، تحقیق تجربی در مسائل اجتماعی تحت تسلط پیمایش با استفاده از نمونه‌گیری بوده است. اما همانطور که به کرات بیان شده، پیمایش، با انتخاب نمونه‌ای تصادفی از افراد، مثل چرخ‌گوشت جامعه‌شناختی است که افراد مختلف را از زمینه اجتماعی آنها جدا کرده و سپس تلاش می‌کند هیچ‌یک از افراد مورد مطالعه با یکدیگر تعامل و ارتباطی نداشته باشند. این تاحدی به مانند کار یک زیست‌شناس است که نمونه‌ی آزمایشگاهی خود را زیر میکروسکوپ قرار می‌دهد و به مطالعه هرکدام از هزاران سلول او می‌پردازد؛ در این حالت آناتومی و فیزیولوژی مغفول می‌ماند، ساختار و کارکرد در نظر گرفته نمی‌شود و تنها چیزی که باقی می‌ماند زیست‌شناسی سلولی است. اگر به دنبال فهم رفتار اجتماعی افراد هستیم و هدفمان فقط ثبت و ضبط صرف این رفتارها نیست، باید تلاش کنیم گروه‌های اولیه، همسایگان، همسالان، سازمان‌ها، دایره‌های اجتماعی و اجتماعات را بشناسیم و تمرکزمان بر روی تعاملات، ارتباطات، تکالیف نقش و کنترل و نظارت اجتماعی باشد.»

به دوستان علاقمند به آشنایی و یادگیری تحلیل شبکه اجتماعی توصیه می‌کنم حتما وقت بگذارند و این کتاب که جزییات رخدادهای این حوزه به خوبی در آن بیان شده رو مطالعه کنند. برای دوستانی که وقت کافی و یا علاقمندی زیاد برای مطالعه این کتاب رو ندارند این نوید رو می‌دهم که به همراه این مطلب سه مطلب دیگه نوشته شده که به تدریج در سایت منتشر میشه و خلاصه‌ای از فصول مختلف کتاب رو در ذیل عناوین تاریخ تحول تحلیل شبکه اجتماعی ارائه می‌کند، اگر امکان مطالعه این کتاب رو ندارید توصیه می‌کنم مجموعه‌ی این مطلب و مطالب سه‌گانه بعدی رو مطالعه کنید که با رئوس مطالب کتاب آشنایی پیدا کنید.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و دوم آبان 1390 و ساعت 9:54 |

مهر: مرکز تحقیقات Pew با همکاری Journalism. org و مجله اکونومیست به منظور بررسی دقیق تاثیرات فناوری به ویژه تبلت‌ها بر روی دنیای اطلاعات و روزنامه نگاری و همچنین کارهایی که اصحاب رسانه می‌توانند برای بهتر کردن روابط خود با این دستگاه اجرا کنند تحقیقاتی را انجام داد.
نتایج این تحقیقات که «انقلاب تبلت و این برای آینده اخبار به چه معنی است» نام دارد یکی از پیچیده‌ترین تحقیقاتی است که تاکنون درباره کاربران «آی- پد» و سایر تبلت‌ها انجام شده است.
نتایج این تحقیقات نشان داد که ۱۱ درصد از بزرگسلان آمریکایی (افراد می‌انسال با درآمد بالا) دارای حداقل یک دستگاه تبلت هستند و ۷۷ درصد از آن‌ها هر روز به طور متوسط ۹۰ دقیقه از آن استفاده می‌کنند.
۶۷ درصد از این افراد به طور روزانه با تبلت خود در وب جستجو می‌کنند، ۵۴ درصد از آن برای ارسال ایمیل، ۳۹ درصد برای دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، ۳۹ درصد برای انجام بازیهای رایانه‌ای، ۱۷ درصد برای خواندن کتاب و ۱۳ درصد برای تماشای فیلم استفاده می‌کنند.
این درحالی است که بیش از نیمی از این افراد (۵۳ درصد) هر روز برای خواندن اخبار از تبلت استفاده می‌کنند، اما اخباری را انتخاب می‌کنند که برای خواندن نیازی به پرداخت پول نداشته باشند.
تحقیقات Pew در ادامه به روشنی توضیح می‌دهد که ۴۰ درصد از کاربران برای دسترسی به اخبار از مرورگر استفاده می‌کنند.
۳۱ درصد به طور مساوی هم از برنامه‌های جانبی ویژه اخبار و هم از وب مرورگر بهره می‌گیرند، تنها ۲۱ درصد از برنامه‌های جانبی اخبار با دسترسی رایگان اما محدود استفاده می‌کنند و تاکنون فقط ۱۴ درصد از کاربران تبلت به طور موثر برای ورود به اخبار پول پرداخت می‌کنند، اما از این تعداد نیز ۲۱ درصد بیش از ۵ دلار در ماه برای حق اشتراک اخبار بر روی برنامه‌های جانبی تبلت‌ها هزینه می‌کنند.
به اعتقاد پژوهشگران این تحقیق، صاحبان روزنامه‌ها هنوز این فرصت را دارند که از سکوی جدیدی که بر روی تبلت‌ها ایجاد شده برای کسب درآمد استفاده کنند، اما درحال حاضر این امکان تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه یازدهم آبان 1390 و ساعت 13:36 |

مفهوم سبک زندگی به نسبت رویکردهایی که بدان پرداخته می شود، تعاریف متفاوتی دارد. سبک های زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها و سلیقه ها، در هر چیزی، از موسیقی گرفته تا هنر و تلویزیون و سبک دادن به باغچه (گل کاری) و دکوراسیون و فرش کردن خانه و... را در بر می گیرد. سبک زندگی فرد، اجزای رفتار شخصی او نیست، لذا غیر معمول نیستند. اما بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی شان را آزادانه انتخاب کنند.
در بیشتر مواقع عناصر یک سبک زندگی به شکلی جمع می شوند و شماری از افراد در یک نوع سبک زندگی اشتراکاتی پیدا می کنند. به عبارت دیگر، گروههای اجتماعی اغلب مالک یک نوع سبک زندگی شده، یک سبک خاص را تشکیل می دهند.
مفهوم سبک زندگی به معنای انطباق دادن یک رهیافت سبک داده شده، در زندگی است. مثلا برای فرد مهم است که مانند فلان خواننده معروف باشد. حتی اگر آن خواننده غذای تایلندی بخورد، دیوار خانه شان را فلان رنگ کند، یا در خانه تفریح کند نه بیرون...
سبکی شدن زندگی با شکل گیری فرهنگ مردم رابطه نزدیک دارد. بنابر این می توان شناخت لازم در مورد فرهنگ یک جامعه را از طریق شناخت سبک زندگی آن جامعه به دست آورد. به این معنی که باید نسبت به اشکال سبک داده شده ی زندگی مردم در آن جامعه، شناخت پیدا کرد.موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی ها همه و همه تصور ها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می کنند. اما این تصویرها اجازه می دهد که مردم فکر کنند و تصور کنند، هرچیزی که آنها را ارضا می کند را سازمان داده، بسازند.

سطوح مختلف زندگی
در مطالعه جنبه های مختلف زندگی می توان به سه سطح مختلف و در عین حال مرتبط اشاره کرد، که کاملا با سبک زندگی در ارتباط هستند: سطح ساختاری، سطح موقعیتی و سطح فردی.

1. سطح ساختاری
هر فرد میتواند در سطح ساختاری تفاوت‌ها و تشابهات میان کشورها، جوامع و فرهنگ‌ها را، و همچنین تفاوت‌هایی که در طول زمان و در جوامع مختلف روی داده است، مورد آزمون و مطالعه قرار دهد.این تفاوت‌ها میان ساختارفرهنگ‌ها و جوامع،درقالب اشکال زندگی (سبک های زندگی) دسته بندی می شوند و می توانند بازگوکننده اشکال مختلف جامعه و فرهنگ رایج آن باشند.

2. سطح موقعیتی
این سطح به شباهت ها و تفاوت های جوانب مختلف زندگی، در میان طبقه بندی های وسیع تر می پردازد. مانند: طبقات و گروههایی که در ساختار جامعه، موقعیت های متنوع و مختلفی دارند. این دسته بندی که از طریق موقعیت فرد در ساختار اجتماعی خاص تعریف می شود، سبک های زندگی، نامیده می شوند. برای مثال سبک زندگی فردی از طبقه مرفه یک جامعه، با سبک زندگی کارگران همان جامعه تفاوت دارد.

3. سطح فردی
هر فرد سعی دارد تا تفاوت‌ها و تشابهات را میان روش های مختلفی که افراد از طریق آنها با واقعیات روبرو می شوند و زندگی خود را اداره می کنند، درک کند و بداند افراد چگونه شخصیت و هویت خود را رشد می دهند و با دیگر افراد ارتباط برقرار می کنند. ذات و هویت فرد همواره در حال تغییر و تحول است. به همین دلیل سبک زندگی افراد نیز همواره ثابت و یکنواخت نمی ماند.

***
این تمایز میان سطوح کاملا مشابه، تمایزی است که «یورگن هابرماس» در جلد دوم از کتاب «نظریه کنش ارتباطی» مطرح کرده است. هابرماس میان سه جزء ساختاری از زیست جهان یعنی فرهنگ، جامعه و شخصیت تمایز قایل شده است. وی به هرکدام از این اجزا مرحله ی بازتولید را نیز اضافه می کند و معتقد است بازتولید هر یک از این اجزا در نوع سبک زندگی تاثیرگذار است. این سه جزء به ترتیب عبارتند از:
1. بازتولید فرهنگ،
2. بازتولید اجتماعی،
3. اجتماعی کردن

منبع :باشگاه اندیشه

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 و ساعت 18:4 |

اینکه جهانی‌شد‌گی برای فرهنگ را محنت بدانیم یا نعمت، به موضوع‌‌های پسینی و پیشینی بسیاری وابسته است که در ساخت فرهنگ‌ها شکل مؤثر بوده است. آیا فرهنگ‌ زادۀ طبیعت است؟ شیوۀ معیشت فرهنگ را می‌سازد یا برعکس؟ آیا انسان‌ها می‌توانند فارغ از موضوع تاریخی و جغرافیایی خود دارای فرهنگی جهانی شوند؟ آیا فرهنگ‌ها واقعاً کارکرد فرهنگی دارند یا در خدمت سیاست و اقتصاد درآمده‌اند؟ آیا اساساً مراکز ثروت و قدرت می‌توانند با رقبا گفتمانی داشته باشند؟ و ده‌ها پرسش جان‌دار دیگر باید طرح و بحث شوند تا حقیقت جهانی‌سازی فرهنگ روشن شود. یادداشت پیش‌رو در پی پاسخ به چند پرسش از این نوع است.

در فرایند جهانی شدن فرهنگ نیز جهانی می‌شود؛ اما این فرهنگ، فرهنگی‌ ابزاری‌ است که‌ زمینۀ ورود انسان‌ها به این‌ فرایند‌ را فراهم می‌کند. درواقع جهانی‌ شدن‌ هم‌ فرهنگ‌ خودش‌ را می‌خواهد؛ یعنی‌ همۀ‌ ابزارهای‌ فرهنگی‌ به‌معنای‌ عام‌ کلمه‌ که‌ می‌توانند ضدفرهنگی‌ هم‌ باشند و همۀ‌ فرهنگ‌هایی‌ که‌ می‌توانند به‌ گونه‌ای‌ با روح‌ و روحیۀ‌ انسان‌ها سروکار داشته‌ باشند، در خدمت‌ آن‌ قرار می‌گیرند که‌ آدم‌ را شیفتۀ‌ این‌ عالم‌ کنند و آن‌قدر این‌ عالم‌ را برای‌ او دلپذیر نمایند که‌ جز این‌ عالم، چیز دیگری‌ نخواهد؛ یعنی‌ در این‌ جهان‌ لذت‌ ببرد، این‌ جهان‌ را جهان‌ خودش‌ بداند و آنجا احساس‌ سکون‌ و آرامش‌ کند. آنچه بخواهد مقابل‌ این‌ جریان‌ بایستد، باید این‌‌جهانی‌ نباشد. هر چه‌ که‌ این‌جهانی‌ نباشد در مقابل‌ این‌ فرآیند ایستاده‌ است. مسیحیت‌ از نظر‌ بافت، ساخت‌ و ساختار هیچ‌ مشکلی‌ ندارد، که‌ به‌ معنای‌ امروزی‌ آن‌ این‌جهانی‌ بشود، شریعتی‌ ندارد، کم‌وبیش‌ مانند ماهیت‌ لابشرط‌ می‌ماند که‌ با هر چیزی‌ جمع‌ می‌شود. بودیسم‌ و کنفوسیوسیسم‌ هم‌ همین‌طور هستند. ساحت‌ بودیسم‌ فوق‌العاده‌ فردی‌ است و در ساحت‌ فردی‌ هم‌ مشکلی‌ پیش‌ نمی‌آید؛ یعنی‌ یک‌ انسان‌ می‌تواند درحالی‌که‌ پست‌مدرن‌ است، بودیست‌ هم‌ باشد. امروز بسیاری‌ از هم‌جنس‌بازان‌ غربی‌ به‌ بودیسم‌ هم‌ علاقه‌مندند. تنها چیزی‌ که‌ با این‌ پدیده به‌ صورت‌ منسجم‌ مقابله‌ می‌کند، رویکرد دینی‌ و اسلامی‌ ماست که ساحت‌ آن‌ فردی‌ مطلق‌ نیست، بلکه اجتماع‌ را هم‌ دربر می‌گیرد. همچنین‌ در حکم الگویی‌ فکری‌ از همان‌ ابتدا ساحتی‌ که‌ برای‌ انسان‌ فرض‌ می‌کند فوق‌العاده‌ گسترده است؛ بنابراین‌ رفتار انسان‌ در آن‌ ساحت‌ دیگر این‌جهانی‌ نیست. این‌ مطلبی‌ است‌ که‌ هانتینگتون‌ هم در مسئلۀ‌ برخورد تمدن‌ها به آن اشاره کرده و گفته است‌ تنها انسان‌هایی‌ که به‌ صورت‌ احتمالی‌ ممکن‌ است‌ مقابل‌ این‌ جریان‌ بایستند، همین‌ مسلمانان‌ هستند؛ زیرا نوع جهان‌بینی آنها اجازه‌ نمی‌دهد که‌ فقط به‌ این‌ دنیا بچسبند و چیز دیگری‌ را قبول‌ نداشته‌ باشند. فشار آنها به‌ ما مسلمانان در همین‌ نکته‌ است که‌ این‌ است‌ و جز این‌ نیست، همین‌ را بگیرید و زندگی‌ کنید و لذت‌ ببرید. اما اگر قرار باشد مسلمانان‌ نسبتی‌ با دینشان‌ داشته‌ باشند، بزرگ‌ترین‌ خطر به‌ شمار می‌آیند و خطر همین‌ هلال‌ سبز است، همین‌ کمربند سبزی‌ که‌ از شاخ‌ افریقا تا اندونزی‌ کشیده‌ شده‌ است؛ در نتیجه‌ با این‌ نمی‌توانند کاری‌ کنند یا باید آن ‌را حذف‌ کنند یا تحمیل،‌ یا اسلام‌ را به‌ فاندامنتالیسم‌ و غیرفاندامنتالیسم‌ تقسیم‌ نمایند؛ اسلامی‌ که‌ با سکولاریسم‌ جمع می‌شود و اسلامی‌ که‌ به‌ مدرنیته‌ علاقه‌ دارد. آنها می‌کوشند روایت‌های‌ گوناگونی‌ از اسلام‌ پیدا کنند تا روایات‌ متناسب‌تر را لطیف‌تر و جلوۀ‌ دیگر اسلام‌ را خشن‌تر نشان‌ بدهند، ولی‌ واقعیت‌ این‌ است که‌ مسلمان‌ ــ چه‌ شیعه‌ و چه‌ سنی‌ ــ زمانی‌ که‌ رابطۀ‌ حقیقی‌ خود را با کتاب‌ مقدس‌ ــ یعنی‌ قرآن‌ ــ برقرار می‌کند، با عالم‌ و ساحتی‌ روبه‌رو می‌شود که‌ این‌جهانی‌ نیست؛ بنابراین‌ این‌ مسئله‌ به‌ هیچ ر‌وی‌ حل‌ نخواهد شد. تا زمانی‌ که‌ مسلمان‌ رابطۀ‌ حقیقی‌اش‌ را دارد، به‌ آن‌ ساحتی‌ فکر می‌کند که‌ حقیقت‌ دارد، بحث‌ بر سر درستی‌ و نادرستی‌ آن‌ نیست، اینها دو عالم‌ زیست‌ دارند و این‌ دو با هم‌ جمع‌ نمی‌شوند.
یکی از دلایل مخالفت غرب با انقلاب اسلامی هم به همین خاطر است؛ با پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی همۀ‌ ساحت‌ غرب‌ زیر سوال‌ رفت، هم‌ از نظر اندیشه‌ و هم‌ از نظر اقتصادی؛ چون‌ منطقۀ‌ خاصی‌ تحت‌ تأثیر این انقلاب قرار گرفت که‌ سرشار از نفت‌ است و از نظر‌ ژئوپولیتیک‌ منطقه‌ای فوق‌العاده‌ حساس‌ قلمداد می‌شود‌ و نیز شاهراه‌های‌ خاصی‌ را در اختیار دارد. ازاین‌‌رو‌ غرب با پیروزی انقلاب اسلامی‌ به‌ شدت‌ تکان‌ خورد؛ به‌ویژه‌ که‌ ممکن‌ بود این انقلاب فراگیر هم‌ باشد؛ یعنی‌ یکی‌ از مشکلات‌ غرب‌ در رویارویی با انقلاب، اول‌ خود ایران‌ بود، که‌ آن‌ را از دست‌ داد. مسئلۀ‌ مهم‌تر آیندۀ‌ منطقه‌ بود؛ از نظر آنها منطقه‌ داشت به‌ آتش‌ کشیده‌ می‌شد؛ بنابراین، تمام‌ جهان‌ غرب‌ علیه‌ ما عمل‌ کردند، اما عامل مهم در رویارویی آنها با انقلاب اسلامی را باید در اندیشۀ مطرح شده در انقلاب جست. در انقلاب‌ اسلامی‌ الگوی‌ نویی‌ به‌ صحنه‌ آمد که مبانی‌ فلسفی‌ و فکری‌ محکمی‌ داشت‌ و از همه‌ مهم‌تر بین‌ آن‌ مفهوم‌ و مردم‌ نسبتی‌ برقرار شده‌ بود که‌ همه‌ یک‌جور می‌اندیشیدند و دیگر نمی‌شد به‌ آسانی‌ آن‌ را تکان‌ داد؛ درواقع موجی‌ بود که‌ همه‌ جا را فرا گرفته بود.
در کل باید گفت همۀ‌ آن‌ ابزارهای‌ فرهنگی، در آنجا که‌ ما اسم‌ آن‌ را فرهنگ‌ می‌گذاریم ــ درصورتی‌ که‌ می‌تواند ضد فرهنگی‌ هم‌ باشد ــ در خدمت محقق‌ کردن‌ همان‌ اهداف‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ است‌ و حتی‌ سیاست‌ هم‌ در خدمت‌ ابزار اقتصاد است. سیاست‌ بین‌الملل‌ و دیپلماسی‌ بین‌الملل‌ به‌ طور مطلق‌ امر مستقلی‌ نیستند، بلکه همۀ‌ آنها برای‌ تحقق‌ چیز دیگری‌ اعمال می‌شوند. دیپلماسی‌ تنها برای‌ دیپلماسی‌ نیست، سیاست‌ به‌ خرج‌ نمی‌دهند، که‌ سیاستی‌ باشد، سیاست‌ به‌خرج‌ می‌دهند تا‌ آرامشی‌ باشد. آرامش‌ برای‌ چه‌ باشد؟ برای‌‌ امری اصیل‌تر و از منظر آنها، آنچه‌ اصالت‌ دارد مسئلۀ‌ پول، قدرت‌ و سلطه‌ است.‌
بنابراین‌ از یک‌ منظر، ما با مدرنیته‌ خالص‌ روبه‌روییم؛ یعنی‌ حقیقت‌ مدرنیته‌ به‌ طور کامل‌ و به‌ زیبایی‌ آشکار شده‌ است که‌ چه‌ می‌خواهد و چه‌ هدف‌ و غایتی‌ دارد. الان‌ با صراحت‌ جلو آمده‌ است و می‌گوید که‌ اگر کسی‌ هم‌ نمی‌خواهد باید ازبین‌ برود. یا با من‌ هستید یا نه؛ چون‌ حقیقت‌ و ساحت‌ آن، همین‌ است. شاید ما در پیش‌بینی‌ زمان‌ این‌ اتفاق‌ شک‌ می‌کردیم، ولی‌ در نفس‌ آن‌ جای‌ شک‌ نیست.
انسانی‌ که‌ در این‌ دوره‌ زندگی‌ می‌کند؛ هرچه‌ به‌ جلو می‌رود؛ فلاکت‌ خودش‌ را درمی‌یابد، که‌ دست‌ او هم‌ به‌ جایی‌ بند نیست. انسان‌ مدرن‌ فلاکت‌ را درمی‌یابد، ولی‌ به‌ راه‌ حل‌ نمی‌رسد؛ چون‌ الگوی فکری‌ انسان‌ مدرن‌ همین‌ است. اما برای‌ ما مسلمانان نه‌ تنها این‌گونه‌ نیست، بلکه‌ سبب‌ می‌شود با احساس‌ خطر بیشتری‌ به‌ دامن‌ دین‌ رجوع‌ کنیم؛ مثل‌ بچه‌ای‌ که‌ از دامن‌ مادرش‌ دور شده است، خطر را که‌ احساس‌ می‌کند، به‌ دامن‌ مادرش‌ برمی‌گردد.
مدرنیته‌ برای‌ جهان‌ اسلام‌ یک‌ نهیب‌ است، که‌ خیلی‌ها دارند از آن‌ روی‌گردان‌ می‌شوند، امّا امریکایی‌ها به‌زور خواهند ماند؛ چون‌ قدرت‌ دارند، ولی‌ به‌ چه‌ قیمتی، بیداری‌ اسلامی‌ به‌ معنای‌ خیلی‌ عام‌ آن، برگشت‌ و عودت‌ به‌ حقیقتی‌ است که‌ مخالفت‌ با امریکا را در منطقه‌ بیشتر خواهد کرد، اما در جهان‌ مدرن، این‌طور نیست. جهان‌ مدرن‌ تنها می‌بیند که‌ بدبخت‌تر گشته‌ و زندگی‌ فلاکت‌بارتر شده‌ است، ولی‌ این‌ دلیل‌ نمی‌شود که‌ اگر عده‌ای‌ بدبخت‌ شدند، دست‌ و پایی‌ بزنند که‌ به‌‌ ساحت‌ جدیدی‌ دست‌ یابند. آدم‌هایی‌ که‌ در غرب‌ مدرن‌ زندگی‌ می‌کنند ــ منظورم‌ از غرب، غرب‌ جغرافیایی‌ نیست ــ خروج‌ اینها از فضایی‌ که‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کنند بسیار‌ مشکل‌ است، اینها فلاکت‌ را به‌ چشم‌ خواهند دید و گمان‌ می‌کنم که‌ این‌ همان‌ زمانی‌ است که‌ خداوند فرموده‌ است من‌ وعده‌ام‌ را تحقق‌ می‌بخشم. با آمدن‌ آن‌ منجی‌ حقیقی‌ مردم‌ تازه‌ می‌فهمند که‌ راه‌ حل‌ این‌ است؛ چون‌ فلاکت‌ خود را فهمیده‌اند، مردم‌ می‌فهمند که‌ حق‌ این‌ است. زمانی‌ انسان‌ به‌ حق‌ روی‌ می‌آورد که‌ باطل‌ محض‌ را ببیند وگرنه‌ رویکردی‌ نخواهد داشت. درواقع بگویم‌ از حالت‌ سایه‌روشن‌ درمی‌آید. درکل چون‌ عالم‌ و ساحت‌ انسان مدرن همین‌ است، در این‌ عالم‌ و ساحت‌ نمی‌شود راه‌ حلی‌ پیدا کرد. عالم‌ دیگری‌ باید ساخت‌ و از نو آدمی. تا زمانی‌ که‌ ما در این‌ عالمی‌ که‌ تعریف‌ کرده‌ایم باشیم، راه‌ حلی‌ متصور نیست.

منبع:باشگاه اندیشه

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 18:11 |

پس از یاهو، گوگل هم به سراغ سوژه ماه مبارک رمضان رفت.

شرکت گوگل به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، از راه‌اندازی یک کانال اسلامی در یوتیوب خبر داد.
به گزارش ایتنا به نقل از سایت مصری الوفد، این کانال که مکه لایو (Mecca Live) نام دارد، نمازهای پنج‌گانه، نماز تراویح و مراسم عبادی شبانه را به طور مستقیم پوشش می‌دهد.
مهندس وائل الفخرانی مدیر گوگل در مصر و شمال آفریقا در این خصوص گفت: ما یک ماه است که برای آماده‌سازی این کانال کار می‌کنیم، تا شعائر این ماه پرفضیلت را با سرویسی عالی از گوگل ارائه نماییم.
وی مکه لایو را سرویسی برای خدمت‌گذاری به بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان دانست.
آقای فخرانی در بخش دیگری از سخنانش، در مورد سرویس‌های آتی گوگل برای جهان عرب و اسلام، به پروژه موزه اسلامی، پروژه هنر، سرویس‌های ویژه جشن‌های دینی و پروژه موزه قبطی اشاره کرد.
وی بروکراسی رژیم سابق مصر و عدم ثبات اوضاع در این کشور در شرایط حاضر را دلیل تاخیر گوگل در ارائه این سرویس‌ها عنوان کرد.
بر اساس این گزارش در روز اول ماه مبارک رمضان، تعداد بازدیدکنندگان مکه لایو به بیش از هزار نفر رسیده است.
این عده در نظراتی که ثبت کرده‌اند، به دیده مثبت به این سرویس نگریسته و با ابراز تشکر از گوگل، استمرار آن را خواستار شده‌اند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390 و ساعت 16:57 |

همایش بین‌المللی "وجوه مشترک علوم" از 8 تا 10دسامبر (17 تا 19 آذر) در شهر نانسی فرانسه برگزار می‌شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، همایش بین‌المللی "وجوه مشترک علوم" که با هدف بحث و بررسی پیرامون مسائل فلسفی مربوط به جنبه‌های مشترک علوم برگزار می‌شود، در نظر دارد میان محققان رشته‌های مختلف مانند فلسفه علم، معرفت‌شناسی اجتماعی، منطق معرفتی، معرفت‌شناسی رسمی، فلسفه اقتصاد، فلسفه منطق و همچنین ریاضیات، علوم رایانه و علوم شناختی تعامل ایجاد کند.
شباهت‌ها و تفاوت‌های تعریفی و معرفت‌شناختی، درک علمی در علوم محاسباتی، روش‌های ارتباطات علمی، انتشار نتایج علمی، معرفت‌شناسی انباشت علمی در دایره‌المعارف‌ها، پایگاه‌های داده عمومی و بایگانی علمی، عقلانیت علمی فردی و جمعی، دانش ضمنی در تعاملات علمی، پرسش‌های سنتی در معرفت‌شناسی اجتماعی و روش‌های رسمی و غیر رسمی علوم تجربی از جمله موضوعاتی هستند که در این همایش مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت.
در همایش بین‌المللی "وجوه مشترک علوم" اساتید و صاحب‌نظرانی چون جان گریکو (دانشگاه سنت لوئیس)، فیلیپ کیچر (دانشگاه کلمبیا)، پل تاگارد (دانشگاه واترلو)، جان وودز (دانشگاه بریتیش کلمبیا) و جی. زامورا بونیلا (دانشگاه مادرید) نیز سخنرانی می کنند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه سیزدهم تیر 1390 و ساعت 0:11 |

مقاله حاضر، حاصل پژوهشی است در خصوص رابطه بین «گرایش دینی» و «سلامت عمومی» دانشجویان که بر روی تعداد 120 نفر از دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه تبریز (از دانشکده های علوم انسانی، کشاورزی و علوم طبیعی، علوم تربیتی و پایه) انجام پذیرفته است. همه آزمودنی ها که به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده بودند، همزمان به دو پرسشنامه «گرایش دینی» و «سلامت عمومی» پاسخ دادند. از مجموع داده هایی که به وسیله روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند نتایج ذیل به دست آمد:
1. در میان ابعاد، گرایش دینی، کم اعتقادی به دین، دینداری و دین گریزی به ترتیب مناسب ترین پیش بینی کننده نارسا کنشوری اجتماعی به حساب آمده اند.
2. دین گریزی پیش بینی کننده اضطراب و نشانه های جسمانی بوده است.
3. کم اعتقادی به دین و دینداری مهم ترین پیش بینی کننده افسردگی می باشند.
4. کم اعتقادی به دین، اعتقاد عملی به دین و دینداری (هم اعتقاد عملی و هم اعتقاد نظری) سلامت عمومی را تبیین می کنند.
به طور کلی، یافته های این مطالعه بیانگر آن است که داشتن اعتقادات دینی و تعلّقات مذهبی نقشی اساسی در تأمین آرامش و سلامت جسمانی و روانی افراد دارد.

شکل گیری برخی گرایش ها در افراد بدین دلیل صورت می گیرد که آنها را قادر می سازد بر محیط اجتماعی مسلّط شوند و ارتباطات مهمی را با دیگران برقرار سازند. گرایش ها از سه نوع اطلاعات به دست می آیند: باورها (در مورد ویژگی های مثبت یا منفی موضوع گرایش)، احساسات و عواطف (در مورد موضوع) و اطلاعات (در مورد اعمال گذشته و حال نسبت به موضوع گرایش). گرایش به محض شکل گیری، ارتباط نزدیکی با شناخت در حدود موضوع پیدا می کند. 1 بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان بر این باورند که مذهب تأثیر انکارناپذیری بر سلامت روح و جسم و دیگر ابعاد زندگی بشر دارد. 5
یکی از مفاهیم ضروری مورد بحث دنیای پیچیده انسان که قدمتی به بلندی هستی وی دارد مفهوم سلامتی6 به نظر وی، سلامتی مستلزم این است که فرد طیف تعادل و مسیر هدفمند را با محیط، یعنی
جایی که کنشوری خود را در آن آشکار می سازد، نگه دارد. برخی از نویسندگان مفهوم سلامتی را مترادف با کیفیت زندگی9 روانکاوان برخورد بدبینانه ای با این اصطلاح داشته و انسان سالم را افسانه ای بیش نمی دانند. در عین حال، سلامت نسبی روانی را حاصل تعامل میان قسمت های مختلف شخصیت و از جمله «نهاد»، «خود» و «فراخود» و مقتضیات محیط تعریف می کنند و بهنجاری را میانجی گری صحیح و منطقی «خود» بین دو قسمت نهاد و فراخود می دانند. 11
انسان گرایان برای سلامت روانی وجود برخی ویژگی ها را ضروری می دانند; ویژگی هایی همچون نوع دوستی، مردمی بودن، پذیرش خود و دیگران، داشتن تجارب عرفانی و مانند آن. رویکردهای جدیدتر روان شناسی (شناخت گرایان) بیش از پیش بر تفکرات و تفسیرهای ذهنی افراد تأکید دارند، هرچند که سایر عوامل آسیب پذیری را نادیده نمی گیرند; عواملی همچون تجربه رویدادهای خاص در گذشته، داشتن ژن های خاص، انواع خاص دستگاه عصبی و انواع خاص شخصیت. 12
اخیراً در میان روان شناسان گرایش هایی پیدا شده، که طرفدار توجه بیشتر به دین برای سلامت روانی و درمان بیماری های روانی است. با پیشرفت روان شناسی و ظهور روان شناسی پیچیده تر که ناظر به جنبه های عاطفی، احساساتی و انفعالی ذهن بود، نظریه هایی درباره دین (مانند نظریه مارت) پدید آمد که تأثیر دین را در نوعی احساس خشوع و خشیّت می دید. این احساس پیش از آنکه به صورت امری قدسی یا قدرتی مرموز تجربه شود، به شکل احساس خشیت تلقّی می شد. 13 به گفته فرانکل (Frankle, V) بنیانگذار مکتب «معنا درمانگری»14 اسپلیکا (Splika, B) و همکاران، مذهب را به عنوان یک نظام مرجع برای تفسیر وقایع زندگی مورد بحث و بررسی قرار می دهند; 16 مذهب به عنوان یک نظام بامعنا تصور می شود که افراد از آن برای کمک به فهم مسائل جهانی، پیش بینی و مهار وقایع و حفظ حرمت خود17استفاده می کنند. پژوهش هایی که در خصوص تأثیر دین و معنویات بر روی بهداشت روانی صورت گرفته اند نشان می دهند که دین و جهان بینی های توحیدی ساختارهای ذهنی شخصی افراد را وسعت بخشیده، قابلیت، ظرفیت، تفسیر و تحلیل شناختی را بهبود می بخشد و بدین سان، توانایی کل نگری افراد افزایش می یابد. در انسان معتقد به دین احساس آشفتگی عدم کنترل و رهاشدگی رخ نمی دهد. دین و جهان بینی های فرهنگی با تدارک زمینه ای که در آن، فرد خودش را با ارزش و با شکوه تصور می کند، عزّت نفس نسبتاً پایداری را ایجاد می نمایند. 18
در سال های اخیر تحقیقات متعددی در زمینه ارتباط بین مذهب و سلامت روان انجام شده است. از جمله این پژوهش ها می توان به بررسی های الیسن (Ellison, D) 19 نیلسن23 و کالدستد24 البرزی و سامانی در پژوهش خود به این نتیجه دست یافتند که با افزایش نگرش مذهبی، میزان افسردگی و اضطراب کاهش می یابد. 26جلیلوند در پژوهش خود دریافت که ضریب همبستگی بین عوامل سلامت روان و پای بندی دینی معنادار می باشد. 27علی رغم اینکه برخی از محققان و نظریه پردازان از جمله فروید و الیس، مذهب را با بیماری روانی مرتبط دانسته اند، اما مطالعات و پژوهش های انجام گرفته در دهه اخیر با تمایز قایل شدن بین مذهبی که زندگی سالم به انسان عرضه می کند و دیگر مذاهب، نقش مؤثر و جایگاه ویژه در قلمرو بهداشت روانی و نیز کارایی آن را در درمان بیماری های روانی به وفور نشان داده اند. 28 تویس (Tevis) در پژوهش خود نتیجه گرفت افرادی که دارای اعتقادات مذهبی قوی هستند، از نظر سلامتی جسمانی در حد بالاتری از افراد دیگر می باشند و طول عمرشان نیز نسبت به آنها بیشتر است. 29 ریسبرگ (Risberg) رابطه مثبت معناداری بین باورهای مذهبی افراد و سلامت روانی آنها به دست آورد. 30 استین (Stein) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که شرکت در اجتماعات مذهبی به طور معناداری میزان خودکشی را در جوانان کاهش می دهد. 31
بنابراین،.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه سیزدهم تیر 1390 و ساعت 0:0 |

خانواده، یک سازمان اجتماعی کوچک است که روابط اعضای آن، بخصوص روابط والدین با فرزندان، مهم ترین عنصر شکل دهنده این سازمان است. رشد مطلوب و سالم فرزندان در تمام ابعاد مرهون ارتباط مؤثر و مطلوب والدین با فرزندان می باشد. تحلیل های نظری و تجربی بسیاری به ارتباط مؤثر والدین با فرزندان اختصاص یافته است و برای آن اهمیت و ارزش خاصی قایل شده اند.
از سوی دیگر، مطالعات و تحقیقات فراوانی به اثر فرزند بر هر یک از والدین و دیگر اعضای خانواده و یا بر کل خانواده به عنوان یک رابطه دوجانبه و تأثیر متقابل توجه داشته اند، اما بررسی مبانی روان شناختی ارتباط مؤثر و مطلوب والدین بر فرزندان از مهم ترین مسائل در حریم خانواده و سلامت روانی آن تلقّی می شود. آگاهی و شناخت کافی و عمیق از این مبانی می تواند ما را در پرورش شخصیت سالم فرزندان در خانواده یاری رساند و روش های مناسب و مؤثر را برای چگونگی و نحوه ارتباط والدین با فرزندان به دست دهد.
این نوشتار، با تکیه بر برخی یافته های نظری و نیز به پشتوانه برخی پژوهش های انجام گرفته، در پی یافتن و بیان مبانی روان شناختی ارتباط مؤثر والدین با فرزندان می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در جمعه دهم تیر 1390 و ساعت 0:41 |

یکی از مهم ترین بحث ها در جامعه شناسی معرفت، «حقیقت معرفت» است. شماری از متفکران همزمان با پیدایش علم جامعه شناسی و حتی پیش از آن، متوجه پرسش هایی درباره ارتباط معرفت های بشری با زمینه ها و شرایط اجتماعی شدند. پرسش این بود که در جریان پیشرفت معرفت بشر، چه اتفاقی رخ می دهد و بر اثر چه عواملی، اندیشه های بشر رو به ترقّی و پیشرفت می رود و یا به عکس، به انحطاط، عقب ماندگی و رکود می گراید؟ چه ارتباط ویژه ای میان یک جامعه معیّن و سازمان خاص اجتماعی از یک سو، و انواع خاصی از معرفت از سوی دیگر، وجود دارد؟ به طور کلی، چه ارتباطی میان اندیشه و تفکر و جامعه ای که آن اندیشه را در میان گرفته، برقرار است؟ چه رابطه ای میان معرفت آدمی و شرایط اجتماعی و به ویژه موقعیت اجتماعی به وجودآورندگان آنها، برقرار است؟ چه رابطه ای میان شرایط اجتماعی و عوامل معنوی وجود دارد؟ پاسخی که استاد مطهّری به این سؤالات دارد، محور این بحث را تشکیل می دهد.
از نگاه ایشان، جامعه در شکل گیری معرفت نقش دارد، ولی تمام نقش را جامعه ایفا نمی کند. مهم ترین بحثی که دیدگاه استاد شهید مطهّری را از دورکیم، مارکس و مانهایم جدا می کند، «تعیّن اجتماعی معرفت» است. از نگاه وی، جامعه و فرد هر دو اصالت دارند و تأثیرگذارند. 1 جامعه اصالت دارد؛ چون جامعه در قرآن مورد خطاب قرار گرفته است و سعادت فرد در سعادت جمع گره می خورد. فرد هم اصالت دارد؛ چون روح جمعی بدون مایه های فکری که از فرد گرفته می شود، به وجود نمی آید و جنبه طبیعی و زیستی افراد در شکل گیری روح جمعی دخالت دارد. 2 در نتیجه، فرد و جامعه تأثیر متقابل بر همدیگر دارند و نمی توان اصالت هیچ یک را انکار کرد. معرفت فقط محصول جامعه نیست، عوامل دیگری نیز در شناخت و آگاهی دخالت دارند. عقل و فطرت عوامل مهمی هستند که در ایجاد آگاهی نقش دارند.

تعریف «جامعه شناسی معرفت»
جامعه شناسی معرفت، ارتباط حوزه معرفت را با جامعه مطالعه می کند. «جامعه شناسی معرفت» یعنی: جامعه شناسی حوزه معرفت و زوایای آن. این اصطلاح نخستین بار توسط ماکس شلر مطرح شد و همو این علم را دانشی دانست که موضوع آن، بررسی روابط و پیوندهای میان انواع زندگی اجتماعی و اقسام گوناگون معرفت است. 3
تعریف رابرت مرتن از «جامعه شناسی معرفت» چنین است: جامعه شناسی معرفت عمدتاً با روابط میان معرفت و دیگر عوامل وجودی در جامعه یا فرهنگ سر و کار دارد. 4
ورنر اشتارک کار اصلی جامعه شناسی معرفت را آن می داند که تأثیر مشارکت آدمی در حیات اجتماعی را بر معرفت و اندیشه و فرهنگ بررسی کند و پس از احراز وجود این تأثیر، به تعیین چگونگی آن همّت گمارد. 5
دایره معرفت در جامعه شناسی معرفت، شامل طیف وسیعی از آگاهی ها می شود. بر حسب قاعده، همه دانش ها و آگاهی ها، مشمول این بحث هستند. همه اقسام آگاهی در این بحث جای دارند، نه اینکه هر پدیده اجتماعی مشمول این بحث باشد؛ مثلا، دین از حیث باورهایش، یکی از شاخه های جامعه شناسی معرفت است که بعدها از آن مستقل شده. هر نوع آگاهی که مانند آیینه غیر نماست، موضوع این بحث است.

چیستی معرفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 10:6 |

«زندگی روزمرّه» چیست؟ چگونه می توان آن را مطالعه کرد؟ آیا اساساً زندگی روزمرّه قابل مطالعه علمی است؟ در ابتدا به نظر می رسد پرسش از زندگی روزمرّه، پرسش از بدیهیات است؛ زیرا ملموس ترین هستی های اجتماعی به زندگی روزمرّه ارتباط دارند. اما به همان نسبت که زندگی روزمرّه برای ما بدیهی و آشناست، پیچیده و مبهم است و با پیچیده تر شدن جوامع، زندگی روزمرّه پیچیده تر می گردد. زندگی روزمرّه پیدا و پنهان و مبهم و آشکار است. پیداست؛ زیرا همه افراد تا حدی جنبه های آن را درک می کنند. تقریباً همه می دانند که چگونه با دیگران تعامل کنند، راه بروند، بخندند و یا عشق و نفرتشان را به دیگران ابراز کنند. پنهان است؛ زیرا زندگی روزمرّه در عمیق ترین لایه های روان انسان ریشه دارد. واقعیت های زندگی روزمرّه مربوط به همه است؛ یعنی همه کنشگران اجتماعی و تمامی گروه ها و اقشار آن را پدید می آورند. رفتارهای روزمرّه، معمولا و نوعاً آگاهانه، از روی تأمّل و مبتنی بر محاسبات عقلانی نیست، بلکه ناشی از عادت واره ها1 و «ته نشست ها» است. از سرنمون ها و از وجدان ناخودآگاهی جامعه سرچشمه می گیرد. به رغم جامعه شناسان اولیه که بسیار اندک به زندگی روزمرّه توجه نشان می دادند، اکنون زندگی روزمرّه در مطالعات جامعه شناختی جایگاه شایسته ای دارد. جامعه شناسان، صاحب نظران علوم فرهنگی و بخصوص فیلسوفان فرهنگ با جدیت تمام زندگی روزمرّه را در دستور کارشان قرار داده و تلاش می کنند جنبه های تاریک و مغفول آن را روشن ساخته و از سیمای غبار آلود آن پرده بردارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 0:56 |

چکیده: پژوهشگران به عنوان عضوی از جامعه نخبگان علمی کشور، نقش مؤثری در رشد و توسعه اقتصادي، پر كردن شكاف عميق تكنولوژيكي، كاهش نقش مزيت نسبي طبيعي و افزايش نقش مزيت نسبي اكتسابي ایفا می نمایند. اغلب كشورهاي پیشرفته، مديريت و بهره برداری از یافته های تحقیقاتی را به عنوان عامل اصلی توسعه یافتگی مطرح نموده و برنامه‌هاي متنوعی را براي ارتقای سطح کمی و کیفی پژوهش ها و نگهداشت محققان برجسته خویش تدارک می بینند. اکنون سؤال این است که نظام تحقیقاتی ایران در مواجهه با چنین رویکردی چه نقشی را ایفا می نماید؟ شرایط و ویژگی های پژوهش در این نظام چیست؟ پژوهشگران از چه جایگاهی برخوردارند؟ به کدام مهارت ها یا امکانات نیاز دارند؟ و برای تأمین آن چه طرح و نقشه ای اندیشیده شده است؟

مؤلف مقاله می کوشد تا با پرداختن به سؤالات یاد شده، آن دسته از عوامل اثر گذار که حوزه علم و پژوهش را متأثر از خود ساخته را مورد بررسی تفصیلی قرار داده و اثرات آن در ماندگاری یا مهاجرت نخبگان تبیین نماید.

کلمات کلیدی: پژوهش،پژوهشگر،نخبه، مهاجرت نخبگان

مقدمه

اغلب كشورهاي توسعه یافته، بهره برداری از مديريت، خلاقيت، ابتكار و استعداد نيروي انساني را به عنوان مهمترين عامل توسعه یافتگی مطرح نموده و به همين دلیل برنامه‌هاي متنوعی را براي پرورش و نگهداشت نيروي انساني متخصص خود پیش بینی و اجرا می نمایند.این گونه کشورها بخش عمده ای از هزينه‌هاي اجتماعي را در قالب بودجه‌هاي عمومي و سرمايه‌گذاري در بخش خصوصي صرف آموزش و توسعه نيروي‌انساني نموده و در كنار آن ایجاد رفاه و امنيت اجتماعي-  اقتصادي را براي جذب نيروي‌انساني متخصص دیگر کشورها فراهم مي آورند.

در نقطه مقابل و در جوامع در حال توسعه، پرورش و نگهداشت نيروي انساني متخصص با مشكلات جدي روبروست و روند مهاجرت نخبگان،‌ متخصصان،كارشناسان (و حتي كارگران ماهر و نيمه‌ماهر) به سوي كشورهاي توسعه يافته از شتاب زیادی برخوردار می باشد.آدد استارك ، دليل این امر را  مشکلات اقتصادی بر می شمرد و معتقد است كشوري را باید توسعه نیافته قلمداد نمودكه مقدار سرمايه انساني حفظ شده در آن كمتر از خسارت ناشي از مهاجرت باشد.]1 [

استفان كستلز وشان لون  در مطالعه‌اي با عنوان «روند مهاجرت نخبگان به كشورهاي صنعتي» عواملی چون وضع نامناسب شاخص‌هاي توسعه انساني،‌ اميد به زندگي پايين، رشد زياد جمعيت و نرخ بی سوادي بالا را در شکل گیری پديده مهاجرت نخبگان مؤثر می دانند.]2 [هنریک اولسن ، نیز معتقد است عواملی چون، شرايط مبداء و مقصد مهاجرت، ناكافي بودن فرصت هاي شغلي، تبعيض، عدم برخورد اجتماعي مناسب، عدم رفاه اقتصادی و اجتماعي و نهايتاً مسائل شخصي، محرک اصلی نخبگان برای مهاجرت به کشورهای توسعه یافته می باشند.[3]

در حالي كه محققان یادشده، عمدتاً بر مسائل و حوزه های اجتماعی متمرکز گردیده اند، صاحب نظران مدیریتی از متغيرهاي تبييني نظير شرايط سياسي و فرهنگي، ضعف مديريت مؤسسات علمي و پژوهشي، ناکارآمد بودن سيستم اطلاع رساني و تبادل علمي، محدودیت اعتبارات تحقيقاتي، عدم مشاركت بخش خصوصي در پژوهش، ساختار نامناسب تحقيقاتي دانشگاه ها و مؤسسات علمي و پژوهشي، بوروکراسی سازمان هاي دولتي و عدم وجود فضاي جذاب  برای انجام کار علمی، به عنوان دلایل تاثیر گذار در پيدايي مهاجرت و مهاجرت نخبگان ياد می نمایند.[4]

از میان عوامل متعدد برشمرده، آنچه که در این مقاله مورد بحث واقع خواهد شد عمدتاً متمرکز بر حوزه پژوهش بوده و سعی می گردد تا از این منظر دلایل خروج نخبگان از کشور مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور مفهوم شناسی مهاجرت نخبگان در بخش اول مقاله تبیین خواهد گردید.در بخش دوم، موضوع پژوهش و پژوهش محوری مورد بحث قرار گرفته و از این منظر، دلایل چرخش نخبگان علمی به خارج از کشور بررسی خواهد گردید.در ادامه، راهکارهای مواجهه با این نوع مهاجرت، مورد کنکاش قرار گرفته و پیشنهاد هایی نیز برای مدیریت بهتر نخبگان ارائه خواهد گردید.در انتها نیز جمع بندی مباحث طرح شده آورده خواهد شد.

مفهوم شناسی

وجود و کثرت صاحبان فكر و اندیشه، در هر کشوری  ضمن تعيين سهم آن جامعه در ميزان توليد دانش فراملي به عنوان بستري مناسب براي تعيين سطح توسعه پايدار ملي نیز خواهد بود. تجربه کشورهای صنعتی در توسعه یافتگی حاکی از آن است که نيروي انساني متخصص و خلاق در فرايند توسعه پايدار نقش اساسي دارد و ابزارهاي ديگر نظير انرژي و سرمايه در اولويت هاي بعدي قرار می گیرند.در این مسیر علم و علم اندوزی به مثابه يك ضرورت اجتماعی( نه یک فضیلت یا ارزش فردی) مورد توجه قرار گرفته و الزامات و اقتضائاتی نظیر سازمان و تشكيلات، روابط، شبكه ارتباطي و تعاملات رفتاري خاص خود را  نیز به همراه می آورد.این در حالی است که در ایران، نهادهای علمی به موازات نهادهاي فرهنگي رشد نيافته و گسترش آن حاصل فرايند انتقال و برخي سياست ها و برنامه‌هاي خام و سطحي بوده است، که همين امر ضعف ارتباطات محيطي و ناپایداری هويت مستقل نهادهای علمی را در كشور ما تبيين مي‌كند.این ضعف که ناشی از فقدان استراتژي و منسجم نبودن سياست‌هاي کلان علمي  کشور می باشد موجب گردیده تا دامنه آن به ادبیات موضوع نیز کشیده شده و مفاهیم مهمی چون پژوهش ، پژوهش محوری، نخبه، نخبه پروری و مهاجرت که مبنای برنامه ریزی برای توسعه علمی کشور است دچار آشفتگی شده و به انحای مختلف تعریف و تفسير گردند.حاصل این نوع نگرش، سردرگمی برنامه ریزان و تقویت میل مهاجرت در نخبگان خواهد بود و صدمات جبران ناپذيري را متوجه كشور می نماید.در بخش بعد با تعریف مفاهیم کلیدی مقاله و برشمردن مهمترین چالش های حوزه پژوهش، به تشریح و تبیین دلایل خروج نخبگان علمی از کشور پرداخته خواهد شد.

مهاجرت

جا به جایی مکانی و اقامت درجايي غیر از موطن اصلی فرد مهاجرت کننده را مهاجرت تعریف می نمایند.[5] مهاجرت زماني يك مساله اجتماعي تلقي مي‌شود كه ميزان آن از داخل به خارج در مدت يك سال بيش از ميزان مهاجرت از خارج به داخل باشد.[3]البته در اين ميان مي‌بايست ميان مهاجرت نيروي كار و مهاجرت نخبگان تفاوت قائل شد.

نخبه

براي تعریف نخبه دیدگاه های متفاوتی وجود دارد.گروهي نخبه را به ميزان سودآوري فرد تعبیر می کنند. برخی دیگر نخبه را مرتبط با عملكرد برجسته و مستمر می دانند. عده ای نیز افراد موفق و دارای راندمان بالا را نخبه می خوانند.

در این مقاله، فردی که داراي هوش ذاتي، ديد سیستماتیک، فکر عمیق و فعاليت مستمر، هدفمند و مؤثر در زمينه هاي علمي و پژوهشی باشد نخبه تعريف می گردد.

مهاجرت نخبگان

به پديده‌اي اطلاق مي‌شود كه در آن انديشمندان يك كشور به دلايل متعدد ترك ديار مي‌كنند تا در امنيت بيشتر مطالعات خود را ادامه دهند[1] تهمورث شيري، این نوع مهاجرت را به حركتي تعبیر می نماید كه طي آن نخبگان و فرهيختگان جامعه صرف نظر از جنبه‌هاي اقتصادي، ترك وطن مي‌كنند.[6]

به این ترتیب مهاجرت نخبگان را می توان شامل فرايندي دانست كه نخبگان يك كشور به دلیل محدودیت های علمي، اقتصادي، فنآوري، سياسي یا كمبود امكانات پژوهشي، رفاهي و نیز ناتواني جامعه در استفاده از تخصص و توان اطلاعاتي آنها، براي كسب تجربه، پيشرفت‌ علمي، منزلت اجتماعی، رفاه اقتصادی و دسترسي به منابع علمي جديد و متنوع، به سوي جوامعي كوچ مي‌كنند كه به زعم آنها از شرايط مطلوبتری برخوردار می باشند.

براي درك صحيح این موضوع توجه به دو نكته ضروري است. اول اینکه ميان مهاجرت نيروي كار و مهاجرت نيروي متخصص تفاوت وجود دارد و دوم اینکه مهاجرت نخبگان زماني به عنوان يك پديده منفي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد كه در داخل به وجود آنان نياز مبرم باشد ولی مهاجرت، موجب قطع ارتباط شغلي و عملي آنها گردد.

 مدیریت نخبگان

شامل هدایت و راهبری مجموعه‌اي از طرح‌هاست كه به استفاده مؤثر از نخبگان در تحقق اهداف علمی و پژوهشی کشور، جهت دستيابي به مزيت های رقابتي اشاره می نماید.[7] پروفسور «عبدالسلام» فيزيكدان برجسته مسلمان و برنده جايزه  نوبل فيزيك، پنج پیش شرط برای مدیریت صحیح نخبگان بر می شمرد:[8]

1)    تعهد و اعتقاد واقعي مسئولین امر به علم و پژوهش؛

2)    وجود ثبات سياسي، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی؛

3)    ایجاد تعهد خوداتكايي در تكنولوژي؛

4)    طرح ریزی نظام مناسب مديريت علمی؛

5)    توجه و تمرکز صاحبان فنآوري در زمينه توسعه علم و تكنولوژي.

باتوجه به مطالب فوق مي‌توان چهار عامل مشخص را در اين فرايند، واجد نقش محوري دانست:

 1)    ایجاد فضاي تحقيقاتی سازمان یافته و پيشرفته؛

2)    اميد به محيط مطلوب و رضايت‌بخش كار و زندگي؛

3)    اعتقاد و استفاده از مهارت های موجود در كشورهاي مبداء؛

4)    ایجاد شرايط مطلوب زندگي در كشورهاي مبداء.

 پژوهش مبنای توسعه یافتگی

پژوهش كنشي عقلاني و فرايندي خردمندانه و منظم است كه به بازنگري، نقد و پالايش و يا توليد و خلق انديشه منجر مي‌شود. اين فرايند معمولاً با سؤال يا سؤالاتي آغاز و با پاسخ يا پاسخ‌هايي نسبتاً قانع كننده به فرجام مي‌رسد. در فرايند چنين حركتي است كه توليد، تبادل و ذخيره اطلاعات يعني توسعه و تكامل علمي و به موازات آن توسعه جامعه تحقق مي‌پذيرد، به طوري كه مي‌توان گفت پژوهش يكي از اصلي‌ترين شاخص‌هاي توسعه هر جامعه به شمار مي‌رود. به همين جهت بين كم و كيف عملكرد و درجه پيشرفت پژوهش در هر جامعه و سطح توسعه و شرايط عيني و ذهني حاكم بر آن جامعه پيوستگي وجود دارد.

امروزه پژوهش را یک امر فردي و شخصی نمی دانند. بلكه پديده‌اي جمعي و واقعيتي اجتماعي است كه در فرآيند آن اجزاء و عناصر عديده‌اي نظير موضوع ، متولي، مجري و مدير پژوهش، پژوهشگر، بودجه و امكانات، نهادها و تشكيلات پژوهشی در تعامل با یکدیگر قرار مي‌گيرند و نظام تحقیقاتی کشور را  به وجود مي‌آورند. در جوامع در حال توسعه كه اغلب در حال گذر به سر مي‌برند موضوع پژوهش با مسائل و موانع عديده‌اي روبروست. نهادهاي علمي از جايگاه و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار نيستند. مسائلي چون وابستگي به بخش دولتي و ضعف بخش خصوصي در انجام پژوهش های مستقل موجب گردیده تا با سستی در توليد انديشه و فرهنگ‌سازي روبرو باشیم. يكي از بهترين شاخص ها برای ارزیابی این مدعا آن است كه بدانيم تا چه ميزان تصميم‌گيري ها و برنامه‌ريزي ها و برخورد با مسائل و موانع توسعه براساس راهكارهاي مبتني بر تحقيقات علمي صورت مي‌پذيرد. که اين خود تا حدي محصول وجود  اعتقاد و احساس نياز به پژوهش، تقاضاي بخش هاي تصميم‌گيري، محققان برجسته، اعتبارات و امکانات پژوهشی مناسب مي‌باشد. لازمه این کار برقراري محيط فكري باز و سازماندهي فرايند توليد افكار است. تشويق نخبگان به ابراز ايده‌ها و ابتكارات نو، آموزش صحيح به آنها، تاسيس انجمن‌ها و كانون هاي سازنده نظريه در دانشگاه‌ها و مراكز علمي، حمايت از سمينارها و كنگره‌هاي تخصصي در كشور، حمايت از پژوهش‌ها در سطح دانشگاه‌ها و تشكيل گروه‌هاي فكري مختلف از جمله راهكارهايي است كه در اين زمينه مطرح هستند.

 ضعف پژوهش، میل مهاجرت

پژوهش و پژوهشگر، دو ركن مهم توسعه علمی و اقتصادی کشور محسوب می گردند. اتصال زنجيروار برنامه های علمي و اقتصادی به یافته های پژوهشی مي‌تواند نتايج مثبتي در پیشرفت همه جانبه کشور حاصل نموده و آن را به سمت پويايي سوق دهد. از این منظر، می توان پژوهشگر را در نقش تولید کننده و جامعه را به مثابه مصرف کننده خدماتی متصور شد که محور مبادلات آنان، اندیشه و دانش مي‌باشد.  با این رویکرد این سوال طرح می گردد که آيا جامعه و نظام تحقیقاتی آن این نقش را به خوبی  ایفا می نمایند؟ پاسخ اين پرسش قطعاً مثبت نیست، چرا که اگر از نظام تحقیقاتی سؤال گردد كه نیازهای محققان کدام است؟ برای رفع آن چه طرح و نقشه ای دارد؟ و اصولاً  محققان برجسته و ممتاز در کجا مشغول به کار هستند؟ به چه کاری مشغولند؟ به کدام مهارت ها یا امکانات نياز دارند؟ پاسخ روشن و مناسبی ندارد. در طرف دیگر نیز جامعه به دليل اينكه فضاسازي لازم براي شناخت و بهره برداری از پتانسیل علمی و تحقیقاتی محققان انجام نشده است عموماً توانمندی های آنها را نمی شناسد و سازوکار مناسبی برای برقراری ارتباط با آنان در اختیار ندارد. آنچه که در ادامه خواهد آمد بررسی اجمالی مهمترین چالش هایی است که به زعم مؤلف در چرخش پژوهشگران برجسته  به خارج از کشور مؤثر بوده و به تشدید روند مهاجرت نخبگان کمک نموده است.

 چالش های اثر گذار

1. ضعف فرهنگ پژوهش

2. ابهام در تعریف پژوهشگر

3. نا مشخص بودن نيازها و اولويت‌ها

الف) انتخاب كارهاي اجرايي روزمره به عنوان اولويت پژوهشي؛

ب) تأکید بر انجام سریع تحقيقاتي كه نياز به بررسي مقدماتي دارند؛

ج) انتخاب موضوعات بديهي كه نتایج مشخص و روشن دارند.

د) استقبال از موضوعاتی كه با متغيرهاي فاقد تعريف عملياتي مشخص طرح مي‌شوند؛

و) فقدان عمق تحقيقات از نظر وارسي روابط متغيرها.

 4.  ناپیوستگی اهداف و برنامه ها

 5. نا مناسب بودن امكانات پژوهشي

6. عدم جذابیت محیط

7. غالب بودن پژوهش‌هاي توجيه‌گر

 8. فقدان نظام ارتباطی و هماهنگ کننده

9. نارسايي نظام اطلاع رسانی و مستند سازی

10. بي اعتمادي به يافته‌هاي پژوهشي

 راهکارها :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390 و ساعت 0:17 |

نظریه نظام جهانی در اوایل دهه 1970 توسط امانوئل والرستین با هدف تبیین خاستگاه های سرمایه داری، انقلاب صنعتی و ارتباط پیچیده، مبهم و متقابل جهان اول، دوم و سوم ارائه شد. این نظریه در زمره نظریات چرخه استیلا به شمار می رود و نسبت به رویدادهای جهان دیدگاهی کلان نگر دارد.
زمانی که نظریه وابستگی در دهه 1970 با تأکید بیش از حد بر تأثیر عوامل خارجی در عقب ماندگی و توسعه نیافتگی کشورهای جهان سوم ارائه شد و در همان حال از سوی اندیشمندانی که، به عکس، بر عوامل داخلی تأکید بیشتری داشتند مورد نقد قرار گرفت، در نهایت این نظریه در محافل علمی مورد تردید واقع شد.
نظریه وابستگی، صرف وجود رابطه میان کشورهای متروپل و پیرامون را منشأ فقر و عامل عقب ماندگی کشورهای جهان سوم می دانست، اما چون صحت و واقعیت آن مورد تردید قرار گرفته بود، طرفداران این دیدگاه تلاش کردند تا در اوایل دهه1980اندیشه های جدیدی را در قالب نظریه نظام جهانی ارائه دهند. البته این رویکرد جدید با نظریه قدیم، برخی آراء و مبانی مشترک دارد.
نظریه پردازان عمده این حوزه فکری، آندره گوندر فرانک، امانوئل والرستین و سمیر امین هستند که در این تحقیق تنها نظریه والرستین مورد بررسی قرار می گیرد.
به اعتقاد والرستین، حدود پانصد سال پیش در نیمه دوم قرن شانزدهم، در اروپای غربی، هنگامی که شمال غربی اروپا به مرکز اصلی اقتصاد جهانی اروپا تبدیل شد، بستر تکوین نظام جهانی فراهم گردید. این نظام بر شبکه های تجاری گسترده سرمایه داری استوار بود که قلمرو دولت ها را توسعه می داد؛ به همین دلیل آن را اقتصاد سرمایه داری جهانی نامیده اند.
اقتصاد سرمایه داری در قرن هجدهم به صورت نظامی جهانی ظاهر شد. این نظام جهانی سرمایه داری موفق شد رفته رفته سایر نظام های جهانی نظیر امپراتوری های جهانی روسیه و عثمانی و «اقتصاد شبه جهانی حوزه اقیانوس هند» را از میدان خارج کند و بر همه جهان استیلا یابد. این نظام جهانی سرمایه داری که محصول انباشت سرمایه است، با ایجاد تقسیم کار بین المللی سه حوزه ساختاری در داخل نظام جهانی خود به وجود آورد که عبارتند از: محور؛ پیرامون؛ و شبه پیرامون، که در ادامه، هر یک مورد بررسی قرار می گیرد.

تعریف نظام جهانی
والرستین در تعریف نظام جهانی می نویسد: «یک نظام ـ جهان، نظامی است اجتماعی، که دارای مرزهای معین، ساختار گروه های عضو، مقرّرات حقّانیت و همبستگی است.»1
وی در این تعریف ریشه ها و جوهره نظام جهانی را توصیف و توضیح می دهد. از نظر او قبایل، جوامع یا حتی دولت های ملی، نظام های فراگیر و کاملی نیستند؛ زیرا از نظر اقتصاد معیشتی نیازمند نظام های دیگرند، در حالی که نظام های جهانی مستقل هستند. بنابراین، نظام جهانی یگانه نظام فراگیر و کامل اجتماعی است که می توان ساختارهای به هم متصل و کامل کننده اقتصادی ـ سیاسی و اجتماعی را درون آن یافت و مورد مطالعه قرار داد. 2
از نظر والرستین نظام جهانی دارای دو ویژگی است: اول اینکه، زندگی درون این نظام کمابیش خود نگهدار است؛ به این معنا که اگر نظام از همه اثرگذاری های برونی جدا شود، پیامدهای درونی آن مشخص است. دوم اینکه، این نظام دارای ویژگی های موجود زنده است که دوره های ضعف و قدرت را سپری می کند. 3

انواع نظام بین الملل
سؤال اساسی که در این رابطه وجود دارد و ذهن برخی از اندیشمندان این حوزه را همواره به خود مشغول داشته، این است که آیا در طول تاریخ بشر، تنها یک نظام واحد جهانی وجود داشته یا نظام های گوناگونی به وجود آمده و از بین رفته اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:22 |

ریشه های توسعه نیاقتگی علمی متعدد و عوامل آن در دهه های اخیر نیز قابل احصاء است. لیکن تمرکز فعلی این بحث بر این است کهِ؛ به رغم فراهم بودن نسبی عناصر پیش برنده علم و وجود امکانات بالقوه وسیع و امکانات بالفعل نسبی در این حوزه ، چرا سرمایه گذاریهای انجام شده اثر بخشی مطلوبی ندارد !؟ وعلیرغم دروندادهای تحقیقات (INPUT )؛ شامل سرمایه های مادی و به خصوص سرمایه معنوی_ یعنی انگیزه های علمی و مغزهای متفکر و پر استعداد، چرا برونداد (output ) مجموعه تحقیقاتی کشور ( به معنای اثر بخشی آن ) وضع مطلوبی ندارد؟ این مقاله به هیچ وجه در صدد انکار پیشرفت های علمی کشور در سالهای اخیر و یا پس از انقلاب اسلامی از جمله تکنولوژی هسته ای ویا گسترش کمی و کیفی دانشگاهها و دوره های تحصیلات تکمیلی نیست. اما آیا فاصله علمی و فناوری ما بادنیای شتابان علم و فناوری کاهش یافته است؟ علاوه بر این؛ اینکه ما مشکل اصلی این حوزه را در پایین بودن سهم اعتبارات ملی تحقیقات و کمبود نیروی انسانی تحقیقاتی وهمچنین نارسایی قوانین ومقررات جستجو کنیم به زعم من راه اشتباهی را در پیش گرفته ایم و تداوم آن مارا به جایی نخواهد رساند .گرچه افزایش اعتبارات پژوهشی نیز امری ضروری است. افزایش تعداد محققیین و بهبود مقررات پژوهشی نیز از ضروریات است. لیکن ، اگر اعتبارات پژوهشی کشور چند برابر و تعداد محققین نیز چند برابر شود، برونداد آن به طور متناظر چند برابر نخواهد شد ! ‌‌چرا ؟ زیرا؛ مهمترین مسئله در این زمینه ناکارآمدی برنامه ها، راهکارها و روشهای مدیریتی است.

به عبارت دیگر : مدیریت کلان پژوهش و فرایندها و ساز و کارهای پژوهشی در گذشته و حال در صدر مشکلات بوده و هست. مقایسه ای مطلب را روشن می کند. درآموزش و پرورش ، با مدیریت خوب و با ابتکار سومین وزیر آن (که خود از استعدادهای برجسته کشورمی باشد)، وبا اندک سرمایه گذاری بودجه ای که برای پرورش استعدادهای درخشان وبرگزیدگان المپیادهای علمی انجام گرقت، اولا اثرات چشمگیری در ارتقاء کیقیت آموزش وپرورش داشت وثانیاً نتایج و افتخارات قابل ملاحظه ای در سطح بین المللی برای کشور به ارمغان آورد. واثبات کرد که نقش مدیریت ، ابتکار ،وبرنامه ریزی سازوکارهای مناسب ،تا چه حد در اعتلا ونقش آقرینی علمی جوانان کشور مادر داخل و خارج اثر گذار است و این امر یعنی تاثیرات مدیریتی در ارتقاء علمی جوانان کشور امر قابل مناقشه ای نمی باشد. این هنر مدیریت است که از چنین منابع کمی چنا ن دست آوردهای چشمگیری را بوجود می آورد که حتی کشورهایی که منابع، امکانات و تجارب بسیار بیشتری در این خصوص داشتند را پشت سر می گذارد..بطور کلی مهمترین مشکلات توسعه علمی کشور عبارتند از:

مدیریت پزوهش در سطح ملی

▪ سازوکارهای پژوهش در سطح ملی

▪ فقدان بازار پژوهش

▪ بی توجهی گذشته به اثربخشی پژوهشی بعنوان شاخص مهم توزیع اعتبارات .

به عباراتی متفاوت و تفصیلی تر مشکلات و موانع توسعه نیافتگی کشور عبارتند از:

۱) مهمترین تامین کننده منابع مالی پژوهشی کشور دولت است که خود را بی نیاز ازتحقیقات می داند و حساسیت پایینی نسبت به نتایج سرمایه گذاری خود و اثربخشی آن دارد.

۲) مسئله واردات و خرید دانش فنی و فناوری و احساس بی نیازی از سرمایه گذاری در تحقیقات توسط بخشی از دولتمردان

۳) کسیده شدن ستون خیمه برنامه توسط مجریان برنامه توسعه ؛ و از دست رفتن حافظه برنامه

۴) سیطره تلقی های فردی در اجرای برنامه و تحریف روح برنامه در آیین نامه های اجرایی

۵) هرز رفتن اعتبارات بدون تحقق اهداف مندرج در برنامه ؛ به دلیل اختیار ترجیح اولویت های دستگاهی و بخشی ؛ وتن ندادن به جهت گیری ها و برنامه های ملی تحقیقات در دستگاهها

۶) توزیع نادرست اعتبارات ملی ومداخله ذینفعان شخصی و موضوعی و همچنین سهم خواهی دستگاهی به جای اثر بخشی

۷) تاثیرات مهم چانه زنی ؛ تاریخچه و سابقه اعتبارات ؛ میزان نفوذ سیاسی و دستگاهی و تمایلات و سلایق مدیریتی و معیارهای نادرست و بعضا ناسالم بر نظام توزیع اعتبارات پژوهشی

۸) عدم تمایل ذینفعان اعتبارات پژوهشی به ارزیابی اثر بخشی پژوهشی در سطوح مختلف و فقدان معیاری به نام اثر بخشی یه عنوان یکی از ارکان مهم توزیع اعتبارات پژوهشی در سطح ملی

۹) آزادی هزینه از منابع بیت المال برای سلیقه های تحقیقاتی شخصی بدون توجه به اثر بخشی ملی یعنی تحقیقاب بدون تعهد ملی ولی با اعتبارات دولتی ؛ و صرفا تحقیق برای تحقییق و علم برای علم . گرچه این گونه تحقیقات نیز ضروری است.

۱۰) انباشت سخت افزار و تجهیزات بیحاصل و تحمیل آن به بودجه های پژوهشی

۱۱) نبودن نظارت واقعی بر عمکرد اعتبارات پژوهشی، قناعت نمودن به دریافت گذارشات صوری، عمکرد ریالی و پرسنلی و مانند آن.

▪ عمده ترین شیوه مورد عمل؛ دولت توزیع کننده اعتبارات پژوهشی

▪ مشکلات سیستمی نظام پژوهشی کشور:

▪ دانشگاهها و مـؤسسات پژوهشی دستگاههای اجرایی

در این شیوه که در گذشته کمی دورتر اعمال می شده و هنوز هم معمول است، نه برنامه ملی وجود دارد و نه دستگاههای دریافت کننده اعتبار موظف به رسیدن به اهداف مشخص و طبق برنامه ی معینی هستند. در پایان هر سال مالی گزارش عملکرد مالی و پرسنلی و عمرانی توسط دستگاه دریافت کننده بودجه در موافقتنامه بودجه به دولت منعکس میگردد. درچنین نظامی ارزیابی اثربخشی اعتبارات پژوهشی فاقد هرگونه معیار و جایگاهی است، هر چند فعالیتهای پژوهشی انجام پذیرد، واثرات مهمی دربرخی موارد نیز،داشته باشد.

ـ گام دوم: ایجاد طرح های ملی تحقیقات برای هدفمندکردن تحقیقات:

در این شیوه توزیع اعتبارات،دولت خواسته است که اولاً بخشی از اعتبارات پژوهشی کشور بسوی اولویت های ملی هدفگیری شود، وثانیاً مرجع توزیع اعتبارات از یک نظام عمدتا ًمدیریتی وکارشناسی به یک مجموعه علمی به نام شورای پژوهشهای علمی کشور تحویل گردد، تا معیار های صحیح تری نیز اعمال گردد.گرچه این طرح مزایایی از جمله موارد فوق الذکر داشته، معهذا نارسایی های جدی نیز داشته است. یکی از مهم ترین اشکالات این شورا این بود که اعضای آن و نهاد های وابسته به آن معاونین پژوهشی دستگاههای اجرایی دولتی بودند؛ که هم خود مرجع تشخیص اولویت ها بودند و هم مرجع توزیع و تخصیص اعتبارات بودند و هم ارزیابی کننده و ناظر برطرح های پژوهشی و هم در عین حال نماینده دستگاه اجرایی و در نتیجه ناخود آگاه ذینفع در فرایند امور وتلاشگر برای حفظ مصلحت های دستگاهی خود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:10 |

نوروز جشن سنتی و ملی همه گروه‌های قومی و ملت‌های ساكن در محدوده‌ای از مرزهای غربی چین تا آن سوی فرات و نزدیك مدیترانه است كه از شمال منطقه آسیای مركزی تا قفقاز و حتی تا كناره‌های دریای عمان و خلیج فارس را نیز در بر می‌گیرد. اگرچه در این پهنه جغرافیایی نوروز جشنی سنتی است، اما در سال‌های اخیر نوروز به عنوان یك جشن ملی برگزار شده است.

تنها در كشور ایران و افغانستان این جشن مقارن با جشن آغاز سال نو برگزار می‌شود و در دیگر كشورها علی‌رغم این كه یك جشن رسمی است، اما با تقویم رسمی آن كشورها كه تقویم میلادی است، منطبق نخواهد بود. بدون تردید نوروز بزرگ‌ترین نشان ملیت و وحدت فرهنگی اقوام ایرانی است كه با وجود فراز و نشیب‌های بسیار همچنان پابرجا مانده است. نوروز آغاز سال نو و سرآغاز فصل بهار است. نتایج به دست آمده از مطالعات انجام شده توسط پژوهشگران حاكی از آن است كه گاهشمار خورشیدی كه از آن به عنوان گاهشمار ایرانی نام برده می‌شود، زیباترین و دقیق‌ترین گاهشمار است كه با نوروز آغاز می‌شود.

جغرافیای نوروز از گذشته تا امروز

در كشورهایی كه محاسبه روز و ماه و سال بر مبنای حركت زمین به دور خورشید انجام می‌شود جشن سال نو در نخستین روز بهار یعنی درست زمانی كه زمین نسبت به خورشید در نقطه اعتدال بهاری قرار می‌گیرد، آغاز می‌شود. نقطه اعتدال بهاری در نیمكره شمالی لحظه‌ای است كه خورشید از صفحه استوا گذشته و به طرف شمال حركت می‌كند. بی‌شك نوروز یكی از كهن‌ترین جشن‌هایی است كه قدمت آن به دوران باستان می‌رسد. اما امروز جغرافیای نوروز در مقایسه با گذشته گسترش یافته و از این رو در نخستین روزهای بهاری جشن‌های مشابهی در بسیاری از كشورهای حوزه خاورمیانه و همچنین كشورهایی مانند قزاقستان، تاجیكستان، سودان، چین، قفقاز و همچنین هندوستان، پاكستان، تبت و بنگلادش برگزار می‌شود. اگرچه در گذشته برگزاری جشن نوروز در كشورهایی مانند مصر و چین مرسوم نبود، اما امروزه جشن‌هایی مشابه جشن نوروز در این كشورها برگزار می‌شود. گسترش جغرافیایی نوروز در سال‌های اخیر به اندازه‌ای بوده است كه سال گذشته میلادی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به ثبت رساند. اهمیت نوروز در برخی از كشورها مانند ازبكستان، ارمنستان، تاجیكستان، افغانستان، سوریه و بخش‌های كردنشین تركیه كه پیشینه تاریخی آنها به نوعی با ایران پیوند زده شده به اندازه‌ای است كه در این كشورها نوروز به یكی از سنت‌های فرهنگی حاكم بر آن جوامع تبدیل شده است و جالب این كه بسیاری از آداب و رسوم و فرهنگ‌های نوروزی در این كشورها مشابه ایران برگزار می‌شود.

نوروز به سبك ایرانی

تا 50 سال پیش در كشور بحرین، نوروز به سبك ایرانی برگزار می‌شد. اما از زمان استقلال بحرین، حكومت این كشور تصمیم گرفت با فرهنگ ایرانی حاكم بر این جامعه بشدت مبارزه كند و به همین دلیل در نخستین سال‌های پس از جدایی خاك بحرین از ایران بسیاری از مردم در تلاش بودند تا مراسم نوروزی را به طور مخفیانه در خانه‌های خود برگزار كنند، اما با گذشت زمان و پس از این كه سنت و فرهنگ جامعه عرب كشور بحرین را تحت تاثیر خود قرار داد این فرهنگ كهن و دیرینه بتدریج در این كشور به دست فراموشی سپرده شد در حالی كه در سال‌های اخیر فرهنگ ایرانی توانسته است بسیاری از كشورهای عرب زبان حاشیه خلیج فارس، مانند امارات متحده عربی را تحت تاثیر خود قرار دهد تا جایی كه در این كشور نیز مراسم نوروز باشكوه خاصی برگزار می‌شود. در سوریه و لبنان جشن نوروز شبیه به مراسم نوروز در ایران برگزار می‌شود با این تفاوت كه زمان برگزاری این جشن هر سال تغییر می‌كند و معمولا در هفته نخست فروردین یك روز به عنوان نوروز جشن گرفته می‌شود كه مراسم این روز شبیه به روز سیزده بدر ایران است. یعنی در كشورهای سوریه و لبنان و همچنین كشور مصر مردم روزی را كه به عنوان نوروز نامگذاری می‌شود در خارج از خانه و در طبیعت می‌گذرانند و با تعارف شیرینی و مواد غذایی مختلف به همدیگر، این روز را در كنار هم جشن می‌گیرند. در بسیاری از كشورها نیز نخستین روز فروردین كه مصادف با روز بیست و یكم مارس و فرارسیدن بهار است به عنوان روز مادر جشن گرفته می‌شود. پیش از فرارسیدن این روز مردم خانه‌هایشان را تمیز می‌كنند و فرزندان خانواده در این روز كه در برخی از كشورها مانند سوریه و لبنان تعطیل رسمی است، در خانه پدر و مادرها دور هم جمع شده و با تقدیم هدیه‌ای به مادر از او قدردانی و سپاسگزاری می‌كنند.

جشن نوروز در آینه اقوام

در كشور تاجیكستان مردم از شب چهارشنبه سوری و بابرگزاری مراسم‌ سنتی به استقبال عید نوروز می‌روند. در این كشور به مناسبت نوروز، 4 روز اول فروردین ماه تعطیل رسمی خواهد بود. در كشور تاجیكستان كودكان، زنان و دختران با پوشیدن لباس‌های نوروز در مراسم جشن نوروزی كه به صورت دسته جمعی در میان كارمندان ادارات، كارخانه‌ها و سازمان‌های مختلف برگزار می‌شود، شركت می‌كنند. پختن سمنو و كلوچه‌های مخصوص عید نوروز از جمله سنت‌های مردم این كشور در روزهای پیش از آغاز سال نو است.

آنها در نخستین روز بهار پس از برگزاری مراسم جشن نوروز به دیدن بیماران و سالمندان می‌روند، اما در كشور افغانستان رسم بر این است كه در نخستین روز سال نو علم امام علی‌(ع)‌ طی مراسم خاصی بر افراشته شود تا به این ترتیب جشن نوروزی كه تا چهل روز ادامه خواهد داشت رسما آغاز شود. آنها بر این باورند كه اگر این علم به‌ آرامی و بدون لرزش از سطح زمین بلند شود یعنی این كه سالی خوب و خوش یمن را پیش‌رو خواهند داشت. در این كشور نیز مردم با خانه تكانی و شستن فرش‌ها به استقبال فصل بهار می‌روند. در افغانستان مردم به جای سفره هفت‌سین، سفره هفت‌میوه می‌چینند كه این هفت میوه عبارتند از پسته، فندق، قیسی، گردو، آلو، كشمش و سنجد. در این كشور نیز مانند دیگر كشورها جشن نوروز پس از 2 هفته پایان می‌یابد و زندگی عادی مردم از سرگرفته می‌شود. البته در برخی از شهرهای كشور افغانستان جشن نوروز تا 40روز ادامه دارد. در كشور تركمنستان جشن سال نو یك بار به استناد تقویم میلادی و به عنوان جشن بین‌المللی سال نو و یك بار به نشانی گرامیداشت آداب و رسوم دیرینه و در روز عید نوروز برگزار می‌شود. در كشور پاكستان تقویم خورشیدی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

در این كشور نیز مردم با خانه تكانی، تهیه شیرینی و پختن غذاهای معروف به غذاهای نوروزی به استقبال بهار می‌روند. جمهوری آذربایجان تنها كشور غیرفارسی زبان است كه عید نوروز در آن كشور به عنوان عید ملی پذیرفته شده است. مردم آذربایجان نیز در روزهای پیش از آغاز سال نو با تمیز كردن خانه‌هایشان خود را برای استقبال از نوروز آماده می‌كنند. پختن سمنو، انداختن كلاه پوستین به در خانه‌ها و همچنین آویزان كردن كیسه‌ای از پشت بام‌خانه در شب عید نوروز و عیدی دادن ازجمله رسومات رایج این كشور است. مردم روز پیش از نوروز یعنی بعد از ظهر آخرین روز اسفند به مزار درگذشتگان می‌روند تا به این ترتیب به نوعی یاد و خاطره آنها را نیز در جشن نوروزی زنده نگه دارند. در ازبكستان جشن نوروز، جشن دولتی است و مراسم سال نو طبق تقویم اروپایی برگزار می‌شود. آنها طبق رسومات تمام كارهای مربوط به آماده كردن غذای مخصوص نوروز و وسایل پذیرایی را آماده می‌كنند. سمنوپزی هم از رسوم دیرینه این كشور است. مردم ازبكستان بر این باورند كه اگر در سمنوی مهمان سنگی كوچك افتاده باشد یعنی این فرد تا نوروز دیگر شاد و تندرست خواهد بود. اگر در ایام نوروز به قزاقستان سفر كرده باشید بیش از هر چیز، آذین‌بندی و چراغانی خیابان‌ها در روزهای نزدیك به آغاز نوروز مورد توجه شما قرار خواهد گرفت. قزاق‌ها بر این باورند كه تمیزی خانه هنگام سال‌نو، سلامت اعضای خانواده را تا سال آینده تضمین خواهد كرد. در این كشور مردم در ایام نوروز به دید و بازدید همدیگر می‌روند و برگزاری مراسم ازدواج جوانان در روزهای نوروزی ازجمله آداب و روسم مردم قزاقستان است. تعطیلات نوروزی در این كشور 3 روز است و مراسم جشن نوروزی تا یك ماه پس از آغاز فروردین‌ماه ادامه خواهد داشت. در كشور قرقیزستان نوروز جشنی یكروزه است كه اگر اسفند 30 روز باشد در روز اول و اگر اسفند 29 روز باشد در روز دوم فروردین ماه برگزار خواهد شد. اگر چه جشن نوروز در گذشته در این كشور به دست فراموشی سپرده شده بود، اما پس از فروپاشی شوروی سابق این مراسم هر سال با شكوه‌تر از گذشته برگزار می‌شود.

برگزاری جشن بهار در گوشه و كنار دنیا

علی‌رغم این كه در بسیاری از كشورها آغاز سال نو با آغاز فصل بهار مقارن نخواهد بود، اما تغییرات طبیعت در فصل بهار برای ساكنان نیمكره شمالی زمین از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بوده و از گذشته‌های دور در بسیاری از این كشورها برگزاری مراسم جشن به مناسبت تولد دوباره گیاهان متداول و مرسوم بوده است. كشور ویتنام ازجمله كشورهایی است كه در آن جشن بهاری با برپایی آیین‌های خاصی همراه است. جشن بهاری در ویتنام از نیمه فصل زمستان آغاز شده و تا 3ماه پس از سال نو میلادی ادامه خواهد داشت. در كشور تایوان در مراسم جشن بهاری مردم با هدیه دادن به همدیگر نوروز را جشن می‌گیرند.

در كشور چین، جشن بهاری حدود یك ماه و نیم ادامه دارد. آنها با خانه‌تكانی به استقبال نوروز می‌روند و در این ایام شعرهای بهاری را به روش سنتی روی كاغذهای قرمز رنگی می‌نویسند و به در خانه‌هایشان آویزان می‌كنند. ژاپنی‌ها روز آغاز بهار به‌آرامگاه درگذشتگان خود رفته و در كنار آرامگاه آنها هدایایی مانند گل، میوه و برنج قرار می‌دهند. این مراسم در كشور ژاپن یك هفته به طول می‌انجامد كه نخستین روز آن اولین روز فروردین‌ماه است كه از تعطیلات رسمی این كشور است. در برخی از كشورهای اروپایی مانند كشور سوئیس در مراسمی سنتی كه در نخستین روز بهار برگزار می‌شود، در مراسمی خاص یك عروسك پنبه‌ای كه شبیه به یك آدم‌برفی است به نشانه پایان سرما در زمستان سوزانده خواهد شد و به این ترتیب در این كشورها مردم با برگزاری جشن بهاری به استقبال بهار طبیعت می‌روند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه هفتم فروردین 1390 و ساعت 0:36 |

سال90

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه یکم فروردین 1390 و ساعت 2:50 |

آن ها نبود حمايت مالي، تجهيزات و امكانات، بها ندادن به پژوهش گران، كمبود سرانه پژوهشي، ضعف مديريت صحيح و همه‌جانبه و خوش فكر، سردرگمي مراكز پژوهشي، مشتري محور نبودن پژوهش‌ها، بها ندادن به پژوهش در بخش صنعت، سهم اندك پژوهش از توليد ناخالص ملي و عجين نبودن روند توسعه با پژوهش را ازجمله مهم‌ترين مشكلاتي دانستند كه بخش پژوهش در ايران با آن دست به گريبان است.

بها دادن به پژوهشگر

دكتر عليمراد رشيدي، پژوهش گر و عضو هيأت علمي و مسئول مركز تحقيقات نانو پژوهشگاه صنعت نفت به همشهري مي‌گويد: مهم‌ترين مشكل پژوهش در كشور نبود حمايت مالي، تجهيزات و امكانات لازم براي پژوهش است.

 تقريباً مي‌توان گفت ما به لحاظ نيروي انساني در هر حوزه پژوهشي در جايگاه مناسبي قرار داريم ولي مسئله مهم اين است كه بايد به نيروي انساني محقق و پژوهش گر ارزش و بها داده شود تا زمينه مساعد براي كار وي فراهم شود؛ به اين ترتيب نه تنها از فرار مغز‌ها جلوگيري به‌عمل مي‌آيد، بلكه به پيشرفت علمي و فناوري در كشور نيز كمك‌مي‌شود.

 پژوهش توسعه‌اي

دكتر روستا آزاد معاون پژوهش و فناوري دانشگاه صنعتي شريف مي‌گويد: در دنيا هميشه در عرصه اجرا بخش آر‌اند دي (تحقيق و توسعه) يا پژوهش توسعه‌اي دارند كه سفارش‌دهنده حلقه‌هاي قبلي خود يعني پژوهش‌هاي كاربردي و بنيادي است،

بنابراين پژوهش‌ها خيلي آبجكتيو و هدف‌گرا شكل مي‌گيرد در حالي كه در كشور ما بخش‌هاي اجرا كه عموما در يك اقتصاد دولتي يا وابسته به دولت هستند پژوهش‌هاي توسعه‌اي كنار بخش‌هاي اجرايي يا اصلا وجود ندارد يا در صورت وجود داشتن فقط اسم آن را يدك مي‌كشد و رسما نيست، بنابراين سلسله جنبان پژوهش كه قسمت سفارش بخش اجراست وجود ندارد و اين مشكل بزرگي است.

بودجه اندك

دكتر مير فضل‌الله موسوي عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس در همين زمينه بودجه را مهم‌ترين مانع پژوهش در كشور عنوان مي‌كند و به همشهري مي‌گويد: ما طبق برنامه 5 ساله مي‌بايستي سهم پژوهش از توليد ناخالص ملي را به 3 در صد مي‌رسانديم در حالي كه نه تنها اين اتفاق نيفتاد بلكه شاهد اين بوديم كه گاهي از سال پيش از آن نيز كمتر شد.

در تمام دولت‌ها اين مسئله بوده است و هنوز هم به‌درستي حل نشده است.

اگر بودجه مناسبي در اختيار محقق گذاشته شود وي بهتر مي‌تواند ايده‌هاي خلاقانه خود را به‌منصه‌ظهور برساند و نتيجه بهتري نيز عايد كشور مي‌شود.

كاهش بودجه پژوهش يك زنگ خطر براي كشور محسوب مي‌شود. البته بايد در نظر داشت كه آمار و ارقام مستندي بايد وجود داشته باشد تا قضاوت صحيح صورت گيرد.

نيرو محركه اصلي پژوهش

به اعتقاد دكتر مجتبي شمسي‌پور برنده جايزه شيمي سال 2006 آيسسكو و جزو پراستناد‌ترين محققان ايراني مقالاتISI، مجموعه تأثيرگذار در امر پژوهش كشور به نوعي بيمار است ولي بايد توجه داشت نيرو محركه اصلي پژوهش كه مديريت صحيح و همه‌جانبه و خوش فكر است در كشور ديده نمي‌شود.

ما از امكانات هر چند ناكافي ولي مناسبي برخورداريم كه از همان نيز بهره برداري نمي‌شود و اين ناشي از مديريت چندگانه و ضعيف است.

سردرگمي مراكز پژوهشي

دكتر جواد صالحي يكي از 4 دانشمند برجسته جهان اسلام و عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي شريف، عدم‌تعريف يك هدف صريح و دقيق براي زنجيره پژوهش و فناوري در كشور را مانع بزرگي بر سر به‌ثمر نشستن نتايج پژوهش و كارهاي تحقيقاتي مي‌داند و به همشهري مي‌گويد: ما دقيقاً نمي‌دانيم كه در چه زمينه‌اي مي‌خواهيم پژوهش كنيم، اهداف خرد مشخص شده‌اند ولي اين مسئله نيازمند يك هدف كلان است.

نبود اهداف بزرگ باعث سردرگمي مراكز پژوهشي است و بايد معناي اهداف تفهيم و راه صحيح رسيدن به آن به دانشجو تفهيم شود. نبود نگاه كلان در امر پژوهش باعث ضربه زدن به اين مسئله مي‌شود. ما بايد در بخش‌هايي كه نبض اقتصاد كشور را به دست مي‌گيرد سرمايه‌گذاري كنيم، تحقيق و پژوهش انجام دهيم و هدف اصلي مان هم رسيدن به اين هدف باشد.

اعتقاد به پژوهش

دكتر عباسعلي مطلبي رئيس مركز تحقيقات شيلات ايران مي‌گويد: اصولاً اعتقادي به پژوهش در كشور در بين كساني كه بهره‌بردار هستند و بايد از نتايج تحقيقات استفاده كنند ديده نمي‌شود.

اگر به سهم و نقش پژوهش در شناخت و حل مسائل كشور و تأثير آن در توسعه و پيشرفت اقتصاد و كشور توجه شود طبيعتاً بسياري از موانع پژوهش در كشور برداشته مي‌شود. پژوهش بايد مشتري محور و تقاضا محور باشد تا مشكلات كشور را رفع كند. پژوهش‌هاي آكادميك و دانشگاهي مهم است ولي زماني مي‌تواند تاثير داشته باشد كه كاربردي شود.

انگيزه مديران

دكتر كمال محامدپور، عضو هيأت علمي دانشگاه خواجه نصير طوسي نيز با تاكيد بر اين امر كه پژوهش بايد در ارتباط با نيازي انجام شود، تاكيد مي‌كند: تمامي دستگاه‌هاي اجرايي نياز به پژوهش دارند اما بايد انگيزه لازم در مديران به‌ويژه در بخش صنعت وجود داشته باشد كه متأسفانه هنوز مديران ارشد صنايع و دستگاه‌هاي اجرايي اعتقاد لازم را ندارند.

دانش بايد اصل اساسي تمامي تصميمات صنعتي و كلان كشور باشد و مي‌دانيم كه دانش بدون پژوهش ايجاد نمي‌شود. اين در حالي است كه در بخش صنعت بهايي به اين مسئله داده نمي‌شود، چون اعتقادي به پژوهش نيست به همين دليل توليدات كشور بي‌كيفيت و پر هزينه است و قابل رقابت با توليدات خارجي نيست.

حمايت از تحقيق و توسعه، حمايت از توليد و اشتغال است. بايد يك نظام فكري همه‌جانبه و حمايت از سوي دولت باشد تا زنجيره تحقيق، توليد و بازار و نهايتاً رفاه اجتماعي و توسعه پا بگيرد.

فقدان مديريت اصولي

دكتر رضا منصوري عضو هيأت علمي دانشگاه صنعتي شريف و مدير طرح رصدخانه ملي، فقدان مديريت اصولي در پژوهش را مانع اصلي تحقيق در كشور بيان مي‌كند و توضيح مي‌دهد كه حتي زماني كه بودجه‌هاي پژوهشي اندكي افزايش يافت تغييري در اين زمينه مشاهده نشد چون تفكر مديريتي براي هزينه بودجه و چگونگي توزيع و رساندن آن به دست پژوهش وجود ندارد.

ما هنوز نتوانسته‌ايم نهاد‌هاي لازم را براي مديريت اين مسئله ايجاد كنيم. البته در سطح خرد كارهايي انجام شده ولي هنوز در سطح كلان حركتي صورت نگرفته است.

با وجود اين مشكل، ما حتي اگر بتوانيم سهم پژوهش از توليد ناخالص ملي را به بالاي يك‌درصد برسانيم كه البته بسيار لازم است، طبيعتاً وقتي مديريتي توانا و قوي اين بودجه را هدايت نكند تأثيري بر پژوهش و در نتيجه بر توسعه كشور نخواهد گذاشت و اين بودجه هرز خواهد رفت.

منبع: همشهري

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 و ساعت 0:37 |





Powered by WebGozar