تأملی بر فلسفهی سياسی جان لاک
- لاک عميقا" بر اين باور بود که قدرت دولتی که همواره تمايل به درنورديدن مرزهای خود را دارد و دين که همواره ادعای حقيقت مطلق را دارد، در سياست عدم تساهل است که در هم گره میخورند و در چنين پيوندی، هر دو نيز به فساد کشيده میشوند.
- طرح لاک برای جامعهای که در آن مرز روشنی ميان دولت و دين کشيده شده است، گسست قطعی نسبت به انديشههای دورهی متأخر سدههای ميانه و آغازين عصر جديد در اين زمينه و راهگشای بردباری و شکيبايی مذهبی در جامعه است.
- لاک از آغاز ـ اگر چه در شکلی گذرا ـ انگيزشهای هدايتگر گوناگونی چون آزادی، برابری، عدالت و عشق را در طبيعت انسان نهفته میبيند، در حالی که نزدهابس، عنصر مسلط در انگيزش انسانی، رانش قدرت است.
پيشگفتار
جان لاک John Locke فيلسوف بزرگ انگليسی را از جمله پدر معنوی انديشهی حقوق بشر مینامند. او که در آغاز تحت تأثير نوميناليسم اوکام (١) و آموزهی جوهر رنه دکارت (٢) بود، بعدها خود به يکی از تأثيرگذارترين فيلسوفان اروپايی تبديل شد. از لاک آثار با ارزشی در گسترههای معرفت شناسی، علوم طبيعی و تربيتی، و نيز دين و اقتصاد و سياست بر جای مانده که بر کل فلسفهی روشنگری در اروپا، تأثيری انکارناپذير داشته است. با جان لاک، مسير تازهای در فلسفهی اروپا آغاز میگردد که نظريهی شناخت در مرکز آن قرار دارد. لاک بر اين عقيده بود که برای حصول اطمينان در قلمرو شناخت، پيش از هر چيز نخست بايد توانايیهای خود قوهی شناخت انسانی را سنجيد و اعتبار و مرزهای شناخت را روشن ساخت. از همين رو، بسياری، بزرگترين خدمت جان لاک را در اهميت انديشهی او برای تئوری نقدی شناخت و بويژه در گسترهی متافيزيکی میدانند. با اطمينان میتوان گفت که مهمترين اثر فلسفی او تحت عنوان «جستاری در باب فهم انسانی» (٣) نخستين نوشتار مبسوط و از نظر تئوريک منسجم و انتقادی دربارهی شناخت انسانی است. انسان در کانون انديشهی جان لاک قرار دارد و روش تشريحی ـ روانشناسی او دربارهی انسان، نظريهی شناخت لاک را به طور همزمان به روانشناسی شناخت نيز تبديل میکند.
نوشتهی زير اما، در عين شرح کوتاهی از زندگينامهی اين انديشمند بزرگ، عمدتا" در زمينهی معرفی فلسفهی سياسی وی به تحرير در آمده است.
مختصری از زندگی جان لاک
جان لاک در سال ١٦٣٢ در نزديکی بريستول متولد شد. پدرش کارمند دادگاه بود. لاک در پانزده سالگی وارد مدرسهی مشهور «وست مينستر» شد و در آنجا با روح طرفداری از سلطنت آموزش ديد. اين ايام همزمان بود با يکی از پر التهاب ترين و تنش زاترين دهههای قرن هفدهم در انگلستان، يعنی دورهی جنگهای داخلی در اين کشور، جنگ ميان نيروهای طرفدار محدود کردن سلطنت مطلقه به نفع اقتدار پارلمان از يکطرف و دربار و در رأس آن پادشاه از طرف ديگر.
ادامه مطلب

