تبليغاتX
علوم اجتماعی

ما
فاتحان قلعه هاي فخر تاريخيم،
شاهدان شهرهاي شوكت هرقرن.
ما
يادگار عصمت غمگين اعصاريم.
ما
راويان قصه هاي شاد شيرينيم.
قصه هاي آسمان پاك.
نورجاري ،آب.
سرد تاري، خاك.
قصه هاي خوشترين پيغام .
از زلال جويبار روشن ايام.
قصه هاي بيشه انبوه ،پشتش كوه ،پيش نهر.
قصه هاي دست گرم دوست در شبهاي سرد شهر.
ما
كاروان ساغر و چنگيم.
لوليان چنگما افسانه گوي زندگيمان، زندگيمان شعر و افسانه.
ساقيان مست مستانه...
(مهدي اخوان ثالث)
ايران سرزميني پهناور است كه به سبب همين وسعت زمين و تنوع آب و هوايي،و از طرفي تاريخ پر فراز و فرود چند هزار ساله صاحب صور گونه گوني از فرهنگ شده است.نوعي از فرهنگ كه گاه عاملي بر پيشرفت وگاه مانعي براي آن گشته است.فرهنگي كه طي سالين در اين سرزمين شكل گرفته زاييده شرايط و تحت تاثير موقعيت هايي بوده كه ايران زمين در آنها قرار داشته است.موقعيت هايي كه گاه از پيشرفت ها ، اختراعات و فتوحات ناشي ميشده و گاه ازشكست ها،مقهور شدن ها و اشغال شدن ها.در اين ميان فرهنگ همچنان به تكميل كردن خود مي پرداخته و مردم اين سرزمين بدون اينكه بدانند يا بخواهند يا اراده اي كنند، صاحب نوعي از فرهنگ شدند كه همچنان و تا حال باقي مانده است و باز همچنان در حال تغييرو تكميل.
در نوشته قصد بر اين است كه گوشه اي از فرهنگ مردم ايران يا به عبارت ديگر فولكلور ايران را براي آشنايي بيشتر با فرهنگ اين مرز وبوم بياوريم.فلكلر (folk-lore )
به معني دانش عوام است و نخستين بار آمبرواز مورتون در سال1885 آثار باستان و ادبيات توده را اينگونه ناميد.در ابتدا محققين فلكلور را منحصر و محدود به ادبيات توده مانند:قصه ها ،افسانه ها،آواز ها،ترانه ها مثل ها، معما ها متلك ها و غيره را جستجو ميكردند.اما كم كم تمام سنت ها ،اعتقادات،اوهام،پيشگويي راجع به وقت،نجوم، تاريخ و آنچه دانش توده ناميده مي شد و تما مي آنچه به زندگي مردم و اعتقادات آنها مربوط مي شد به حوضه فولكلور وارد شد.
به نمونه هايي از آنها اشاره مي كنيم:
مراسم بخت گشايي دختران دم بخت:
در بعضي از شهر هاي ايران مرسوم است كه در شب چهار شنبه سوري دختري كه دم بخت است قفلي را به زنجيري و به گردن خود مي آويزد و بعد وقت غروب مي رود سر چهارراه كليد قفل را زير پاي راست خود ميگذارد و يك عدد آينه كوچك هم زير پاي چپ خود قرار مي دهد؛سپس منتظر مي نشيند . هر مردي كه از آنجا رد بشود صدامي كند:" آي آقا، بيا اين قفل را باز كن !" آن شخص كليد را از زير پاي راست دختر بر ميدارد و قفل را باز ميكند ،پس از آنكه قفل باز شد ،دختر آينه را از زير پاي چپ خود بيرون آورده به صورت خود نگاه ميكند و خنده كنان به منزلش مي رود، چيزي نمي گذرد كه بخت دختر باز ميشود.
جشن سيرسور
روز چهاردهم دي ماه ،جشن مخصوصي بود ،كه به منظور دفع آفات شيطاني و امراز گوناگون بر گذار ميشد.
و آن را "سيرسور" ميگفتند،در اين روز سير و سبزي را باگوشت پخته ميخوردند و شراب مي نوشيدند.و صورتي از خمير،يا گل سرخ مي ساختند و در فرداي جشن سير سور ، يعني پانزدهم ديماه بالاي در گاه منزل مينهادند.
جشن كوسه بر نشستن
در زمان ساسانيان ، آذر اول بهار بوده است، ودر نخستين روز آذر مردي بنام (كوسه) بر خري مي نشست و كلاغي به دست مي گرفت و بادبزني بر دست ديگر و خود را باد ميزد و زمستان را وداع مينمود؛ و از مردم چيزي دريافت ميكرد.اين رسم در شيراز رواج داشت.
مراسم باران خاهي در روستا هاي مشهد
اگر مدت مديدي باران نبارد، يا خشكسالي باشد، بچه ها چوبي بلند به دست گرفته ، پارچه اي بر آن مي بندند و در كوچه ها مي گر دانند و اين شعر را مي خوانند:
چولي قيزك، بارون كن
بارون بي پايون كن
گندم به زير خاكه
از تشنگي هلاكه
گلهاي سرخ لاله
از تشنگي مي ناله
چولي قيزك، بيا بيا
با ابراي سيا سيا
بارون بيا جر جر
تو نودونا شر شر
مراسم قطع باران
بر عكس زماني كه باران زياد باريد،براي بند آمدن آن،اين شعر را مي خواندند:
چولي قيزك باران بسه
بارون بي پايون بسه
ابرا برن به كوسيا
بارون ،نيا نيا نيا
چولي قيزك آفتو كن
شب كه ميشه مهتو كن
خانه ي ماخراب رفت
چولي قيزك برو خنت
پيش برار ديونت
آتيش به جون، بارون بس
بارون بي پايون بس
گره گشايي با نان و نمك
ميان طوايف كردستان ،رسم است كه به مقداري نان، نمك طعام ريخته و مچاله كرده به يكي از بچه هاي دختر يا پسر، يا بزرگ سالان ميدهند. تا نان و نمك را؛ در كنار ديوار كوچه قرار دهد و به آنكه دوباره به آن دست بزند يا روي خود را به طرف آن بر گرداند به خانه بر گردد.در اين مورد عقيده دارند،هر گرهي در جريان رزق و روزي آنان باشد، بدين وسيله بازو گشايش در كار و در آمدشان؛ حاصل خواهد شد .
باور هاي مردم قشقايي
1. اگر ايل تفنگ نداشته باشد، مثل زني است كه لباس نداشته باشد.
2. اگر كوچ را از قشقايي بگيرند،همانند ماهي است كه از آب گرفته شود.
3. اگر زن آبستن در خواب ببيند كه دستمال پيدا كرده يا به پيشاني بسته ويا مهره پيدا نموده، دختر ميزايد.
باورهاي مردم مشهد
1. هر كس ،روز شنبه پياز بخورد، دولتمند خواهد شد
2. اگر كسي دير از مسافرت بيايد ، جارو را وارونه رو به قبله مي گذارند تا زود بيايد.
3. روز يكشنبه هر كس به حمام برود ديوانه خواهد شد.
4. اگر الاغ نشسته عرعر كند ،صاحبش خواهد مرد.
باور هاي مردم در گز
1. اگر كلاغي صبح زود، پشت بام يا روي ديوار خانه بانگ زند، معتقدند كه خبر خوشي مي رسد يا مسافرشان از سفر مي آيد
2. در آستانه در نمي نشينند تا دچار بهتان نشوند.
3. هر گاه مرغي مثل خروس بخواند ،آن را شوم ميدانند و مي كشند.
باور هاي مردم سنگسر
1. روز قبل از عروسي پير زنان در بستر عروس و داماد ميخوابند. زيرامعتقدند كه اين كار باعث عمر طولاني آنها مي شود
و بسيار نمونه هاي ديگر مي توان از فرهنگ عاميانه مردم ايران آورد كه در نوع خود هم جالب و شنيدنيست و هم ميتوان به علل و ريشه هاي پيدايش و يا از بين رفتن آنها پرداخت كه در اين مجال نمي گنجد.
محسن مباهي
ماخذ:
1. فرهنگ مردم (فولكلور ايران)-سيد علي مير نيا-نشر پارسا-1378
2. فرهنگ عاميانه مردم ايران-صادق هدايت-نشر چشمه-1378
3. زمينه فرهنگ مردم-جلال ستاري-نشر ويراستار-1370

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه هجدهم بهمن 1384 و ساعت 8:57 |

”بسياري بر اين باورند كه در دنياي امروز نهاد خانواده تضعيف شده و حتي چيزي از آن برجاي نيست. اين عده معمولاً در چارچوب جامعه مدرن به خانواده نگاه نمي‏كنند؛ بلكه الگوهاي جامعه سنتي را براي سنجش كاركردهاي نهاد خانواده معيار خود قرار مي‏دهند. اين در حالي است كه در جامعه مدرن، هنجارها دروني شده و مشاركت فعال خانواده برانگيخته مي‏شود البته در اينكه خانواده از جهاتي كاركردهاي خود را از دست داده و به عبارتي دولتي شده، ترديدي نيست. امروزه دولت در جوامع مدرن و شبه مدرن، از طريق قوانين يا ايجاد الگوهاي جديد خانواده را تحت سلطه قرار مي‏دهد. رسانه‏ها هر روز در قلب خانه‏ها كار مي‏كنند و ارزش‏هاي جديدي را ايجاد مي‏كنند. بنابراين بسياري، خانواده را در معرض تهي شدن مي‏بينند چرا كه در خانواده‏هاي جديد حتي نهار و صبحانه بيرون خورده مي‏شود و بسياري از كاركردها را دولت و سازمان‏هاي ديگر به عهده مي‏گيرند“.
مطالب بالا گفته‏هاي دكتر باقر ساروخاني در يكي از نشست‏هاي گروه علمي ـ تخصصي جامعه‏شناسي خانواده انجمن جامعه‏شناسي ايران بود. در اين سلسله نشست‏ها كه معمولاً نخستين يكشنبه هر ماه برگزار مي‏شود، نهاد خانواده در ايران، تغيير كاركردها و معضلات و مشكلات آن مورد بررسي قرار مي‏گيرد.
عنوان جلسه‏اي كه در ارديبهشت ماه سال جاري برگزار شد، نگاهي به كتاب ”جامعه‏شناسي خانواده در ايران از روزنه ازدواج‏هاي دسته‏جمعي“ نوشته دكتر باقر ساروخاني اعلام شده بود كه در واقع از زاويه معرفي اين كتاب، شاخص‏هاي توفيق خانواده، ميزان و نحوه بررسي آن مورد توجه متخصصان اين گروه قرار گرفت.
دكتر ساروخاني در حاشيه اين بحث ضمن بيان مطالب بالا، نظر خود را نسبت به بقاي نهاد خانواده بسيار خوش‏بينانه‏تر عنوان كرد و گفت: من معتقدم جامعه بدون خانواده قابل تداوم نيست. خانواده ميراثي اجتماعي است كه ما از نياكانمان مي‏گيريم و به اخلاف خود منتقل مي‏كنيم اما براي بررسي كاركردهاي آن، بايد نهاد خانواده را با دنياي روز انطباق دهيم چرا كه خانواده جديد در دنياي جديد تبلور مي‏يابد.
وي در معرفي اثر خود گفت: اين كتاب نتيجه تحقيقي است كه در كميته امداد امام خميني و در مورد ازدواج‏هاي دسته‏جمعي آن انجام شده است و از اين زاويه، عروسان دسته‏جمعي كساني هستند كه زير لواي كميته امداد ازدواج مي‏كنند.
دكتر ساروخاني افزود: كتاب شامل سه بخش و فصل‏هاي مختلف است. در يك فصل سن ازدواج مورد بررسي قرار گرفته است كه از اين منظر، تا چه حد سن ازدواج در خانواده تأثير دارد و به عبارتي سن آرماني ازدواج در اين خانواده‏ها چيست. همچنين ارتباط ميان تحصيلات و توفيق خانواده‏ها مورد بررسي قرار گرفته است.
وي ادامه داد: بحث ديگر، مبحث شغل و توفيق زناشويي است. همچنين تعلق قومي، ازدواج و كاميابي زناشويي از ديگر مباحث اين كتاب است كه به نوعي اطلس جغرافياي اجتماعي ازدواج و طلاق در آن مورد توجه قرار گرفته است و بررسي شده كه در كدام مناطق طلاق‏زايي بيشتر است.
در فصل ديگر نيز بحث هم خوني و ازدواج مطرح شده و اين پرسش عنوان شده كه هم خوني تا چه حد در ازدواج اثرگذار است و البته چه نوع هم خوني، در چه سطح و درجه‏اي. البته اعتقاد ما بر اين است كه ازدواج‏هاي هم خون بايد با احتياط زياد نگريسته شوند. مدير گروه جامعه‏شناسي خانواده انجمن جامعه‏شناسي ايران در عين حال يادآور شد كه تنها منجر شدن ازدواج به طلاق، مبناي شناسايي عدم توفيق خانواده‏ها نيست بلكه اين بحث در سه سطح مورد بررسي قرار گرفته است كه يكي از شاخص‏هاي آن توفيق كمي يا همان منجر شدن ازدواج به طلاق است.
به گفته وي، شاخص ديگري كه در اين تحقيق مورد توجه قرار گرفته، طلاق ذهني است، بدين معنا كه انديشه طلاق به ذهن فرد رسيده باشد و شاخص سوم در توفيق خانواده‏ها نيز به فضاي عاطفي درون خانواده برمي‏گردد كه بنابر آن، وقتي در درون خانواده فضاي عاطفي سرد مي‏شود، اين خانواده مطلوب نخواهد بود.
دكتر ساروخاني در اين زمينه تأكيد كرد: اگر پيوند عاطفي درون خانواده از ميان برود، اين نهاد ديگر به عنوان گروه نخستين شناخته نخواهد شد چرا كه در بسياري از موارد، وقتي فضاي عاطفي به شدت كاهش مي‏يابد، شاهد پادگان شدن خانواده هستيم كه از ماهيت اصل خود به دور افتاده و با ابزارهاي ديگري كنترل مي‏شود.
وي در عين حال خاطر نشان كرد: اگر در جامعه‏اي هيچ طلاقي اتفاق نيفتد، اين امر نشانه خوبي براي توفيق خانواده در آن جامعه نيست. به عقيده او ديدگاه در اينجا بايد دوركيمي باشد بدين معنا كه نوعي آسيب در حد معقول و كم جامعه را واكسينه مي‏كند و از اين زاويه طلاق در سطح پايين مي‏تواند معيار خوبي براي جامعه باشد.
دكتر ساروخاني يكي ديگر از مباحث كتاب خود را بحث خانواده درماني را معرفي كرد و گفت: در اين بحث سئوال اين بود كه اگر خانواده‏اي با مشكل مواجه شد، اين مشكل را چگونه برطرف كنيم؟ در بسياري از موارد زوجين با هم سازش ندارند و طلاق عاطفي بسيار زياد شده است.
وي تصريح كرد: در علم جامعه‏شناسي خانواده براي ارائه راهكارهايي براي گزينش همسر تلاش در جهت سياستگذاري ازدواج براي سوق دادن آن به سمتي است كه ريز فاكتور سقوط و عدم توفيق را با شاخص‏هاي ياد شده، كمتر داشته باشيم.
دكتر ساروخاني گفت: با وجود اين تئوري، در اين تحقيق با وجود تأكيد كميته امداد براي ارائه نوعي جداول امتيازبندي شده براي پيش‏بيني در مورد موفقيت ازدواج، در مرحله گزينش همسر، به اين نتيجه رسيديم كه با توجه به تمايز فرهنگي زياد در نقاط مختلف كشور و سيال بودن اين واقعيت انساني، رتبه‏بندي و پلكاني كردن عوامل ميزان موفقيت در گزينش همسر امكان‏پذير نيست بلكه بايد در اين امر كارشناسان مجربي با در دست داشتن مجموعه‏اي از قواعد نسبي، حساس و كيفي اين امر را مورد سنجش قرار دهند.
وي همچنين به مشكلات جمع‏آوري اطلاعات در مورد سلامت يك خانواده در فرهنگ ايراني اشاره كرد و گفت: در اين تحقيق رابطه فرزندان به عنوان يكي از معيارهاي سنجش سلامت خانواده و آرامش و تعادل رواني افراد مورد بررسي قرار گرفته است.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 16:47 |