تبليغاتX
New Page 1 علوم اجتماعی

جامعه شناسی پزشکی : نگاهی به مفاهیم اصلی درجامعه شناسی پزشکی و طرح کلی سنخ بندی روابط،تعاملات ونقشهای اجتماعی درجامعه ی پزشکی

جامعه شناسی پزشکی در یک نگاه کلّی عبارت است از: نگاهی از دریچه ی جامعه شناسی علمی وبا استفاده ازاصول موضوعه یا چارچوبهای جامعه شناختی به متعاملین درامورمربوط به بیماری ودرمان یا هرگونه اموری که مربوط به تغییرات فیزیولوژی ومرفولوژی بدن انسان یاکارکردهای روحی و روانی انسان باشد ،  همچنین روابط میان متعاملین در امور فوق . از سوی دیگر جامعه شناسی پزشکی را می توان مطالعه ی ساختهای نسبتا"پایداراجتماعی در جامعه ی پزشکی تعریف کرد و جامعه ی پزشکی را نیز مجموعه ای- متشکل از انسانها ، نهادها و مفاهیم -  در ارتباط با بیماری ، سندرم ویا بهسازی فرایندهای فیزیولوژی و مورفولوژی بدن انسان دانست .

عمده ترین مشکل درتعریف جامعه ی پزشکی تعیین حدود و مرزهای آن است واین مسئله نیزخود  وابسته به تعریفی جامع وکامل ازسلامتی وبیماری است  .  متاسفانه  هنوز یک  تعریف  کامل   و موردقبول عام در مورد سلامتی و بیماری وجود ندارد . تعاریفی که تاکنون از  سلامتی و  بیماری عرضه شده است بیشتروابسته به یافته های آماری است وبه عناصر زمانی و مکانی وابسته است. براین اساس جمع آوری شوا هد و مدارک در یک جامعه ی خاص و در طول زمانی مشخص ، می تواند وضعیت نرمال جسمانی و روحی انسان سالم را مشخص کرده حدود آن را معین  کند . البته گروهی از اندیشمندان مرتبط ، تعاریف نسبیتی را لا اقل در مورد شرایط جسمانی قبول ندارند و بر دستیابی به تعاریف مطلق تاکید می کنند . یکی از تعاریف سلامتی در این دیدگاه سلامتی را شرایطی توصیف می کند که در آن انسان از هر لحاظ در شرایط غیر آزار دهنده یا رنج آور بسر برده و بتواند تحت آن شرایط به تفکر و خلاقیت که از خصوصیات ویژه ی انسان سالم می باشند ؛ دست یابد . این تعریف نیز خود با مشکلاتی روبروست . زیرا بنظر می رسد گاه انسانهایی در شرایط خاص و غیر نرمال مثلا"  با مصرف مواد اوپیوئیدی به خلاقیت بالاتری دست می یابند که قطعا"  انسان را تحت آن شرایط و تحت تاثیر مواد و داروهای روانگردان نمی توان انسان سالم دانست . در هر حال جامعه ی پزشکی رامی توان همچنانکه ذکر شد دریک نگاه کلی مجموعه ای ازواقعیتها پدیده ها واموراجتماعی ، حول محوربیماری و درمان به حساب آورد و جامعه شناسی پزشکی را مطالعه ی جامعه شناختی مجموعه ی فوق با توجه به نقشهای اجتماعی و انسانهای ایفاگر نقشهای فوق و روابط موجود در داخل مجموعه ی فوق یا میان داخل و خارج این مجموعه تعریف کرد .

نقشهای اجتماعی جامعه ی پزشکی را می توان در نخستین نگاه به دو گروه درمانگر و درمانخواه تقسیم بندی نمود . درمانگر عبارت است از هر فردی که بر اساس مطالعاتش به امر درمان می پردازد و درمانخواه را می توان به هر فردی که به درمان احساس نیاز می کند و درمان روی او انجام می گیرد ، اطلاق کرد .

درمانگران خود در سه گروه دستهبندی می شوند : 1 ) پزشک یا هر فردی که با مطالعه ی دقیق وضعیت بیمار به تشخیص بیماری پرداخته وطرح کلی درمان را پی می ریزد . در این گروه کلیه ی پزشکان اعم از پزشک عمومی و متخصص ، ماما و نیز دندانپزشکان جای می گیرند . 2) پرستار یا هر فردی که به پزشک در امر درمان بیمار یاری می رساند و بطور مستقیم با درمانخواه در تماس است  اعم از پرستار در شکل خاص و تکنیسن اتاق عمل و . . .  3 ) کلیه ی  افرادی که در امر درمان فعالیت می کنند لکن در ارتباط غیر مستقیم با درمانخواه هستند مانند داروساز متخصص علوم آزمایشگاهی پاتولوژیست رادیو لوگ و   . . .

درمانخواهان را نیزابتدا می توان در دو دسته ی بیماران و افرادی که بنا بدلایلی که نمی توان آن را بیماری نامید تحت درمان قرار می گیرند یا به آن احتیاج پیدا می کنند مانند خانم های باردار یا کسانی که تحت درمانهای زیبایی قرار می گیرند و . . .

بیماران را نیز می توان از نظر ویژگیهای بیماری  نخست د ر دستجات بیماران لاعلاج - با امکانات و یافته های امروز پزشکی - ، بیماران صعب العلاج یا سخت درمان و بیماران محتاج درمانهای ساده یا روتین قرار داد. همچنین تمامی دستجات فوق را در دو گروه بیماران حاد و مزمن قرار داد.تقسیم بندیهای دیگر نیز وجود دارد مانند بیماران روانی و جسمانی و تقسیم بیمار براساس نوع بیماری یا نوع درمان و . . .

از طرف دیگر مسائل جامعه ی پزشکی را صرفنظر از افراد می توان به نهادهای جامعه ی پزشکی شامل نهادهای رسمی نهادهای داوطلبانه - نهادهای دولتی و خصوصی و . . . ، روابط تعاملات و ساختهای جامعه ی پزشکی و بالاخره مفاهیم مجرد مثل اخلاقیات حقوق و قوانین و . . . تقسیم کرد . روابط و تعاملات این جامعه را نیز میتوان در دستجات روابط  درمانگر و درمانخواه ، روابط درمانگران با یکدیگر و نیز درمانخواهان با یکدیگر و هریک از این دو باجامعه و افراد بیرونی مانند روابط درمانخواه با خانواده محیط کار و جامعه ای که در آن زندگی می کند .

همانطور که بنظر می رسد وسعت مسائل در جامعه شناسی پزشکی بسیار زیاد است هر چند لااقل در کشور ما مطالعات در این بخش بسیار اندک و ناچیز است حال آنکه این بخش یکی از مهمترین و حساسترین بخشهای جامعه بوده مطالعات گسترده ای را می طلبد .

منبع:فصل نو

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 19:35 |
دومین سطحی که جنگ ها از آن زاییده می شوند، سطح ساختار کلی جامعه است. در اینجا، غالباٌ از فشارهای اقتصادی بعنوان عامل اصلی یاد می شود. همچنین، مقاومت در برابر تهاجم، به نظر عاملی معقول به نظر می آید.

The second level from which wars are bred is that of the social whole. Here, economic pressures are often cited as a major cause. Also, resistance to aggression seems a reasonable cause.
 

ولی این ادعا که تامین تعدیل های مادی به تنهایی موجب جنگ می شود، یک توهم اندر توهم است. جنگ ها غالباٌ محصول هویت یابی عادی با منافع محدود هستند که توسط ربط دادن مفاهیم، در نهایت بعنوان حقوق انحصاری شخص تلقی می شود. اعتراف به اینکه مشکل بشریت صرفاٌ مشکل نان است، تنزل دادن انسانیت به سطح حیوانی است.
 

It would be an illusion within illusion, however, to claim that wars arise merely to secure material adjustment. They are more often the product of uncritical identification with narrow interests which, through association, finally come to be regarded as one's sole rights. To profess that humanity's problem is merely that of bread is to reduce humanity to the level of animality.

اگر انسان چنین انتخاب کند که وظیفه اش محدود به تامین صرف تعدیل های مادی است، باید انشعاب های معنوی این هدف ساده را درک کند و توسط آن ها هدایت شود. تعدیل های اقتصادی نمی تواند جدا از یک فضای معنوی وجود داشته باشد. تعدیل های اقتصادی فقط زمانی حاصل می شوند که مردم دریابند که در امور اقتصادی، بدون جایگزین ساختن عشق ایثارگرانه با منافع شخصی، هیچگونه برنامه ریزی تعاونی نمی تواند وجود داشته باشد. با شکست در (فهم) این پیش شرط اساسی، دستیبابی به بالاترین کارآیی ها در امر تولید، تنها به احساس عدم کارآیی بیشتر و تضاد جدید خواهد انجامید.  زیربنای تمامی تلاش ها برای برداشتن فشارهای اقتصادی که به جنگ منتهی می شوند، یک روحیه ی ژرف از عشق ایثارگرانه می باید باشد

If man chooses to set himself the limited task of securing purely material adjustment, he must understand and be guided by the spiritual ramifications of this simple goal. Economic adjustment cannot be divorced from a spiritual context. Economic adjustment can be achieved only as people realize that there can be no planned cooperative action in economic matters, without the replacing of self-interest with self-giving love. Failing this fundamental requisite, the attainment of the highest efficiency in production will only lead to a further sense of insufficiency and new conflict. A profound spirit of self-giving love must underlie all effort to solve and remove the economic pressures leading towards war.

درحالیکه تعدیل های مادی را فقط می توان بعنوان بخشی از مشکل گسترده تر تعدیل معنوی انگاشت، تعدیل معنوی به نوبه ی خود نیازمند حذف نفس است. نفس انسانی می باید از تمامی مراحلی که زندگی فکری، عاطفی و فرهنگی انسان را متاثر می سازد حذف شود.

While material adjustment can only be regarded as a part of the wider problem of spiritual adjustment, spiritual adjustment in turn requires the elimination of self. It must be removed from all those phases which affect the intellectual, emotional and cultural life of man.

آنگاه به روشنی می توان دید که راه حل عوامل فردی و اجتماعی که زیربنای جنگ هستند در روشن ضمیری معنوی فرد انسان نهفته است. این الزاماٌ به آن معنی نیست که جنگ ها تا زمانی که نفس/منیت فرد در زمینه های فرهنگی و اقتصادی زندگی حاکم است، امری غیرقابل اجتناب است، زیرا جنگ فقط قابل انفجارترین و زمخت ترین تجلی نفس پرستی ترکیبی انسان است (؟؟؟) ولی تا زمانی که نهایتاٌ نفس/منیت رام نشده و حذف نشده باشد، برخوردها و نزاع ها بصورت های مختلف، غیرقابل اجتناب هستند.

It may readily be seen then that a solution to the individual and social factors underlying war rests upon the spiritual enlightenment of the individual. This need not mean that wars are inevitable as long the ego-self of the individual continues to ride rampant in the cultural and economic areas of life, for war is only the most explosive gross manifestation of the combined egocentricity of mankind. But conflict of one sort or another is inevitable until the ego-self is finally tamed and eliminated.

 

همچنان که انسان با حقیقت رو به رو می شود و یگانه بودن تمام بشریت، بلکه تمامی خلقت را تحسین می کند، مشکل جنگ ها شروع به ناپدید شدن خواهد کرد. غیر لازم بودن و غیر معقول بودن جنگ ها را همگان چنان باید به روشنی ببینند، که مشکل فوری و آنی، دیگر توقف جنگ ها نخواهد بود، بلکه جهت آن جنگ باید بر علیه نگرش ذهن انسان، که جنگ ها را تولید می کند باشد.

As man faces the truth and begins to appreciate that all humanity, nay all creation, is one, the problem of wars will commence to disappear. Wars must be so clearly seen by all to be both unnecessary and unreasonable that the immediate problem will not be to stop wars, but to wage them spiritually against the attitude of mind, which generated them.

در زیر نور این حقیقت که همگان یگانه اند، یک زندگی همیارانه و هماهنگ غیرقابل اجتناب می گردد. بنابراین، کار اصلی برای کسانی که تصمیم دارند بشریت را پس از یک جنگ بزرگ بسازند این است که بیشترین تلاش خود را صرف زدودن جهل معنوی که بشریت را دربرگرفته کنند. مرض خودخواهی در نوع بشر، نیازمند درمانی است که نه تنها کاربردی فراگیر داشته باشد، بلکه طبیعتی قوی و موثر داشته باشد. خودخواهی چنان عمیقاٌ ریشه گرفته که فقط می تواند توسط حملات همه جانبه ریشه کن شود. زمانی که خودخواهی زدوده شود، آشتی و خوشبختی واقعی به خودی خود طلوع خواهد کرد. آرامش و خوشبختی که از عشق ایثارگرانه ناشی شود پایدار هستند. حتی بدترین گناهکار می تواند یک قدیس شود، اگر که شهامت و صداقت پذیرش یک تغییر قلبی کامل و موثر را داشته باشد.

In the light of the truth of the unity of all, a cooperative and harmonious life becomes inevitable. Thus the chief task for those who set out to rebuild humanity after a great war is to do their utmost to dispel the spiritual ignorance that envelopes humanity.
The disease of selfishness in mankind will need a cure that is not only universal in application, but drastic in nature. Selfishness is so deep-rooted that it can be eradicated only by being attacked all sides. Real peace and happiness will dawn spontaneously when selfishness is purged. The peace and happiness that come from self-giving love are permanent. Even the worst sinner can become a great saint if he has the courage and sincerity to invite a drastic and complete change of heart.

سطوحی که جنگ ها از آن ناشی می شوند هنوز بی اثر و تهی نشده اند. سومین سطح توهم است. تمامی تضادها و جنگ ها، زمانی که به راستی فهمیده شوند، بخشی از آن بازی الهی هستند. بنابراین، جنگ ها نتیجه ی اراده ی الهی هستند، که توسط واسطه ی مایا__ آن نیروی کیهانی که دنیای توهمی دوگانه را همچون واقعی می نمایاند، در دنیای تجلیات ظهور می کند.

The levels from which war springs have not yet been exhausted. The third is that of maya. When truly understood, all conflicts and wars are also seen to be a part of the divine game. They are thus a result of the divine will, which finds expression in the world of manifestation, through the medium of maya—the cosmic power that causes the illusory world of duality to appear as real.

هدفی که توهم (مایا) دنبال می کند دو جنبه دارد: 1) می تواند در به دام انداختن ذهن در دوییت توهم وسیله ساز باشد، و 2) همچنین می تواند در آزاد ساختن ذهن از چنگال جهل معنوی و قید ها، وسیله ساز باشد.

The purpose served by maya is twofold: (1) it can be instrumental in trapping the mind in the duality of illusion, and (2) it can also be instrumental in freeing the mind from the grip of spiritual ignorance and bondage. Maya should not be ignored; it must be handled with detachment and understanding. Wars are the work of maya, and are either spiritually disastrous or beneficial depending on whether they are based on attachment to or detachment from the hold of maya.

آخرین سطحی که علل جنگ از آن ناشی می شود، ابداٌ یک سطح نیست، زیرا بخشی از نقشه الهی است تا درمانی تازه از آن حقیقت یگانه و ازلی را، به دنیایی گرسنه و خسته اعطا کند. در زمان جنگ، نیروهای عظیم ویرانگر درکار هستند که گاهی به نظر می رسند که چیره شده اند. ولی نیروهای سازنده ی رستگاری بشر نیز همچنین توسط کانال های مختلف آزاد می گردند. باوجودی که عملکرد این نیروهای اخیر بیشتر ساکت است، در نهایت، این ها بطور حتم، آن دگرگونی را که لازمه ی پیشرفت مطمئن و استوار معنوی بشریت است به ارمغان خواهند آورد.

The final level from which the causes of war spring is no level at all, for it is a part of the divine plan of God to give to a hungry and weary world a fresh dispensation of the eternal and only truth. During war, great forces of destruction are afoot which at times might seem to be dominant. But constructive forces for the redemption of humanity are also released through various channels. Though the working of these latter forces is largely silent, eventually they are bound to bring about the transformations that will render safe and steady the further spiritual progress of humanity.

 

صرفنظر از عوامل سیاسی و اقتصادی که تاریخدان ها در نگرش پس نگرانه ی خود به جنگ برمی شمرند، از نقطه نظر معنوی، این پدیده ی خونین رنگ یک خروش دوره ای الهی است که هیچ نیروی زمینی کنترلی روی آن ندارد.

Regardless of the political and economic factors described by the historian as he looks at war in retrospect, from the spiritual point of view this sanguine phenomenon is a cyclic divine ferment over which no earthly power has control.

در امور دنیوی، همواره دو جنبه از الوهیت وجود دارد که از ازل فعال هستند. در زبان پارسی، جنبه ی ویرانگر الوهیت "جلال" خوانده می شود و جنبه ی سازنده اش "جمال". زمان ی که جنبه ی "جلالی" خداوند چیره می شود، ویرانگری و رنج در مقیاسی بسیار وسیع پدید می آید، مانند جنگ جهانی گذشته. از سوی دیگر، جنبه ی "جمالی" با خودش آرامش و فراوانی می آورد. این دوران ها معمولاٌ اعصار طلایی تمدن بوده اند.

There are always two aspects of Divinity that are eternally active in the affairs of the world. In Persian, the destructive aspect of divinity is termed "self-glorification", and the constructive aspect "self-beatitude". When the "self-glorification" aspect of God dominates, there is destruction and suffering on a colossal scale, as in the last world war. The aspect of "divine beatitude" on the other hand brings peace and plenty. These are usually the golden ages of civilization.

در طول دوران "جلالی"، الوهیت، توسط خلقت خودش، به اصطلاح خودش را دفع می کند؛ درصورتی که در دوران "جمالی"، الوهیت توسط خلقت خود، خویش را جذب کرده یا به آن عشق می ورزد. روش پیشین روشی منفی است و پسین، مثبت. هردو را می باید در نهایت بعنوان ابزارهای خرد الهی برای ارتقای بشریت به میراث الهی خودش، که "خودشناسی" است، دانست. زمانی که فرد یا نژاد انسانی در ورطه ی لغزش به حیوانخویی است، این رنج بردن است که به آن ها توان بخشی می دهد.

During the phase of "self-glorification", Divinity repels Itself, so to speak, through Its own creation, while in the phase of "self-beatitude" Divinity attracts or loves Itself through Its own creation. The former is a negative method, the latter positive. Both must be regarded ultimately as instruments of divine wisdom to rouse humanity to its divine heritage of self-realization. When the individual or the race is about to lapse into bestiality, it is suffering that rehabilitates them.

هر دو دوران "جلالی" و "جمالی" خداوند بصورت امواج دورانی اعمال شده و با شدتی مشابه افراد و نژادها را تحث تاثیر قرار می دهند. اینک، همچنانکه دوران ویرانگری تضعیف می شود، دوران سازندگی "جمال الهی" به تدریج خودش را نمایان می سازد.

Both the "self-glorification" and "self-beatitude" phases of God are exerted in cyclic waves and affect individuals and the race with similar intensity. As the destructive phase now begins to weaken, the constructive cycle of "divine beatitude" will gradually make itself felt.

درست همانگونه که فاجعه ی (جنگ) جهانی اخیر، بیگناهان را همراه با مقصران درهم شکست، همانطور نیز در دوران آتی "جمالی"، مستحق ها نیز همانند غیرمستحقین فرصتی یکسان برای دریافت لطف الهی خواهند داشت، به شرطی که نسبت به اوضاع هشیار باشند: چنین سرشار و منحصربه فرد است یک دوران اعطا (ی الهی).

Just as the recent world (war) catastrophe overwhelmed the innocent as well as the guilty, so in the approaching "self-beatitude" phase the undeserving as well as the deserving will have equal chance of receiving divine grace provided they are awake to the situation, so full and unique a cyclic dispensation it will be.

اصول اخلاقی در زمان جنگ تنها می توانند توسط میزان و درجه ای که بازتاب نقشه ی الهی هستند مورد قضاوت باشند. در جنگ دو نوع نیرو درکار هستند: 1) نیروهایی که برای عشق، عدالت، هماهنگی و بهزیستی تمام بشریت کار می کنند، و 2) نیروهایی که با پایبندی های نژادی وملی برای استثمار خودخواهانه ی دیگران، باهم متحد عمل می کنند. با این وجود، درحالی که جنگ بزرگ گذشته برای میلیون ها انسان رنج و تجریب به ارمغان آورد، بیهوده نبود، زیرا که از میان اغتشاش آن، دنیایی تازه از آزادی، خوشبختی و ادراک بیرون خواهد آمد.

Ethics in time of war can only be judged by the degree to which they reflect the divine plan. In war there are two kinds of forces operative: (1) those which make for love, justice, harmony and the well-being of all mankind, and (2) those which work in alliance with narrow racial and national loyalties towards the selfish exploitation of others. Nevertheless, although the last great war brought great suffering and destruction upon millions of people, it was not in vain, for out of its chaos there will emerge a new world of freedom, happiness and understanding. 
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه شانزدهم دی 1385 و ساعت 13:36 |

                           

لیست کشورها طبق حروف الفبا                   

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

 در صورت نیاز به اطلاعات بیشتردر موردهر کشور روی نام آن کلیک کنید

A

B

C

D

E

F

G

H

I

J

K

L

M

N

O

P

Q

R

S

T

U

V

W

Y

Z

 

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه دوازدهم دی 1385 و ساعت 13:11 |

سخنرانی، که از کتاب "بشریت، بشنو" مهربابا است، توسط دان استیونسن ویرایش شده، چند سال پس از جنگ جهانی دوم توسط مهربابا برای مریدانش ایراد شده است. امروزه نیز بسیار مربوط باقی می ماند.

نخستین چاپ کتاب "بشنو بشریت" از مهربابا در سال 1957 توسط شرکت داد، مید در نیویورک منتشر شد و دومین چاپ آن در 1971 توسط نشر هارپر کولوفن  در نیویورک. سومین چاپ این کتاب در 1985 توسط در نشست با مهربابا، آتلانتا و دنور صورت گرفت.

Origins and Effects of War
by Meher Baba

This discourse, from Listen Humanity by Meher Baba, edited by Don Stevens, was given by Meher Baba to his disciples a few years after World War II. It remains quite relevant today.

 

The first edition of Listen Humanity by Meher Baba was published in 1957 by Dodd, Mead and Company, New York Second edition published in 1971 by Harper Colophon Books, New York. Third Edition published in 1985 by In Company with Meher Baba, Atlanta and Denver.

بخش اول

علت های اساسی اغتشاش های اجتماعی، که غالباٌ بصورت جنگ جلوه می کند، را می توان در وجود فرد، تمامیت جامعه، عملکرد توهم و در خود اراده ی خداوند یافت. از آنجایی که تمامی این علل در تحلیل نهایی یکی هستند، این جز آن معنی نمی دهد که جنگ بخشی از نقشه ی الهی است. درست است ؟؟؟ که جنگ بر فرد انسانی تاثیر دارد، بااین حال، باید آن را در تمامی سطوح، در درون توهمی که آن را متجلی می سازد، درک کرد.

Part 1

The basic causes of the social turmoil that often precipitates into war may be found in the individual, the social whole, the functioning of maya, and in the very intent of God's will. Inasmuch as these are essentially one in the final analysis, this means no more than that war is a part of the divine pattern. Insofar as war affects the individual, however, it must be understood at all the levels within illusion from which it is precipitated.

نخستین سطح، خود فرد انسان است. آشکار است که بیشتر افراد در نفس های خویش و نظرات خودخواهانه ی خود غرقه هستند. این زندگانی ارزش های توهمی است که انسان ها در آن گرفتار آمده اند. اگر انسان بخواهد با حقیقت رویارو شود، درک خواهد کرد که تمامی حیات یگانه است، و در این ادراک، خویشتن محدودکننده اش را ازیاد خواهد برد..
 
The first is the level of the individual himself. It may readily be seen that most persons are immersed in their own egos and selfish viewpoints. This is the life of illusory values in which men are caught. If man were to face the truth he would understand that all life is one, and in this understanding, forget the limiting self.
 

 

ولی انسان با حقیقت رویارو نمی گردد و خود را جدا از و در رقابت با سایر افراد بشر به شمار می آورد. این نگرش غالباٌ سبب زایش مفهوم خوشبختی فردی است که شهوت برای قدرت، طمع عنان گسیخته و نفرت فرونشانده نشده را خلق می کند.

But man does not face the truth, regarding himself as separate from and competing with the rest of mankind. This attitude often breeds a concept of personal happiness that creates lust for power, unbridled greed and unrelieved hatred.

 

انسان های بسیار، غافل از هدف واقعی زندگی، به نازل ترین سطح فرهنگ سقوط می کنند و خویش را در شکل هایی که از گذشته ی مرده برجای مانده دفن کرده و به تباهی آن اشکال کمک می کنند. آنان با اسارت در منافع مادی و دیدگاه های محدود، مقصد الهی خویش را ازیاد می برند. آنان به واقع راه خویش را گم کرده و بنابراین وحشیانه یکدیگر را نابود می کنند، زیرا که قلب هایشان از ترس و کینه ازهم دریده شده است.

Ignorant of the real purpose of life, many persons sink to the lowest level of culture, burying themselves in and contributing to the decay of forms lingering on from the dead past. Bound by material interest and a limited viewpoint, they forget their divine destiny. They have truly lost their way, and so they lay savagely about themselves, for their hearts are torn by fear and hate.

ادامه دارد/ to be continued
 
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه دوازدهم دی 1385 و ساعت 10:40 |
شماره نخست مطالعات اجتماعی ایران منتشر شد

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه پنجم دی 1385 و ساعت 8:53 |

شماره 31 فصل‌نامه علوم اجتـماعي دانشـگاه عـلامه طباطبايـي ـ پاييز 1384 ـ در 178 صفحه و به قيمت 900 تومان منتشر شد.
مقالات اين شماره فصل‌نامه علوم اجتماعي به شرح زير است:
۱-‏ بازار پيام و آينده ارتباطات ميان‌فرهنگي / دكتر مهدي محسنيان‌راد
۲- آينـده‌نگـري چالــش‌هــاي نظارت الكـترونــي در جامـعـه اطـلاعاتـي ايـران / دكـتر اميد‌علي مسعودي
۳-‏ گرايش‌هاي سياسي نخبگان سياسي / دكتر قربان‌علي سبكتكين‌ريزي و دكتر محمد‌ابراهيم موحدي
۴- بـررسـي تاثيــر رسـانه‌هـا بر تمايــل به تغيــير سـبك زندگــي روسـتايـي / دكتـر سيد‌نورالدين رضوي‌زاده
۵-‏ عوامل موثر بر كارآيي روابط عمومي‌ها؛ بررسي تطبيقي ديدگاه‌هاي مديران اجرايي و مديران روابط عمومي / اصحاب حبيب‌زاده

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه دوم دی 1385 و ساعت 12:1 |