شرق؛ جامعه شناسي رشته اي است که گرايش هاي مختلفي را در برمي گيرد. بدين معنا که تفکر جامعه شناسي و نگاه به جهان از دريچه جامعه شناسي، دربردارنده رهيافت هايي خاص نسبت به عرصه هاي مختلف زندگي و انديشه بشري است. جامعه شناسي سياسي، جامعه شناسي ادبيات، جامعه شناسي هنر و... در واقع حوزه هاي علمي بين رشته اي هستند که يک پديده مفروض را از دو ديدگاه مختلف و با شيوه اي ديالکتيکي بررسي مي کنند. البته تعداد اين حوزه هاي بين رشته اي آنقدر افزايش يافته است که به قول يکي از جامعه شناسان به زودي شايد جامعه شناسي صندلي نيز به اين حلقه افزوده شود. جامعه شناسي سلامت يا جامعه شناسي پزشکي يکي از اين رشته هاي علمي است که هدف اصلي آن بررسي رابطه متقابل مسائل و پديده هاي اجتماعي با بيماري ها، سلامتي و مرگ انسان ها است. در واقع در اين رشته بررسي و تحليل عوامل اجتماعي موثر در شکل گيري بيماري ها يا حفظ سلامتي است که مدنظر است. *عنوان : جامعه شناسي پزشكي پديدآور اصلي: آرمسترانگ ، ديويد وضعيت نشر/تهيه: [تهران ] : موسسه انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف ,1372 مشخصات ظاهري: 228 ص .: نمودار موضوع: جامعه شناسي پزشكي *عنوان : جامعه شناسي پزشكي و بهداشت پديدآور اصلي: محسني ، منوچهر، 1321 وضعيت نشر/تهيه: تهران : طهوري ,1357 مشخصات ظاهري: 305 ص موضوع: جامعه شناسي پزشكي / بهداشت همگاني *عنوان : جامعه شناسي پزشكي پديدآور اصلي: محسني ، منوچهر , وضعيت نشر/تهيه: تهران : طهوري ,1376 مشخصات ظاهري: 400 ص .: مصور، جدول ، نمودار موضوع: جامعه شناسي پزشكي / بهداشت همگاني جامعهشناسي براي گروههاي علوم پزشكي منبع : sociologybook.blogfa

در کتاب «جامعه شناسي سلامت و حفظ سلامت»،که ويراستاران آن ديويد فيلد و دافنا بيرنبام هستند، به روشني مي توان جامعه شناسي و کاربردهاي آن را به عنوان يکي از عناصر کليدي برنامه بنيادي آموزشي دانشجويان پرستاري مشاهده و بررسي کرد. اين کتاب ماهيت جامعه شناسي و پژوهش جامعه شناختي و کاربردهاي آن در حفظ سلامت را بررسي مي کند. کتاب چهار بخش دارد؛ ماهيت جامعه شناسي و پژوهش جامعه شناختي، الگوسازي اجتماعي سلامت و بيماري، جنبه هاي اجتماعي بيماري و مرگ و سازمان و نحوه توزيع سلامت.ويرايش جديد اين کتاب دربردارنده متون جديد پرستاري و فعاليت هاي بين حرفه اي (Inter Professional) است. کتاب مشتمل بر رهيافت هاي جديد در رابطه با درک تاثير نابرابري هاي اجتماعي در سلامت و تجربه بيماري هاي مزمن و مرگ است.اين کتاب را بلاک ول در آوريل 2007 منتشر کرده است.
ناشر: پيام ديگر
مترجم: مريم يارمحمدتوسكي
Social Science
*عنوان : درآمدي بر جامعه شناسي ادبيات ، مجموعه مقالات
پديدآور اصلي:
وضعيت نشر/تهيه: تهران : نقش جهان ,1377
مشخصات ظاهري: 620 ص
موضوع: ادبيات - جنبه هاي اجتماعي -- ادبيات - مقاله ها و خطابه ها -- ادبيات - فلسفه -- ادبيات - روان شناسي -- زيبائي شناسي
*عنوان : جامعه شناسي ادبيات فارسي : (جامعه شناسي در ادبيات )
پديدآور اصلي: ترابي ، علي اكبر
وضعيت نشر/تهيه: تهران : فروغ آزادي ,1376
مشخصات ظاهري: ده ، 263 ص
موضوع: ادبيات فارسي ـ جنبه هاي اجتماعي ـ ادبيات فارسي ـ جامعه شناسي
*عنوان : جامعه شناسي ادبيات
پديدآور اصلي: اسكارپيت ، روبرت ، 1918
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) ,1374
مشخصات ظاهري: شش ، 135 ص .: نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: ادبيات -- جنبه هاي اجتماعي / نويسندگي -- جنبه هاي جامعه شناسي
*عنوان : جامعه شناسي ادبيات (دفاع از جامعه شناسي رمان )
پديدآور اصلي: گلدمن ، لوسين ، 1913 - 0791 ,
وضعيت نشر/تهيه: تهران : هوش و ابتكار ,1371
مشخصات ظاهري: 413 ص
موضوع: داستان -- جنبه هاي جامعه شناختي / داستان -- قرن 20 -- تاريخ و نقد / ادبيات و اجتماع /
*عنوان : جامعه شناسي ادبيات
پديدآور اصلي: اسكارپيت ، روبرت ، 1918
وضعيت نشر/تهيه: تهران : سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت ) ,1374
مشخصات ظاهري: شش ، 135 ص .: نقشه ، جدول ، نمودار
موضوع: ادبيات -- جنبه هاي اجتماعي / نويسندگي -- جنبه هاي جامعه شناسي
ادامه مطلب
در دهههاي اخير روانشناسي اجتماعي با بحراني چالشبرانگيز دست به گريبان بوده است كه حاصل آن وداع اين علم با روياي دستيابي به قوانين جهانشمول در حوزه شناخت و رفتار انسان بوده است.
مسئله اين بود كه تحقيقات تجربي اين واقعيت را به وضوح روشن ميكرد كه بسياري از قوانين روانشناختي كليدي كه تا آن زمان جهانشمول انگاشته ميشد، معرف فرهنگ اروپايي و آمريكايي بوده و قابليت كمي براي تعميم به فرهنگهاي ديگر دارند.
در نتيجه اين باور در ذهن اكثر روانشناسان پرورش يافت كه تمامي يافتههاي روانشناختي وابسته به فرهنگ بوده و بايد در تعميم آنها به فرهنگهاي ديگر احتياط فراواني كرد.در اين ميان شاخهاي از روانشناسي اجتماعي، با عنوان روانشناسي بينفرهنگي، سهم بسياري در به چالش كشيدن جريان غالب روانشناسي ايفا كردهاست.
روانشناسان بينفرهنگي با انتشار يافتههاي تجربي در مورد تفاوتهاي معنيدار بينفرهنگي بر محدوديتهاي تصور غالب روانشناسي اجتماعي كه ناشي از كمتوجهي به مسئله فرهنگ بود، تاكيد ميورزيدند. نوشتار حاضر درصدد ارايه چارچوبي براي درك و تفسير تفاوتهاي بينفرهنگي است.
برخي از فرهنگها (مانند فرهنگهايي كه از طريق شكار كردن امرار معاش ميكنند) نسبتا سادهاند و بعضي ديگر (مانند جوامع اطلاعاتي) پيچيده. يك فرهنگ همچنين ميتواند باز يا بسته باشد. بسته يا باز بودن يك فرهنگ بسته به اين است كه يك فرهنگ تا چه حد روي مجموعهاي از هنجارهاي مشخص ارزشي و رفتاري تاكيد ميورزد و در عين حال به چه ميزان در آن، در صورت نقض هنجارها از جريمه و تنبيه استفاده ميشود.
فرهنگها همچنين در ميزان فردگرايي و جمعگرايي با هم تفاوت دارند.گرچه ويژگيهاي فرهنگي نامحدودند؛ اما از اين ميان فردگرايي و جمعگرايي مورد توجه خاص روانشناسان بينفرهنگي قرار گرفتهاند به نحوي كه اكثر تحقيقات اين علم حول محور اين دو سازه فرهنگي سامان يافته است. نظر به نقش مهمي كه ايندو ويژگي فرهنگي در روانشناسي بينفرهنگي بازي ميكنند در زير به معرفي آندو ميپردازيم.
فردگرايي و جمعگرايي
در ذهن آمريكاييها فردگرا بودن نهتنها خوب است، بلكه جزو ويژگيهاي اصلي يك آمريكايي محسوب ميشود. با اين وجود خاستگاه اين واژه را بايد در جايي ديگر جستجو كرد. به نظر ميآيد؛ اين واژه در ابتدا در دوران انقلاب فرانسه براي توصيف تاثير مخرب حقوق فردي بر روي بهروزي ملتها بهكار گرفته شد.
در آن دوران گروهي از انديشمندان نسبت به پيشرفت روزافزون جنبش حقوق فردي ابراز نگراني و حتي وحشت ميكردند. اينگونه احساس ميشد كه فردگرايي عاقبت اجتماع را متلاشي خواهد كرد . متعاقبا از فردگرايي تحتعنوان يك جهانبيني ضداجتماع ياد ميشد كه ساختارهاي اجتماعي را در هم خواهد شكست.
در واقع انديشمندان غربي از مدتها پيش متوجه تفاوتهاي جوامع فردگرا و جمعگرا شده بودند. دوركيم در نوشتههاي خود همبستگي ارگانيك و همبستگي مكانيكي را در مقابل هم قرار ميدهد. در منظر وي روابط زودگذري كه در جوامع پيچيده بين افراد شكل ميگيرد (همبستگي ارگانيك) نشان از نوعي تمركز بر فرد دارد.
حال آنكه پيوندهاي دائمي شكل گرفته در بين افراد در جوامع سنتي (همبستگي مكانيكي) نشانگر نوعي تمركز بر جمع است. ماكس وبر نيز پروتستانتيزم فردمحور اروپاي غربي را در مقابل كاتوليسيزم جمعمحور قرار ميدهد. در نظر وي اولي ارتقادهنده اتكا به خود و پيگيري منافع شخصي و دومي ارتقابخش روابط دايمي و سلسله مراتبي است.
فردگرايي: مفروضه اصلي فردگرايي اين است كه افراد از هم مستقلاند. به بيان ديگر فردگرايي جهانبيني است كه فرد را در وهله اول قرار ميدهد و اجتماع را در وهله دوم. در اين جهانبيني حقوق بيشتر از وظايف مورد تاكيد قرار ميگيرد. ارزشهاي فردگرايانه شامل مسئوليت شخصي، آزادي انتخاب، تحقق تمامي پتانسيلهاي فردي و احترام به استقلال ديگران است.
جمعگرايي: مفروضه اصلي جمعگرايي اين است كه گروههاي اجتماعي و افراد متقابلا تعهداتي نسبت به هم دارند. اين گروهها شامل خانواده، طايفه، قوم، گروه مذهبي و ...هستند. خصيصه اصلي جوامع جمعگرا تعهدات و انتظارات متقابل فراوان بر اساس موقعيتهاي اجتماعي افراد است. در اين جهانبيني فرد جزوي از اجتماع محسوب ميشود و واحدهاي اجتماعي با سرنوشت، اهداف و ارزشهاي مشترك در اولويت قرار ميگيرند.
شيوع فردگرايي و جمعگرايي
فردگرايي غالبا در جوامع پيچيده، باز، صنعتي و ثروتمند ديده ميشود. همچنين فردگرايي غالبا در كشورهايي كه چندين نظام هنجاري در آنها وجود دارد (كشورهاي چندفرهنگي) به چشم ميخورد. در عين حال اين ويژگي فرهنگي در بين طبقات بالا و متخصصين هر جامعه و در ميان افرادي كه زيادتر تحتتاثير رسانههاي ارتباطجمعي آمريكايي قرار دارند، شيوع بيشتري دارد. نهايتا هرچه افراد يك جامعه از اينترنت بيشتر استفاده كنند، رابطه آنها با اعضاي خانواده و اطرافيان كمتر شده و اين فرآيند نهايتا به فردگرايي بيشتر ميانجامد.
جمعگرايي در فرهنگهاي ساده، بسته، سنتي و در حال توسعه بيشتر ديده ميشود. علاوه بر اين جمعگرايي در جوامع نسبتا همگن (كه در آنها هنجارهاي گروهي بهطور گستردهاي پذيرفته ميشوند)، در جوامعي با جمعيت فشرده و جوامعي كه در آنها مشاغل تا حد زيادي به هم وابستهاند، شيوع بيشتري دارد و نهايتا اين ويژگي فرهنگي در ميان افراد مسن جوامع، اعضاي خانوادههاي بزرگ و گروههاي مذهبي شايع است.
تفاوت ساختاري عميق بين فرهنگها
ادامه مطلب

