Social Science
سبک زندگی:
تعريف سبك زندگي سوبل كه شايد مفصل ترين متن درباره تعريف سبك زندگي را نوشته « Sobel‚1981» معتقد است كه «… تقريبا هيچ توافق تجربي يا مفهومي درباره اين كه چه چيز سازنده سبك زندگي است وجود ندارد» (P.2) برخي ديگر هم معتقدند كه مي توان اين مفهوم را بسته به موضوعي كه مطالعه ميشود ، به طرق مختلف تعريف كرد و ارائه تعريفي از آن ، نافي بقيه شيوه هاي استفاده از اين مفهوم نيست، فقط لازم است تا زمينه اي را كه در آن از اين مفهوم استفاده مي شود تعريف كرد (Loove & Miegel‚1990:P.21) . و برخي نظير روبرتز معتقدند كه كسي حق ندارد مشخص كند كه بايد چه تعريفي از اين مفهوم داشت. به نظر وي مفاهيم ملك خصوصي جامعه شناسان يا روانشناسان يا هر كس ديگري نيستند. فقط هركس مجبور است اهميت تعريفي را كه پذيرفته است با نشان دادن يافته هاي جديد حاصل از آن توجيه كند (Roberts‚1990:P.195) .اين موضع گيريها دشواري ارائه تعريفي از سبك زندگي را نشان ميدهند.
سبك زندگي به عنوان مجموعه رفتارها
تعريف بر مبناي الگوي مصرف
گويا اولين بار ليزر در سال 1963 سبك زندگي را بر اساس الگوي خريد كالا تعريف مي كند. به نظر وي «… سبك زندگي دال بر شيوه زندگي متمايز جامعه يا گروه اجتماعي است … شيوه اي كه بدان طريق مصرف كننده خريد مي كند. و شيوه اي كه بدان طريق كالاي خريداري شده مصرف مي شود بازتاب كننده سبك زندگي مصرف كننده در جامعه است» ( Anderson &Golden‚1984:PP.2-3) . اين تعريف اگر چه براي مطالعات بازاريابي كاربرد تبيني ندارد چرا كه الگوي خريد و مصرف را كه بازارياب ها به دنبال آن هستند ، فقط توصيف مي كند، اما به عنوان اولين تعريف اشاره كننده به مفهوم الگوي مصرف حائز اهميت است.
سوبل بعد از بحثي مفصل درباره تعريف سبك زندگي مي نويسد«… كاملا نعقول است كه بپذيريم سبك زندگي كاملا قابل مشاهده يا قابل استنتاج از مشاهده است« ( Sobel‚1981:P.28) و در ادامه تاكيد مي كند كه الگوي مصرف قابل مشاهده ترين و بهترين شاخص سبك زندگي است. به علاوه ، الگوي مصرف قادر است بيشترين ارتباط ميان افراد و موقعيت اجتماعي وي برقرار سازدو از اين منظر اهميت تحليلي بيشتري دارد. لامونت و همكارانش نيز ضمن تاكيد نهادن بر شيوه سازمان دادن زندگي شخصي ، الگوي تفريح و مصرف را بهترين شاخص سبك زندگي مي دانند (Lamont‚rt al‚1996:P.32) و ديويد چيني سبك هاي زندگي را « سازمان اجتماعي مصرف » ( چيني ، ص .89 ) مي خواند. به اعتقاد وي « سبك زندگي راه الگومند مصرف، درك يا ارج نهادن به محصولات فرهنگي مادي است … » ـص . 71 ) و « … منش و راهي براي استفاده از كالاها و مكان ها و زمان ها ي خاص است… » ( ص . 61 ) . راب شيلدز هم گروه بندي مصرف كالاها را همان سبك زندگي مي داند اما با قيد اين شرط كه در اين گروه بندي بتوان سبك داشتن رفتار ، قريحه و رمزگان نمادين مشترك را تشخيص داد (Shields‚ 1992:P.14) ايزكي هم فقط به الگوي مصرف اشاره مي كند و بوسرمن ضمن اشاره به الگوي مصرف ، ارزش هاي موجد الگوهاي مصرف را نيز جزئي از سبك زندگي مي داند(Veal‚2000:P.109)
مفهوم سبک زندگی به نسبت رویکردهایی که بدان پرداخته می شود، تعاریف متفاوتی دارد. سبک های زندگی مجموعه ای از طرز تلقی ها ، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها و سلیقه ها، در هر چیزی، از موسیقی گرفته تا هنر و تلویزیون و سبک دادن به باغچه ( گل کاری ) و دکوراسیون و فرش کردن خانه و... را در بر می گیرد. سبک زندگی فرد، اجزای رفتار شخصی او نیست، لذا غیر معمول نیستند. اما بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی شان را آزادانه انتخاب کنند.
در بیشتر مواقع عناصر یک سبک زندگی به شکلی جمع می شوند و شماری از افراد در یک نوع سبک زندگی اشتراکاتی پیدا می کنند. به عبارت دیگر، گروههای اجتماعی اغلب مالک یک نوع سبک زندگی شده ، یک سبک خاص را تشکیل می دهند.
مفهوم سبک زندگی به معنای انطباق دادن یک رهیافت سبک داده شده، در زندگی است . مثلا برای فرد مهم است که مانند فلان خواننده معروف باشد. حتی اگر آن خواننده غذای تایلندی بخورد، دیوار خانه شان را فلان رنگ کند ، یا در خانه تفریح کند نه بیرون...
سبکی شدن زندگی با شکل گیری فرهنگ مردم رابطه نزدیک دارد. بنابر این می توان شناخت لازم در مورد فرهنگ یک جامعه را از طریق شناخت سبک زندگی آن جامعه به دست آورد. به این معنی که باید نسبت به اشکال سبک داده شده ی زندگی مردم در آن جامعه، شناخت پیدا کرد.موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی ها همه و همه تصور ها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می کنند . اما این تصویرها اجازه می دهد که مردم فکر کنند و تصور کنند، هرچیزی که آنها را ارضا می کند را سازمان داده ، بسازند.
جامعه شناسان ساخت اجتماعي را چطور مي فهمند؟
- طبقه اجتماعي
- جنسيت
- سن
- قوميت
برخي از نيروهاي ذكر شده در بالا چيزي درباره آن چيزي كه ما به آن تعلق داريم به ما مي گويند يعني معني يا حس هويت مي دهند، پس هويت از مقولات ساخت اجتماعي، طبقه اجتماعي ، جنسيت، سن، قوميت و مذهب است.
سبك زندگي نيز مانند هويت است: يعني اينكه سبك زندگي كه مردم دارند بخشي از هويت شان است. برخي مانند چني ( chaney ) مي گويند سبك زندگي مهمترين منبع هويت است. يعني اينكه مهم است كه شما چه مي پوشيد چه فرشي داريد و چه ذائقه اي نسبت به موسيقي داريد. اين اهميتش مانند تعلق شما به طبقه اجتماعي در روزگاران گذشته است.
تعريف سبك هاي زندگي :
سبك هاي زندگي مجموعه اي از طرز تلقي ها ، ارزش ها، شيوه هاي رفتار، حالت ها و سليقه ها در هر چيزي از موسيقي گرفته تا هنر و تلويزيون و سبك دادن به باغچه ( گل كاري ) و دكوراسيون و فرش كردن خانه…. را در بر ميگيرد.
- سبك زندگي اجزاي رفتارهاي شخصي نيستند لذا غيرمعمول نيستند. اما بيشتر مردم معتقدند كه آزادانه بايد سبك زندگي شان را انتخاب كنند.
- در بيشتر مواقع عناصر يك سبك زندگي به شكلي جمع مي شوند و شماري افراد در يك نوع سبك زندگي مشتركاتي پيدا مي كنند. به عبارت ديگر گروههاي اجتماعي اغلب مالك يك نوع سبك زندگي مي شوند و يك سبك را تشكيل مي دهند.
- مفهوم سبك زندگي يعني انطباق دادن يك رهيافت سبك داده شده در زندگي . مثلا براي فرد مهم است كه مانند فلان خواننده معروف باشد حتي اگر آن خواننده غذاي تايلندي بخورد، ديوار خانه شان را فلان رنگ كند ، يا در خانه تفريح كنند نه بيرون…
- آگهي ، تلويزيون ، روزنامه ها ، اينترنت و… تصويرهاي جديد سبك زندگي را دائما منتشر مي كنند. بنابر اين درديناي ما ارتباطات از اين جهت هم مهم هستند.
- سبكي شدن زندگي با شكل گيري فرهنگ جوانان رابطه نزديك دارد. بنابر اين مي توان شناخت فرهنگ جوانان را از طريق شناخت سبك زندگي آنها شناخت يعني اشكال سبك داده شده زندگي شان را دريافت.
- موسيقي عامه، تلويزيون… آگهي ها همه و همه تصور ها و تصويرهايي بالقوه از سبك زندگي فراهم ميكنند . اما اين تصويرها اجازه مي دهد كه مردم فكر كنند و تصور كنند هرچيزي كه آنها را ارضا مي كند را سازمان داده و بسازند.
بنابراين مي توان گفت كه ويژگي اصلي فرهنگ جوانان ديده شدن ، جلوه كردن تماشا شدن است. گرايش به نوع خاصي موسيقي مثلا (رپ) (heavy metal) ، سبك خاصي آرايش مو، لباس و… انواع مختلف فرهنگ جوانان مي سازد. همچنين زبان مخصوص علامت فرهنگي جواني است.
ادامه مطلب
آيا فناوري هاي مدرن، همانگونه که مسائل و رشد اجتماعي نسل ديجيتال امروزي را شکل مي بخشند، مغز آنها را نيز تحت تاثير قرار مي دهند؟ آيا فضاي مجازي بر تعاملات واقعي نسل جديد که با فناوري بزرگ شده اند نيز تاثير مي گذارد؟ اين سوالات به تازگي ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است، چنانچه براي پاسخ به آنها به تحقيقات جديدي دست زده اند. مغز و ذهن نوجواني که در حال جست وجو از طريق موتور جست وجوي گوگل است، چه شکلي مي تواند داشته باشد؟ آيا ساعاتي که اين نوجوان در دنياي مجازي صرف مي کند، باعث تغيير مدار هاي مغزي وي نيز مي شود؟ آيا اين نوجوان در دنياي واقعي نيز مي تواند به خوبي دنياي مجازي احساساتش را بروز دهد؟ مسائلي از اين دست از مدت ها پيش ذهن و فکر بسياري از والدين را مغشوش کرده و به يکي از دغدغه هاي بزرگ آنان تبديل شده است. اما اين بار دانشمندان براي رسيدن به جواب اين سوالات دست به کار شده اند و فرضيه يي ارائه داده اند مبني بر اينکه دنياي ديجيتالي امروز روش خواندن، يادگيري و تعامل و رفتار با ديگران را دچار تحول کرده است.
بومي ها و غيربومي ها
با اينکه هيچ کدام از شرکت هاي فناوري براي جواب به اين سوالات با محققان همکاري نکردند اما «گري اسمال» استاد روانپزشکي دانشگاه اکلاهاما معتقد است فناوري هاي ديجيتال نظير اينترنت و گوشي هاي هوشمند مي توانند نحوه عملکرد مغز را تغيير دهند.
«اسمال» مي گويد؛ «زماني که مغز بيشتر زمانش را با فناوري ها مي گذراند و زمان کمتري را براي تعامل واقعي با ديگران صرف مي کند، مهارت هاي اجتماعي اساسي خود نظير خواندن عبارت هاي مربوط به مکالمات روزمره را فراموش مي کند و بنابراين مدار هاي مغزي مربوط به ارتباطات رو در رو با ديگران ضعيف تر مي شوند.» وي مي افزايد؛ «اين فرآيند ممکن است به بروز رفتار هاي ناهنجار اجتماعي، گوشه گيري و کم شدن علاقه و اشتياق براي يادگيري سر کلاس هاي سنتي منجر شود.» اين روانپزشک خاطرنشان مي کند؛ «اين تاثيرات روي بومي هاي (نسل) ديجيتال که در رده سني بين 13 تا حدود 30 سال قرار دارند، نمود بيشتري پيدا مي کند. «اسمال» معتقد است در اين گيرودار کمک به بومي هاي ديجيتال براي بهبود مهارت هاي اجتماعي و همچنين کمک به غير بومي ها (افراد مسن تر) براي بهبود مهارت هاي مربوط به فناوري ها، امري ضروري تلقي مي شود.
اول کتاب، بعد تلويزيون و بعد وب
«اسمال» حين نظر سنجي و مصاحبه با افراد نسل ديجيتال با يک پسر 19 ساله آشنا شد که ايده بسيار جالبي را به وي ارائه کرد. «جان رو» يکي از شيفتگان اينترنت است که 6 تا 12 ساعت از روز خود را به صورت آنلاين سپري مي کند. وي از انواع ابزار ها و کاربرد هاي اينترنتي (از پيام هاي فوري گرفته تا بازي هاي آنلاين نظير «Cyber Nations» و «Galaxies Ablaze» و پايگاه هاي بحث و گفت وگو با بازيکنان بازي هاي ويدئويي) استفاده مي کند. «رو» معتقد است مهارت هاي اجتماعي تنها با بيرون رفتن از خانه و وقت گذراندن با دوستان در دنياي واقعي به دست نمي آيد. بيش از دو هزار سال پيش «سقراط»، پدر علم فلسفه، از تحول عظيم دنياي اطلاعات خبر داده بود. البته اين تحولات تاريخي چندين بار در دنياي اطلاعات اتفاق افتاده که اولين آنها تاليف و نشر کتاب بود که با پيدايش خط به وجود آمد. بعد از آن نيز تلويزيون اختراع شد که از آن زمان به بعد نگراني و دغدغه در مورد خشونت در کودکان به خاطر برنامه هاي خشن و همچنين تاثير نامناسب آن روي درس و مشق بچه ها بروز کرد و حالا هم که اينترنت و دنياي وب به عنوان ابزار جديد اطلاعات در دسترس است و مشکلات خاص خود را نيز به همراه آورده است.
ساختن گذر گاه
«اسمال» نگرش و ايده هاي خود در مورد دغدغه هاي دنياي مدرن را در کتابي با عنوان «iBrain مصون ماندن از تحول تکنولوژيکي ذهن مدرن» جمع آوري کرده است. وي در اين کتاب ياد آوري مي کند که هيچ مدارک و شواهد خاصي در مورد اينکه فناوري ديجيتال مدار هاي مغزي انسان را تغيير داده در دست ندارد و اين مساله در حد يک فرضيه است.
«تريسي شورز» دانشمند رشته مغز از دانشگاه روتگرز مي گويد؛ «اگرچه ادعا ها و فرضيات اسمال در اين زمينه اثبات نشده و اثبات آن نيز کار بسيار دشواري است، اما اين نظريه بسيار جالب بوده و توجه بسياري را به خود جلب کرده است.»
«رابرت کرزبان» استاد روانپزشکي دانشگاه پنسيلوانيا نيز مي گويد؛ «دانشمندان ناباورانه به اين موضوع نگاه مي کنند و در حالي که تحقيقات و اطلاعات بسياري در اين زمينه دارند که تجربيات شخص، در شيوه مغز در ارتباط با تعاملات اجتماعي تاثير گذار است، اما به طور کامل نمي توانند رابطه ميان آن را با فناوري هاي مدرن اثبات کنند.» زندگي در عصر گوگل ممکن است حتي نحوه خواندن ما را نيز تغيير بدهد. «ماريان وولف» از دانشگاه تافتز مي گويد؛ «به طور معمول زماني که کودکي خواندن را ياد مي گيرد، مغز او گذرگاه هايي ايجاد مي کند که به وي امکان مي دهد روي تحليل و درک مسائل نيز متمرکز شود.»
وي اين تحليل و درک را «خواندن عميق» خوانده و مي گويد؛ «اين فرآيند مستلزم صرف زمان بيشتري است حتي اگر يک ثانيه بيشتر طول بکشد و دنياي مدرن امروزي، دنياي سرعت و حجم وسيع اطلاعات و جمع آوري سريع آن است.»
کمک يا مانع
سوالي که «وولف» مطرح مي کند اين است که چه پديده يي باعث شده کودکان و نوجوانان خواندن به صورت آنلاين را خيلي سريع تر ياد بگيرند؟ آيا مغز آنها با ايجاد مدار هاي کوتاه، گذرگاه هايي مي سازد که خوانش عميق تر را باعث مي شود؟ و آيا اين فرآيند به توانايي آنها در بازخورد آنچه مي خوانند صدمه يي وارد نمي کند؟ «وولف» در اين رابطه مي گويد؛ «براي پاسخ به اين سوالات، انجام تحقيقات بسيار لازم است.» وي معتقد است کودکان نياز به ساختار و دستور العملي دارند تا بتوانند درک خواندن را در دنياي ديجيتالي نيز بياموزند، اما از طرفي برخي از محققان معتقدند استفاده از اينترنت، فوايد بسياري براي مغز و عملکرد آن نيز دارد. تحقيقات گسترده «موزيکو ايتو» از دانشگاه کاليفرنيا نشان داده که استفاده از فضا هاي مجازي نظير پيغام هاي فوري و شبکه هاي اجتماعي، مهارت هاي ذهني جوانان را بالا مي برد. «رو» نيز در اين باره مي گويد؛ «وي و دوستانش اغلب در مورد اينکه فناوري ها تاثيرات بدي روي آنها مي گذارد، بحث مي کنند و فکر مي کنند استفاده از کامپيوتر افراد را از نظر اجتماعي، بي منطق بار مي آورد.» وي در ادامه مي افزايد؛ «با اين همه من زمان بسياري را پشت کامپيوترم مي گذرانم اما هنوز هم از نظر زندگي اجتماعي، در وضعيت نرمال و حتي خيلي خوبي هستم،»
منبع : باشگاه اندیشه

