کامپیوتر خواندم و سال آخر دانشگاه با همسرم آشنا شدم. بعد از ازدواج، در یک شرکت خوب پذیرفته شدم و اولین تجربه کاریام را شروع کردم. همسرم خیلی تأکید میکرد که مبادا به همکاران خودم شماره منزلمان را بدهم و یا با آنها رفتوآمد خانوادگی برقرار کنم. همیشه میگفت همکار، فقط در محیط کار با تو آشناست و نباید او را به محیط خانه و در جمع خانواده و دوستانت بیاوری. من همیشه همسرم را متهم به سوءظن و بدگمانی میکردم و با همه همکاران از زن و مرد صمیمی شدم و از همه میخواستم مرا به اسم کوچکم صدا بزنند.
یک بار یکی از آقایان همکارم، سرما خورده بود. به مستخدم پول دادم که شیر بگیرد و داغ کند تا او بنوشد و بهتر شود. از خانه هم برایش سوپ آوردم. برخلاف گفته همسرم حتّی شماره موبایلم را به همه همکارانم داده بودم و او علاوه بر تشکر در شرکت بارها برایم SMS زد. به شوهرم نگفتم SMS تشکر او برای چیست و گفتم موضوع کاری بوده که او فکر نکند با او لجبازی کردهام. گفتم شمارهام را فقط به خانمهای همکار دادهام... تا اینکه یکی دوبار برخوردهای زننده و مشکوکی از او دیدم. هر دو متأهل بودیم و من نمیفهمیدم این کارها یعنی چه. کمکم پچپچهایی شروع شد و من نگران زندگیام بودم. همسرم حتّی از صمیمت من با خانمهای همکارم ناراحت بود چه رسد به این یکی. وقتی با ناراحتی، از همکارم دلیل رفتارش را پرسیدم گفت : خودت به من و علایقم توجه کردی. انگار سرم را به دیوار کوبیده بودند. همسرم راست میگفت. من بلد نیستم با همکارانم چگونه رفتار کنم.
اما نظر کارشناسانه خانم دکتر بهرامی:
وقتی شما وارد جامعه میشوید، از آنجا که نمیتوانید تکتک آدمها را بشناسید و اصولاً شناسایی کامل آنها برای برقراری رابطه امکانپذیر نیست، باید بر اساس زندگی اجتماعی، کدهای قراردادی موجود را بشناسید و با آن کدها که معنا و مفهوم خاصی دارند، با دیگران رابطه برقرار کنید. جالب اینجاست که کدهای ارتباطی و معنا و مفهوم این کدها برای خانمها و آقایان یکسان نیست. شاید انجام رفتار خاصی که برای آقایان بیمفهوم باشد از نظر خانمها معنادار باشد و برعکس، در این بین، رفتارهای برگرفته از احساسات زنانه و مادرانه بسیار باید مورد توجه قرار گیرد. وقتی شما در بیرون از محل کار به یکی از همکاران و آنچه مورد علاقه اوست فکر میکنید؛ یعنی دیگر به چشم همکار به او نگاه نمیکنید.
"اما شما خانم شاغل! وقتی همسرتان دوست ندارد که شما با همکارانتان صمیمیتر شوید، بر پایه احترام متقابل خواستهاش را اجرا کنید! دوم اینکه قطعاً رفتار همکار شما به مرور و بهخاطر رفتار شما به این مراحل می رسد. اگر رفتارش دور از خط قرمز و مرز مشخص شما بود، به او گوشزد کنید. پس در این مواقع فقط او مقصر نیست.
سیما: حالا که فکر میکنم یادم میآید که آن همکارم چندینبار گفت که همسرم مثل شما دستپختش خوب نیست و مهربان نیست و ... من هم به پای تعارف گذاشتم و تشکر کردم ولی اصلاً نمیدانستم مفهوم این حرفها با آنچه من از این حرفها میفهمیدهام، فرق داشته است."
خانم دکتر بهرامی: ما باید آموزش این کدهای رفتاری را از دبیرستان برای نوجوانان بگوییم، چون خیلیها بعد از دیپلم وارد محیط کار میشوند. و چه خوب است که در چنین مواقعی با طرف مقابل خود صحبت کرده و از ایجاد رفتارهای شبههانگیز او را مطلع نموده و دلیل رفتارش را بدانید.
مرز صمیمت در محیط کار تا کجا باید باشد؟
مهم این است که نباید افراد در محیط کار صمیمت را با وارد شدن به حریم شخصی اشتباه بگیرند. این دو متفاوتاند. مرز صحبت کردنها و شیوه رفتار ما با هم باید طوری باشد که حریمهای شخصی حفظ شود و خط قرمزهای خصوصی و خانوادگی رعایت شود. خیلیها به بهانه صمیمت از این خط قرمزها میگذرند و همینجا آغاز ورود به آن چرخه معیوب است که با پوشش صمیمت به سلامت محیط کاری شما آسیب میزند. پس رعایت فاصلهها و مرز صحبت کردن مهم است. مثلاً هر روز رساندن همکار به منزلش یک کد معنادار است که باید از آن بپرهیزید. مانعی ندارد من یا شما در مسیر خود خانم یا آقای فلانی را تا جایی برسانیم و خیلی هم خوب است، اما اینکه هر روز من مسیر مشرق را به خاطر او به مغرب تغییر دهم تا او را به در منزلش برسانم معنادار است. گاهی شما قادر نیستید همسر یا فرزندتان را هر روز به مقصد برسانید، پس چطور همکارتان را همراهی میکنید! یا یکسری تعارفاتی که مربوط به ظاهر افراد میشود و معمولاً در بین گروه همجنس متداول است، اگر در بین غیرهمجنسها مطرح شود معنادار تلقی میشود.
خلاصه این که اگر قصد دارید سالیان سال در یک محیط کاری باقی بمانید و به سلامت و صمیمت در کنار همکارانتان ساعات خوبی را بگذرانید، باید حتماً به رفتارهای خودتان توجه کنید و اگر در رفتار همکارتان مواردی خارج از محدوده تعریفشده و مورد انتظار خودتان میبینید خیلی صریح و البته به طور شایسته و منطقی به او بفهمانید که او حق ندارد مرزشکنی کند.
منبع : تبيان

