تبليغاتX
علوم اجتماعی
حلقه‌ جامعه‌شناسي‌ موسسه‌ غير دولتي‌ چارسوق‌ انديشه‌ در راستاي‌ معرفي‌ آؤار و افكار جامعه‌شناسان‌ بزرگ‌ جهان‌، اسفندماه‌ 1384 را به‌ موضوع‌ بازخواني‌ جامعه‌شناسي‌ فرانسه‌ اختصاص‌ داد. در اين‌ زمينه‌ استادان‌ و متخصصين‌ ايراني‌، 6 تن‌ از انديشمندان‌ بزرگ‌ فرانسوي‌ را به‌ دانشجويان‌ و علاقه‌مندان‌ اين‌ حوزه‌ معرفي‌ كردند. بي‌شك‌ جامعه‌شناسي‌ فرانسه‌ در اين‌ 6 متفكر )دوركيم‌، بورديو، فوكو، مورن‌، بودون‌ و لوفور( خلاصه‌ نمي‌شود و به‌ حتم‌ در يك‌ جلسه‌ سخنراني‌، تمام‌ ابعاد انديشه‌هاي‌ همين‌ متفكرين‌ نيز واكاوي‌ نخواهد شد. اما اين‌ جلسات‌ كه‌ در تالار كتابخانه‌ حسينيه‌ ارشاد برگزار مي‌شد، بهانه‌ و مقدمه‌اي‌ است‌ براي‌شناخت‌ بيشتر انديشه‌هاي‌ اجتماعي‌ مهد جامعه‌شناسي‌ و متفكران‌ بزرگ‌شناخته‌شده‌ و ناشناخته‌ آن‌.
دوركيم‌أ سه‌ چهره‌ متفاوت

اولين‌ جلسه‌ از نشست‌هاي‌ بازخواني‌ جامعه‌شناسي‌ فرانسه‌ به‌ »اميل‌ دوركيم‌« )1917- 1858( از موسسين‌ اوليه‌ اين‌ علم‌ اجتماعي‌ اختصاص‌ داشت‌ كه‌ در سوم‌ اسفندماه‌ توسط‌ دكتر »سارا شريعتي‌« دانش‌ آموخته‌ جامعه‌شناسي‌ در فرانسه‌ و استاد دانشگاه‌ تهران‌ معرفي‌ شد. سارا شريعتي‌ در ابتداي‌ سخنراني‌ با بغض‌ و اندوه‌، ياد پدرش‌ مرحوم‌ دكتر علي‌ شريعتي‌ را گرامي‌ داشت‌ و دوركيم‌ را موضوعي‌ مناسب‌ دانست‌ تا بتواند از اين‌ نوستالژي‌ بيرون‌ آمده‌ و در حسينيه‌ ارشاد سخن‌ گويد. وي‌ در ابتدا به‌ اين‌ نكته‌ اشاره‌ كرد كه‌ اميل‌ دوركيم‌ در ايران‌ چهره‌ جديدي‌ نيست‌، بيشترين‌ شرح‌ حال‌ بر آؤار و زندگي‌ اش‌ منتشر شده‌ و كتاب‌هايش‌ نيز اكثرا ترجمه‌ شده‌ است‌أ اما مساله‌ اينجاست‌ كه‌ ساده‌انگاري‌هاي‌ زيادي‌ در حق‌ او شده‌، آؤارش‌ را در سه‌ يا چهار كتاب‌ خلاصه‌ مي‌كنند، او را پوزيتيويست‌ مي‌ دانند و زندگي‌اش‌ را بي‌ حادؤه‌! اما شريعتي‌ تاكيد كرد امروز زمينه‌ خوبي‌ است‌ كه‌ بعد از حدود يك‌ قرن‌ از مرگ‌ او به‌شناخت‌ بيشتري‌ از اين‌ انديشمند نائل‌ شويم‌. انديشمندي‌ كه‌ آنچنان‌ ساده‌ و تك‌ بعدي‌ نيست‌ و انديشه‌ها و آؤارش‌ پيچيدگي‌هاي‌ خاص‌ خود را دارد و به‌ مثابه‌ يك‌ عروسك‌ روسي‌، پيچيده‌ و تو در تو است‌. دكتر شريعتي‌ تاكيد كرد در بحث‌ من‌، دوركيم‌ در سه‌ محورشناخته‌ مي‌شود: 1 - دوركيم‌ به‌ عنوان‌ جامعه‌شناس‌ كه‌ اين‌ رشته‌ علمي‌ را شكل‌ داد و به‌ آن‌ متد و روش‌ بخشيد. 2 - دوركيم‌ به‌ عنوان‌ جامعه‌شناس‌ دين‌ كه‌ كاركردهاي‌ اجتماعي‌ دين‌ و نمودهاي‌ آن‌ را بررسي‌ كرد. 3 - دوركيم‌ به‌ عنوان‌ روشنفكر زمان‌ خويش‌ و نماينده‌ اقليت‌ در جامعه‌.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385 و ساعت 10:6 |
پروفسور يورگن هابرمارس

متن سخنراني ايراد شده در سمينار جايزه هولبرگ ٧ آذر ١٣٨٤

 منبع : دانش ارتباطات

بعيد است متوجه اين حقيقت نشده باشيم كه سنت هاي مذهبي و اجتماعات ديني از اهميت سياسي تازه اي كه تا كنون بي سابقه بوده ٬ برخوردار شده اند. اين حقيقت دست كم براي آن دسته از ما كه منطق عرفي رايج در جريان اصلي علوم اجتماعي پيروي مي كرده اند و بر اين باور بودند كه تجدد با سكولاريزه شدن ٬ با كم رنگ شدن عقايد و روش هاي مذهبي و نفوذ آنها در عرصه سياست و در زمينه كلي اجتماع٬ ملازمه تام دارد٬ كاملا دور از انتظار است . دست كم ٬ كشورهاي اروپايي ٬ با دو استثناي معروف لهستان و ايرلند شواهد كافي براي كاهش تدريجي تعداد شهروندان با ايمان اراًه نموده اند ٬ اعم از آن كه مذهبي بودن را از بعد معناي نهادين آن نگاه كنيم يا از لحاظ معناي روحاني و اعتقادي آن . با اين حال ٬ وجود برخي از شاخص ها٬ ناظر بر اين واقعيت است كه جوامع مذهبي در مورد استراتژي هاي ارتدودكس مبتني بر مخالفت با مدرنيته عملكرد بيشتري داشته اند تا در خصوص استراتژي هاي ليبرال مبتني بر مدرنيته .

 

جنبش هاي ارتدوكس و بنيادگرا در صحنه بين اللمللي ٬ در حال گسترش هستند. جداي از ملي گرايي هندوها ٬ امروزه اسلام و مسيحيت دو منبع از مهمترين منابع الهام بخش مذهبي محسوب مي شوند. روند احياي اسلام ٬ گستره جغرافيايي چشمگيري را از شمال آفريقا و خاورميانه تا آسياي جنوب شرقي كه پرجمعيت ترين كشور اسلامي يعني اندونزي در آن قرار دارد٬ در برگرفته است. نفوذ اسلام در منطقه جنوب صحرا در آفريقا نيز در حال رشد است و در آن منطقه با جنبش هاي مسيحي رقابت دارد.

 برای دریافت متن کامل سخرانی پروفسور يورگن هابرمارس اینجا راکلیک کنید.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 و ساعت 10:30 |
انسان شناسی بطور کلی به دو بخش تقسیم می‌گردد. بخش اول انسان شناسی جسمانی که تقریباً همه دانشمندان درباره موضوع آن توافق دارند. در این رشته خصوصیات جسمانی انسان و رابطه آن با رفتارهای اجتماعی و فرهنگی او همیشه مورد توجه خاص بوده است . انسان شناسی جسمانی , انسان را از لحاظ ویژگیهای جسمانی مورد بررسی قرار داده و مسائی مثل نژاد و اختلافات نژادی در رابطه با خصوصیات جسمانی و مقایسه و اندازه گیری اعضاء بدن را با استفاده از بیومتری (زیست سنجی) , آنتروپومتری ( انسان سنجی), مورفولوژی انسانی ,آندوکرینولوژی(شناخت فعالیت غدد داخلی), فیزویولژی مقایسه‌ای و ژنتیک مورد مطالعه قرار می‌دهد و بنابراین چنانکه ملاحظه می‌گردد انسان شناسی جسمانی در مطالعات خود هم به شناخت و مقایسه استخوان بندی انسان پرداخته و هم به بررسی ویژگیهایی نظیر رنگ پوست , شکل مو, چشم و غیره نظر دارد.

مطالعات مردم شناسی یا انسان شناسی فرهنگی مربوط به جوامع محدود و بخصوص جوامع ابتدایی و تحول نیافته است . این رشته تا جنگ دوم جهانی تقریباً منحصر به مطالعه مردمی بود که بآنها لقب ابتدایی داده‌اند.
انسان شناسی فرهنگی( مردم شناسی) بطور کلی از دو لحاظ با جامعه شناسی تفاوت دارد یکی از لحاظ روش و دیگر از لحاظ قلمرو مطالعه

روشی که در مطالعات جامعه شناسی بکار می‌رود اصطلاحا روش پهنانگر یا پهنائی نامیده می‌شود در حالیکه در مردم شناسی از روش ژرفائی یا ژرفانگر استفاده می‌نمایند.

اما از لحاظ قلمرو مطالعه , جامعه شناسی جوامع تطور یافته اعم از صنعتی و سنتی را مورد مطالعه قرار می‌دهد, در حالیکه مردم شناسی , عمدتا به مطالعه در جوامع ابتدایی یا تطور نیافته می‌پردازد, ضمن آنکه از روش مردم شناسی برای مطالعه خرده فرهنگهای قومی , زبانی ,مذهبی در درون جوامع تطور یافته نیز استفاده می‌شود.

تحقیقات مردم شناسان درباره زندگی اقوام مختلف شواهد جالب و قابل استنادی از زندگی اجتماعی انسان را بدست می‌دهد و روانشناسان اجتماعی و جامع شناسان از حاصل این مطالعات کمک بسیار می‌گیرند.
انسان شناسی فرهنگی (مردم شناسی) در مطالعات خود از داده‌ها و اطلاعات "مردم نگاری" کمک می‌گیرند, مردم نگاری تنها جنبه توصیفی دارد و مجموعه‌ای از داده‌ها و اطلاعات را بدون تحلیل و بصورت عکسبرداری وقایع و پدیده‌ها فراهم نموده که مورد استفاده مردم شناسی قرار می‌گیرد. نوعی مردم نگاری تاریخی را در قرون پیشین و ضمن سفرنامه‌ها و سیاحتنامه‌ها در بعضی کتب مورخان می‌توان سراغ گرفت که در آنها از آداب و رسوم و سنتها و زبان بطور کلی فرهنگ و خرده فرهنگ اقوام مختلف مطالب فراوانی جمع آوری شده است از آنجمله است سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی در ایران و نوشته‌های هرودوت در یونان.
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه پنجم فروردین 1385 و ساعت 13:7 |
  • معمولا علوم را به دو شاخه عمده تقسیم می کنند که یکی را علوم طبیعی و دیگری را علوم اجتماعی می گویند. علوم طبیعی با بررسی پدیده های مادی سر و کار دارند ولی علوم اجتماعی عرصه پهناور رفتار انسانی را بررسی می کنند. جامعه شناسی یک علم اجتماعی است.
  • علوم اجتماعی دیگر عبارتند از: روان شناسی (بررسی رفتار فردی)؛روان شناسی اجتماعی(بررسی روابط افراد با گروه)؛علوم سیاسی(بررسی حکومت،فلسفه سیاسی،و تصمیم گیری دولتی)؛اقتصاد(بررسی تولید،توزیع و مصرف کالاها و خدمات در جامعه)؛و انسان شناسی (شامل باستان شناسی که به مطالعه بقایای تمدن های از بین رفته می پردازد،زبان شناسی که بررسی زبان است،انسان شناسی جسمانی که کارش بررسی تکامل انسان است و انسان شناسی فرهنگی یا اجتماعی که با بررسی شیوه های زندگی در میان اجتماعات سراسر جهان سرو کار دارد.) رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی مفاهیم مشترک بسیاری دارند. جغرافیا (که به بررسی نقش مشخصات اقلیمی در فراگرد های گونا گونی چون رشد،انحطاط و جنبش اجتماعات جهان می پردازد)و تاریخ(که رویدادهای گذشته را بر حسب فعالیتهای بشری ثبت و تعیین می کند)،نیز با جامعه شناسی ارتباط دارند.
  • درباره تفاوت میان علوم اجتماعی و رشته های جامعه شناسی دو نظریه مطرح می باشد:
    • نظر اول این است که هر یک از رشته های علوم اجتماعی بطورذ کلی به تحلیل امور و مسائل مربوط به موضوع خود می پردازند.
    • نظر دوم این است که هر یک از علوم اجتماعی به یکی از ابعاد مختلف واقعیت اجتماعی توجه دارد و رشته های جامعه شناسی هم همین کار را انجام میدهند ، اما با این تفاوت که در این حد توقف نمی کند بلکه سعی دارد در تحقیق و مطالعه از یک لایه اجتماعی آنرا به لایه های دیگر ارتباط دهد و بصورت یک کل واحد در نظر بگیرد و تبیین نماید.
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در جمعه چهارم فروردین 1385 و ساعت 15:33 |

مفاهیم کلیدی جامعه شناسی


روشهای تحقیق و پژوهش در جامعه شناسی

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 14:31 |

شاخه های اصلی جامعه شناسی

حوزه های تخصصی جامعه شناسی

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه دوم فروردین 1385 و ساعت 15:29 |

چکیده

در این مقاله پس از بیان مفروضات زمینه ای مورد استفاده دورکیم در بحث واقعیت پدیده های اجتماعی، واقعیت اجتماعی تعریف شده و گونه های شاخص آن از دیدگاه دورکیم آورده می شود. پس از آن نشانه های واقعیت اجتماعی و به دنبال آن وجود جامعه به عنوان یک شخصیت مستقل از افراد تشکیل دهند خود مطرح می گردد. در پایان پیامدهای نظری مورد نظر دورکیم از پذیرش واقعیت اجتماعی بیان می شود.

1-     معانی کل

الف- کل به معنای مجموع و حاصل جمع اجزاء: در این معنا وقتی از کل یا مجموعه چیزی سخن می گوییم منظور حاصل جمع این اجزاء است. در این صورت خصوصیات و ویژگیهای کل برابر حاصل جمع ویژگیهای اجزاء و قابل تقلیل به خصوصیات اجزا است؛ چنانچه جرم یک جسم مرکب برابر با حاصل جمع اوزان اجزاء این مجموعه است. بنابر این کل در این معنا ویژگیهایی کیفاً متمایز  از خواص اجزاء خود ندارد و مفهوم کل نیز در این معنا نسبت به مدلول خود نسبتی انتزاعی دارد. به این بیان مثلا در مورد جامعه می توان گفت وجود افراد گرد هم آمده با خصوصیات معینی منشاء ایجاد مفهوم جامعه شده است، آنچنانکه کره منشا انتزاع مفهوم دایره گردیده است.

ب‌-  کل به معنای حاصل ترکیب اجزا: کل در این معنا صرفاً حاصل تجمع و گردهم آیی اجزاء در نسبتی معین با یکدیگر نیست، بلکه نتیجه ترکیب اجزا و تشکیل موجودیتی جدید است. در این صورت کل پدید آمده دارای ویژگیهایی است که به لحاظ کیفی از ویژگیهای تک تک اجزا و یا حتی مجموع اجزا  متفاوت است. مفهوم کل در این معنا دارای ما بازاء در خارج است، یعنی به وجودی عینی و واقعی در بیرون اشاره می کند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت 15:44 |