تبليغاتX
علوم اجتماعی

نهمين ماه از تقويم هجری قمری ، ماه مبارک رمضان است. اين ماه را عرب ها «شهر (ماه) الصيام» يا « شهر الرمضان» ، ترک ها « اوروج» (يا احتمالاً «عروج») و ترکمن ها «اورازا» (احتمالاً تغيير يافته ی کلمه ی «روزه» است) و يا «رمضان» می نامند.

ترکمن ها به لحاظ کثرت آداب و رسوم در زندگی روزمره ، دارای فرهنگی بسيار غنی هستند. اين مردم ، به خاطر داشتن پيشينه ی فرهنگی بسيار قديمی ، تقريباً برای هر مناسبتی مراسم خاصی دارند. يکی از اين مناسبت ها ، ماه مبارک رمضان است. فرا رسيدن اين ماه باعث خوشحالی هر فرد ترکمن می شود و به خاطر همين نيز سنت ها و مراسم ويژه ای نيز برای آن دارند که در اين مقاله سعی شده است به ذکر هر کدام از آن ها پرداخته شود.

ماه مبارک رمضان در ميان ترکمن ها از جايگاه والايي برخوردار است. در اين ماه ترکمن ها ،از مرد و زن تا پير و جوان و نوجوانان ، با شور و شوقی عجيب ، غير از برجای آوردن فرايض ، در تمامی مراسمی که ويژه ی اين ماه برگزار می شود ، شرکت می کنند.

برای پی بردن به جايگاه والای اين ماه در بين ترکمن ها ، به بيتی از شاعر بزرگ و بنيان گذار ادبيات ترکمن يعنی مختومقلی فراغی اشاره می کنيم. اين سخنور بزرگ ترکمن در يکی از شعرهای خود در باره ی جايگاه والای اين ماه مبارک چنين نوشته است:

 

ييل نگ دؤرت پاصليندا ، اون ايکی آيدا

رمضان ديرلر آيينگ ياغشی سين

 

ترجمه:

از بين چهار فصل سال و دوازده ماه

رمضان می آيد و آن بهترين ماه است.

 

سنت های استقبال از رمضان

ترکمن ها حداقل يک هفته قبل از حلول ماه مبارک رمضان ، مقدمات ورود به اين ماه پر فيض را فراهم مي کنند ؛ زنان بيشتر از روزهای معمول به نظافت خانه و حياط منزل مي پردازند و مردان نيز خواربار و ملزومات مورد نياز اين ماه را خريداری مي کنند.

در بسياری از مناطق ترکمن نشين ، رسم است كه زنان و دختران تركمن آخرين جمعه ی قبل از حلول ماه رمضان ، به شـکل دستـه جمعی ، مسجـد محل خود را نـظافت می نمايند. برخي از خانواده‌ها نيز سجاده هايی از جنس قاليچه و نمد را که به آن «نمازليق» می گويند، به مسجد محل خود اهداء می کنند.

رويت هلال ماه ‌رمضان (آي گؤرمك) نيز در ميان تركمن ها با هيجان خاصي همراه است. تركمن ها عقيده دارند هركس زودتر از بقيه هلال ماه را ببيند ، ثواب بيشتري مي‌برد و حتی باعث افزايش بينايی می شود. به همين خاطر پير و جوان سعی می کنند براي ديدن هلال ماه ـ که علامت حلول ماه مبارک است ـ به بالای ارتفاعات و پشت بام ها بروند تا زودتر از ديگران ببينند. عصر شب های آخر ماه شعبان ، نگاه غالب مردم ترکمن به سمت مغرب آسمان است تا شايد هلال ماه را رؤيت کنند. فردي كه هلال ماه را مي‌بيند آيه شريفه ‪۱۸۹ سوره بقره را قرائت مي‌كند و با خوشحالی و صدای بلند به ديگران اعلام می کند که ماه را رؤيت کرده است. رسم بر اين است که هر فرد ترکمن ، چه آن ها که در همان شب ماه را می بينند و چه آن ها که در شب های ديگر آن را رؤيت می کنند ، به محض ديدن ماه ، دست خود را به سمت آن دراز می کنند و به پيشانی می سايند و اين کار را سه بار تکرار می کنند و می گويند «گلجک ئيلا خدای يتيرسين!» (يعنی: خداوند ديدن اين ماه را در سال آينده نيز قسمت ما نمايد!)

يكي ديگر از سنت های حسنه ی ترکمن ها پيش از آغاز اين ماه مبارک ، مراسم آشتي‌ كنان است. به اين ترتيب که ريش سفيدان هر محله ـ که به آن ها «ياش اولي» می گويند ـ بنا به ابتکار خود ، آن ها را که در آن محله با هم کدورتی دارند ، بدون اطلاع از همديگر برای صرف چای به خانه‌اش دعوت مي‌كند و آنها را آشتي مي دهد.

 

برپايی نماز تراويح و ختم قرآن:

 

در طول ماه مبارک رمضان ، مساجد ترکمن ها پر ازدحام است و حال و هوايی ديگر دارد. اگر در شب های ماه مبارک رمضان در مناطق ترکمن نشين باشی و از گلدسته های مساجد صدای اذان برای برپايی نماز عشاء را بشنوی ، پير و جوان و حتی کودکان را خواهی ديد که با عرقچين های سفيدی که بر سر دارند ، به سمت مساجد می روند. در شب های ماه مبارک رمضان ، جمعيت عظيمي که اکثر آنها را جوانان و نوجوانان و حتی کودکان تشکيل مي دهند برای برپايی نماز عشا و نماز «تراويح» که پس از آن به جماعت می خوانند ، به مساجد مي آيند. در بيش تر مساجد ، به خاطر کثرت نمازگزاران و کافي نبودن فضای صحن برخي از مساجد، نمازگزاران در حياط و حتي بيرون از حياط مساجد نماز را بر جای مي آورند. «تراويح» نمازي 20 ركعتي است كه در قالب 10 نماز دو ركعتي، پس از اقامه نماز عشاء به جماعت خوانده مي‌شود به اين شکل كه امام جماعت پس از خواندن حمد در هر رکعت ، يک سوره از سوره‌هاي كوتاه قرآن مجيد را در اين نماز قرائت مي‌كند. نماز تراويح در تمامی مساجد منطقه ی ترکمن نشين برپاست اما در برخی از مساجد نيز «نماز ختم» برپا می شود. به اين ترتيب که در طول يک هفته ، هر شب نمازگزاران در قالب همان نماز تراويح ، به نماز می ايستند و امام جماعت در هر رکعت از نمازهای دو رکعتی ، به جای قرائت سوره های کوتاه پس از حمد ، از نخستين سوره ی ابتدای قرآن آغاز می نمايد و در هر رکعت بخشی از قرآن را از حفظ می خواند و در رکعت های بعدی ادامه ی آن را می خواند و به اين ترتيب در طول يک هفته ، قرآن را به جماعت و در قالب نماز تراويح ، ختم می کنند. هر چند اين نمازهای 20 رکعتی (که در قالب نمازهای دو رکعتی برپا می شود) هر شب دو تا سه ساعت به طول می انجامد ، اما ترکمن ها شرکت در آن ها را از مستحبات مؤکد می دانند و گاه قبولی طاعات خود در اين ماه را منوط به شرکت در آن نمازها می دانند.

 

آغيز آچار (افطار):

روزهای ماه مبارک ، شادی و نشاط را مهمان چهره ها می کند. هر روز قبل از اذان افطار ، کودکان هر محله در محل ورودی به مسجد محل خود تجمع مي کنند و منتظر اعلام فرا رسيدن وقت افطار مي شوند و به محض اينکه موذن مسجد آن را اعلام مي کند، به سوی منازل خود رفته و با صدای بلند فرارسيدن زمان افطار را به اطلاع ديگران مي رسانند.

در بين ترکمن ها رسم بر اين است که هر روز هر کدام از خانه های يک محله ، غذايی درست می کنند و آن را به مسجد محله ی خود می فرستند تا نمازگزاران با آن افطار کنند.

 

قدر گيجه سی (شب قدر):

هرچند شب قدر دقيقاً مشخص نشده است ولي در بين تركمن ها از قديم الايام و با استناد به شواهدی که فقهای ترکمن بيان می کنند ، اين مراسم در شب بيست و هفتم ماه مبارك رمضان برگزار مي‌شود. تركمن ها معتقدند كه در اين شب دو پيامبر الهي يعني حضرت خضر و حضرت الياس ظاهر مي‌شوند و هركس با آنها برخورد كند ، خوشبخت مي‌شود.

در اين شب هر خانواده سفره ی مخصوصي پهن کرده و بر آن آجيل، ميوه ، شيريني و نوعی شيريني خانگي به نام «بيشمه» و آرد گندم به نام «قاوورداق» و «تالخان» و سمبوسه ای گوشتی به نام «بؤرک» مي گذارند. در روستاهای ترکمن نشين ، جوانان در گروه های مختلف ، هر کدام مبلغی پول هزينه می کنند و با آن آجيل و ميوه و شيرينی می خرند و در خانه ای گرد هم می آيند و ضمن خوردن و آشاميدن ، به دعا و نيايش می پردازند و نماز شب قدر را برپا می دارند. در اين شب ، بين اين گروه ها حتی تعريف افسانه و حکايت های قديمی و پرسيدن چيستان ها از همديگر نيز مرسوم است. همچنين رسم بر اين است که هيچ کدام از افراد گروه نبايد تا اذان صبح بخوابند و اگر کسی بخوابد ، ديگر اعضای گروه ، برای مطايبه با وی ، با نخ و سوزن ، او را به نمد يا زيرانداز می دوزند و يا با انگشت ، سياهی ديگ را بر روی صورت وی می کشند. اين مراسم شب نشينی تا اذان صبح ادامه می يابد و اعضای گروه ، پس از خوردن سحری ، برای روز بعد نيت روزه می کنند.  

در اين شب همچنين برخي از دختران جوان دسته جمعي در فضای باز ، گرد هم مي نشينند و تصنيفي بنام «لاله» را بصورت گروهي و با صدای بلند در دل شب مي خوانند. نواختن «قوپوز» (زنبورک) توسط دختران نيز از ديگر مرسومات اين شب است.

يکی ديگر از رسومات اين شب ، آن است که از طرف خانواده ی داماد براي نوعروس يا دختري كه تازه نامزد شده ، هديه‌اي برده مي‌شود.

 

مراسم «يارمضان» و شکل برپايی آن در بين ترکمن های ايران و ترکمنستان

يكي ديگر از مراسم ماه رمضان در ميان تركمن ها ، مراسم «يارمضان» است. اين مراسم در بين ترکمن های ايران ، در شب چهاردهم ماه رمضان و در ترکمنستان يک روز پيش از حلول اين ماه مبارک برگزار می شود.

در اين قسمت ، نگارنده بر آن است ضمن توضيحی کوتاه در باره ی وضعيت برپايی مراسم دينی در ترکمنستان کنونی و شرح اين مراسم و چگونگی اجرای آن و تنوع در قرائت اشعار مربوط به اين مراسم در بين ترکمن ها ـ به ويژه ترکمن های ايران و ترکمن های ترکمنستان ـ و تفاوت های برپايی مراسم «يارمضان» در بين ترکمن های ايران و ترکمن های مقيم ترکمنستان را بيان نمايد.

            در ترکمنستان پيش از کسب استقلال ، مسلمانان ساکن در اين کشور به شکل علنی قادر به انجام فرايض دينی ماه مبارک رمضان نبوده اند و می گويند همه ی اعمال و از جمله خواندن نماز تراويح در برخی از خانه ها و دور از چشم نيروهای امنيتی و نظامی صورت می گرفته و حتی صرف سحری و افطار نيز در خفی انجام می گرفته است. پس از کسب استقلال ، يکی از اقدامات مثبتی که رئيس جمهور آن کشور صفرمراد نيازوف انجام داده ، آزادی انجام فرايض دينی و احيای سنت های حسنه ی قدمای ترکمن است. در سال های استقلال ، مساجد بسيار زيبا و مجللی در عشق آباد و ساير شهرهای آن کشور احداث شد به طوری که هم اکنون در شب های ماه مبارک رمضان ، آن مساجد مملو از زنان و مردان مسلمان روزه دار و نمازگزار می شود که برای شرکت در نماز جماعت و نماز تراويح به آن جا می آيند.

            گفتيم که يکی از اقدامات مثبت رئيس جمهور ترکمنستان پس از کسب استقلال ، احيای سنت های حسنه ی قدمای ترکمن است. يکی از آن سنن ، برگزاری مراسم «يارمضان» است.

«يارمضان» را از اين لحاظ که خاستگاه مردمی دارد و سينه به سينه از نسل های گذشته به نسل امروزين ترکمن ها رسيده ، بايستی در رديف ادبيات شفاهی که با ماه رمضان ارتباط مستقيم دارد ، قرار دهيم.

ساكنان مناطق تركمن‌نشين كه به اجراي اين مراسم سنتي ديرينه واقف هستند ، همه ساله در اين شب به انتظار رسيدن اين گروه ها مي نشينند تا پس از شنيدن اشعاري در وصف رسول اكرم (ص) ، بركات ماه مبارك رمضان و دعا برای اهل خانه ، هدايايي به آنان تقديم كنند.

ترکمن ها بر اين عقيده اند که اين مراسم باعث افزايش بركت در منزل و اعطاي سلامتي اعضاي خانواده مي‌شود و بنا به اعتقاد ترکمن های ايران ، برپايی آن به اين معناست که خانواده ها بر تداوم امساک در مابقی ايام ماه مبارك رمضان همت گمارند.

اين مراسم در بين ترکمن های ايران در شب چهاردم ماه مبارک رمضان به اين صورت انجام مي‌گيرد كه پس از اقامه نماز عشا و تراويح ، دسته هايي در بيرون مسجد هر محله تشكيل مي‌شود و اين دسته ها از بين خود يك سرخوان و يك صندوق دار که به آن اصطلاحاً «اشک» (الاغ) می گويند ، انتخاب مي‌كنند.

سرخوان را معمولاً اعضای دسته انتخاب می کنند و معمولاً فردی انتخاب می شود که چهره موجهی نسبت به بقيه داشته باشد و صدای رسا و زيبايی نيز داشته باشد. در برخی از مناطق ، طلاب حوزه‌های علميه برای اين انتخاب ارجحيت داده مي‌شوند

«يارمضان» در حقيقت واگويه های عاميانه ای است که به مناسبت ماه مبارک رمضان از سوی گروه های مذکور به زبان ترکمنی خوانده می شوند. به اين ترتيب که جوانان ، نوجوانان و کودکان ترکمن دسته هايی را تشکيل می دهند و به در خانه های ترکمن رفته و مقابل آن تجمع می کنند. در بين ترکمن های ايران ، سرخوان شروع به خواندن ابياتی که غالباً در باره ی فضيلت ماه مبارک رمضان و دعا و نيايش در باره ی اهل آن خانه است ، می کند. پس از پايان قرائت هر بند از آن اشعار توسط سرخوان ، ديگر اعضای گروه ، يک صدا «آلّاو» (که به نظر می رسد مخفف عبارت «الله هو» باشد) می گويند. البته در مراسمی که در ترکمنستان برگزار می شود ، معمولاً سرخوانی وجود ندارد و تمامی اعضای گروه ، ابيات را با هم می خوانند و به جای عبارت «آلّاو» ، عبارت «يارمضان» را به کار می برند.

با عنايت به معانی ابياتی که در اين مراسم بيان می شود ـ و آن در باره ی فضيلت ماه مبارک رمضان و جملات دعايی در باره ی اهل آن خانه است ـ ، می توان اين گونه استنباط کرد که عبارت «آلّاو» يا «يارمضان» که از سوی ديگر اعضای دسته در پايان هر بند به صورت همصدا بيان می شود ، نوعی تأکيد و يا به عبارت ديگر تأئيد (و به تعبيری تکبير) سخنانی است که سرخوان به نمايندگی از سوی آن ها قرائت می نمايد.

در ترکمنستان ، اين مراسم در يک روز مانده به نخستين روز ماه مبارک رمضان و يا سومين روز از اين ماه برگزار می شود و برگزاری آن را به معنای «استقبال از اين ماه» و راه افتادن دسته ها را «جارچی حلول ماه مبارک رمضان» می دانند اما در بين ترکمن های ايران ، اين مراسم در پانزدهمين روز از ماه مبارک رمضان برگزار می شود و مراسم «يارمضان» را به معنای «ياری رمضان» (نيمه ی ماه رمضان) می دانند و بر اين باورند که دسته ها به در خانه ها می روند و با خواندن فضيلت های اين ماه و اعلام اين که نيمی از ماه مبارک سپری شده ، مردم را تشويق به ادامه ی امساک و روزه داری می نمايند.

پس از پايان يافتن مراسم ، صاحب خانه انعامی به نمايندة آن دسته می دهد. شکل انعام متفاوت است و بستگی به وضعيت مالی آن خانه دارد اما غالباً پول نقد ، آرد ، شيرينی ، شکر و امثالهم است. به نظر نگارنده ، گرفتن انعام از سوی هر خانه ـ که در ابيات سرخوان از آن به نام «يارمضان زکاتی» (زکات يارمضان) ياد می شود ـ شايد با واجب بودن پرداخت زکات فطر (فطريه) برای هر خانواده بی ربط نباشد. به عبارت ديگر ، خانواده ها با دادن انعام به دسته ها ،  به نوعی فطريه را نيز پرداخت می کنند تا اگر به هر شکلی نتواند در پايان ماه مبارک آن را پرداخت نمايد ، به لحاظ شرعی مشکلی نداشته باشند. البته همچنانکه متذکر شديم ، اين نظر و برداشت نگارنده است و جنبه ی فقهی ندارد و علمای دين شايد نظری ديگر در باره ی اين موضوع داشته باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 16:52 |

در يونان مدرن دو حلقه مورد استفاده قرار مي‌گيرد، حلقهء طلايي براي داماد و نقره براي عروس كه به نشانهء يگانگي و برابري مبادله مي‌شود ولي در واقع ارزش بيش‌تر حلقهء مردان نشان‌دهندهء برتري موقعيت آن‌ها‌ست. در دوره‌اي نيز حلقهء آهني مرسوم بود كه به نشانهء تعهد براي نامزد (عروس) فرستاده مي‌شد. اين حلقهء آهني به عنوان نماد دوام و پايداري پيمان ازدواج ساخته مي‌شد.    

در دوره‌هاي قبل حلقه‌هايي از جنس برنج و مس نيز ديده شده است. از نظر شكلي نيز يك حلقهء ساده هميشه تنها شكل حلقهء ازدواج نبوده و گاهي اشكال مختلفي روي آن تراشيده و كنده‌كاري شده مثل يك كليد براي نشان دادن اقتدار خانگي زن.    

در قرن‌هاي 15 و 16 ايتاليايي‌ها از حلقهء ازدواج استفاده مي‌كردند كه عمدتاً از جنس نقره بوده و با ميناي سياه_مينا كاري مي‌شد. اروپاييان قرون وسطي نيز از الماس براي حلقهء ازدواج استفاده مي‌كردند و قدرت آن را حافظ پيمان ازدواج مي‌دانستند. دهقانان ايرلندي نيز بر اين عقيده بودند كه ازدواج بدون حلقه‌اي از جنس طلا قانوني و مشروع نيست.    

در اركني (منطقه‌اي در اسكاتلند) دو ميدان بزرگ به احترام ماه و خورشيد وجود داشت. قرن‌ها پيش اگر دوشيزه‌اي قصد ازدواج داشت به گردش دور سنگي مي‌پرداخت كه به نام ماه نامگذاري شده بود و پسر نيز به دور حلقهء خورشيد مي‌گشت سپس هر دو در محل سنگي كه به نام آدين (خداي خدايان) نامگذاري شده بود به يكديگر ملحق شده و دست‌هاي آن‌ها در محل حلقهء زناشويي كه سوراخي در سنگ بود، به يكديگر مي‌رسيد و آن‌ها‌ به اين وسيله وفاداري و تعهد نسبت به يكديگر را اعلام كرده و زن و شوهر مي‌شدند. مراسم طلاق بسيار ساده‌تر بود، به گونه‌اي كه زن و شوهر مي‌توانستند با يكديگر وارد كليسا شده و سپس هر يك از دري متفاوت بيرون بروند.  در ميان انگلونورمان‌ها حلقه در انگشت مياني دست راست قرار مي‌گرفت، اما در اواخر قرن 17 اين رسم تغيير كرد. كويكرها يعني اعضاي كليساي  The Society of Friends  حلقهء ازدواج را به عنوان بقاياي برتري مشركان و كافران رد كردند و اكنون نيز برخي پيوريتن‌ها سعي  مي‌كنند به همان دليل، چنين رسمي را منسوخ كنند.    

اگرچه حلقه براي ازدواج در كليساي انگلستان كاملا ضروري بود، اما جنس و سايز آن اهميتي نداشت. در ايسلند كه نامزدي و ازدواج هر دو به وسيله پول پذيرفته مي‌شد، حلقه كم‌تر ضروري به نظر مي‌رسيد چرا كه انتظار مي‌رفت دختر هداياي خود را نقدي دريافت كند. با اين حال حلقه در اين كشور استفاده مي‌شد، اما به سختي حلقهء انگشت نام مي‌گرفت چرا كه به اشكال مختلف از استخوان، سنگ، كهرباي سياه، طلا و نقره ساخته مي‌شد و گاهي اوقات به حدي پهن بود كه اجازه نمي‌داد دست از آن عبور كند. در مراسم نامزدي داماد چهار انگشت و كف دست خود را از اين حلقه عبور مي‌داد و با اين روش مي‌توانست دست عروس خود را بگيرد.    

انداختن حلقه در انگشت چهارم دست چپ بر اساس اين اعتقاد قديمي صورت مي‌گيرد كه رگ اين انگشت به طور مستقيم به قلب مي‌رسد. البته اين واقعيت هم وجود دارد كه فلز كم استقامت‌تر در انگشت و دستي كه كم‌تر از دست  و انگشتان ديگر استفاده مي‌شود، كم‌تر دچار صدمه و آسيب مي‌شود .  گفته مي‌شود كه حلقه در ميان_ انگلو نورمان‌ها در دست راست انداخته مي‌شد و بعدها به دست چپ تغيير كرد يعني همان دستي كه از نظر رتبه پايين‌تر است. همچنين عده‌اي معتقدند اين انگشت به دليل اين رسم قديمي بر ديگر انگشت‌ها مرجح شده كه انگشت اول (شست) را به نام پدر، انگشت دوم به نام پسر و انگشت سوم را به نام روح‌القدس نامگذاري كرده‌اند. بنابراين داماد پس از اين‌كه اين سه انگشت را نام برد و از آن‌ها گذشت حلقه را به دست عروس مي‌اندازد.    

قديمي‌ترين گزارش از تبادل حلقهء ازدواج از مصر باستان به دست آمده كه مربوط به 4800 سال پيش است. براي رومي‌ها پذيرش حلقه از جانب بانوي جوان پذيرش نوعي محدوديت بود و پذيرش اين قانون كه دختر ديگر آزاد نيست.    

اكنون نيز حلقه و پذيرش آن بخشي از مراسم مذهبي در كليساست. اكثر مردم اكنون حلقهء ازدواج را در دست چپ خود مي‌اندازند. گرچه برخي زنان اروپايي در دست راست هم از آن استفاده مي‌كنند. در اسكانديناوي هم رسمي است كه برخي از زنان از سه حلقه استفاده مي‌كنند. يكي براي نامزدي، يكي براي ازدواج و ديگري براي مادري.    

عروس‌هاي يهودي نيز حلقهء ازدواج را در انگشت سبابه مي‌اندازند، انگشتي كه با آن طبق آنچه در تورات خوانده‌اند به اين كتاب اشاره مي‌كنند.    

آيا مردان از حلقهء ازدواج استفاده مي‌كنند؟

استفادهء مردان از حلقه نسبتا جديد است. تا ميانه قرن 20 بيش‌تر زنان بودند كه حلقه در دست مي‌كردند كه شايد يادآور روزهايي بود كه زنان جزيي از املاك و دارايي‌هاي همسر بودند. بعد از جنگ جهاني دوم، بسياري از مردان با جدايي‌هاي طولاني مدت از همسران خود مواجه شدند و از آن زمان آن‌ها نيز شروع به استفاده از حلقه به عنوان نشانه‌اي از تاهل خود كردند آنچه موجب مي‌شود همواره به ياد همسران خود باشند .    

منبع:

اين مقاله ابتدا در سال 1896 در مجله زير به چاپ رسيد و بارها در مجلات گوناگون و در سال‌هاي اخير تجديد چاپ شده است:

 .1869 Appletons Journal of Popular Literature, Science and art in July of

ترجمه : سونيا غفاري

 

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 20:1 |