تبليغاتX
علوم اجتماعی

پژوهش كيفي چيست؟

تعريف پژوهش كيفي كار آساني نيست و اين نكته را زماني مي‌توانيم عميقاً دريابيم كه درباره‌ي اين نوع پژوهش، به دانش كافي دست يافته باشيم. بنا به تعريف پاول «در صورتي كه زمينه‌اي خاص در پژوهش تا آن حد شناخته شده باشد امكان الگوسازي مقدماتي، تنظيم فرضيه يا حتي ارائه‌ي نظريه در خصوص آن وجود داشته باشد، مي‌توان از رويكرد اثبات‌گرايي (پوزيتيويستي) و روش‌هاي كميت‌پذير آن استفاده كرد. اما اگر اطلاعات موجود در يك زمينه‌ي خاص چنان اندك باشد كه حتي تشخيص اين كه نادانسته‌ها كدام‌اند خود مسأله‌ساز باشد، بايد از رويكرد طبيعت‌گرايانه و روش‌هاي كيفي‌تر بهره جست».(1) در اينجا بيان پاول، بيش از آن كه تعريف پژوهش كيفي باشد، توضيحي كلي درباره‌ي زمينه و شرايط استفاده از پژوهش كيفي است و عبارت «رويكرد طبيعت‌گرايانه و روش‌هاي كيفي‌تر از آن» ما را در ابهام باقي مي‌گذارد. در حالي كه تعريف نلسون و نويسندگان همكارش روشنگرتر است. به نظر ايشان، پژوهش كيفي خود يك حوزه‌ي دانش و پژوهش بين رشته‌اي، ترارشته‌اي و گاه ضدرشته‌اي است كه مي‌توان آن را در انواع رشته‌هاي علوم انساني و علوم اجتماعي و حتي برخي از علوم طبيعي به كار برد. اين فرايند، از ناحيه‌ي بسياري از پاردايم‌ها، ديدگاه‌ها و جريان‌هاي معرفت‌شناختي تغذيه و تقويت مي‌شود، انواع روش‌ها و فنون و ابزارهاي پژوهش را به كار مي‌گيرد و هدف آن بيشتر درك و فهم پديده است تا پيش‌بيني وضعيت‌ها در واقع، پژوهش كيفي همزمان دو تنش عمده را در خود مي‌پروراند و واجد تناقض است: از يك سو در تلاش است تا تجارب انساني را با مفاهيم دقيق پوزيتيويستي، پساپوزيتيويستي، انسان‌مدارانه و طبيعت‌گرايانه تحليل كند و از سوي ديگر به دليل تأثيرپذيري از جريان‌هاي هرمنوتيكي، پساتجربي، پسامدرن و فمينيستي، ناگزير از نگاه و تحليلي انتقادي به همه چيز ـ از جمله مباني انسان‌مدارانه و طبيعت‌گرايانه ـ است. بنابراين قائل به ديدگاه‌هاي نه چندان هم‌سو و بلكه غير هم‌سوي پسامدرن و طبيعت‌گرايانه و / يا چشم‌اندازهاي انتقادي و انسان‌مدارانه است.

در اينجا تعريف پژوهش كيفي، بدون اشاره به پژوهش‌گر چنين پژوهشي نارسا خواهد بود، زيرا انجام پژوهش‌هايي با تعريف بالا از عهده‌ي هر مبتدي كم‌دانشي برنمي‌آيد و پژوهش‌گر پژوهش كيفي نه تنها لازم است پژوهش‌هاي كمي را بشناسد، بلكه بايد از هر گونه ديدگاه و راه و روش يك بعدي و خطي بركنار باشد. در واقع پژوهش‌گري كه پژوهش كيفي انجام مي‌دهد مي‌تواند نقش‌هاي متفاوتي اختيار كند، مثلاً مي‌تواند دانشمند، طبيعت‌گرا، پژوهش‌گر ميداني، روزنامه‌نگار، منتقد اجتماعي، هنرمند، مجري برنامه‌ها، موسيقي‌دان، بداهه‌نواز، فيلم‌ساز و تهيه‌كننده‌ي فيلم مستند، مقاله‌نويس، تدوين‌گر فيلم و تهيه‌كننده‌ي كلاژها در هنرهاي بصري و مفهومي باشد.

پژوهش كيفي بيشتر در علوم اجتماعي و انساني ـ مثل مردم‌شناسي، علوم تربيتي، علوم ارتباطي، روان‌شناسي، تاريخ، باستان‌شناسي، جامعه‌شناسي، مطالعات فرهنگي و ادبي، علوم سياسي، مديريت، مددكاري، كتابداري و اطلاع‌رساني ـ و نيز در برخي از شاخه‌هاي علوم طبيعي ـ مثل مطالعات باليني و پرستاري ـ به كار مي‌رود و معمولاً پژوهشي تركيبي است. يعني از مجموعه‌اي از روش‌ها، فنون و ابزارها مثل مطالعه‌ي موردي، تجربه‌ي شخصي، درون‌نگري، شرح‌حال‌، روايت، مشاهده‌ي مشاركتي، مشاهده‌ي غيرمشاركتي، مصاحبه‌ي عميق، انواع بشرساخته‌ها (مصنوعات)، فراورده‌هاي فرهنگي و انواع متون مبتني بر مشاهده، متون تاريخي، متون تعاملي و بصري بهره مي‌گيرد و گستره‌ي وسيعي از روش‌هاي تأويل و تحليل‌هاي تفسيري را مي‌پوشاند. در واقع، به قول ريچاردسون، پژوهش كيفي تلاشي است براي درك و شناخت يك پديده از جهات و زاويه‌هاي مختلف و درگير شدن در فرايندي شبيه متبلور كردن پديده‌ي مورد بررسي.

 

تاريخ پژوهش كيفي

پژوهش‌هاي كيفي از زماني آغاز شدند كه نظريه‌پردازان علوم اجتماعي مدرن بررسي فرايندها و الگوهاي جامعه‌شناسي را آغاز كردند. پيش‌فرض اين بررسي‌ها اين بود كه مي‌توان جهان و مردم جهان را به صورت عيني مشاهده و مطالعه كرد. ويديچ و ليمان در اين زمينه، شش دوره‌ي تاريخي را كه بعضاَ با هم هم‌پوشاني دارند برشمرده‌اند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 9:28 |