تبليغاتX
New Page 1 علوم اجتماعی

یك كارشناس برنامه نویس و شبكه‌های اینترنتی گفت كه در هنگام تحقیق و كار بر روی برنامه مترجم چند زبانه بابیلون ((BabyLon dictionary)) متوجه مساله مشكوكی در این برنامه رایانه‌ای شده است.

بابیلون در خدمت موساد/یاهومسنجرهم جاسوس شد

این كارشناس رایانه گفت: در سال 2000 كه این برنامه را به دست آوردم ؛ بسیار خوشحال شدم. چون این برنامه چندین زبان را پشتیبانی می‌كند و جالب آن كه بر خلاف سایر نرم افزارهای ترجمه، نسخه عبری آن بسیار كامل بود و با تحقیق و موشكافی در برنامه و با به كار بردن یك فایروال غیر صهیونیستی متوجه شدم كه این برنامه اطلاعات پاكت‌های تی‌سی‌پی را به سروری با دامنه (دامین) منتهی به ((سی او آی ال)) ارسال می‌كند.

با علم به این كه این دامنه متعلق به سرورهای سایت‌های اسرائیلی است، اطمینان پیدا كردم كه این یك شركت یهودی با برنامه نویسان یهودی است كه هرچند به آمریكا یا كشوری دیگر مهاجرت كرده اما سیاست‌های صهیونیستی را دنبال می‌كند و در سیستم جاسوسی یهودیان اسرائیل به كار می‌رود.

وی ادامه داد: این نرم افزار با برنامه كم حجمی كه به طور مخفیانه با خود همراه دارد و بر روی رایانه كاربر نصب می‌شود قادر است به راحتی اطلاعات و برنامه و اعداد ارقام دستگاه و به اصطلاح كاربرهای statistics را بخواند و ضبط كند و در هنگام اتصال به اینترنت برای مسیر اینترنتی مشخص شده در برنامه بفرستد و هرچند اگر تصور كنیم كه كار این برنامه محاسبات و آمارگیری‌های سری و تحقیقات اكتشاف اسنادی باشد، نه جاسوسی مستقیم، باز هم باید گفت كه اطلاعات ارسالی، در مسیر كمك به جریان بخشی به اقتصاد یهود و صهیونیسم جهانی خواهد بود و به نوعی جاسوسی آشكار به حساب می‌آید. شركت‌های یهودی جهان به شدت در امور تجسسی دخالت می‌كنند و اخیرا با خرید تمام شركت‌های بزرگ فایروال سهم خود را از بازار تجسس و دزدی اطلاعات به شدت بالابرده‌اند و در صورت تردید در این مساله می‌توان با جستجویی اندك درباره شركت سرمایه گذاری Mashov در اینترنت اطلاعاتی در این درباره به دست آورد.

وی می‌افزاید: برنامه جاسوسی موجود در بابیلون كار كرد سی‌پی‌یو CPU را به شدت تضعیف كرده و آن تا سرانجام بتواند اطلاعات جمع آوری شده را روی خطوط اینترنتی به سوی سازندگان خود ارسال كند. پیش از این فاش شده بود كه موساد همكاری بسیار نزدیكی با سایت اینترنتی یاهو داشته است و نرم افزارهای طراحی شده توسط این شركت توسط سرویس اطلاعات رژیم صهیونیستی تحت كنترل قرار دارد و (( یاهو مسنجر)) از جمله این نرم افزارهای پیشرفته است كه قابلیت جاسوسی دقیق برای موساد را دارا می‌باشد.

این نرم افزار قادر است كلمات را در قالب نوشتار یا گفتار تفكیك و حساسیت خود را به كلید واژه‌های تعریف شده نشان دهد كه از همین طریق موساد قادر است با ردیابی افرادی كه از این نرم افزار برای ارسال مكالمات فوری و یا نامه‌های الكترونیكی استفاده می‌كنند، محل فعالیت رایانه مورد استفاده را شناسایی كند و مخالفان خطرناك را كه اقدامات امنیتی موثر می‌كنند از میان بردارد. در انتها وی می‌گوید: بعید نیست كه تلفن‌های همراه نیز درون خود این گونه برنامه‌های ناشناخته و مخفی جاسوسی داشته باشند و به راحتی اطلاعات و موقعیت دارنده خود را در اختیار سازندگان این تجهیزات مدرن قرار دهد .

منبع :sepehrnews

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:10 |


به ترتیب از سمت چپ: هاله قریشی در مراسم روز جمعه- همسر ولیعهد هلند- یکی از استادان دانشگاه- وزیر امورخارجیان هلند

پروفسور هاله قریشی از ایرانیان مقیم هلند روز جمعه ۱۳ اکتبر با قرائت خطابه خود در تالار سخنرانی دانشگاه آزاد آمستردام (فو) رسماً سِمَت استادی ویژه مدیریت تنوع و تطابق فرهنگی را در دانشکده علوم اجتماعی این دانشگاه پذیرفت. این کرسی دانشگاهی، تازه تشکیل و سمت استادی ویژه در این رشته نیز برای نخستین بار در هلند تأسیس شده است.

پروفسور قریشی از سال ۱۹۸۸ در هلند سکونت دارد و از محققان مردم‌شناسی است. تخصص وی در مسائل ایران، مطالعات پناهندگان، سازمان‌های مهاجران، جوامع چند فرهنگی و مدیریت چندگونگی فرهنگی است و از نوشته‌های او می‌توان به کتاب‌های «نبردهايی برای پيروزی»، «راه هايی برای بقا »، و مقالات بسیاری در مورد فمینیسم و زنان ایرانی در مهاجرت اشاره کرد. او جمعه گذشته خطابه پذیرش استادی خود را در حضور جمعی مهم شامل پرنسس ماکسیما همسر ولیعهد هلند، خانم ریتا فِردونک ، وزیر امور خارجیان و تطابق فرهنگی، خانم فرح کریمی، نماینده مجلس هلند از حزب سبزها و جمعی از استادان و حضار دیگر ارائه کرد. عنوان خطابه وی "متناقض‌نماها در پذیرش فرهنگی، مدیریت تنوع فرهنگی در هلند جدید" بود.

چندگونگی فرهنگی و مسائل سازگاری فرهنگی میان هلندیان بومی‌تبار از یک‌سو و هلندیان خارجی‌تبار از سوی دیگر موضوعی است که ذهن جامعه هلند را به شکلی روزافزون به‌خود مشغول داشته است. بررسی‌ها و بحث‌ها در این‌باره بالا گرفته و دیدگاه‌های متعدد و نظرات فراوانی برای چاره‌اندیشی در زمینه تطابق یافتن فرهنگ‌ها با هم در رسانه‌های هلند رد و بدل می‌شود. حوزه کاری و پژوهش‌های پروفسور هاله قریشی در این رابطه بسیار مورد توجه رسانه‌ها و محافل گوناگون هلندی قرار گرفته و این روزها مصاحبه‌های گوناگونی با او انجام می‌پذیرد.

از پژوهش‌های جالب پروفسور قریشی که مدتی پیش نظر رسانه‌ها را به‌خود جلب کرد مقایسه گروهی از پناهندگان زن ایرانی ساکن هلند با گروهی از پناهندگان زن ایرانی ساکن آمریکا بود. نتیجه این پژوهش که موضوع پایان‌نامه دانشگاهی او بوده نشان می‌دهد که گروه مورد مطالعه در آمریکا خود را هم ایرانی و هم آمریکایی حس می‌کند در حالی‌که گروه ساکن هلند خود را ایرانی حس می‌کند و در جایی که بایستی حس هلندی بودن پدید می‌آمده در احساس ایشان یک حفره خالی نشسته است. "بانوان مورد مطالعه در هلند دارای شغل و تحصیلات بالا هستند ولی خود را با جامعه بیگانه حس می‌کنند، ایشان نتوانسته‌اند ارتباطی احساسی با هلند پیدا کنند".

پروفسور قریشی که خود 18 سال است که در هلند سکونت دارد معتقد است که می‌توان فردی دوفرهنگه بود و بهترین‌های دو یا چند فرهنگ را گلچین کرد و شخصیت خود را بر پایه آن شکل داد. او معتقد است که در حالی‌که بیشتر راه حل‌های ارائه‌شده برای یکپارچه‌سازی جامعه هلند و تطبیق دادن خارجیان با این جامعه بر یادگیری زبان و پذیرش ارزش‌های فرهنگی هلند از سوی خارجیان تمرکز یافته است ولی مردم بومی‌تبار هلند نیز می‌بایست نقشی در این روند ایفا کنند و از ایشان نیز انتظار تغییر موضع می‌رود. هلندی‌های اصیل و بومی نیز می‌بایست در کنار فضای خودمانی فرهنگی و ویژه خود صحنه و فضایی بینابینی در جامعه ایجاد کنند که خارجی‌تباران دوفرهنگه بتوانند خود را در آن فضا بیابند و از آن طریق با جامعه و کشور هلند ارتباط احساسی پیدا کنند.

خانم قریشی در خطابه خود تأکید زیادی بر پرهیز از دسته‌بندی افراد و خودداری از اندیشیدن در چهارچوب دسته‌بندی‌های قومی و نژادی و مذهبی داشت. این امر، که از دید او بر ذهن و اندیشه اکثریت هلندیان و سیاست‌سازان آن حاکم است، ویژگی‌های فردی و تفاوت‌های میان اشخاص را نادیده می‌گیرد و جایی برای خارجی‌تبارهایی که دیگر به دسته و گروه فرهنگی-مذهبی اجدادی خود تعلق ندارند و گونه‌ای هلندی با تعریفی نو هستند نمی‌گذارد.

خانم قریشی در این رابطه در خطابه خود مثالی از یک لطیفه معروف جامعه‌شناس آلمانی اولریش بک می‌آورد به این مضمون که «در آلمان از یک مرد سیاه‌پوست می‌پرسند "اهل کجا هستی؟" او پاسخ می‌دهد: مونیخ، بعد می‌پرسند: پدر و مادرت از کجا هستند؟ او پاسخ می‌دهد: اهل مونیخ، باز پرسیده می‌شود: خب ایشان در کجا به دنیا آمده‌اند؟ فرد سیاه‌پوست پاسخ می‌دهد: مادرم متولد مونیخ است. می‌پرسند: پدرت چه؟ در غنا. می‌گویند: "آهان، پس تو غنایی هستی".»

بسیاری از این نظرات و راهکارهای ارائه‌شده در خطابه پروفسور قریشی در تضاد شدید با افکار و سیاست‌های خانم ریتا فردونک، وزیر امور خارجیان و تطابق فرهنگی هلند است. خانم فردونک به خاطر اِعمال سیاست‌های شدید در تطبیق دادن اجباری خارجی‌تباران به‌ویژه با تمرکز بر مسئله آموزش زبان و پذیرفتن کامل ارزش‌های بومی‌تباران هلند معروف است. جالب اینکه خانم قریشی در خطابه خود از خانم فردونک که در ردیف اول حضار نشسته بود بخاطر نقش او در کمک مالی وزارتخانه دادگستری برای ایجاد این کرسی تشکر و قدردانی کرد. این مسئله خنده‌های (گاه پنهانی) برخی از حضار را در بر داشت که این خنده‌ها بی‌گمان به سمع خانم فردونک هم رسیده است.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 15:48 |

 به مناسبت یک سالگی فصل نو در تاریخ 25 تیر ماه 1385 ، نشستی با حضور دست اندرکاران این نشریه ، صاحب نظران علوم اجتماعی  ، اعضاء و خوانندگان محترم این نشریه در انجمن جامعه شناسی ایران ، واقع در دانشگاه علوم اجتماعی تهران  برگزار خواهد شد. در این نشست علاوه بر ارائه گزارش فعالیت یک ساله نشریه فصل نو ، مباحثی در رابطه با ادامه انتشار این نشریه و مباحث مرتبط دیگری برگزار خواهد شد . همچنین در این روز وب سایت جدید این نشریه رسماً افتتاح می گردد

به همین مناسبت از تمام اعضاء و خوانندگان نشریه فصل نو ، برای حضور در این جلسه دعوت به عمل می آید

چنانچه حضور در این جلسه برای شما دوست عزیز ،  مقدور می باشد ، و با توجه به محدودیت فضای جلسه مذکور ، مشخصات خود شامل ، نام و نام خانوادگی ، شماره تلفن و ایمیل خود را برای ما ارسال نمایید تا هماهنگی های بیشتر از طریق تلفن با شما صورت پذیرد

شما می توانید  با ایمیل info@fasleno.com مشخصات و شماره تلفن خود را ارسال نمایید

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 10:9 |


قدرت و جامعه شبكه اي

مانوئل كاستلز، انديشمند اسپانيايي تبار در ايران با كتاب پر اهميت و حجيم «جامعهء اطلاعاتي» خود معروف است، اين كتاب كه با سرويراستاري دكتر علي پايا به انتشار رسيده است، تحليلي گسترده را از جوامع انساني پس از به وقوع پيوستن انقلاب موسوم به انقلاب اطلاعاتي (انفورماتيك) ارايه مي‌دهد. از اين لحاظ بايد كاستلز را يكي از تاثيرگذارترين متفكران علوم اجتماعي در سال‌هاي اخير دانست. وي كه پس از دوراني از تدريس و پژوهش در فرانسه و در مدرسهء عالي مطالعات اجتماعي پاريس اين كشور را به مقصد ايالات متحده ترك كرد، در جايگاه جديد خود توانست نظريه «جامعهء شبكه‌اي» خويش را تا اندازه زيادي گسترش و تعميق دهد و با استفاده و تكيه زدن بر آن به تحليل جهان كنوني بپردازد. در حال حاضر نيز كاستلز از يك سو در اسپانيا و از سوي ديگر در آمريكا به تدريس و پژوهش اشتغال دارد و _ همانگونه كه بيان مي‌كند بزرگ‌ترين پروژهء مورد علاقهاش به انتشار رساندن كتاب مهمي درباره رابطه ميان قدرت و جامعهء شبكه‌اي است كه سال‌هاست به مثابه محور اصلي كار علمي‌اش او را به خود مشغول داشته است. كاستلز از هفتهء گذشته به دعوت چند موسسهء علمي در ايران به سر مي‌برد و به همين مناسبت سخنراني ها و جلسات متعددي داشت. يكي از اين برنامه‌ها روز سوم خرداد ماه به ابتكار انجمن جامعه شناسي ايران و با همكاري دانشگاه تهران در محل باشگاه دانشجويان اين دانشگاه به اجرا درآمد كه در طول آن اعضاي هيات مديرهء انجمن جامعه شناسي از جمله دكتر محمد امين قانعي راد و ناصر فكوهي و همچنين سرويراستار ترجمه كتاب كاستلز، دكتر علي پايا كه نقش مهمي در سازماندهي سفر اخير وي نيز داشته است و برخي از اساتيد دانشگاه تهران و ساير علاقمندان توانستند با انديشمند اسپانيايي ملاقات و گفت‌وگو داشته باشند. خلاصه‌اي از اين گفت‌وگوها را در زير مي‌خوانيم.
در ابتداي جلسه ناصر فكوهي، عضو هيات مديره انجمن جامعه شناسي ايران به نمايندگي از طرف انجمن ضمن خوشامدگويي به پروفسور كاستلز به عنوان يكي از چهره‌هاي تاثيرگذار كنوني در جهان انديشه، گزارشي كوتاه را دربارهء موقعيت ايران و به ويژه وضعيت علوم اجتماعي در كشور ارايه داد. فكوهي بر اين نكته تاكيد كرد كه دوبرابرشدن جمعيت كشور در طول سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي و جوان بودن اين جمعيت كه در حد بيش از 60 درصد در رده‌هاي سني زير 25 سال قرار دارند، نيازهاي آموزشي بسيار بزرگي را به وجود آورده است كه نظام دانشگاهي ايران در دو سيستم دولتي و خصوصي تلاش مي‌كند آن‌ها را برآورده كند. در حال حاضر بيش از دو ميليون دانشجو در اين نظام مشغول به تحصيل هستند كه نيمي از آن‌ها را دختران تشكيل مي‌دهند. تقسيم بندي نظام آموزش همچنين گوياي آن است كه نزديك به نيمي از دانشجويان در ايران در رشته‌هاي علوم انساني تحصيل مي‌كنند. هر چند سهم علوم اجتماعي در اين ميان بسيار كمتر است. با اين وصف تمايل دانشجويان نسبت به رشته‌هاي علوم اجتماعي و نوآوري‌ها و تغييرات اساسي كه در ساختار دروس در سال‌هاي اخير به انجام رسيده است گوياي وجود نياز به اين رشته‌ها در كشور ما است. كشوري كه مطالعه‌اي كوتاه بر آن، نشان دهنده گسترده‌بودن تنوع فرهنگي در آن و همچنين وجود مسايل اجتماعي گوناگوني است كه بدون دخالت علوم اجتماعي و كنشگران و انديشمندان اين حوزه نمي‌توان اميد به يافتن راه حل هاي پايدار و مناسب براي آن‌ها داشت. دكتر فكوهي در سخنان خود ضمن معرفي انجمن جامعه شناسي، اين انجمن را يكي از انجمن‌هاي علمي بسيار مهم در عرصه علوم اجتماعي توصيف كرد كه توانسته است با بيش از 300 عضو فعال اكثريت اعضاي هيات‌هاي علمي دانشگاه‌هاي كشور در زمينه علوم اجتماعي را در خود جذب كند. وجود اين انجمن و انجمن هاي ديگري كه در سال‌هاي اخير در حوزه‌هاي ديگر علوم اجتماعي تاسيس شده‌اند،هر چه بيشتر امكان تفويض بخشي از اختيارات و تصدي‌گري هاي دولتي را به كالبد علمي كشور فراهم آورده است و انجمن جامعه شناسي اميدوار است كه با گسترش فعاليت‌هاي خود در سطح كشور و همچنين در سطح بين المللي بتواند از اين موقعيت بيشترين بهره را براي گسترش و تعميق انديشه اجتماعي و تاثير گذاري آن بر حوزه‌هاي اجرايي داشته باشد.
پس از دكتر فكوهي، دكتر غلام‌عباس توسلي، به عنوان يكي از بنيان گذاران علوم اجتماعي و از نخستين مؤسسان انجمن جامعه‌شناسي ايران، به كاستلز خوشامد گفت و پرسش خود را به آخرين تحولاتي كه در نظريه كاستلز دربارهء جهان كنوني انجام شده است اختصاص داد.
پس از اين بحث و معرفي مقدماتي، كاستلز در شروع صحبت‌هاي خود بيش از هر چيز بر بعد بين رشته‌اي بودن در كار خود تاكيد كرد. وي بر اين نكته انگشت گذاشت كه هنگام شروع كار خود در پاريس بيشتر از گرايش جامعه شناسي ماركسي و همچنين از الن تورن تاثير مي‌پذيرفت اما در تداوم كار خود اين گرايش‌ها را به كنار گذاشته و بيشتر بر يك پرسمان (پروبلماتيك) اساسي متمركز شده است‌كه موضوع قدرت و روابط پيچيدهء آن با حوزهء رسانه‌ها و شبكه‌اي شدن جهان با محوريت فرآيندهاي مبادله اطلاعات و داده ها را بررسي مي‌كند. كاستلز بر اين باور است كه قدرت و بازتوليد آن در جوامع انساني محوري ترين عاملي است كه تفكر اجتماعي بايد بر آن تامل كرده و در موقعيت هاي فن آورانهء جديد به آن‌ها بپردازد.
نخستين بحث پس از سخنان اوليه كاستلز به وسيلهء يكي ديگر از اعضاي انجمن جامعه شناسي، دكتر محمد توكل، دبيركل كميسيون ملي يونسكو در ايران و استاد دانشكدهء علوم اجتماعي دانشگاه تهران، مطرح شد. توكل ضمن تاكيد بر نابرابري كشورهاي جهان در دسترسي به اطلاعات و وجود هژموني‌هاي قدرت در نظام‌هاي رسانه اي جديد و غالب بودن الگوي سرمايه‌داري در اين رسانه ها، ‌بر اين امر انگشت گذاشت كه در اين شرايط نمي‌توان، لااقل در مورد كشورهاي در حال توسعه، نگاه كاملائ خوش بينانهاي به تحولات كنوني در سطح اين فن‌آوري‌ها داشت و نظر كاستلز را در اين مورد جويا شد.
كاستلز پيش از هر چيز تاكيد كرد كه هدف كنشگران علوم اجتماعي نمي‌تواند اين باشد كه دربارهء اهميت يا عدم اهميت فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي قضاوت كنند، واقعيت آن است كه رشد اين فن‌آوري‌ها فراتر از ارادهء اين كنشگران قرار دارد و وظيفه آن‌ها بيشتر آن است كه اين موقعيت‌ها را تحليل كنند. كاستلز همچنين تاكيد كرد كه امروزه نظام سرمايه‌داري به نظامي جهاني تبديل شده است كه همهء كشورهاي جهان بر اساس آن اداره ميشوند و طبعائ در اين نظام گرايش عام و بسيار رايج تمايل به بازتوليد قدرت و سلطه است و اين اصولائ چيزي است كه در تمام جوامع انساني از آغاز با آن روبه‌رو بوده‌ايم. اما آنچه امروز اهميت دارد آن است كه ما بتوانيم با دقت و موشكافي به شناخت و تحليل سازوكارهاي ظريف اين نظام‌هاي سلطه بپردازيم و به خصوص از امكانات فن‌آورانه‌اي كه در دسترسمان است براي اين امر استفاده كنيم. براي تحقق يافتن اين امر نياز به افزايش مهارت هاوجود دارد، مهارت‌هايي كه بدون آن‌ها لزومائ ما حاشيه‌اي شده و نمي‌توانيم تاثيري بر روند مسايل داشته باشيم.
دكتر فرهاد خسرو خاور، استاد مدرسه عالي علوم اجتماعي پاريس و همكار مركز تحقيقات علمي كشور، پرسش بعدي را مطرح كرد كه در آن ضمن اشاره به كتاب «مسالهء شهري» كاستلز و _تاثير پذيري زيادي كه كاستلز در ابتداي سال‌هاي 1970 از گرايش ماركسي و به ويژه از پولانتزاس داشت و اين‌كه وي در روند كاري خود به سوي پرسمان‌هاي كاملائ تازه‌اي رسيده است، بر اين نكته تاكيد كرد كه مسالهء اساسي در جوامع كنوني انساني شايد بيش از هر چيز موضوع هويت باشد. از اين دريچه خسرو خاور شناخت و تحليل جنبش‌هاي اجتماعي را براي درك سازوكارهاي جديد هويت سازنده در جوامع انساني مهم دانست و همچنين اين پرسش را مطرح كرد كه چرا كاستلز كمتر در نوشته‌هاي خود به پديدهء دين و اهميت آن در فرآيندهاي فرهنگ ساز اشاره كرده است.
كاستلز تاكيد كرد كه او همواره به پرسمان هويت در كار خود اهميت ويژه‌اي داده است و به خصوص براين نكته انگشت گذاشت كه يكي از مشكلات كنوني ما آن است كه موضوع هويت در جهان حاضر را عمدتائ در قالب مفهوم «هويت ناشي از مقاومت» _مي بينند و ارزيابي مي‌كنند، در حالي كه بحث هويت‌هاي فرافكنانه نيز مي‌تواند به همان اهميت باشد و اين امري است كه فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي آن را ممكن مي‌كنند. وي وجود جنبش هاي اجتماعي را عاملي اساسي در بحث هويت دانست و معتقد بود كه بسياري از هويت ها به دليل اين جنبش ها و از خلال آن‌ها شكل مي‌گيرند، هر چند كه نبايد اين شكل‌گيري را حاصل مكانيكي به نتيجه رسيدن يك جنبش دانست و مي توان آن را در فرآيند حركت پوياي جنبش به دست آورد. به همين دليل نيز اين جنبشها هر چند ممكن است در كوتاه مدت بازنده باشند و به شكست بينجامند، در دراز مدت مسلمائ تغييراتي اساسي به وجود مي‌آورند. بحث اساسي ديگري كه كاستلز در اين مورد بر آن تاكيد كرد، اهميت مفهوم «پراكنش» به مثابهء موقعيتي براي گريز از نابودي هويتي در جهان كنوني بود. به عقيدهء او در حالي كه ما با گرايش‌هاي سلطه طلب بزرگ در جهان روبه‌رو هستيم در صورتي كه هويت كاملائ متمركز و در نقطهء خاصي ايستا باشد، اين گرايش‌ها مي‌توانندآن‌ها را زير بمباران تبليغاتي و يا واقعي خود بگيرند در حالي كه پراكنش در چنين حالتي مي‌تواند به حفظ هويت و جنبش اجتماعي ياري رساند. بنابراين كاستلز بر آن تاكيد كرد كه بهترين حالت در اين زمينه يك «وحدت نمادين» و در عين حال يك سازماندهي شبكه‌اي است. دربارهء دين نيز كاستلز بر آن بود كه اين پديده اهميت بسيار بالايي دارد، زيرا به جز در اروپاي غربي در سراسر جهان رو به قدرت گرفتن هرچه بيشتر است. كاستلز با اين وصف معتقد است كه بايد بين پديدهء بنيادگرايي ديني و هويت ديني تفكيك قايل شد و چندان نمي‌پذيرد كه نسبت به اين مساله بي تفاوت بوده است.
پرسش بعدي در اين جلسه را دكتر كارو لوكس، استاد دانشكدهء فني دانشگاه تهران مطرح كرد. دكتر لوكس بر اهميت استفاده از فن‌آوري‌هاي جديد براي دگرگون كردن نظام هاي طراحي در سطح جامعهء اطلاعاتي تاكيد كرد و همچنين اين نكته را كه در تحليل روابط شبكه‌اي در كشور ما با نوعي عدم تقارن يعني رقم بسيار بزرگ‌تر داده‌هاي دريافت شده نسبت به داده هاي ارسال شده روبه‌رو هستيم را نوعي ضعف در مبادله تلقي كرد و همچنين بر اهميت رابطه‌اي كه مي توان ميان حوزه بيولوژي و فن‌آوريهاي اطلاعات داشت نيز تاكيد كرد.
كاستلز در اين زمينه به خصوص بر اين كه علوم اجتماعي بايد هر چه بيش از پيش با حوزهء بيولوژي روابط علمي داشته باشد، تاكيد كرد و به نظر او اصولائ اين حوزه‌هاي علمي را نمي توان حوزه‌هاي قابل تفكيك به شمار آورد. چشم انداز علمي به باور او چشم اندازي است كه كار بين بخشي و بين رشته‌اي و كنش متقابل ميان رشته‌ها را به مثابهء تنها روش ممكن تفكر علمي به ما تحميل مي كند. تنوع و تكثر مهمترين موضوع هايي هستند كه جوامع ما با آن‌ها سروكار دارند. اين جوامع نه تنها در حال حاضر بسيار متنوع هستند، بلكه حركت آن‌ها نيز به سوي تنوع يافتن هر چه بيشتر است و اگر اين واقعيت را نپذيريم خود را در موقعيتي بحراني قرار داده ايم. براي مثال در حال حاضر كشورهاي اروپاي غربي با يك موقعيت تكثر فرهنگي سروكار دارند كه تا حدي مايل به پذيرفتن آن نيستند و به همين جهت نيز خود را با بحران روبه رو كرده اند. پرسش بعدي به وسيلهء دكتر حسين راغفر، استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا مطرح شد كه در آن به نظريهء شهري كاستلز اشاره شد. دكتر راغفر بر اين نكته تاكيد كرد كه ايران در حال حاضر يكي از مهم ترين تجارب خود را در زمينهء گسترش شهرنشيني _ ميگذراند كه همراه با تغييرات گسترده اي نيز در زمينه اجتماعي و فرهنگي و تقسيم كار در اين زمينه ها نيز هست. بنابراين نياز به سياستگذاري هاي مناسب در اين زمينه ها امروز بيش از هر زمان ديگري براي كشور ما اهميت دارد. او بر اين اساس نظر دكتر كاستلز را دربارهء فرايند هاي شهرنشيني و به خصوص مهاجرت هاي روستا شهري جويا شد.
كاستلز تاكيد كرد كه وي همواره موضوع شهر و شهرنشيني را به عنوان يكي از _مهم ترين محورهاي مطالعاتي خود حفظ كرده است. البته مسايلي چون مهاجرت به شهرها و بالا رفتن دايم نرخ شهر نشيني اموري جهاني هستند كه نشانهء آن‌ها را در ايران همچون در بسياري ديگر از كشورهاي جهان نيز مي‌بينيم. با اين وصف كاستلز تاكيد كرد كه ما با پديده‌اي به عنوان مازاد جمعيت در جهان و اين‌كه جهان كنوني آكنده از جمعيت باشد روبه‌رو نيستيم، بلكه برعكس با جهاني سروكار داريم كه بيشتر از پهنه هاي خالي تشكيل شده است كه تنها برخي از نقاط آن تراكم‌هاي بسيار بزرگ ‌جمعيتي را در خود نشان مي‌دهند. بسياري از مردمان در جهان كنوني درون اين نقاط متراكم كه بايد آن‌ها را نوعي تله ارزيابي كرد به ناچار فرو _مي افتند و دچار مشكلات و مسايل متعدد مي‌شوند و مشكلات ناشي از مهاجرت از آن جمله است . با اين وجود جوامع همواره از اين فرصت برخوردارند كه با بازپردازش خود راه حل هايي براي گريز و جبران اين موقعيت ها بيابند. كشور ايران از اين نقطه نظر به باور كاستلز در آغاز راه است و در سال‌هاي آينده با مسايل بي‌شماري در زمينهء شهر و شهرنشيني روبه‌رو خواهد شد كه از همين امروز بايد در فكر تدبير آن‌ها باشد.
يكي از دانشجويان دختر حاضر در جلسه با تاكيد بر حضور گستردهء دختران در دانشگاه‌ها و به خصوص در علوم اجتماعي كه نزديك به 70 درصد پذيرفته شدگان را تشكيل مي دهند، از دكتر كاستلز نظرش را دربارهء موقعيت زنان و تبعيض‌هايي كه دربارهء آن‌ها اعمال مي شود سؤال كرد.
كاستلز با تاكيد مجدد بر بحث خود بر تاثير بخشي دراز مدت جنبش‌هاي اجتماعي برجوامع انساني، به خصوص به جنبش زنان اشاره كرد كه به باور او بايد آن را از فمينيسم جدا كرد و بر اين نكته تاكيد كرد كه پويايي حاصل از اين جنبش_ ميتواند و تاكنون توانسته است تاثير عظيمي بر دگرگوني موقعيت زنان داشته باشد. كاستلز از زناني نام برد كه در زندگي روزمرهء خود بدون آن‌كه نام فمينيست بر خود داشته باشند نوعي «فمينيستهاي عملي» هستند يعني با اعمال و تجربه اين زندگي در حال تغيير دادن موقعيت خود و ديگر زنان هستند و به نظر او همين زنان و نه لزومائ فعالان سياسي يا اجتماعي هستند كه بيشترين دگرگوني‌ها را به وجود خواهند آورد. در اين ميان اينترنت مي‌تواند تاثير بسيار زيادي بر شكل گيري جنبش ها و حركت‌هاي اجتماعي داشته باشد حتي در مناطقي كه به ظاهر ما با سطح پاييني از فن آوري و دسترسي سروكار داريم. كاستلز به مثالي در مكزيك اشاره مي‌كند كه در آن زنان دانشگاهي كه به زبان انگليسي آشنايي داشته و مهارت‌هاي لازم را براي استفاده از اينترنت دارند به كمك زنان ديگر، حتي زنان بي سواد مي‌آيند تا آن‌ها را با حلقه هاي ديگري از زنان كه بر شبكه وجود دارند مرتبط كرده و تبادل فرهنگي در اين زمينه را افزايش دهند.
پرسش بعدي را دكتر پويا علاء الديني استاد برنامه‌ريزي دانشكده علوم اجتماعي مطرح كرد. علاء الديني ضمن پر اهميت بودن فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي آن‌ها را لزومائ داراي كاربرد مثبت ندانست و اين پرسش را مطرح كرد كه به خصوص در كشورهاي جهان سوم مي توان شاهد نوعي كاربرد _بي فايده و براي مثال پر كردن اوقات فراغت به بي‌حاصل ترين شكل ممكن با اين فن‌آوري ها بود. او به خصوص به پديدهء وبلاگها اشاره كرد كه در آغاز تصور مي‌شد كه مي‌توانند انقلابي ايجاد كنند اما امروز در بسياري موارد به نوعي وقت گذراني سطحي بدل شده اند.
كاستلز در اين زمينه براين باور است كه تاثير گذاري فن‌آوري‌ها را نمي‌توان به يك وسيله و به يك نوع استفاده از آن وسيله تقليل داد و بايد موضوع را به صورتي گسترده‌تر ديد. رابطه با شبكه ممكن است به خودي خود و در كوتاه مدت چندان تاثيرگذار نباشد، اما در ميان و دراز مدت همهء رفتارها را دگرگون مي‌كند.
گروهي ديگر از اساتيد حاضر در جلسه نيز سؤالات و اظهار نظرهاي متفاوتي را مطرح كردند و به خصوص بر اين نكته تاكيد شد كه امروز ما در كشور خود بيش از هر زماني نياز به تبادل افكار با انديشمندان جهاني داريم و اين گونه جلسات و حضور اين متفكران در ايران به خصوص در حوزه‌هاي علمي مختلف و جديد مي‌تواند بسيار تاثيرگذار باشد.
فكوهي در انتهاي بحث، ضمن تشكر مجدد از حضور پروفسور كاستلز در ايران و آرزوي آن‌كه چنين جلساتي بتوانند تداوم يابد و همچنين با تاكيد مجدد بر اهميتي كه انجمن جامعه شناسي ايران براي گسترش روابط علمي بين المللي قايل است به طرح برخي از پرسش‌هاي خود دربارهء نظريه كاستلز پرداخت. فكوهي ابتدا بر دو مفهوم اساسي كه كاستلز مطرح كرده است، اشاره كرد، نخست مفهوم «فقر اطلاعاتي» و يا دسترسي اندك و نابرابري كه امروزه چه ميان كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته و چه درون هر يك از اين كشورها ميان افراد جامعه وجود دارد و بر موقعيت‌هاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي آن‌ها مؤثر است. ما در حقيقت با موقعيت‌هايي سروكار داريم كه در آن‌ها هر چه بيشتر «پهنه‌هاي اطلاعات» با «پهنه‌هاي اطلاعات نادرست» و «پهنه هاي بي خبري» در تعامل و تاثيرگذاري متقابل قرار مي گيرند. او سپس به مفهوم شكل‌گيري‌هاي پيوندي و اختلاط ميان اشكال شهر نشيني با ساير اشكال زيستي كه يكي ديگر از نظريه‌هاي مهم كاستلز است اشاره كرد و سرانجام به اين پرسش پرداخت كه با توجه به تنوع فرهنگي - محلي بسيار زيادي كه در كشورهايي چون ايران وجود دارد و با توجه به اهميت فرآيندهاي ملت سازي و دولت سازي در آن‌ها آيا نبايد استفادهء بهتري از روابط ميان سطح هويتي محلي و ملي در اين كشورها كرد و سطح هويت ملي را به صورتي پويا با توجه به تكثر فرهنگ و نه بر پايهء يكپارچگي و يكسان بودگي تعريف كرد؟
كاستلز به عنوان نتيجه‌گيري و همچنين در پاسخ به اين مباحث بر اين نكته تاكيد كرد كه مسالهء دسترسي را نبايد به اينترنت محدود كنيم. او افزود كه امروزه در جهان يك ميليارد استفاده كننده از اينترنت داريم و دو ميليارد استفاده كننده از تلفن هاي همراه يعني تقريبائ نيمي از جمعيت جهان مستقيمائ با وسايلي سرو كار دارند كه كاملائ مي‌تواندآن‌ها را به شبكه‌هاي اطلاعاتي و جهان مرتبط كند، بنابراين نمي‌توان ديگر تصور كرد كه امكان انفراد چنداني وجود داشته باشد. او تاكيد كرد كه حتي در مناطقي بسيار غير توسعه يافته از جهان مثل آفريقاي سياه نيز گاه ما با ابتكارهاي بومي بسيار جالب سروكار داريم كه امكان دسترسي را ايجاد مي‌كنند; بنابراين لازم است كه در اين زمينه به صورت كمي و كيفي به انديشيدن بپردازيم. البته نبايد فراموش كرد كه نابرابري به دسترسي در حقيقت نوعي نابرابري در فرآيندي متداوم است كه از امكانات و مهارت‌ها براي دسترسي شروع و به امكان استخراج و پردازش اطلاعات و استفاده هاي بعدي از آن‌ها منتهي مي‌شود. در زمينهء اشكال پيوندي، كاستلز معتقد است كه اين اشكال، اشكال عادي و رايج و قاعده در جهان كنوني هستند و ديگر نمي‌توان هيچ شكل خالص و نابي را در زمينه‌هايي چون هويت گروهي مشاهده كرد كه طبعائ شهرنشيني و اشكال آن نيز شواهدي از اين امر هستند. كاستلز همچنين در مورد رابطهء هويت ملي و هويت‌هاي محلي بر اين نكته تاكيد كرد كه تجربهء كشورهاي توسعه يافتهء كنوني در اين زمينه بسيار خشونت بار بوده است: كشوري كه بيشترين موفقيت را در زمينهء ايجاد يك هويت ملي يكپارچه داشته است فرانسه‌است; اما همين كشور نيز بيشترين تجربهء خشونت آميز را در تحميل اين هويت در قرن نوزده داشته است; زيرا مي‌دانيم كه در هنگام انقلاب فرانسه فقط 13درصد مردم اين كشور به زبان فرانسوي سخن مي گفتند. مثال ديگري را نيز ‌كاستلز از كشور زادگاهش اسپانيا مي‌آورد كه در منطقهء كاتالونيا تنها بنايي كه براي بزرگداشت شهدا بر پاشده است و تنها مراسمي كه در اين زمينه انجام مي شود در واقع بنايي است كه به شهداي كاتالونيا در جنگ با اسپانيايي ها اختصاص دارد. بنابراين او معتقد است كه لزومائ بايد به سراغ ايجاد سطوح تركيبي ميان هويت‌هاي ملي و محلي رفت و از دست زدن به خشونت و تحميل چه در يك جهت و چه در جهت ديگر در اين زمينه‌ها خودداري كرد. به باور كاستلز جامعهء جديد با امكاناتي كه در زمينهء فن‌آوري‌هاي اطلاعاتي در اختيار ما مي‌گذارد امكان چنين تبادل و ايجاد تركيب‌هايي را در زمينهء فرهنگ فراهم مي‌كند . هر چند كه او در پايان بار ديگر بر پديدهء قدرت و نقش محوري آن تاكيد مي‌كند

منبع: روزنامه سرمایه

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 و ساعت 11:50 |

اعضاي هيأت مديره جديد انجمن جامعه‏شناسي ايران در جلسه مجمع عمومي تاريخ 14/2/85 انتخاب شدند

در انتخاباتي كه به اين منظور برگزار شد، از مجموع 196 رأي اعضاي انجمن جامعه‏شناسي ايران، به ترتيب، آقايان دكتر سعيد معيدفر با 155 رأي، دكتر حميدرضا جلايي‏پور با 122 رأي، دكتر سيدحسين سراج‏زاده با 111 رأي، دكتر محمدامين قانعي‏راد با 89 رأي و دكتر ناصر فكوهي با 66 رأي به عنوان اعضاي اصلي و آقاي دكتر فرهنگ ارشاد و خانم دكتر سوسن باستاني هريك با 65 رأي به عنوان اصلي علي‏البدل هيأت مديره انجمن جامعه‏شناسي ايران انتخاب شدند.
همچنين بنابر نتايج آراي اين انتخابات، آقايان دكتر حميد انصاري با 111 رأي و دكتر اسداله نقدي با 98 رأي به عنوان بازرسان انجمن جامعه‏شناسي ايران برگزيده شدند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:22 |

دکتر احسان نراقی در حال بازدید از غرفه نشریه فصل نو

دکتر ناصر فکوهی در حال بازدید از غرفه نشریه فصل نو

دکتر سراج زاده در حال بازدید از غرفه نشریه فصل نو

مهندس عباس عبدی و دکتر حمید رضا جلایی پور

دکتر غلام عباس توسلی و دکتر سارا شریعتی

دکتر احمد چلبی

دکتر اصغر عسگری خانقاه

دکتر  اباذری و دکتر جلایی پور

دکتر سارا شریعتی و دکتر آزاد ارمکی

رای گیری از اعضاء انجمن

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 21:20 |

همایش دوروزه ای تحت عنوان بررسی مسائل علوم اجتماعی ایران و به کوشش انجمن جامعه شناسی ایران و با همکاری پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در روزهای 13و14اردیبهشت1385برگزارشد. در این همایش از اساتید و اندیشمندان برتر در زمینه علوم اجتماعی دعوت به عمل آمده بود تا نظریات خود را با ارائه مقالات و سخنرانی ها در زمینه شناسایی مسائل و مشکلات علوم اجتماعی در دانشگاه ها که مقدمه ای برای شناسایی مشکلات و مسائل در ایران است روشن سازند.

در روز اول این همایش دکتر خرمشاد معاون فرهنگي ـ اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فن‏آوري ضرورت پرداختن به توسعه اجتماعي،سیاسي ايران و جهان را بسیار مهم خواندند و بیان داشتند که اين امر بدون بهره‏گيري از دستاوردهاي علوم اجتماعي امكان‏پذير نخواهد بود.ایشان همچنین توسعه همه جانبه و در همه حوزه ها را معطوف به رشد و توسعه علوم اجتماعی دانستند و نقش تعامل میان مجریان سیاستگذاری و اصحاب علوم اجتماعی را در این زمینه بسیار پر ثمر ارزیابی کردند.

پس از ایشان دکتر توسلی استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در مورد گسترش تعهد و اخلاق در جامعه شناسی و اثر بخشی آن سخنرانی کردند.ایشان رشد و گسترش جامعه شناسی در ایران را ناکام تلقی کردند و راه حل اساسی بارور شدن آن را هم تأمل و تدبر در نظریه پردازی نظام مند در کنار پژوهش های مستمر و واقع گرایانه در حوزه عمل اجتماعی دانستند. دکتر توسلی هم اندیشی بین متفکران حاضر و استفاده از تجربیات جامعه شناسان گذشته را خواستار شدند تا در پرتو آن شناخت علمی عمیق تری حاصل آید.

دکتر رفیع پور نیز در سخنرانی خود مشکل جامعه ایران را ناتوانی دولتمردان در عملی سازی اصلاحات و همچنین فضای فردگرایانه حاکم بر جامعه ایران و عدم استفاده از تجربیات دیگران عنوان کردند. تقویت پیوند در حوزه های مختلف علوم اجتماعی و لزوم کپی نکردن از تئوری های غربی؛بلکه بومی سازی نظریه ها در پاسخگویی به مسائل مختلف مطروحه در ایران نیز از محورهای عمده سخنرانی ایشان بود.

دکتر ساروخانی دیگر سخنران این همایش بودند که مهمترین موضوع مورد بحث شان نقش پژوهش در تولید علم بود.ایشان پژوهش را فرآیندی اجتماعی دانستند که در ایران با چالش هایی روبرو است. موضوع مورد مطالعه در پژوهش انسان است و این مسئله تحقیق را دشوار می کند . در ضمن روح پنهان کار حاکم بر ایران نیز یکی از موانع بر سر راه پژوهشگر است . در عین حال عدم تربیت پژوهشگر خلاق و کارآمد و با انگیزه از دیگر ضعف هایی است که پژوهش را در ایران با مشکل مواجه کرده است. گذشته از اینها آشنا نبودن مدیران با تحقیقات اجتماعی و تقبل نکردن هزینه ها و نداشتن صبر و پذیرش یافته های تحقیق از دیگر چالش های فرا روی پژوهش است.

پس از سخنرانی اساتید،در ادامه میزگرد طرح توسعه علوم اجتماعی با شرکت آقایان دکتر محمد عبداللهی، دکتر محمد امین قانعی راد، دکتر پرویز اجلالی و دکتر مسعود چلبی برگزار گردید. دکتر عبداللهی مقاله خود را تحت عنوان چارچوب نظری طرح توسعه علوم اجتماعی در ایران در این میزگرد ارائه دادند. ایشان وضعیت کنونی علوم اجتماعی از لحاظ تولید و اشاعه علم،تربیت نیروی متخصص و... را مطلوب ندانستند و در ضمن به ترسیم وضعیت علوم اجتماعی مطلوب در آینده و مکانیسم ها و معبرهایی گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب پرداختند. دکتر قانعی راد تعاملات و ارتباطات در بین کارگزاران علوم اجتماعی را در قالب یک طرح پژوهشی اجرا کرده بودند و نتایج  این پژوهش را ارائه دادند. بر اساس مدل تحلیل پژوهش، ارتباطات و تعاملات بین کارگزاران دانش و ذخائر شناختی و نمادین و سرمایه فرهنگی آنان بر انرژی عاطفی، احساس غرور، احترام به خویش و رضایتمندی کارگزاران دانش تاثیر دارد. بر اساس یافته های این پژوهش دانشجویان با یکپارچگی اجتماعی بیشتر  احساس غرور بالاتری دارند، از رشته تحصیلی و اساتید خود راضی ترند و علاقمند به ادامه تحصیل و کار گروهی هستند و افزایش سابقه تحصیلی دانشجویان در این امر دخیل نیست.

دکتر پرویز اجلالی نیز چکیده برنامه پیشنهادی طرح بازسازی و توسعه علوم اجتماعی را بیان کردند.پس از پایان میز گرد دکتر لهسائی زاده ویژگی های یک استاد جامعه شناسی را از چهار بعد شخصیتی،آموزشی، پژوهشی و اجتماعی بررسی کردند. یک استاد باید ارزش هایی را که مورد توافق اکثریت جامعه است را در خود داشته باشد(شخصیتی)، آموزش لازم را دیده باشد و راه های درست آموزش دادن را نیز بلد باشد( آموزشی)، یک استاد باید ذهن سؤال برانگیز و روح جستجو گر داشته باشد(پژوهشی) و بالاخره در جامعه مشارکت موثر و نقادانه داشته باشد( اجتماعی).

دکتر زکی نیز مقاله خود را تحت عنوان بررسی تاریخی گرایش های پژوهشی در تحقیقات جامعه شناسی ایران با تحلیل محتوای کلیه پایان نامه های تحصیلات تکمیلی دانشگاه های دولتی به منظور آگاهی از گرایش های پژوهشی در بین دانشجویان و همچنین رابطه گرایش های پژوهشی با الگوهای اجتماعی                    ( جنس،دانشگاه،سال دفاع و تعداد صفحه ) ارائه دادند.

علوم اجتماعی بومی در ایران عنوان مقاله دکتر سعید زاهد می باشد که در روز نخست همایش عنوان شد.ایشان سابقه بومی علوم در ایران را به تمدن های گذشته مربوط می دانند که بخصوص بعد از انقلاب اسلامی کنکاش در مورد آنها بیشتر شده و بدنه جدید علوم در ایران را به بعد از تاسیس دانشگاه در زمان پهلوی مرتبط می دانند.

دکتر آزاد ارمکی با مقاله  آموزش و پژوهش جامعه شناسی در ایران:گسست یا انباشتگی علمی؟ در اولین روز همایش شرکت کردند. ایشان سرنوشت علم جامعه شناسی و جامعه ایران بدین شکل و در حال حاضر را به خاطر فقدان شکل گیری حوزه های فکری و پارادایمی و تحقیقاتی با وجود مناقشات و مخالفان و موافقان بسیار در این زمینه می دانند. در پایان این همایش در روز نخست میزگردهای تخصصی همزمان با عناوین: شهری، روستایی، مطالعات فرهنگی، مسائل و آسیب های اجتماعی، مطالعات زنان، هنر و ادبیات، انقلاب و جنبش های اجتماعی، انجمن های علمی دانشجویی علوم اجتماعی و دین برگزار گردید.

روز دوم این همایش با سخنرانی دکتر مرتضی کتبی استاد دانشگاه تهران آغاز شد. دکتر کتبی روان شناسی اجتماعی در ایران را مهجور خوانده و از آن تحت عنوان درّ یتیم علوم اجتماعی نام برده است که جایگاه خود را در ایران نیافته و هیچگاه به طور جدی به آن نپرداخته شده است. به طور کلی چهار عامل نگاه سیاسی – وزارتی حاکم و نوعی بی اعتقادی به علوم انسانی و اجتماعی؛فقدان ساختارهای اداری و نظارتی مناسب برای ایجاد فضاهای پژوهشی؛ کمبود متخصصان واقعی؛ وجود روحیه خویشاوندی و طایفگی در محیط های دانشگاهی؛در ضعف فرهنگ علمی کشور موثر بوده است.دکتر محمد میرزایی رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران دومین سخنرانی بودند که در جایگاه قرار گرفتند و در مورد پاره ای از عوامل تاثیر گذار بر افت کیفیت آموزش علوم اجتماعی صحبت کردند. تکرار مطالب در سطوح مختلف تحصیلی و هم پوشانی های بسیار تکراری که ناشی از فقدان جامع نگری در تدوین برنامه آموزشی است؛ بی توجهی به پایه دانشی دانشجو و عدم رعایت پیش نیازها در ارائه دروس؛ گزینش دانشجو به روش تستی در کلیه پایه های تحصیلات عالی، افزایش تقاضا برای شرکت در دوره های آموزش عالی و همچنین تعجیل دانشجویان در این امر بر افت کیفیت آموزش علوم اجتماعی بسیار موثر بوده است.

رئیس انجمن انسان شناسی ایران جناب آقای دکتر فکوهی نیز در مورد موقعیت کنونی و چشم اندازهای آتی انسان شناسی ایران به ایراد سخنرانی پرداختند.ایشان جایگاه انسان شناسی در ایران را مطلوب ارزیابی نکرده و دلیل آن را هم بی توجهی مسئولان به این رشته و عدم دخالت کنشگران این رشته در مسائل اجتماعی و فرهنگی کشور می دانند؛ هرچندکه شکست طرح های توسعه ای و مشکلات ناشی از شتاب زدگی های فناورانه تا اندازه ای توجه مسئولان را به این رشته جلب کرده است. دکتر فرهنگ ارشاد دیگر سخنران همایش در روز دوم بودند که به تحلیل محتوای اسناد داوری مقالات مجله جامعه شناسی ایران پرداختند. مقالت ارائه شده به مجله با دو تکنیک تحلیل عاملی(به منظور شناسایی اشکالات از سوی داوران در ابعاد محتوایی و ساختاری) و تحلیل محتوا (شناسایی اشکالات از سوی داوران بر روش تحقیق مقالات و مباحث نظری) بررسی شده اند که مجموعا58%از سهم کل اشکالات وارد شده بر مقالات به روش تحقیق وارد شده است.

در پایان سخنرانیها انجمن های علمی – دانشجویی از وضعیت علوم اجتماعی در ایران تحلیلی را ارائه دادند.

سپس میزگردی درباره چالش های نظری در جامعه شناسی ایران با شرکت دکتر توسلی، دکتر عبداللهی(روند تحول دیدگاه ها و نظریه های جامعه شناسی در ایران)،دکتر چلبی( ارزیابی نظری وضعیت کنونی نظریه های جامعه شناسی در ایران)، دکتر تنهایی( عناصر تحلیل در جامعه شناسی نظری)ودکتر قانعی راد( ارزیابی وضعیت آموزش، کاربرد و تولید نظریات جامعه شناختی در ایران) برگزار گردید.پس از پایان میز گرد نخست، از آقایان دکتر آزاد ارمکی، اباذری، خانیکی و خانم سارا شریعتی دعوت شد تا به بیان نظریات خود درباره جامعه شناسی ایران بپردازند.( مشروح این دو میز گرد در شماره آتی فصل نو در دسترس علاقمندان خواهد بود.)

در پایان روز دوم همایش از جمعی از کنشگران فعال انجمن جامعه شناسی ایران تقدیر شد و همچنین پس از آن، ششمین دوره انتخابات ریاست این انجمن توسط اعضا برگزارشد.

در این انتخابات که با حضور اکثریت اعضاء انجمن برگزار شد دکتر سعید معید با 155 رای در مقام ریاست انجمن جامعه شناسی ایران ابقا گردید.

قابل ذکر است که در کنار برگزاری این همایش دوروزه از دیگر نهادهای غیر دولتی فعال در عرصه علوم اجتماعی نیز دعوت به عمل آمده بود تا آثار و فعالیت های خود را در قالب نمایشگاه به دوستداران عرضه دارند. از جمله نشریه الکترونیکی فصل نو،موسسه غیر دولتی چهارسوق اندیشه مجری برگزاری سلسله جلسات کارگاهی جامعه شناسی،مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، انجمن جامعه شناسی ایران، جهاد دانشگاهی و نمایشگاه کتاب. 

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:13 |

گسترة همگاني فراتر از محدوديت‌هاي سازماني و ايدئولوژيك

دکتر محمد امین قانعی راد

 

ااعضاي انجمن‌ جامعه‌شناسي ايران با مشاركت فعال خود در انتخابات هيات مديره در ارديبهشت‌ماه 1385 فصلي ديگر از فعاليت‌هاي جمعي در اين نهاد علمي گسترده را رقم خواهند زد. انجمن جامعه‌شناسي ايران در دوره‌هاي مختلف با مشاركت اساتيد و برجستگان علوم‌اجتماعي اداره شده است و همواره در تقويت همكاري‌هاي صميمانه و ارزشمند بين اعضاي خود مؤثر بوده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 و ساعت 9:3 |