ـ ارضاي تمايلات مردان در خارج از خانه
محدود نمودن لذات جنسي به محيط خانوادگي، موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مي
شود، در حالي كه در سيستم كاميابي آزاد، همسر قانوني از لحاظ رواني يك مزاحم به شمار مي
رود... يكي از علت‌هايي كه جوانان امروز از ازدواج گريزانند، همين موضوع است.[11]

اينك در بـرخي كشورها انـواع آزاديهاي جنسي از طريـق مراكـز فـرهنگي و رسانهها‌ي گروهي تبليغ و ترويج ميشود و در كشورهايي با فرهنگ ديني نيز اين عبارت طيبه كه «الانسان حريص علي ما منع»[12] دستاويزي براي رهاسازي فرهنگي و توجيه ادبيات فرويدي قرار گرفته است؛ در حالي كه نه ادبيات فرويدي، درمان نياز بشر است و نه اين عبارت، چنين موضوعي را مطرح مي‌كند. زيرا با استناد به ساير روايات[13] مي‌توان دريافت كه منظور، تخطئه صفت مذموم حريص بودن انسان است، نه توبيخ منع كنندگان؛ لذا در جاي ديگر مي‌فرمايند: اگر مبعوث ميشدم تا مردم را نهي كنم از اينكه وارد «جحون» نشوند، هر آينه به سوي او ميرفتند، اگرچه به آن نياز نداشتند، چنان كه در قرآن كريم نيز انسان به اين صفات متصف شده است.[14] عدم كنترل اين صفت (سيري ناپذيري) در انسان و بازار روابط آزاد جنسي، فرد را به دنبال كالاهايي جديدتر سوق مي‌دهد، تا بدان حد كه از شريك قانوني خود طرفي نمي‌بندد و جز تكرار و دلزدگي از آن احساسي ندارد، زيرا همسرش ديگر براي او جذابيتي ندارد و تصاوير، فيلم‌ها و پورنوگرافي‌ها، بخشي از نيازهاي جنسي او را اشباع مي‌كنند، اين وضعيت موجب مي‌شود كه در زندگي واقعي، از شريك جنسي خويش كمتر احساس رضايت كند[15] و گاه عليرغم داشتن همسر قانوني، عشق خود را در جاي ديگر جستجو كند. اين وضعيت همچنين مي‌تواند اين ديدگاه را در فرد ايجاد كند كه «پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي‌دهد... زيرا پس از ازدواج اين آزادي محدود مي‌شود، اگر يك شب دير به خانه بيايد، مورد مؤاخذه همسرش قرار مي‌گيرد كه كجا بودي؟!»[16] به همين جهت پسر و دختر ترجيح مي‌دهند كه يا اصلاً ازدواج نكنند يا با تأخير ازدواج كنند، زيرا در بيرون خانه و دور از ازدواج رسمي، مي‌توانند با تنوع و آزادي جنسي بيشتر ارضا شوند.

ـ استفاده ابزاري از زن
نگرش شيءانگارانه نسبت به زن، همچون فرهنگ نهادينه مي‌شود تا بدانجا كه در باور افراد جامعه، زن، كاركردي جز توليد نيروي كار و توليد مولد نيروي كار و برآوردن نياز جنسي ندارد و در كشورهاي به ظاهر شايسته سالار نيز تمام تلاش زنان صرف تصاحب پايين‌ترين سطوح كار با كسب درآمد ناچيزي مي‌شود تا آنان يا نياز اوليه زنده ماندن را برطرف كنند و يا وسايل آراستن و جلوه‌گري را تدارك ببينند. هيچ‌گاه در باور عمومي زنان راه نمي‌يابد كه مي‌توانند سطوح عالي تحصيلي، تربيتي و تحقيقي را اشغال كنند[17] و در سرنوشت خويش، جامعه و تاريخ بشري تأثيرگذار باشند. به همين جهت تلاش مي‌كنند تا با رهائي از نُرم‌هاي پوشش، از روابط با جنس مخالف، بهرة بيشتري ببرند و در قالب مشابه‌سازي زن با مرد، به عرصه‌هاي غيرمفيد وارد شوند، ليكن تلاش نمي‌كنند تا از ابزاري شدن خود به دست زورمداران، زرداران و كارگردانان تزوير در عرصه‌هاي هنر، مكتوبات و تبليغات تجاري رهايي يابند، زيرا از جمله باورهاي جدانشدني زن معاصر، «در دسترس همگان بودن» است كه هم راستاي جلوه‌گري، رونق‌بخشي بازار خريد و فروش كالاها به زنان مي‌باشد.

ـ تحقير شخصيت زن
در فضائي كه نا امني، به زن ارزاني گرديده و مرد در بيرون از خانه ارضا مي‌شود و حتي به اَشكال تخيّلي ارضا گرائيده است و در فضائي كه زن را به مثابه كالا و جايگاه او را همچون لباس وصله‌داري مي‌بينند كه در روزهاي سرد زمستاني جهت مضاعف كردن گرماي بدن و جلوه‌گيري از باد و طوفان بكار مي‌رود و در ايام بهار به دور افكنده مي‌شود تا خنكاي بيشتري نصيب بدن گردد؛ زن تحقير مي‌شود. همين سقوط منزلت، فرهيختگان و نقّادان غرب را برانگيخته است تا از سوزدل فرياد سردهند كه: «ممكن است زنان امروزه به آزادي و برابري رسيده باشند و ليكن هيچ‌گاه به اين فلاكت و بدبختي نبوده‌اند».[18] اينك در جوامع مدعي‌ سلامتي زنان بيان مي‌شود كه سن ازدواج و بارداري بايد به بالاي 18 سالگي برسد، ولي آمار مادران مجرد بين 19-15 سال از 43 درصد در سال 1970 به 87 درصد در سال 1997 رسيد كه 20 درصد اين بارداري‌ها، از روي اكراه و اجبار بوده است و طبق همين گزارش‌ها نيمي از اين ‌روابط با دختراني صورت گرفته است كه زير خط فقر مي‌زيسته‌اند.[19] يك جامعه‌شناس در مورد وضعيت فرهنگي قبل از انقلاب گفته است كه متأسفانه در دنياي سوداگر ما «جنسيت» مانند بسياري از پديده‌هاي ديگر حالت كالايي تجاري را پيدا كرده است و وسيله‌اي براي كسب مالي بسياري از افراد شده است[20] و حتي شخصيت بخشي از جامعه زنان در بازار خود فروشي، تحقير مي‌گردد[21] و بخش ديگري كه خود را از اين آلودگي فاحش در امان داشته‌اند، در درون فيلم‌نامه‌ها و متن فيلم‌ها و سريال‌ها گاه به عنوان افرادي احمق، موبور، بي‌مغز و زودباور معرفي مي‌شوند كه مردها را اغوا مي‌كنند و گاه به عنوان موجودات بيچاره‌اي نشان داده مي‌شوند كه كاركردهاي آنان بايد به خانه‌داري محدود شود.[22]

ـ عمومي شدن مسائل خصوصي
گاه از طريق برخي ابزار و كالاهاي فرهنگي، به ويژه اينترنت، مطالب صريح سكسي منتشر مي‌شود كه به هيچ روي جنبه تجاري و انگيزة سودجويي ندارد، زيرا اين رفتارها از سوي زنان و مرداني صادر مي‌شود كه نه تنها سابقه‌اي حرفه‌اي ندارند، بلكه طالب هيچ دستمزدي هم نمي‌باشند، بنا بر پژوهش محققين اجتماعي افراد غيرحرفه‌اي «وب سايت‌هايي» طراحي كرده‌اند كه تصاويري پورنوگرافيك از ماجراجويي‌هاي خويش ارائه مي‌دهند يا كارهاي پندارگونه خويش را به گروه‌هاي خبري انتقال مي‌دهند و شبكه‌هاي گپ با موضوعات آشكار سكسي را طراحي مي‌كنند.... در مطالعه بر روي صد و پنجاه تصوير وقيح جنسي كه به گروه‌هاي خبري ارسال شده است، مايكل و همكارانش مشخص نمودند كه تصاوير مورد نظر را غير حرفه‌اي‌ها فرستاده‌اند، سپس شركت‌هاي تجاري از آن بهره برده‌اند.[23]
ابزارهاي مدرن تكنولوژيكي، سطح، گستره و ميزان تعميم‌پذيري مسائل خصوصي را افزايش داده است. پورنوگرافي اينترنتي در مقايسه با ابزارهاي متعارف‌تر، در سطح گسترده‌تري توزيع مي‌گردد و شمار به مراتب بيشتري از افراد به آن دسترسي دارند.[24] اينترنت ممكن است از نظر پرده‌دري و حريم شكني، باعث برداشتن قيد و بندهايي شود كه از ديگر وسايل ارتباطي انتظار مي‌رود. ]مثلاً[ برخي افراد ممكن است كه هيچ‌گاه به سالن سينمائي كه فيلم سكسي نمايش مي‌دهد، پاي نگذارند يا به تماشاي نمايش‌هاي جنسي نروند، اما ممكن است با آسودگي خاطر به كاوش راه‌هاي انحرافي در اينترنت بپردازند.[25]
اين تحقيقات، گوشه‌اي از اعترافات مدعيان ضرورت آزادسازي رفتارهاي جنسي است؛ كساني كه با عنوان آزادي، رهاسازي جنسي را دنبال مي‌كنند، چنانچه برآيند اثرگذاري همه ابزارها و كالاهاي فرهنگي را در اشاعه مسائل خصوصي جنسي در نظر آوريم، مشخص مي‌شود كه چه نتيجة فاجعه‌آميزي در مورد عمومي شدن مسائل خصوصي (جنسي) در حال وقوع است.

ـ سست شدن بنيان‌هاي اخلاقي
نتيجة طبيعي و غيرقابل تفكيك پيامدهاي فوق‌الذكر، نابودي بنيان‌هاي اخلاقي و شكستن همه حريم‌هاي اخلاقي است. همه افراد جامعه با اين اميد كه نقش، حد، وظيفه و حق آنها گرامي داشته مي‌شود و داراي امنيت اخلاقي هستند، از محيط خانه وارد اجتماع مي‌شوند، در حالي كه كاركرد منفي ابزارهاي فرهنگي موجب شده است كه همه مرزها و حريم‌هاي اخلاقي شكسته شود تا جايي كه دختران نوجوان زير 18 سال امنيت ندارند و عفاف كه مهمترين سرمايه شخصي است، در راه خانه و مدرسه به تاراج مي‌رود و يا به دست اعضاي مذكر خانواده دريده مي‌شود.

ـ فروپاشي بنيان خانواده
از افتخارات دوران صنعتي، فروپاشي خانوادة گسترده و تبديل آن به خانواده هسته‌اي است، هرچند انتهاي اين روند نيز نابودي خانواده هسته‌اي بود و اسفناك‌تر آنكه امروز نيز با افول اخلاق در غرب، روابط انسان‌ها از نوع ناهمجنس‌گرايانه به همجنس‌گرايانه و رابطه با حيوانات و اخيراً رابطه جنسي از طريق اشياء سوق داده شده است، به عبارت ديگر امروز ديگر خانواده‌اي نمانده است تا فروپاشيده شود، لذا شاهد نتايج تحقيقات ميداني بهت‌آوري براي نسبي گرايان اخلاقي هستيم. «جاناتان. اچ. ترنر»، جامعه‌شناس برجسته آمريكائي با صراحت اعتراف مي‌كند كه: «در مطالعه تازه‌اي در سوئد، جائي كه زندگي مشترك قبل از ازدواج رايج است، دريافته است كه احتمال طلاق در بين زناني كه قبل از ازدواج با همسر خود، زندگي مشترك داشته‌اند، نسبت به كساني كه قبل از ازدواج با همسر خود زندگي نكرده‌اند، 80 درصد بيشتر است».[26] زيرا در اين شرايط عاطفه‌هاي انسان مرده است و عشق‌هاي مجازي از طريق كالاهاي فرهنگي اشاعه داده مي‌شود، عشق، به كالاي جنسي بدون هزينه اقتصادي، اخلاقي و اجتماعي تبديل شده است، در باور بسياري از افراد، تعهد، هزينه‌آور است، به همين جهت زناني كه قبل از ازدواج با همسر خود رابطه داشته‌اند، زندگي آسيب‌پذيرتري دارند، زيرا لذت جنسي آنان قبلاً در بازار آزاد تهيه شده است و تمام ابزارهاي فرهنگي نظير جلد مجلات، صفحات رنگي و براق آنها، رمان‌هاي عاشقانه، فيلم‌هاي مهيج جنسي و... فرد را به رهائي از چارچوب خانواده تشويق مي‌كند.
بدون ترديد در اين شرايط، خانواده‌اي شكل نمي‌گيرد تا متلاشي شود و دل‌ها هيچ‌گاه بهم گره نمي‌خورد، در اين آشفته بازار فرهنگي، تفاوتي بين زن بودن و مرد بودن نيست. رسانه‌هاي مخرب «تمامي افكار افراد را متوجه سكس و تلذّذ جنسي» مي‌كنند و سكس را لازمه زندگي مي‌شمارند و سايت‌هاي غيراخلاقي انتظارات كاذب جنسي را در مردان ايجاد مي‌كنند كه زنان در پاسخگويي به اين تنوع طلبي دچار مشكل مي‌شوند و در نتيجه مشكلات زناشويي و فروپاشي خانواده ايجاد مي‌شود.

ـ فروپاشي نظام اجتماعي
مردان نيز همانند زنان در جريان تأثيرپذيري از ابزارهاي فرهنگي، اسير دست صاحبان قدرت و ثروت مي‌باشند و كالاهاي فرهنگي ضد ارزشي، جوامع بشري اعم از زن و مرد، پير و جوان را به سراشيبي سقوط و هلاكت سوق مي‌دهد. زيرا در چنين جامعه‌اي تمامي مردم، به سكس و تلذّذ جنسي توجه دارند و در اين راه تمامي انرژي معنوي و مادي خود را از دست مي‌دهند، ديگر نه كسي به فكر همبستگي‌هاي ملي است، نه كسي به آگاهي سياسي مي‌انديشد، نه كسي براي فداكاري ارزشي قائل مي‌شود،[27] بلكه جامعه به سوي فروپاشي در حال سقوط است.[28]

مقابله و پيشگيري
طرح مبسوط راهكارها از حوصله مقاله حاضر خارج است و نيازمند بررسي در نوشتاري ديگر مي‌باشد. در اين مجال به اختصار دو راهكار تبليغاتي- آموزشي و عملياتي بررسي مي‌شود. در راهكار تبليغاتي- آموزشي بر فضاسازي و سوق‌دهي مردم به سوي صلاح و سداد و آسان‌سازي اجتماعي جهت اجراي قواعد و هنجارها تأكيد مي‌شود، زيرا در اين فضا مقاومت اجتماعي در برابر اجراي هنجارها كاهش مي‌يابد. عمده‌ترين عناوين آموزشي براي دستيابي به اين هدف شامل احياي شخصيت متعادل زن و مرد، معرفي شخصيت زن و مرد به يكديگر، آشنايي آنان نسبت به حدود و حقوق يكديگر، بيان كاركردها، اهداف و پيامدهاي پنهان آسيب‌رساني فرهنگي عليه زنان و ... است. راهكارهاي عملياتي مي‌تواند شامل ايجاد فضاي سالم جهت مشاركت‌هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي زنان، تدوين قوانين شفاف بازدارنده، پيگيري و اجراي قوانين و... باشد. البته با توجه اينكه در شرايط فعلي جامعه ايران، آسيب‌هاي فرهنگي بسياري وجود دارد و هر روز شاهد طرحي نو براي آسيب‌‌رساني فرهنگي هستيم، مهمترين راهكار؛ ايجاد عزمي ملي و دغدغه‌‌اي همگاني است كه بهترين فرصت اجتماعي و مقاومت ملي براي آسيب‌زدائي مي‌باشد.

نويسنده: حسن غفاري فر
فهرست منابع:
× قرآن مجيد
× المحمدي، الري‌شهري، محمد: «ميزان الحكمة»، مكتب الاعلام الاسلامي، الطبعة الرابعة، قم، 1371.
× بنت، ويليام جي: «شاخص‌هاي فرهنگي در ايالات متحده آمريكا در پايان قرن بيستم»، ترجمه فاطمه فراهاني، چاپ
و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1381.
× ترنر، جاناتان، اچ: «كاربرد و مفاهيم جامعه‌شناسي»، ترجمه؛ محمد فولادي و عزيزالله بختياري، قم، انتشارات موسسه
امام خميني (ره)، 1378.
× حاجيلري، عبدالرضا: «كنكاشي در تغيير ارزش‌ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي»، انتشارات فرهنگ و معارف،
1380.
× رهگذر، اميد: «تقديس ابتذال»، پرتو، 8/10/1382.
× روزبهاني، احمد: «انهدام شبكه اغفال اينترنتي»، صداي عدالت، 12/12/1381.
× سرشار، محمدرضا: «نقد و بررسي بوف‌كور»، كيهان، 27/12/1381.
× ستوده، هدايت‌الله: «مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي وسائل ارتباط جمعي»، سازمان نشر فرهنگ انساني، 1355.
× شوراي فرهنگي ـ اجتماعي زنان، «نماي آبگينه»، انتشارات سفير صبح، 1379.
× صديقي، مرضيه: «نگاهي به روند جهاني‌شدن جنبش زنان»، كتاب نقد، ش12، پائيز1378.
× فـولادآمـلي، محمدرضـا: «كشف و انهـدام شـبكه بين‌المللي اينتـرنتي فسـاد»، كيهـان، 3/12/1381.
× قائم مقامي، فرهت: «مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي وسائل ارتباط جمعي»، سازمان نشر فرهنگ انساني، تهران، 1355.
× مطهري، مرتضي: «مسئله حجاب»، دفتر انتشارات اسلامي، (قم).
× محسنيان‌راد، مهدي: «انقلاب، مطبوعات و ارزش‌ها»، سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1375.
× نيك‌گوهر، عبدالحسين: «مباني جامعه‌شناسي»، انتشارات رايزن، 1369.
× ولش، پاتريشيا: «روانشناسي اينترنت»، ترجمه بهنام اوحدي، انتشارات نقش خورشيد، 1382.

پي نوشتها:
[1] - نيك‌گوهر، ص 179.
[2] - محسنيان راد، ص 44.
[3] - حاجيلري، ص 229.
[4] - ولش، ص 294.
[5]- بنت، ص 153.
[6] - ولش، ص 304.
[7] - همان، ص 295.
[8] - روزنامه صداي عدالت، 12/12/1381 .
[9] - روزنامه كيهان، 13/12/1381 .
[10] - سرشار، ص 9.
[11] - مطهري، ص 74.
[12] - محمدي ري شهري، ج 2، ص 362، ح 3644.
[13] - همان، صص 362-356، ح 3648-3590.
[14] - المعارج، 19.
[15] - ولش، ص 294.
[16] - همان.
[17] - ترنر، صص 251-250.
[18] - صديقي، ص 69.
[19]- بنت، صص 154-147.
[20]- قائم مقامي، ص 116.
[21]- ستوده، ص180.
[22]- نماي آبگينه، ص 259.
[23]- ولش، صص 291-290.
[24] - همان، صص 304-303.
[25] - همان.
[26] - ترنر، ص 269.
[27] - قائم مقامي، صص 18-16.
[28] - تذكر: در اينجا عنايت به جامعه‌ خاصي نيست.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه دوم مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 9:24 |