خود‌بیمارانگاری یا هیپوکند‌ریا، در اصطلاح روان‌شناسی و روان‌پزشکی به شخصی اطلاق می‌شود که باوجود برخورداری از سلامت بدنی اما خود را بیمار می‌داند و همواره از دردهای فرضی شکایت می‌کند. این تصور خودبیمارانگارانه، زمانی بیماری تلقی می‌شود که حدود شش‌ماه از آغاز آن بگذرد و با‌وجود تأیید سلامت بدن توسط پزشک، شخص هم‌چنان بر بیمار بودن خود اصرار ‌‌ورزد و درنهایت، ترس از بیمار بودن، شخص را مدام به کلینیک‌ها و درمانگاه‌های مختلف جهت آزمایش و تجویز دارو می‌کشاند که از آن به سندرم بیمار خیالی نیز یاد می‌شود. دو علت عمده‌ی این بیماری، یکی اضطراب می‌باشد و دیگری افسردگی و درمان آن نیز از طریق مشاوره‌ی روان‌شناسی و داروهای ضداضطراب امکان‌پذیر است.
شخص خودبیمارانگار همیشه دچار یک نوع وسواس فکری و ترس از یک بیماری جدی است. افراد خودبیمارانگار، همیشه دچار این وسواس هستند که در مورد عملکرد بدن خویش، شک و تردید دارند و احساسات و عواطف ‌طبیعی مانند ‌ضربان قلب و عرق کردن و مسائل جزئی و غیرطبیعی هم‌چون آب‌ریزش بینی، یک گلودرد ساده و یا جوش‌ها و دمل‌های کوچک را نشانه‌ی شرایط بد بیماری خود می‌دانند. آنان حتی ممکن است روی یک‌سری اعمال مبهم و پیچیده تمرکز کنند. برای نمونه می‌گویند بدن‌مان خسته است یا دل‌مان درد می‌کند.
یک شکل این اختلال، این است که افراد روی یک عضو خاص مانند کلیه‌ها و یا یک بیماری مانند سرطان تمرکز دارند و نسبت به آن، وسواس به‌خرج می‌دهند. با وجود جواب منفی این‌گونه آزمایشات، فرد مبتلا به این بیماری، هیچ توجهی به کم‌کردن اضطراب خویش ندارد و هم‌چنان با مراجعه‌ی مکرر، سعی‌می‌کند سلامت خود را باز‌یابد. از آن‌جایی که این‌گونه افراد به‌جای مراجعه به روان‌شناس، به‌دنبال راه‌هایی غیرمجاز هم‌چون مصرف قرص‌‌های گوناگون برای معالجه‌ی جسم خویش هستند، بنابراین نمی‌توان آمار دقیقی از این‌گونه افراد به‌دست داد اما نسبت شیوع آن بین زن و مرد، به یک اندازه می‌باشد.‌ تشخیص بیماری هیپوکندریا، حدود شش‌ماه طول می‌کشد. افرادی که دچار این بیماری هستند، از اختلالات روانی دیگری نیز رنج می‌برند. دوسوم این افراد دارای افسردگی حاد، اختلال اضطراب، اختلال وسواس فکری- عملی و اضطراب فراگیر هستند. یک بیمار‌ ‌هیپوکندریاک‌، ممکن است برای مدتی طولانی دارای علائم ‌هیپوکندریا‌ باشد ولی بعد از آن، ممکن است برای مدتی این علائم ناپدید شوند. به‌طور تقریبی حدود یک‌سوم این افراد به‌طور فزاینده‌ای بهبود پیدا می‌کنند. افرادی که از موقعیت اجتماعی و اقتصادی بالاتری برخوردارند، استرس و اضطراب‌شان‌ با روش‌های روان‌شناسی، به‌راحتی قابل درمان است و افرادی که دچار خودبیمارانگاری هستند اما از سایر اختلالات شخصیت رنج‌ نمی‌برند، ممکن است شانس بالاتری برای بهبود داشته باشند.

ریشه‌ی این بیماری چیست و چگونه شروع می‌شود؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۸ و ساعت 0:19 |

بررسي منابع مذهبي و اسناد تاريخي نشان مي دهد كه مشاوره نه بعنوان يك حرفه وشغل بلكه بعنوان يك وظيفه مذهبي واجتماعي از ديرباز درجوامع مختلف وجود داشته است.

اما امروزه با پيچيده تر شدن زندگي و تحول جامعه از حالتي سنتي و ساده به وضعيتي دشوار و صنعتي درجوار منافع بي شمار آن براي انسان مشكلات متعددي بوجود آمده است. انسان دراين دنياي متحول و متنوع و پيچيده و درعين حال پرازابهام، بدون كمك موثرافرادي آگاه ودلسوزوعلاقمند، نميتواند خود را به خوبي بشناسد وبه استعدادها وتوانائي هايش آگاهي يابدو هويت موفقي از خودشكل دهدو برمشكلات غلبه نمايد، درتمام اين موارد فعاليت هاي مشاوره و مددكاري فرد را درشناخت خود و تصميم گيري مناسب وحل مشكلات ياري ميدهد.

ازآنجا كه مشاوره و مددكاري در اصول اوليه مشترك بوده و عمده افتراق آنها درنحوه ارائه خدمات به مراجعين مي باشد و در اغلب سازمانهاي حمايتي وخدماتي كشور و جهان اين دومقوله دركنار يكديگر ديده شده و حتي اخيراً شوراي عالي جوانان جهت تشكيل مراكز خدمات مشاوره اي تاكيد براستفاده از نيروي متخصص مددكاراجتماعي نموده، ضرورت تلفيق مشاوره و مددكاري به عنوان يك اصل تلقي شده است. و در جريان فعاليت مددكاري، مددكاراجتماعي براي رسيدن به مشكل فرد وارائه طريق، مي بايست از مهارتهاي مشاوره اي استفاده نمايد همانگونه كه مشاور در فعاليت مشاوره خود از نظرات مددكار و پيشينه فرد استفاده مي نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۸۷ و ساعت 9:40 |

استرس، فی نفسه خطرناك نیست، هر كس در زندگی اهداف، فعالیت ها و فراز و نشیب هایی دارد. اما وقتی اینها از حد بگذرند، خطرآفرین می شوند. شما می توانید استرس غیرقابل كنترل را تشخیص دهید و از راه‌های رفع آن مطلع شوید.
شناخت استرس
استرس، نقطه شروع ابتلا به افسردگی است كه می تواند بر سلامت جسم و روح شما تأثیر بگذارد. از این رو شناخت عوامل استرس زا و آنچه را كه برای كاهش این عوامل می توانید انجام دهید، دارای اهمیت است.
هرگونه واقعه ای نظیر مرگ عزیزی، طلاق، یا جدایی، بیرون رفتن فرزند از خانه درست مانند داشتن بیماری‌های طولانی مدت یا نقص عضو موجب استرس می شود. اما وقایعی هم نظیر ازدواج، خانه عوض كردن، پیداكردن شغل جدید و رفتن به تعطیلات تقریباً استرس زیادی ایجاد می كنند. نگرانی درباره سررسیدها، موفق نبودن در رقابت در انجام یك كار خاص نیز ممكن است موجب بروز علائم استرس، مثل كم طاقتی، تنش، احساس خستگی و اشكال در خوابیدن شوند.
برخی از نشانه های استرس عبارتند از:
۱- بی حوصلگی شدید
۲- حساسیت شدید نسبت به انتقاد
۳- بروز اختلال در خواب
۴- علایم تنش نظیر جویدن ناخن
۵- افزایش مصرف سیگار و الكل
۶- سوء هاضمه
۷- نداشتن تمركز
اقدام در كاستن استرس های زیان بار قبل از آن كه بر سلامت شما تأثیر بگذارند، بسیار مهم است. اگر احساس می‌كنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كار بكشید و چند نفس آرام بكشید تا آرامش خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهای روزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. این روز را فقط به انجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتان فراهم می آورد. این كار می تواند موجب كاهش خطری شود كه سلامت شما را تهدید می كند.
رفع استرس
معنی و مفهوم پوشیده استرس ، همان پیامی است كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زا را از زندگی خود دور كنید. برخی از راه های غلبه بر استرس به قرار زیر است:
۱- در یك زمان فقط یك كار را انجام دهید تا فشارهای وارد بر خود را كاهش دهید.
۲- پیشنهادهای دیگران در كمك به خود را بپذیرید.
۳- توانایی های خود را بشناسید و بیش از حد از خود انتظار نداشته باشید.
۴- با یك نفر صحبت كنید. كارهایی را انجام دهید كه برایتان لذت بخش و شادی آفرینند.
۵- نیروی خشم خود را خالی كنید، مثلاً با فریاد زدن، جیغ كشیدن یا مشت زدن بر بالش.
۶- از موقعیت های پر استرس دوری كنید.
۷-سعی كنید اوقات خود را با كسانی بگذرانید كه مصاحبت با آنها برایتان لذت بخش باشد و نه با كسانی كه انتقاد كننده و خرده گیرند.
۸- آرام نفس بكشید، به طوری كه قسمت پائینی شش های خود را به تحرك وادارید.
۹- تكنیك های آرامش بخش را به كار برید.
۱۰- یك واكنش نسبت به استرس، خشمگین شدن است. درباره نحوه غلبه بر خشم خود بیشتر بیاموزید.
استرس در محیط كار
استرسی كه در محیط كار به شما دست می دهد، دومین و بزرگترین مشكل شغلی است كه سلامت شما را تهدید می كند. در یك تحقیق انجام شده، نیم میلیون از افراد شاغل در انگلستان اظهار داشتند كه دچار مسایلی از قبیل اضطراب و افسردگی هستند. از آنجا كه هنوز هم بر چنین مسایلی برچسب مشكلات روحی- روانی می زنند، اغلب افراد شاغل از درخواست كمك از دیگران روی گردانند، زیرا غالباً آنها را افرادی ناتوان تلقی می كنند. در محیط كاری، موقعیت های زیادی هستند كه موجب استرس فرد می شوند، نظیر:
۱- خویشاوند بودن با برخی از همكاران
۲- حمایت نكردن مسئولین از كاركنان خود
۳- نبود مشاوره و ارتباطات
۴- دخالت های زیادی در مسایل شخصی، اجتماعی و زندگی خانوادگی
۵- حجم زیاد كارها یا بیش از اندازه كم بودن كار
۶- فشار بیش از حد ناشی از غیرواقعی بودن مهلت انجام كارها
۷- انجام كارهایی كه بسیار مشكل اند و یا لزوم چندانی به انجام آنها نیست
۸- نداشتن مهارت كافی در نحوه انجام كار
۹- شرایط نامطلوب كاری
۱۰- داشتن شغلی كه متناسب با شما نباشد
۱۱- نداشتن امنیت شغلی و ترس از بیكار شدن
وقتی مردم در محیط كاری خود در فشار غیرقابل تحمل قرار گیرند، تمایل به سخت كار كردن در آنها ایجاد می شود تا بدین وسیله فاصله آنچه را كه به دست می آورند با آنچه كه تصور می كنند باید به دست بیاورند، كم كنند. آنان از استفاده اوقات استراحت كاری خود صرف نظر می كنند و در نتیجه از نیازهای شخصی خود غافل می‌شوند.
روش های زیر می‌تواند در حل این مشكلات به شما كمك كند:
۱- با كسی كه امین شما است، چه در محیط كار و چه در بیرون از آن، درباره آنچه كه موجب استرس شما می شود صحبت كنید.
۲- نتایج مشاوره یا حمایت هایی را كه از شما می شود، به كار بندید.
۳- ساعات مقرر كاری را به كار پردازید و از اوقات استراحت و روزهای تعطیل كه حق شما است، استفاده كنید.
۴- اگر مشغله كاری شما زیاد است، یك روز یا تعطیلات پایان هفته را به استراحت بپردازید.
۵- برای پرهیز از گرفتاری های ساعات پر رفت و آمد یا برای این كه اوقات بیشتری را با خانواده و فرزندان خود باشید، از ساعات مناسب برای این كارها استفاده كنید.
۶- با ورزش و رژیم غذایی مناسب، از خود مراقبت كنید.
۷- تكنیك های آرامش بخش را به كار بندید.
۸- مصرف سیگار و سایر داروهای مخدر را ترك كنید.
رفع استرس در محیط كار
۱- محیط كار خود را راحت و متناسب با نیازهایتان درست كنید.
۲- اعتماد به نفس خود را تقویت كنید. این كار به شما كمك خواهد كرد تا خود را از تقاضاهای غیرمعقولانه ای كه از شما می شود، حفظ كنید.
۳- درباره مشكلات كاری خود با سرپرست بخش یا رئیس خود صحبت كنید. اگر مشكلات شما حل نشد، با قسمت كارگزینی، نماینده صنفی خود یا دیگر مسئولینی كه به نوعی با مسایل كاركنان مربوطند، صحبت كنید.
۴- با همكاران خود محترمانه رفتار كنید، همان گونه كه انتظار دارید دیگران با شما رفتار كنند.
۵ - از سیاست های اداره خود درباره نحوه برخورد با ایجاد مزاحمت ، زورگویی و یا تبعیض، آگاهی داشته باشید. در این صورت خواهید دانست كه چگونه با رفتارهای غیرمعقولانه برخورد كنید و یا چه حمایتی از شما خواهد شد. 

منبع:www.bazarekar.ir

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۷ و ساعت 11:59 |

افراد‌ با برخورد‌ پرخاشگرانه از حقوق خود‌ د‌فاع می‌کنند‌، اما به شیوه‌ای خصمانه سعی می‌کنند‌ نیازها و خواسته‌های خود‌ را از طریق غالب شد‌ن، توهین و تحقیر د‌یگران برآورد‌ه کنند‌ و به حقوق و خواستة د‌یگران اهمیت نمی‌د‌هند.

همان‌گونه که هد‌ف از تربیت اسلامی، ساختن انسان متعاد‌ل است، هد‌ف از ارتباط جرأت‌مند‌انه نیز ارتباطی بر مبنای اعتد‌ال و به د‌ور از افراط و تفریط است، ارتباطی که حد‌ وسط برخورد‌ منفعلانه و پرخاشگر است.
افراد‌ی که از جرأت ورزی بی‌بهره‌اند‌، نمی‌توانند‌ از خود‌شان د‌فاع کنند‌، غالباً د‌ر برخورد‌ با د‌یگران منفعل، پشیمان و ترسو هستند‌، به نیازها و خواسته‌های خود‌ اهمیت نمی‌د‌هند‌ و از خواسته و نظر د‌یگران تبعیت می‌کنند‌.
افراد‌ با برخورد‌ پرخاشگرانه از حقوق خود‌ د‌فاع می‌کنند‌، اما به شیوه‌ای خصمانه سعی می‌کنند‌ نیازها و خواسته‌های خود‌ را از طریق غالب شد‌ن، توهین و تحقیر د‌یگران برآورد‌ه کنند‌ و به حقوق و خواستة د‌یگران اهمیت نمی‌د‌هند‌. این افراد‌ بعد‌ از مد‌تی خود‌ را از د‌یگران بیگانه می‌کنند‌ و د‌ر جزیره تنهایی و انزوای خود‌ زند‌انی می‌شوند‌، اما افراد‌ جرأت‌مند‌ برای خود‌ و د‌یگران احترام قائلند‌، منفعل یا پرخاشگر نیستند‌ و با د‌یگران مد‌ّبرانه ارتباط برقرار می‌کنند‌، نه اجازه می‌د‌هند‌ که د‌یگران از آن‌ها سوء‌استفاد‌ه کنند‌ و نه خود‌ قصد‌ سوءاستفاد‌ه د‌ارند‌. جرأت ورزی موجب خود‌کار آمد‌ی و خود‌کنترلی د‌ر افراد‌ شد‌ه، اعتماد‌ به نفس و عزّت نفس آن‌ها را تقویت می‌کند‌.
جرأت ورزی نیازمند‌ د‌انش، تد‌بیر، مذاکره و انعطاف‌پذیری است.
جرأت ورزی، هم از مهارت‌های مقابله با خشم محسوب شد‌ه و هم بهترین روش ارتباط رضایت‌بخش با د‌یگران است.
د‌ر این مقاله د‌ربارة بخشی از راه‌های تقویت ارتباط جرأت‌مند‌انه سخن می‌گوییم.
● تعریف جرأت‌ورزی
جرأت‌ورزی یعنی توانایی بیان افکار، احساسات و عقاید‌ خود‌ به شکل مستقیم، صاد‌قانه و متناسب به نحوی که به حقوق خود‌ و د‌یگران صد‌مه نرسانیم.
● انواع رفتار جرأت‌مند‌انه
۱) رد‌ّ جرأت‌مند‌انه:
زمانی که با د‌رخواست‌های ناد‌رست و نامعقول د‌یگران مواجه می‌شویم، می‌توانیم با روش رد‌ّ قاطعانه (جرأت‌مند‌انه) به د‌رخواست آنان پاسخ منفی بد‌هیم.
۲) د‌رخواست جرأت‌مند‌انه:
از این روش د‌ر مواقعی که نیازمند‌ کمک گرفتن از د‌یگران هستیم، استفاد‌ه می‌کنیم.
۳) بیان جرأت‌مند‌انه:
از این روش برای بیان احساس و افکار خود‌ د‌ر تقد‌یر و تشکر از د‌یگران استفاد‌ه می‌کنیم.
● هد‌ف‌های جرأت‌مند‌ی
د‌ر مهارت جرأت‌مند‌ی، هد‌ف تغییر خود‌ ماست، نه د‌یگران، تا بتوانیم نیازها و احساسات و افکار خود‌ را ابراز کنیم و از آسیب‌های احتمالی د‌ر امان بمانیم. البته د‌ر بعضی مواقع ممکن است به هد‌فی که می‌خواهیم د‌ست نیابیم ولی از این که توانسته‌ایم اصول رفتار جرأت‌مند‌انه را اجرا کنیم، حس نشاط و اعتماد‌ به نفس بیشتر د‌ر ما تقویت می‌شود‌.
موارد‌ی که رفتار جرأت‌مند‌انه توصیه نمی‌شود‌:
۱) زمانی که د‌ر موقعیت خطرناکی قرار د‌اریم. مثلاً زمانی که شاهد‌ صحنه تصاد‌ف د‌ر خیابان هستیم و از ما می‌خواهند‌ مجروحان را به مرکز د‌رمانی برسانیم، رد‌ جرأت‌مند‌انه می‌تواند‌ بسیار خطرساز باشد‌.
۲) زمانی که طرف مقابل ما د‌ر شرایط روحی مناسبی قرار ند‌ارد‌. مثلاً شخصی با حالت خشم و عصبانیت تمام، با عجله وارد‌ نانوایی شد‌ه و خارج از نوبت نان را برمی‌د‌ارد‌، د‌ر این جا د‌رخواست جرأت‌مند‌انه به عمق مشکل می‌افزاید‌.
۳) زمانی که د‌یگران می‌خواهند‌ با رفتارشان ما را تحریک کنند‌. مثلاً شخصی که د‌ر حال کشید‌ن سیگار است، می‌خواهد‌ د‌رباره مضرات مصرف سیگار با ما بحث کند‌.
● مهارت‌هایی برای ابراز جرأت‌مند‌ی
برای عینی‌تر کرد‌ن کاربرد‌ مهارت‌ها، فرض کنیم کسی ما را به میهمانی د‌عوت می‌کند‌ که اصلاً د‌یگران و آن خانه را نمی‌شناسیم، د‌ر این صورت می‌توانیم از روش‌های بیان جرأت‌مند‌انه زیر استفاد‌ه کنیم:
۱) «نه» گفتن:
ـ نه نمی‌آیم.
ـ من اهل این گونه میهمانی‌ها نیستم.
ـ نه حتماً باید‌ بروم منزل.
۲) تغییر د‌اد‌ن موضوع:
ـ د‌ر این روش، موضوع صحبت را عوض می‌کنیم.
ـ راستی فیلم د‌یشب را د‌ید‌ی؟
ـ فرد‌ا امتحان د‌اریم؟
ـ لباسی که خرید‌ی، خیلی زیباست!
۳) د‌لیل آورد‌ن:
ـ رفتن به خانه‌ای که نمی‌شناسم را اصلاً د‌رست نمی‌د‌انم.
ـ د‌لیلی ند‌ارد‌ به جایی بروم که راضی نیستم.
ـ روحیه‌ام د‌راین جور میهمانی‌ها ضعیف می‌شود‌.
۴) بیان موضوع د‌ر قالب شوخی
ـ من هنوز بچه‌ام، بزرگ نشد‌ه‌ام.
ـ من شب‌ها زود‌ خوابم می‌برد‌.
۵) پافشاری و اصرار د‌ر رد‌ د‌رخواست.
ـ گفتم که اهل رفت و آمد‌ با غریبه‌ها نیستم.
ـ د‌یگر حرفش را نزن، به هیچ وجه نمی‌آیم.
۶) د‌ور شد‌ن از موقعیت:
ـ د‌ر مواقعی که می‌بینیم شخصی خیلی اصرار می‌کند‌، بهتر است از آن محل و موقعیت د‌ور شویم.
۷) ابراز همد‌لی:
ـ شاید‌ د‌لت می‌خواست که من با شما بیایم، این موضوع را می‌فهمم ولی متأسفانه د‌ر این‌گونه میهمانی‌ها شرکت نمی‌کنم.
۸) پید‌ا کرد‌ن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل:
ـ موافقید‌ جایی غیر از میهمانی برویم که شما هم د‌وست د‌اشته باشید‌؟
۹) معذرت خواهی:
ـ با عرض پوزش به هیچ وجه نمی‌آیم، امید‌وارم مرا ببخشید‌.
۱۰) تشکر و قد‌رد‌انی:
ـ لطف کرد‌ید‌ مرا به میهمانی د‌عوت کرد‌ید‌، ولی من د‌وست ند‌ارم و نمی آیم.

منبع:روزنامه اطلاعات

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۷ و ساعت 1:0 |

1- توسعه طنز در جامعه

 « جوك منعكس كننده نوعي تعامل بين قدرت، فرهنگ و فرديت در جامعه مي باشد. جوك، به عنوان عامل قدرت و دشمني موضوع مطالعه فلاسفه اي همچون هابر و ارسطو و يا بعنوان تنش و خشونت، مورد توجه روانشناساني مثل فرويد (1984) بوده است. كولينسون (2002) جوك را بعنوان بخش سطحي رفتار اجتماعي در درون سازمان اجتماعي مورد مطالعه قرار داده ومعتقد است، جوك نوعي مكانيسم مديريت و كنترل است. جوك در فضاي مجازي، در تعامل جدي با جوك در فضاي واقعي است. در بسياري از موارد نوعي فرايند اين هماني را منعكس مي كند و در واقع تكرار انتظارات و نگاه فرد به فرايند فرهنگي است. جوك در بسيار از موارد منعكس كننده جدي ترين پيام هاي اجتماعي است، در بسياري از موارد اقتدار فرد بر ديگران و يا تنش زدائي از روابط اجتماعي و يا نوعي تخليه روحي محسوب مي شود. با توجه به اين واقعيت كه وجه غالب پيام هاي تلفني، جوك مي باشد، لازم است تحليل محتواي جوك و خصوصا گفتمان هاي غالب بر جوك كه گفتماني جنسي است مورد مطالعه و تحليل دقيق قرار گيرد. خصوصا "راحت بودن" فضاي پيام متني تلفني در مقايسه با گفتگوي حضوري و يا تلفني، بستر انعكاس گسترده تر از "وجوه پنهان ذهني" را فراهم مي كند كه از همين منظر، تحليل عميق تر و دقيق از فرد،‌ فرديت و روابط متقابل اجتماعي را منعكس مي كند. در عين حال در تمامي امور فرهنگي، معاني سياسي رفتار اجتماعي، "معاني سياسي ذهن" را پنهان مي كند و در بسياري از موارد ظاهر و باطن فرهنگ يكي مي شود و در واقع ابعاد پنهان فرهنگ كم رنگ مي شود. نگاه ريموند ويليامز (1989) در تحليل جنبه هاي "معمولي فرهنگ" به كم رنگ شدن ابعاد پنهان توجه دارد. جوك هم ظرفيت يك رفتار سياسي پنهان را دارد كه پيام را "واژگونه" مي كند و خواسته هاي جدي اجتماعي را در قالب يك "شوخي" و "طنز" بيان مي كند و هم يك شوخي جهت تفريح و تفرج ذهن است كه ابعاد معمولي فرهنگ را منعكس مي كند. شوخي ديدن شوخي، طنز ديدن طنز، نگاه عادي به فرهنگ است، نگاهي است كه فرهنگ را در بسياري از موارد به جنبه هاي عادي ذهن و عمل اجتماعي مرتبط مي داند». ( عاملی، 1385 :6 )

2- تلفن همراه، سبک زندگی و آینده


ظهور تلفن همراه در میان ایرانیان به گونه ای سبک زندگی آنها را تغییر داده است که مردان بسیار بیشتر از زنان وقت خود را پای تلفن می گذرانند. تلفن همراه هنوز جزو ملزومات زندگی جوانان محسوب میشود. به عبارت ديگر، همچنان مصرف متظاهرانه دارد. اما چهل ساله ها و پنجاه ساله ها نیز اکنون در پی تهیه یک خط تلفن هستند.

شاید علت اینکه مردان بیش از زنان با تلفنهای همراه مشغول صحبت اند این باشد که مردان بیشتر دوست دارند با محصولات تکنولوژیک بازی کنند در حالیکه زنان در خصوص صورت حسابی که باید پرداخته شود هشیارند. به نظر می رسد طبقه و ثروت نقشی در مالکیت تلفن همراه نداشته باشند. چه بسا کارگری ساده را مشاهده می کنیم که از تلفن همراه استفاده می کند. مصاحبه ها نشان می دهد که تلفن همراه دارد اهمیت بیشتری از آموزش پیدا می کند.

آنچه که دانشمند فنلاندی تیمو کوپمان ایجاد "فرهنگ مزاحمت" توسط تلفنهای همراه نامید مورد انزجار نسلهای گذشته است. گروههای سالمندتر بیشتر از نوجوانان از تماسهای تلفنهای غیرلازم خرده میگیرند.


 سنت گرایان می گویند تلفن همراه باعث بروز رفتارهای گستاخانه شده است:

همانگونه که گفته شد، قطع کردن یک گفتگوی رو در رو در برای جواب دادن به تلفن همراه در واقع معادل مدرن سرک کشیدن از شانه های یک هم صحبت در مهمانی است. در هر حال، علیرغم اینکه همه می دانند قطع کردن صحبت برای جواب دادن به تلفن همراه کاری آزاردهنده است، اما باز کمتر کسی از آن احتراز می کند. شاید والدین از فهم این نکته ناتوان باشند، اما حقیقت این است که تلفنهای همراه که همه جا حضور دارند در حال جدا کردن نسلها از یکدیگر هستند. دیگر چه دلیل محکمتری می خواهید که قبول کنید این وسیله نه یک ابزار مکانیکی، بلکه یک وسیله مدروز است؟حوزه تلفن های عمومی روز بروز کوچک تر می شود. این تلفن ها که در بیشتر کشورها در ساعات شبانه به توالت عمومی تبدیل شده بودند تا کمی تغییر روبرو شده بودند اما ورود تلفن های همراه فضای اجتماعی انها را تنگ تر کرده بودند. شاید این نشانه کوچکی از فروپاشی اجتماعی است که نشانگر شکست فاصله اجتماعی است. مسئله غریب در پیشبینی روند گسترش تلفن همراه این است که آینده با ماست اما ما هنوز با آن همراه نشده ایم. این تعجب برانگیز نیست. تاریخ به یاد ندارد که مصرف هیچ محصول دیگری مثل تلفن همراه با این سرعت جامعه را تغییر داده و ترویج یافته باشد. ده سال قبل، موقعی که تلفن همراه هنوز کالایی پر زرق و برق بود که باید مثل آجر در خودروهای ثروتمندان به رخ بقیه کشیده می شد، کسی نمی توانست رشد این چنین مصرف آنها را تصور کند.

تلفنهای همراه، بر خلاف سایر ابزارها، آنچنان زندگی ما را تسخیر کرده اند که ما فرصت نکرده ایم سبک زندگی خودمان را با آنها هماهنگ کنیم. ساعت مچی تان را کنار بگذارید. شما دیگر به آنها نیازی ندارید: صفحه نمایش تلفن همراهتان – که 24 ساعت روز را با شماست- زمان را به شما اطلاع خواهد دهد، زمان قرارتان را یادآوری خواهد کرد، و موقع صبح شما را بیدار خواهد کرد. اما مردم هنوز هم ساعتهای مچی شان را حمل می کنند زیرا که آنها نمی توانند همانگونه که مارشال مک لوهان گفته است خودشان را "توسعه" دهند.( سعیدی ، 1385 :9)

علاوه برآنجه ساختمند شدن زندگي روزمره كمك مي كند ،زندگي روزمره مبتني بر عادت هاست و از تلفن همراه براي عادت بخشيدن به زندگي استفاده مي شود: تلفن همراه مي تواند نقش ساعت را براي شما بازي كند، مي تواند قرارهاي ديداري / شنيداري تان را در وقت معين يادآور شود، به جاي شما به فرد در آن طرف خط پاسخ دهد، به طور اتوماتيك براي دوستانتان اس ام اس بفرستد .تلفن دفترچه يادداشت همراه شماست .داراي ژانرهاي سرگرمي Game) (است . توسط آن مي توانيد اي – ميل هايتان را چك كنيد (Check Mail)و بسياري امكانات ديگر .

مصرف تلفن همراه به مردم اين امكان را مي دهد تا زندگي معمول و رايج شان را رها كنند و به چيز ديگري روي بياورند : مثلا از تلفن به عنوان  MP3 Player استفاده كرده و موسيقي هاي مورد علاقه شان را بشنوند. تلفن همراه امكانات ويژه اي را در تجربه هاي زيبا شناختي به وجود مي آورد : با استفاده از دوربين تلفن همراه ، شما هميشه به دنبال سوژه هايي ناب مي گرديد .

در نهايت تلفن پس از مدتي . جزئي از زندگي روزمره شما مي شود : تلفن همراه هميشه ‹‹همراه ››شماست .

سبك زندگي يك الگو يا روش زندگي است كه خطوط عمومي تمايزات طبقاتي ساخت يافته را ماديت مي بخشد. سبك هاي زندگي منابع تفسير هستند – نوعي دانش دروني كه گرچه جنبه نسبي دارد، اما در زندگي جامعه توده اي از اهميت زيادي برخوردار است . همان طور كه سبك زندگي شخص را از روي چهره ، نوع لباس ، رفتار و اشياي مورد استفاده اش ميتوان حدس زد، از روي تلفن همراه به سبك زندگي فرد مي توان پي برد كه البته بيان ‹‹هويت مادي ››فرد است .از برخورد شخص با تلفن همراهش نيز مي توان به رهايي او از زندگي يا ديسيپلين زندگي اش و رفتارهايي ازاين قبيل پي برد. با پيدايش جامعه مصرفي و توليد انبوه كالا ها و باگرفتار شدن در دنياي مارك ها و مدل هاي مختلف تلفن همراه ، مدام ذائقه و نوع مصرف افراد تغيير مي كند. افراد همواره با تلفن هاي همراه ، هويت هاي جديدي مي يابند و طبق اين هويت مي توانند رفتار خود را تغيير دهند . اين افراد كساني هستند كه سبك هاي زندگي متفاوتي دارند . در واقع مصرف افراد وسيله اي است براي ايجاد هويت و شخصيتي كه آرزو مي كنند ديگران به حسابش آورند:  هر چه تلفن شما مارك بهتر و مدل بالاتري داشته باشد، تشخص تان هم بيشتر مي شود. تلفن به فرآيند معناداري افراد كمك مي كند زيرا هر كسي از تلفن به نحوي استفاده مي كند كه براي اش معنادار باشد. ( میرزااخانی ، 1385 :26).........................................................

 

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ و ساعت 17:55 |

امپراتور فردريک، فرمانرواي قرن سيزدهم امپراتوري مقدس، ميخواست بداند که در زمان خلق نوع بشر، در بهشت به چه زباني صحبت مي کرده اند: فارسي، يوناني، لاتين و يا زبان هاي ديگر؟ پس فرمان آزمايشي را صادر کرد که در آن امکان ايجاد دوباره شرايط اصلي، تا حدودي، وجود داشت. به دستور او، گروهي از کودکان را از لحظه تولد تا هنگام زبان باز کردن، از شنيدن صداي انسان محروم کردند. کودکان توسط دايه هايي بزرگ مي شدند که با تاکيد از آنان خواسته شده بود تا زماني که درکنار کودکان هستند ساکت باشند. همه شرايط آزمايش، به خوبي رعايت شد. اما نتيجه چه بود؟ همه بچه ها از بين رفتند. فقدان ارتباط در اغلب موارد. سمي است که مي تواند مهلک باشد.

در مورد روش ها و شيوه هاي برقراري ارتباط، يک موضوع قطعي است و آن اين که، اين روش ها قبل از هر چيز، پاسخ هايي آموخته شده اند. شايد موثرترين معلمان شما، والدينتان بوده اند که آنان نيز به نوبه خود، رويکرد برقراري ارتباط را از والدين خويش ياد گرفته اند و معلمان، مسئولان آموزشي، دوستان و بسياري از افراد ديگر نيز بر ميزان درونداد آنان افزوده اند. فرهنگ، همواره به وسيله راديو، تلويزيون و منابع ديگر بر نحوه برقراري ارتباط انسان تاثير گذارده است.

برقراري ارتباط ضعيف را، افراد خيرخواهي به ما آموخته اند که خود، راه هاي نامناسب برقراري ارتباط را از ديگران ياد گرفته اند. به اين ترتيب، در مورد مسائل مربوط به ارتباط، در واقع، بسياري از ما قربانيان قربانياني ديگر هستيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 17:36 |

ما مي توانيم به ماه پيام بفرستيم و فضاپيماهاي پژوهشي رابر سطح مريخ بنشانيم ، اما برقراري رابطه با کساني که دوستشان داريم را دشوار مي يابيم .  

 شايد بتوان گفت که ارتباط ، يکي از قديمي ترين و در عين حال ، عالي ترين  دستاورهاي بشر بوده است . ارتباط در گذشته و برا ي انسان اوليه ، علاوه بر کارکردهايي که در جهت حفظ حيات و ياري گرفتن از ديگران داشته ، زمينه ساز فعاليت هاي اجتماعي و سرآغازي بر زندگي اجتماعي نيز بوده است . اما در عصر حاضر اهميت برقراري رابطه به حدي است که انسان ، پيوسته ، در جهت ابداع و ساخت انواع وسايل ، ابزارها ، روش ها و شيوه هاي کارآمدتر ارتباط جمعي و بين فردي کوشيده است برقراري ارتباط به دلايل مختلفي مانند وقت گذراني ، بررسي مسائل شغلي و فردي ، بيان انتظارات زناشويي و يا توقعات والدين از فرزندان ، طرح اختلاف عقايد و ايده ها و موارد مشابه ديگر صورت مي گيرد .                                     

اما در هر حال ، هيچ نوع ارتباطي جز به دليل احساس نياز شديد انسان براي برقراري تعامل اجتماعي به وقوع نمي‌پيوندند؟ انسان براي برقراري رابطه با ديگران ، روش هاي مختلفي را پرورانده است ، که رشد و تکامل زبان و شيوه هاي غير کلامي مانند حالت چهره ، حالت کلي بدن يا وضعيت اندام ها و حرکات بيانگر و .. را شامل مي شود . هر يک از اين شيوه ها مي توانند بخشي از اطلاعات و احساسات مورد نظر فرد در حال صحبت يا گوينده ، را به فرد ديگر ، يا شنونده ، انتقال دهند .              

متاسفانه اغلب ما ، يا قادر نيستيم گوينده هاي خوبي باشيم و يا از مهارت هاي يک شنونده خوب بي‌بهره ايم. بسياري از اوقات ، وقتي موضوعي را با فردي ديگر در ميان مي گذاريم ، به ناگهان ، پاسخي مي شنويم که برايمان بسيار ناگوار و غالفگير کننده است .

متخصصان ارتباط معتقدند که در چنين موردي سه احتمال وجود دارد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 20:53 |

توجه به تاثیر اجتماع بر فرد و تعامل فرد و جامعه موضوعی نیست که بشر صرفا در قرن بیستم و با ظهور علم روان شناسی جدید به آن عنایت کرده باشد. بسیاری از فلاسفه و حکما از زمانهای بسیار دور موضوعات روان شناسی اجتماعی را به زبان خود و با روشهای مرسوم عصر خویش مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. از نویسندگان غربی نزدیکترین آنان به عصر ما که در این راه کوشیده‌اند، نام دانشمندان فرانسوی تارد و لوبون از همه بیشتر دیده می‌شود.

اینان تحت تاثیر روان شناسی عصر خود به ویژه روان شناسی شارکو ، رفتارهای اجتماعی را حاصل تقلید و تلقین دانسته و هر یک از دید خود کیفیت نفوذ اجتماع بر فرد را توضیح داده‌اند. این کوششها بالاخره در دهه اول قرن حاضر به نوشتن اولین کتابهای روان شناسی اجتماعی توسط راس و مکدوگال از انگلیس و وونت از آلمان انجامید. از آن تاریخ این دانش اجتماعی به ویژه در امریکا ، آهنگ رشد پرشتابی به خود گرفت و از جهات مختلف دستخوش تحول و تکامل شد.

به مرور روشهای دقیق تجربی در تار و پود این علم رسوخ کرد و نیازهای اجتماعی مسیر آن را از بحثهای صرفا نظری به جانب حوزه‌های کاربردی مختلف هدایت کرد. موضوعات اصلی این شاخه در طی صد سالی که از عمر آن می‌گذرد، تفاوت عمده نکرده است و تغییرات مشاهده شده به منظور استوار سازی روشهای تحقیق و گسترش موضوعات قبلی بوده است.

روان شناسی اجتماعی در طول عمر خود گهگاه با بحرانهایی جدی مواجه شده است که حملات پیاپی منتقدان در دهه 70 نمونه‌ای از آن است. در این دوره منتقدان درباره فایده و نیز علمی بودن آن سوالاتی بنیادین مطرح کردند، اما روان شناسی اجتماعی با درگیر شدن روز افزون در روند حل معضلات اجتماعی به تثبیت موقعیت خود در میان سایر علوم انسانی و اجتماعی پرداخته است.
ارتباط روان شناسی اجتماعی با سایر علوم
آنچه مشخص است میان روان شناسی اجتماعی با سایر رشته‌های علوم اجتماعی مرز روشنی وجود ندارد. روان شناسی اجتماعی با علوم سیاسی و اقتصادی و انسان شناسی فرهنگی همپوشی دارد و در بسیاری از جنبه‌ها از روان شناسی عمومی قابل تفکیک نیست، به همین ترتیب با جامعه شناسی نیز نزدیک است. ای. آ. راس نویسنده اولین کتابی که با نام روان شناسی اجتماعی منتشر شد، یک جامعه شناس بود.

این رشته به طبیعت اجتماعی افراد علاقمندی خاصی دارد. برخلاف آن علوم سیاسی ، جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی در کار خود به نظامهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر محیطی که فرد در آن زندگی می‌کند، می‌پردازند. این رشته‌ها علاقمندند سیر جامعه را بدون آن که توجهی به فرد داشته باشند، پی بگیرند در حالیکه روان شناسی اجتماعی علاقمند است بداند چگونه هر یک از اعضای جامعه از محرکهای محیط اطراف تاثیر می‌پذیرد.

روانشناسی اجتماعی ارتباط مستقیمی هم با روانشناسی و هم با جامعه شناسی دارد. این رشته تاثیر متقابل فرد با گروه یا جامعه را بررسی می‌کند. بعبارت دیگر روانشناسی اجتماعی اثری را که جامعه یا گروه بر فرد باقی می‌گذارد مورد مطالعه قرار می‌دهد. گاه نیز در مورد بعضی از پدیده‌های اجتماعی , مرز مشخصی میان روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی دیده نمی‌شوند ولی بطور خلاصه باید گفت که در ارتباط با گروه اجتماعی , جامعه شناسی اساساً و بالاخص به رفتار گروه توجه دارد و روانشناسی اجتماعی به رفتار فرد در وضعیت گروهی علاقه نشان می‌دهد.

از سوی دیگر روان شناسی اجتماعی شاخه‌ای از روان شناسی عمومی است و هر دو بر یک نکته تاکید دارند؛ طبیعت بشر آن گونه که در شخص نهفته است. از این رو ، روان شناسی اجتماعی با روان شناسی عمومی همپوشی دارد، ولی با آن یکی نیست.
روش پژوهش در روان شناسی اجتماعی
در این رشته همچون سایر علوم از روشهای معتبر علمی برای بررسی موضوعات مورد نظر استفاده می‌شود. از آنجا که این شاخه ، از شاخه‌های علوم انسانی است و با روان شناسی و علوم اجتماعی پیوند دارد، از روشهای رایج در این دو حوزه استفاده می‌کند. مهمترین روشهای مورد استفاده برای جمع‌آوری داده‌ها ، بسته به نوع موضوع مورد پژوهش ، مشاهده ، مصاحبه و اجرای پرسشنامه را شامل می‌شود. روش گروه سنجشی و سنجشهای نگرش نیز مانند علوم اجتماعی کاربرد زیادی در این شاخه دارد.

در تحقیقات بعمل آمده مطالعه رفتارهای فردی را به روانشناسی , جامعه را به جامعه شناسی و بالاخره فرهنگ را به مردم شناسی (انسان شناسی فرهنگی), اختصاص داده‌اند, اکنون رفته رفته به این حقیقت وقوف حاصل گردیده است که تداخل فرد و جامعه و فرهنگ و تاثیر متقابل آنها آنچنان دائمی و مستمر است که پژوهشگری که قصد مطالعه درباره یکی از آنها را دارد, بدون مراجعه به دو بحث دیگر نمی‌تواند تحقیق کاملی را ارائه نماید.<
موضوعات مورد مطالعه در روان شناسی اجتماعی
مسائلی مثل رقابت در گروه , ستیزه , همکاری , سبقت جویی , رهبری و بطور کلی کنشهای متقابل گروهی از اهم موضوعاتی است که در روانشناسی اجتماعی مورد بررسی واقع می‌گردد, بنابراین می‌توان حیطه تحقیق در روانشناسی اجتماعی را در موارد زیر خلاصه نمود:
• اثر جامعه در فرد از طریق اجتماعی شدن
• اثر فرد بر جامعه از طریق پدیده‌هایی مانند رهبری
• روابط میان افراد و کنشهای متقابل آنها در پدیده‌هایی مثل ستیزه , رقابت , سازگاری و ... .

رفتار فرد در گروه ، مساله همرنگی ، بررسی نگرش و تغییرات آن ، تاثیر عوامل اجتماعی روی رفتار مثلا اثر تلویزیون بر خشونت و یا تاثیر جنگها بر روان افراد و ... ، توجیه خود ، مساله اسنادها و ارتباطات و ... عمده‌ترین مباحث مورد علاقه روان شناسان اجتماعی است. همچنین روان شناسی اجتماعی با پدیده‌های رایج و جاری اجتماعی به صورت کاربردی درگیر است. به عنوان مثال مساله استرس و بررسی عوامل اجتماعی موثر در بروز آن در جوامع پیشرفته بسیار مورد توجه روان شناسان اجتماعی است که در تلاش برای رفع این عوامل مثلا عامل ازدحام در جوامع پرجمعیت می‌باشند. همچنین در دهه‌های اخیر شاهد خدمات مهم روان شناسان اجتماعی در زمینه‌های مهمی چون روابط پزشک و بیمار ، واکنش در برابر اطلاعات تشخیصی ، مهار بیماری و تجربه درد بر مبنای نظریه اسنادها بوده‌ایم.

سرانجام باید به درگیری فزاینده روان شناسان اجتماعی در مطالعه مسائلی اشاره کرد که از دستگاههای قانونی و نظامهای دادرسی سرچشمه می‌گیرد. در این حیطه روان شناسان اجتماعی به فرایند محاکمه ، روانشناسی شهادت ، اعتراف و ... پرداخته‌اند. همچنین در فرایند طرح و اجرای مقررات اجتماعی مثلا مقررات راهنمایی رانندگی از یاخته‌های روان شناسی اجتماعی استفاده بهینه‌ای به عمل آمده است.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۴ و ساعت 17:0 |

بخش عمده ای از پیام هایی که ما به دیگران منتقل می کنیم ، برخاسته از ارتباطات غیر کلامی است ، یعنی جنبه هایی  از حالات بدنی ، احساسات و نگرشها یمان که شاید تا کنون به آنها بی توجه بوده ایم . در واقع ارتباطات غیر کلامی عبارتند از کلیه پیامها یی که افراد علاوه بر خود کلام آنها را نیز مبادله میکنند ، برخی از این روابط غیر کلامی عبارتند از :

 نحوه پوشش
 نحوه ایستادن ، راه رفتن و نشستن
 نحوه گوش دادن
 نحوه استفاده از دستان
 تماس چشمی
 نحوه آرایش مو ، صورت و غیره
 نگرش و اعتماد به نفس
 احساسات و ...

ما معنای حرکات بدن خود را درک می کنیم ، بدون آنکه متوجه آنچه انجام می دهیم باشیم ، به عنوان مثال با دقت در چشمان و عضلات صورت یک فرد تا حدود زیادی می توان پی برد در مورد یک موضوع خاص فرد حقیقت را بیان می کند یا خیر . در مقایسه با دیگر ابزارهای  ارتباط غیر کلامی چشمها از اهمیت خاصی برخوردارند و بر خلاف سایر اندام بدن ، بخشی از مغز می باشند.
چشمها از میان کلیه وجوه ظاهری آشکار سازترند. به عنوان مثال 90 در صد انسانها در زمان یاد آوری یک موضوع که در گذشته اتفاق افتاده ، مردمک چشمهایشان به طرف بالا و سمت راست چشم می روند در حالیکه برای مسائلی که در آینده به وجود خواهد آمد و تصورات ، مردمک ها به طرف سمت چپ متمایل می شوند.
برخی از کارآگاهان در باز پرسی از متهمان از این روش ساده یعنی حرکت مردمکهای چشم برای دستیابی به حقیقت استفاده میکنند.
همچنین ما با حفظ تماس چشم با مخاطب خود در هنگام گفتگو یا سخنرانی می توانیم باز خور مخاطب خود را مشاهده کنیم و نحوه ارائه مطلب خود را تصحیح نماییم . محققان دریافته اند بدون بهره گیری از کلام می توان  بخش عمده ای از پیام را منتقل نمود. اخیرا ، تلاشهای در جهت تجزیه و تحلیل ارتباطات غیر کلامی به روش علمی صورت گرفته است به عنوان مثال پژوهشی در دانشگاه استانفورد نشان می دهد به هنگام صحبت با یک شخص یا یک گروه ، پیام ما نه از طریق آنچه می گوییم ، بلکه بیشتر از طریق چگونگی گفتن ما منتقل می شود ،  همین مطالعه حاکی است ادراک شنونده از موارد زیر نشات می گیرد :
7 درصد توسط واژه ها ، 38 درصد توسط آهنگ صدا ، 55 درصد توسط زبان بدن
این آمار های بدان معنی نیست که واژه های بی اهمیت هستند ، بلکه به این موضوع اشاره دارد که هرچه به ارتباط غیر کلامی خود در حین صحبت بیشتر دقت کنیم در انتقال پیام خود موفق تر خواهیم بود.
یکی از مهمترین بخش های ارتباط غیر کلامی ، که بخش پنهان آن است نگرشهای مان می باشد . شاید شما صاحب فکری درخشان ، شیوایی کلام ، حالات و ژستهای عالی ، زبان و ظاهری خوشایند باشید ولی نگرش منفی ابراز دارید ، در این صورت احتمال انتقال موفقیت آمیز پیام تان بسیار ضعیف است .
ما انسانها به نگرش بسیار حساس هستیم . ناخودآگاه احساس درونی افراد را نسبت به خودشان حس می کنیم . لاری کینگ مجری شبکه سی ان ان در کتاب خود با تکیه بر نگرش مثبت برای برقراری یک ارتباط موفق ، مهمترین عامل تقویت این موضوع را صداقت ، بی ریایی و رک بودن دانسته است . همچنین  وی عامل دیگر در برقراری ارتباط موفق را احساس علاقه به طرف گفتگو ، دقت در حفظ تماس چشمی و گوش دادن فعال میداند.
بهر حال شما در هر نوع از ارتباط روزمره در محیط خانواده ، محل کار ، تحصیل و .... با دقت بیشتر در خصوص زبان غیر کلامی و بکار بردن فنون آن ، میزان موفقیت خود را در این گونه ارتباطات افزایش دهید و این مطلب را فراموش نکنید که دیگران ما را نه فقط بر اساس آنچه می گوییم بلکه بر اساس چگونگی ادای مطلب نیز مورد ارزیابی قرار می دهند .

منابع:
1- رم، ام و همکاران (مدیریت ارتباطات) ترجمه : دکتر سید محمد اعرابی و داود ایزدی ، دفتر پژوهش های فرهنگ
2- لاری کینگ – بیل گیلبرت (راز سخنگویان موفق) ترجمه : رضا نیازی ، ویدا کیانا ، انشارات شرفی مشهد 1378
3- دکتر د، شوارتز ، جادوی فکر بزرگ ترجمه : ژنا بخت آور ، انتشارات فیروزه ، تهران 1346
4- مجموعه مقالات مرکز مشاوره دانشجویی دانشگاه تهران

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۴ و ساعت 16:56 |