خانواده به عنوان نهادي اجتماعي، هسته نخستين پيوند اجتماعي انسان را بنيان مينهد و با تأمين مجموعهاي از نيازهاي انساني، عهده دار نقشها و كاركردهاي ويژهاي است. مشاركت پذيري اعضاي خانواده به عنوان نياز اجتناب ناپذير عصر ما، همة ابعاد انساني را در سطوح مختلف فكري، عاطفي و رفتاري تحت پوشش قرار ميدهد و در به ثمر رساندن اهداف خانواده حائز اهميت است. فرآيند مشاركت پذيري از رويكردهاي متفاوتي قابل تبيين است، اما نظام مند بودن كنش اجتماعي موجب ميشود تا با بهره گيري از نظريه پارسونز، شرايط و موانع فرهنگي مشاركت پذيري اعضاي خانواده بررسي شود.
صرفنظر از نقد و ابرامي كه متوجه نظامهاي كنشي مورد نظر پارسونز است، تأكيد او بر نظام فرهنگي به عنوان نظامي مسلط و تعيين كننده، هم در توصيف مشاركت پذيري و هم در تحقيق و تثبيت آن واقعيتي انكارناپذير است. تأثيرگذاري عقايد، باورها و ارزشهاي ديني بر آرمانها و اهداف خانواده و مسئوليت پذيري اعضاء و تفاهم و توافق آنها، از عناصر كليدي نظام فرهنگي جامعه اسلامي است كه موجب مشاركت پذيري اعضاي خانواده ميشود. از سوي ديگر ابهام نقش ها، فضاي بي اعتمادي، بدبيني، حسادت، كينه توزي و نگاه جنسي محض به نقشهاي همسري به عنوان موانع فرهنگي مشاركت پذيري اعضاي خانواده محسوب ميگردد.
خانواده به عنوان بنيادي ترين نهاد اجتماعي ميتواند عميق ترين تأثيرات روحي و رواني را در اعضايش ايجاد كرده و به نوبة خود منشأ تحولاتي عظيم در جامعه باشد، جامعه نيز ميتواند تغييرات اجتماعي را به درون خانواده سوق دهد. به طور نمونه جامعهاي كه روح استبداد در تمام كالبد نهادي آن جاري است، اين چهرة استبدادي در درون خانه نيز نمايان ميشود و بالعكس، افرادي كه تعاملات خانوادگي آنها با استبداد و انزوا همراه است، روابط اجتماعي خود با ديگران را بر اساس چنين الگويي ترسيم ميكنند.
صرفنظر از مدل آرماني و ارزشي خانواده كه چهرة تابناكي دارد، حركت تاريخي آن تحت تأثير تحولات سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه، حركتي ناموزون در قوس صعود و نزول بوده و در شرايط كنوني كه موضوع مشاركت اجتماعي به عنوان يكي از رهاوردهاي انقلاب اسلامي توجه همگان را به خود جلب كرده است، مشاركت پذيري اعضاي خانواده به رويكردي اجتماعي و فراگير تبديل ميشود و اميد است تا اين سوگيري مبارك به مدل آرماني و الهي خود نزديك شود.
اما سؤال اساسي آن است كه خانواده مشاركت پذير از چه امتيازات و فوائدي برخوردار است؟ آيا مشاركت اعضاي خانواده دامنة خاصي دارد؟ از چه راههايي ميتوان اعضاي خانواده را مشاركت پذير نمود؟ موانع چنين مشاركتي چيست؟ … اين تحقيق درصدد پاسخگويي به اين سؤالات است.
مفاهيم كليدي
برخي از مفاهيم كليدي و محوري اين نوشتار نيازمند توضيح و تعريف است، لذا به اختصار سه مفهوم ذيل تعريف ميشود:
1. خانواده
جامعه شناسان تعاريف گوناگوني از خانواده ارائه داده اند كه دربردارندة نقاط اشتراك و امتياز مختلفي است. در اين بخش به برخي از آنها اشاره ميشود:
الف)- تعــريف خانـواده با توجه به ملاك نهادي ـ ساختي؛
خانواده نهادي است كه در درون اجتماع كل قرار داشته و ارگانيسمي است كه ساختار آن بوسيله اجزاء تشكيل دهندة آن حفظ ميشود.
ب)- تعريف ساختي ـ كاركردي خانواده؛
خانواده يكي از پاره نظامهاي مربوط به كل جامعه است كه انجام برخي از وظايف را به عهده دارد.
ج)- تعريف خانواده با ملاك كنش و نقش؛
خانواده واحدي مركب از افرادي است كه داراي كنش متقابل و موقعيتي خاص هستند. اين موقعيت بوسيله نقشها معين ميشود.
د)- تعريف خانواده با ملاك رابطه؛
خانواده گروهي از افراد هستند كه با هم زندگي ميكنند و رابطه خويشاوندي معيني بين آنها برقرار است.[1]
تعاريف فوق از دو جهت، محدوديت و نقصان دارد: يكي به لحاظ ملاكهاي مورد توجه (كه ريشه در نوع جامعه مورد بررسي محقق و نيز چارچوب و مباني نظري او دارد) و ديگري به لحاظ «مانع نبودن از اغيار» است. يعني بسياري از تعاريف، به طور دقيق معرف خانواده نيست، بلكه بياني عام بوده و ديگر گروهها و نهادهاي اجتماعي را نيز شامل ميشود.
چنانچه در تعريف خانواده، همانند ساير مفاهيم اجتماعي، پيش فرضهاي نظري و محيط اجتماعي دخيل باشد، ميتوان بر اساس انديشههاي اجتماعي اسلام و جامعه ايراني و با توجه به نقشها و كاركردهاي خانواده تعريف ذيل را ارائه نمود:
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۶ و ساعت
11:28 |