مقدمه
یکى از چیزهایى که موجبات رشد و تکامل انسان ها را فراهم مى سازد، حق آزادى اخبار و اطلاعات است. یکایک شهروندان حق دارند به درست ترین و صادقانه ترین اخبار و اطلاعات داخلى و خارجى دست رسى داشته باشند تا بدانند در کشورشان یا دیگر نقاط جهان چه مى گذرد. علاوه بر این، باید بتوانند از راه روزنامه ها، نشریات ادوارى، رادیو و تلویزیون و دیگر رسانه هاى جمعى از انواع تفسیرها، تحلیل ها و ابعاد مختلف قضایاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى اطلاع یابند، آن ها را با هم مقایسه کنند و طبق برداشت خود به کنه واقعیات پى ببرند. دولت ها حق ندارند به بهانه مصلحت اجتماعى از طریق پرده پوشى و سانسور، مردم را در بى خبرى قرار دهند یا آنان را از حقایق منحرف سازند یا گمراه کنند.
موضوع این بحث آن است که عده اى با تکیه بر اصل «آزادى اطلاعات» معتقدند که این حق افراد است که بتوانند آزادانه و با بهترین وسایل ارتباطى در تماس باشند; این به رشد و شکوفایى جوامع کمک خواهد کرد. عده اى دیگر با استناد به اصل حاکمیت دولت ها، اعتقاد دارند که دول ارسال کننده برنامه هاى ماهواره اى باید رضایت دول گیرنده این برنامه ها را از قبل اخذ کرده باشند.
حال بر اساس تحلیل حقوقى، کدام یک از این دو نظر را مى توان تأیید کرد؟ آیا ماهواره تجاوز به حق حاکمیت دولت هاست یا موجب رشد و شکوفایى ملت ها؟

آزادى اطلاعات و برنامه هاى ماهواره اى

1ـ آزادى کسب و ارسال اطلاعات
نوعى از آزادى، که در مغرب زمین از حداکثر ترویج و تبلیغ و بیان برخوردار گشته، «آزادى بیان و تبلیغ» است. شاید بتوان گفت چشمگیرترین جمله اى که درباره این آزادى گفته شده همان جمله معروف نقل شده از ولتر است که گفته: «من با این سخنى که تو مى گویى مخالفم، ولى حاضرم به خاطر این که تو این سخن را آزادانه بیان کنى زندگى خود را از دست بدهم.»1
یکى از حقوقى که بر مبناى آزادى، در اعلامیه جهانى حقوق بشر مقرر شده همین حق است. ماده 19 اعلامیه مى گوید: «هر کس حق آزادى عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابى نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزى آزاد باشد.»2
آیا آزادى در کسب اطلاعات و افکار و انتشار آن با تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزى، مطلقاً بدون هیچ محدودیتى به رشد و شکوفایى جوامع کمک خواهد کرد و نباید نسبت به آن هیچ ممنوعیتى اعمال داشت؟ یا این که آزادى مطلق در هیچ زمینه اى معقول نیست، بلکه از نظر حقوقى با توجه به اصل حاکمیت دولت ها، که یکى از اصول اساسى منشور ملل متحد و نیز در روابط بین المللى است، ارسال اطلاعات ـ به نحو اطلاق ـ چه بسا منافى با حاکمیت بوده و باید در انتشار آن، محدودیت هاى جغرافیایى و رضایت دولت هاى گیرنده برنامه ها، از قبل اخذ شده باشد؟

اطلاعات
گرچه در بدو امر، به ذهن مى رسد که مراد از «اطلاعات» علم و دانش مفید است، هر تخصّصى که باشد، اما عملکرد بسیارى از کشورها با استناد به این اصل بیانگر آن است که هر نوع اطلاعاتى را که به نحوى جهل زدایى کند، هر چند در قالب مبتذل ترین فیلم ها یا مضرترین دانش ها باشد، دربرمى گیرد; مثلاً، آموزش سرقت، خراب کارى، درگیرى، ایجاد نفرت و مانند آن.

آزادى اطلاعات
اسلام نه تنها از آزادى فکر جلوگیرى نمى کند و در بى اطلاع نگه داشتن مردم کوشش ندارد، بلکه اطلاع از حقایق زندگى را جزو وظایف هر شخص مى داند و معتقد است هر کس آراء گوناگون و نظرات مختلف را آزادانه مورد مطالعه و بررسى قرار دهد، حقیقیت را بهتر به دست خواهد آورد و راه و رسم زندگى را به نحو صحیح تشخیص خواهد داد. حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: «کسى که با آراء گوناگون روبه رو شود، موارد خطاى آن ها را از درست بازخواهد شناخت»3
اسلام خیر دنیا و آخرت را در سایه علم و شرّ دنیا و آخرت را در سایه بى خبرى و جهل از اسرار هستى مى داند، آن جا که رسول اکرم (صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «خیرُ الدّنیا و الآخرةِ مع العلمِ و شرُّ الدّنیا و الآخرةِ مع الجهلِ.»4
اسلام طلب علم را بر هر زن و مردى واجب مى داند و این منحصر به علوم دینى نیست، بلکه کسب تخصص در همه رشته هاى مورد نیاز را واجب کفایى مى شمارد; همانند علم پزشکى. این در حالى است که دولت هاى استعمارى که اینک دم از آزادى اطلاعات و افکار مى زنند، تلاش داشته اند تا همواره مردم کشورهاى تحت استعمار را از حقایق و اطلاعات محروم نمایند، و امروزه هم اطلاعات نادرست را با شگردهاى گوناگون به آن ها تزریق مى کنند. با وجود آن که در کشورهاى پیشرفته، یک تا چهار درصد جمعیت بالاتر از ده سال بى سوادند، آمار بى سوادان کشورهاى تحت استعمار بین 80 تا 96 درصد است. پاتریس لومومبا طى نطقى که در جشن استقلال کنگو در حضور پادشاه استعمارگر بلژیک ایراد کرد، گفت: در سراسر مملکت ما، تعداد تحصیل کرده ها از 200 نفر تجاوز نمى کند و براى هر پنجاه هزار نفر یک دکتر نداریم. هنوز در سراسر کنگوى چهارده میلیون نفرى، یک طبیب یا یک مهندس سیاه پوست ـ که مردم اصلى کنگو هستند ـ وجود ندارد. در آنگولا ـ مستعمره پرتغال ـ که چهارمیلیون و نیم نفر جمعیت دارد، فقط 750 نفر، آن هم با برنامه قرون وسطایى مشغول تحصیل هستند و در مدت 350 سال دوره استعمار، فقط 4 نفر آنگولایى توانسته اند خود را به دانشگاه برسانند و تازه این ها هم خود محروم شده اند.
پیش از آن که، الجزایر به چنگال فرانسه بیفتد، به اعتراف ژنرال فاتح آن کشور، تقریباً تمام مردم الجزایر سواد خواندن و نوشتن داشتند، ولى بر اثر فجایع استعمار و مبارزه با آزادى فکرى مردم، در سال 1887 م.، طبق آمار رسمى دولتى، از پانصدهزار الجزایرى که در سن تحصیل بوده اند، فقط 963 نفر مشغول تحصیل بوده، آن هم در مدارس مخصوص فرانسویان. 5
از دیدگاه اسلام، بیان واقعیات مفید به حال بشر، چه در قلمرو مادى و چه در قلمرو معنوى، نه تنها آزاد است، بلکه کسى که از واقعیات و حقایق اطلاعى داشته باشد و قدرت بیان و تبلیغ آن ها را در خود احساس کند و با این حال ساکت بماند و مردم را از دریافت آن حقایق و واقعیات محروم سازد، مجرم است و هم در این دنیا و هم در آخرت مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. 6
خداوند متعال بهترین ارمغان را براى بندگانى مى داند که اقوال و افکار مختلف را شنیده، بهترین آن ها را انتخاب مى کنند. 7 اما سؤال مهم این است که آیا با تکیه به اصل آزادى بیان و نشر اطلاعات و افکار، مى توان هر چیزى را که دلخواه باشد، خواه دروغ و مضر و خواه صحیح و سودمند و به هر شکلى، بیان نمود؟
اگر اعتلاى فکر بشر به حدى رسیده بود که هم بیان کننده غیر از حق و واقعیات ابراز نمى کرد و هم مخاطب از اطلاعات کافى برخوردار بود، هیچ مشکلى در آزادى بیان به طور مطلق وجود نداشت. ولى آیا اکنون چنین است؟
واقعیت آن است که همه افکار، حق و صحیح نیست; همه اطلاعات، درست نیست. عقاید و افکار باطل که در واقع، نوعى مرض فکرى به شمار مى رود، فراوان است. امراض فکرى و عقیدتى بسیار مهم تر و خطرناک تر از بیمارى هاى جسمانى است و زمانى که عقل، انتشار امراض جسمانى را در اجتماع تجویز نمى کند، سزاوار است که در انتشار امراض روانى نیز مسامحه نکند و آن ها را تجویز ننماید.
از سوى دیگر، همه اطلاعات صحیح نیز براى همه کس و در همه شرایط مفید نیست; همچون شمشیرى است دو دَم که احیاناً اگر در دست زنگىِ مست قرار گیرد دمار از روزگار افراد بشر درخواهد آورد.
بنابراین، طرح مسأله «آزادى فکر و بیان» حربه اى است براى عرضه هرگونه فکر و اندیشه، آن هم با شگردهاى خاص. علاّمه محمدتقى جعفرى در این زمینه مى گوید: «در یکى از جملات آموزنده اى که از مشهورترین دانشمندان قرن اخیر در خاطر دارم، چنین آمده است: «معمولاً آزادى بیان و تبلیغ، در طول تاریخ، موقعى مورد شدیدترین دفاع قرار گرفته است که جمعى مى خواستند عقاید خود را مطرح سازند و آن را بقبولانند.»8
بدون شک، انقلاب در «عملیات با اطلاعات» یکى از ویژگى هاى مهم عصر حاضر به شمار مى آید که در به وجود آوردن وضعیت آینده، نقش مهمى ایفا مى کند. اکنون از یک سو، جمع آورى، آماده سازى و در دسترس قرار دادن اطلاعات، بسیار متحول شده و از سوى دیگر، در جایى که اطلاعات وجود دارد، در تصمیم گیرى براى عمل مؤثر است، چه در رفتار فردى و چه جمعى. همین رفتار است که جوامع را به رشد و یا به نابودى مى کشاند و مبناى سعادت و شقاوت قرار مى گیرد.
آزادى اندیشه از مختصات اسلام بوده و دلیل آن صدها آیه از قرآن مبنى بر دستور به تفکر و تعقل است. به قول مولوى:
«جان نباشد جز خبر در آزمون هر که را افزون خبر، جانش فزون
اقتضاى جان چو اى دل، آگهى است هر که آگه تر بود جانش قوى است
جان ما از جان حیوان بیش تر از چه رو، زان کو فزون دارد خبر»9
اما، باید توجه داشت که آلودگى هاى اطلاعاتى به مراتب از آلودگى هاى زیست محیطى خطرناک تر است و انتشار این آلودگى نیز از راه هاى بسیار زیرکانه و از روى قصد و عمد به منظور خاصى از سوى افراد و شرکت هاى متخصص با شگردهاى گوناگون صورت مى گیرد.
گاندى مى گوید: «من دلم مى خواهد که از پنجره خانه من، تمام فرهنگ ها مانند نسیم به داخل خانه بوزد، ولى اگر آن نسیم به طوفانى تبدیل شود که بخواهد مرا جاکن کند، تمام پنجره ها را خواهم بست.»10

2ـ تبلیغات

تعریف «تبلیغات»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ و ساعت 0:5 |

ماهواره یکی از پدیده‌های ارتباط جمعی است که حتی پیش از پیدایش، هراس و نگرانی‌های گسترده‌ای را در بین جوامع و خاصه اندیشوران پدید آورد، تا جایی که بسیاری از صاحب‌نظران علم ارتباطات این وسیله را ابزاری در جهت توسعه امپریالیسم و نفوذ جهنمی آن در دیگر سرزمین‌ها برای استیلای رسانه‌ای و تاثیر بر افکار عمومی جهانیان بر شمرده‌اند.
یقینا این مطلب سخن بیراهی نیست اگر در نظر داشته باشیم که نظام سلطه‌ جهانی از دیرباز با تغییر چهره همواره کوشیده است تا با رنگ و لعابی تازه و دیگرگون، سایه شوم و سیاه خود را بر سر ملل دیگر بیفکند و با موجه جلوه دادن خویش و انتقال بحران به جوامع دیگر نیات پلید خود را عملی سازد. رشدآگاهی‌های ملل تحت ستم، پیدایش نهضت‌های رهایی بخش، به وجود آمدن انقلاب‌های مردمی که منجر به مقابله‌های خونین و آشکار با جهانخواران شد و عدم کارآیی میلیتاریسم را به اثبات رساند و لذا نظام استکباری که حیات نحس خود را در خطر می‌دید چاره‌ای جز توسل به شیوه‌های مخفی و مزورانه نمی‌دید. از این رو به تدریج در گوشه و کنار جهان شیوه‌های خشن و نظامیگری جای خود را به روش‌هایی بخشید که از آن با عنوان استعمار نوین یاد می‌شود. این استراتژی که از قرن بیستم به شکل هدفمند و سیستماتیک بنای کار قدرت‌های چپاولگر و زورگو قرار گرفت هدف اصلی و اساسی خود را بر حمله به فرهنگ و بنیان‌های اعتقادی و اخلاقی جوامع استوار کرد و با نشانه گرفتن باورهای عمیق و اصیل جوامع، بر جایگزین کردن فرهنگی منحط و پوشالی و تهی کردن جوامع از باورهای راستین و هجوم به هویت غنی اقوام و ملل همت گماشت.
در این راستا همواره نظام سلطه جهانی کوشیده است تا با سرمایه‌گذاری‌های گزاف از پیشرفت‌های تکنولوژی در زمینه وسایل ارتباط جمعی حداکثر بهره‌برداری را نموده و با ایجاد بنگاه‌ها و موسسات رسانه‌ای روز به روز امپراتوری رسانه‌ای خویش را که براساس انحصار و جریانی یک سویه استوار است گسترش دهد. به همین لحاظ هیچ یک از وسایل ارتباط جمعی را نمی‌توان سراغ گرفت که از دستبرد و سوءاستفاده سلطه‌گران در امان مانده باشد و به واقع هر کدام از این رسانه‌ها در برهه‌هایی از زمان نقش سربازان نامرئی و گاه بدون اونیفورم غرب را در یورش به ملل دیگر عهده‌دار بوده‌اند و این نبرد مذبوحانه سال های سال است که به طور شبانه‌روزی در جریان است و دامنه آن هر لحظه گسترده‌تر و مخرب‌تر شده است. چنان که درحال حاضر صدها و هزاران منبع با نام‌های گوناگون و فریبنده در سرتاسر جهان به اغواگری و ایجاد شک و شبهه در بین ملت‌ها مشغولند.
قدرت‌های سلطه‌گر در حالی به تجاوزگری نامرئی و ویرانگر خود از طریق وسایل ارتباط جمعی ادامه می‌دهند که پیامدهای زیانبار آن در جوامع شکل مشهودی به خود گرفته است و مقابله با آن به سرعت و سهولت میسر نیست.
ماهواره از آنجا که وسیله‌ای در دسترس بود و روش استفاده از آن آسانتر است در شمار یکی از پرمخاطب‌ترین رسانه‌هایی است که به سبب جذابیت‌های خاصش کاربران فراوانی را در اقصی نقاط جهان به خویش جلب کرده است.
این پدیده با امکان پخش برنامه‌های متعدد و متنوع هم اکنون آیینه تمام نمایی از نمایش خیر و شر است و این فرصت را مهیا کرده است تا اندیشه‌ها و فرهنگ‌های گوناگون در آن تجلی یابد. اما بر سر این نکته که آنان که بر سر این سفره گسترده می‌نشینند تا چه اندازه از خوان و فرصت فراهم آمده بهره مطلوب می‌برند، سخن بسیار است. خصوصا این نگرانی درباره جوانان و نوجوانان به لحاظ حساسیتی که نسبت به اقتضای طبیعت و موقعیتشان درحال حاضر وجود دارد و ‌آینده هر اجتماعی را تشکیل می‌دهد بسیار افزونتر است.
امروز ماهواره واقعیتی است که آن را باید با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش پذیرفت و گام نخست در کاهش عوارض زیانبار و مقابله با آثار سوء این پدیده در برخورد و نگرش واقع بینانه و اصولی نسبت به آن نهفته است. چنان که تجربه ثابت کرده است نفی یا نادیده‌انگاشتن یک پدیده هیچ‌گونه کمکی به حل یا تخفیف معضلات نخواهد کرد، بلکه با از دست دادن عامل زمان، شرایط وخیم‌تر و خسارات افزونتری را به دنبال خواهد داشت. عمده مخاطبان ماهواره را غالبا عامه مردم تشکیل می‌دهند و رقیب این رسانه، رادیو و تلویزیون‌های محلی و بومی است که با پیدایش و به صحنه آمدن چنین رقیبی، اینک مبارزه و رقابت سخت و نفسگیری را در پیش رو دارند. اطلاع رسانی صحیح، سریع، به موقع و مشروح، خلاقیت و نوآوری در ارائه مفاهیم و برنامه‌ها، استفاده از مجریان آگاه، ‌خوش‌بیان و تاثیرگذار، تهیه برنامه‌های جذاب، سودمند و مفرح، نظرسنجی‌های هوشمندانه از مخاطبان و به کار بستن نظرات آنان در تولید برنامه‌ها، طرح صادقانه مسائل و موضوعات و اجتناب‌ از موضع‌گیری‌های یک سویه و جانبدارانه، تاکید بر وحدت ملی و دعوت به حفظ یک پارچگی برای ترقی و پیشرفت کشور استفاده از نمادهای مورد احترام عموم در طراحی صحنه، پرهیز از شعارزدگی و سطحی‌نگری، تلاش در جهت حضور پررنگ‌تر اصحاب اندیشه و ادب و هنر که اعتبارآفرین هستند و... می‌تواند نقش مفید و موثری در جلب نظر‌ مخاطبان و در نتیجه کاهش مراجعه به شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه ایفا نماید.

منبع:باشگاه اندیشه

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۹ و ساعت 0:55 |

شكاف ديجيتالي كاملا بارزی بين والدين و كودكان باهوش و زرنگ سايبري "cyber-savvy" بوجود آمده است.

آيا مي دانيد، كودكان شما براي كار كردن با اينترنت چقدر وقت مي گذارند؟
مطالعات اخير حاكي از آن است كه اكثر والدين مدت زمان فعاليت كودكانشان را در اينترنت بسيار ناچيز و حتي دست كم گرفته اند.

براساس گزارش مزكز تحقيقات رسانه‌ها در ايالات متحده، اكثر والدين ميزان فعاليت اينترنتي كودكان خود را حدود 2 ساعت در ماه اعلائم كرده‌اند.

در حاليكه واقعيت غير اين است. نتايج تحقيقات، ميزان فعاليت هاي اينترنتي كودكان و نوجوانان را بيش از 20 ساعت نشان داده است. باور كردني نيست. ولي واقعيت دارد، آنها ساعت ها در وب و سايت هاي اينترنتي گشت مي‌زنند و يا بازي آنلاين مي‌كنند.

حدود 41 درصد از نوجوانان ايالات متحده ‌گفته‌اند؛ والدينشان هيج اطلاعي از فعاليت هاي آنلاين آنها ندارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه ششم اسفند ۱۳۸۸ و ساعت 19:6 |
کتب زیر را پس از ذخیره در تلفن همراه خود می توانید در اوقات مختلف روز مطالعه کنید

ادبی

عنوان كتاب

نويسنده / مترجم

موضوع

 

24 ساعت در خواب و بيداري

بهرنگي

 

دانلود

سيصد جمله

امير همداني

سخنان قصار

دانلود

داستانهاي شاهنامه

فردوسي

 

دانلود

آدم مغرور

آنتوان چخوف

 

دانلود

آدم كش ها

ارنست همينگ وي

 

دانلود

آقاي مهدوي

ساقي قهرمان

 

دانلود

آقاي نويسنده تازه كار است

بهرام صادقي

 

دانلود

آهستگي

ميلان كوندرا

 

دانلود

مزرعه حيوانات

جورج اورول

 

دانلود

عروسي

ساقي قهرمان

 

دانلود

آشفته حالان بيدار بخت

غلامحسين ساعدي

 

دانلود

آينه شكسته

صادق هدايت

 

دانلود

بچه تخص

آنتوان چخوف

 

دانلود

به اقتضاي زمان

آنتوان چخوف

 

دانلود

بيگانه

آلبر كامو

 

دانلود

بي عرضه

آنتوان چخوف

 

دانلود

بيرون افتاده

ساموئل بكت

 

دانلود

بن بست

صادق هدايت

 

دانلود

بود و نبود

ساقي قهرمان

 

دانلود

بوقلمون صفت

آنتوان چخوف

 

دانلود

چاق و لاغر

آنتوان چخوف

 

دانلود

چنگال

صادق هدايت

 

دانلود

در بهار

آنتوان چخوف

 

دانلود

در اين شماره

بهرام صادقي

 

دانلود

در پستخانه

آنتوان چخوف

 

دانلود

داش اكل

صادق هدايت

 

دانلود

دست نوشته هاي يك كودك فهيم

آرشام مرتضوي

 

دانلود

داستانهاي كوتاه ازنويسندگان  گمنام

 

 

دانلود

داستانهاي  آنتوان چخوف

آنتوان چخوف

 

دانلود

مجموعه اشعار نظام آبادي

محمد نظام آبادي

 

دانلود

ديوار

آنتوان چخوف

 

دانلود

ديوار نگاه

خوليو كورتاسار

 

دانلود

دزد نامه

محمد جواد قدير

 

دانلود

نقل از خاطرات يك دوشيزه

آنتوان چخوف

 

دانلود

انتقام زن

آنتوان چخوف

 

دانلود

فارسي شكر است

محمد علي جمال زاده

 

دانلود

فيل ها و پشه ها

قلي خياط

 

دانلود

گدا

غلامحسين ساعدي

 

دانلود

غير منتظر

بهرام صادقي

 

دانلود

ما گلهاي خندانيم

ساقي قهرمان

 

دانلود

گناه كار شهر تولدو

آنتوان چخوف

 

دانلود

گذشته

ساقي قهرمان

 

دانلود

گلستان سعدي

سعدي

 

دانلود

ها ....

ساقي قهرمان

 

دانلود

سراسر حادثه

بهرام صادقي

 

دانلود

همزيستي

ساقي قهرمان

 

دانلود

هديه

اسپنسر

 

دانلود

در اتاق هاي يك هتل

آنتوان چخوف

 

دانلود

هري پاتر و يادگارهاي مرگ

علي نيا

 

دانلود

از خاطرات يك ايده آليست

آنتوان چخوف

 

دانلود

روبات خواب مي بيند

آيزاك آسيموف

 

دانلود

 
علوم مختلف
 

عنوان كتاب

نويسنده / مترجم

موضوع

دانلود

هفت پند

بيل گيتس

 

دانلود

آداب رفتار با دختران

 

 

دانلود

درسهايي از آنتوني رابينز

آنتوني رابينز

 

دانلود

كليات تعبير خواب

دانيال و ابن سيرين

 

دانلود

مديريت زمان

دكتر لوويس

 

دانلود

بازنگري هولوكاست

 

 

دانلود

نحوه درست مطالعه كردن

 

 

دانلود

مقابله با استرس

 

 

دانلود

تمركز حواس

مراقي

 

دانلود

ناگفته هاي زناشويي

 

 

دانلود

عكاسي از افراد خانواده

محسن اكبري

 

دانلود

چگونه عكس خوب بگيريم

محسن اكبري

 

دانلود

قورباغه را قورت بده

برایان تریسی

روانشناسی

دانلود

شگفتیهای درمان با گیاهان دارویی

مجید حاتمی

پزشکی

دانلود

انواع روشهای پیشگیری از بارداری

مرکز بهداشت شماره سه مشهد

پزشکی و بهداشتی

دانلود

اهمیت تفکر در زندگی

 

روانشناسی

دانلود

انسان در جستجوی معنی

ویکتور فرانکل

روانشناسی

دانلود

کیهان شناسی

 

نجوم

دانلود

روانشناسی بالینی

 

روانشناسی

دانلود

انگیزش و هیجان

 

روانشناسی

دانلود

حکایت دولت فرزانگی

مارک فیشر

روانشناسی

دانلود

دروغ بزرگ

 

درباره 11 سپتامبر

دانلود

چه كسي پنير مرا جابجا كرد ؟

 

روانشناسی

دانلود

دنياي بي جواب

امير صالحي مقدم

 

دانلود

تحليلي بر پيشگويي هاي نوسترآداموس

 

 

دانلود

راز داوينچي

دن براون

 

دانلود

يوفوها

اميرصالحي مقدم

اجسام پرنده ناشناخته

دانلود

 راههای کسب درآمد از اینترنت

 یعقوبی

 

 دانلود

 

 
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۸۷ و ساعت 20:40 |

نظريه علوم اجتماعي تفسيري

اين نظريه که در نقطه مقابل نظريه اثبات گرايي «اگوست کنت» و «دورکهايم» قرار دارد به جاي اين که توجهش به عوامل خارجي معطوف باشد بر عوامل داخلي و نيروهايي که فرد را از درون به تحرک وا مي دارد تمرکز دارد اين ديدگاه بر قرائت جزئيات و آزمون متون تأکيد دارد. متن هايي که مي توانند مکالمه، کلمات نوشتاري يا تصاوير باشند هدف از قرائت متن ها کشف معاوني و محتواي نهفته در متن است.

بر مبناي اين ديدگاه که ريشه هاي آن در آثار «ماکس وبر» (ديدگاه تفهمي وبر) جامعه شناس آلماني بايد جست و جو کرد، افراد تجارب ذهني خود را از طريق متون انتقال مي دهند (متن هاي پيام کوتاه) و بررسي دقيق چنين متوني درخصوص احساسات و انگيزه هاي دروني فرد مهم مي باشد.

محققاني که پيرو اين مکتب هستند،غالباً از روش مشاهده مشارکتي يا ميداني استفاده مي نمايند. در اين شيوه محقق بايد شخصاً ساعات طولاني را در ارتباط مستقيم شخص با آن هايي که مورد مطالعه اند سپري کند محقق دست نوشته هاي مکالمات را تحليل مي کنند يا فيلم هاي تصويري گرفته شده از رفتار را با جزئيات بسيار زياد مورد بررسي قرار مي دهند و به تحليل ارتباطات کلامي و غيرکلامي بين افراد تحت بررسي مي پردازند (هر چند اين اطلاعات که با روش تحقيقات کيفي به دست آمده اند کلي بوده و به دشواري در قالب اعداد و ارقام تعريف مي شوند)

در اين ديدگاه به جاي بررسي صرف رفتارهاي بيروني و قابل مشاهده مردم «کنش اجتماعي معنادار» بررسي مي شود ضمن اين که منظور از «کنش اجتماعي معنادار» علمي است که مردم به آن معناي ذهني الصاق مي کنند يعني مناسبتي با هدف يا نيت (گونتر، 1384:19) بر اساس اين ديدگاه مي توان با تحليل و تفسير متون نوشته شده از جمله متون پيام هاي کوتاه به شناخت ، انديشه و امور مهم ذهني ارسال کنندگان و بعضاً دريافت کنندگان پيام هاي کوتاه دست يافت.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۶ و ساعت 9:41 |

نظريه مسووليت اجتماعي رسانه ها

 

    « يكي از مشهورترين طبقه بندي نظام هاي مطبوعاتي ( رسانه‌‏ها ) در جهان توسط " سيبرت" و همكاران او در سال 1956 منتشر شد.

 اين نظريه به اين نكته توجه دارد كه رسانه هاي همگاني در همان حال كه وظايف اطلاع‌‏رساني , تفريحي و آموزش را انجام مي‌‏دهند در عين حال مسووليت دارند كه همه رخدادها, كشمكش‌‏ها و نظريات مطرح شده در جامعه را بدون دخل و تصرف منعكس كرده و درباره آنها گفتگو كنند.

 نظريه مسووليت اجتماعي معتقد است كه هر فردي كه مطلب مهمي را براي گفتن دارد بايد به او اجازه داده شود كه مطالب مورد نظر خويش را مطرح سازد و اگر رسانه‌‏ها اصل بي طرفي را رعايت نكنند و به تعهدات خود در اين زمينه عمل نكنند, بايد آنها را به نحوي وادار به انجام اين كار كرد .

 بر اساس اين نظريه , رسانه ها توسط افكار عمومي جامعه , اقدامات مصرف كنندگان , اخلاق حرفه اي و در مورد رسانه هاي الكترونيك , توسط سازمان‌‏هاي بازرسي كه تحت نظارت دولت هستند كنترل مي شوند .

 در حال حاضر عده‌اي از كارشناسان بر اين نكته باورند كه با ظهور تكنولوژي‌‏هاي جديد , كانال‌‏هاي كافي براي هر يك از گروه‌‏ها و اجتماعات انساني در دسترس همگان قرار دارد و همه مي تواند به روش هاي گوناگون نظريات خويش را مطرح سازند و اين مساله , نظارت و تنظيم كار رسانه ها را توسط دولت غير ضروري مي‌‏سازد .

 به طور كلي , در نظريه مسووليت اجتماعي سعي شده است ميان سه اصل آزادي فردي, آزادي رسانه ها و تعهدات رسانه ها نسبت به جامعه نوعي هماهنگي به وجود آيد .

 "مهدي محسنيان راد", محقق علوم ارتباطات در مورد اين نظريه مي گويد‌‏: نظريه مسووليت اجتماعي اگر چه مالكيت خصوصي رسانه‌‏ها را كاملا مشروع مي داند، اما معتقد است كه پيام آفرينان مطبوعات , پيش از مسووليت در قبال سهامداران رسانه‌‏ها با مخاطبان در قبال جامعه مسووليت دارند» .( خبرگزاري کارايران ،1385)

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۶ و ساعت 11:48 |

نظريه تعادل

يکي ديگر از نظريه هايي که باتوجه به آن اقدام يک «فرستنده» براي ارسال پيام کوتاه SM را مي توان تحليل کرد «نظريه تعادل»(Balance Theory) است. اين نظريه در سالهاي اخير در روانشناسي و علوم رفتاري خيلي مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.

«نظريه تعادل» توسط «هايدر» (Heider) مطرح شد هايدر بر اين باور است که هر انساني قوياً محتاج يک تعادل رواني است انسان ها مي خواهند که باورها، نگرش ها و ارزش هاي آن ها با ديگران سازگار بوده و با آن ها منطبق باشند. آنها مي کوشند که با ديگران از نظر رفتاري در وضعيت تعادل(Balance) قرار گيرند. زماني که اين تعادل وجود ندارد آنان مي کشوند که آن را پديد آورند (اقدام براي ارسال کوتاه يا SM براي جلب نظر مخاطب و مجاب کردن مخاطب در مورد ذهنيت خود يا اطلاع دادن در مورد مجاب شدن خود درباره ذهنيت ديگران) اين آرزوي تعادل ما را بر آن مي دارد که در مورد شخصي که او را دوست مي داريم انتظار داشته باشيم که باورهاي خود را با ما انطباق داده و هم چون ما شود .به هر حال به نظر مي رسد يکي از دلايلي که باعث مي شود تا «فرستنده»با صرف هزينه هاي متعدد و متفاوت براي ديگران پيام کوتاه (sm) ارسال کند، بالانس عاطفي، اعتقادي و فکري باتوجه به نظريه «تعادل» باشد.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه پانزدهم دی ۱۳۸۶ و ساعت 11:35 |

بازي هاي "رايانه" اي همواره چالش برانگيز بوده‌اند و يكي از دلايل آن گستره وسيعي است كه اين بازي‌ها به آن مي‌پردازند، مقوله‌هايي چون خشونت، نژادپرستي، تبليغات غيرمجاز براي مصرف داروهاي اعتيادآور و ترويج فرهنگ استفاده از واژگان نامناسب و غير متعارف برخي از اين موارد است .
همانقدر كه دامنه بازي هاي رايانه اي گسترده و متنوع است ، منتقدان اين بازي‌ها نيز متفاوت هستند، از والدين گرفته تا سياستمداران، گروه‌ها و جوامع مذهبي، بسياري از نهادهاي اجتماعي و حتي قانون‌گذاران بسياري از كشورها در زمره مخالفان و منتقدان اين بازي‌ها قراردارند و راهكارهايي براي سروسامان دادن به آنها ارائه كرده اند.

"چين "از جمله كشورهايي است كه براي مبارزه با اين مشكل، راهكارهاي گوناگوني را بكارگرفته است.

از آنجا كه تقريبا تمامي بازي هاي "آنلاين رايانه "اي با جنك و كشتار همراه است اخيرا در اين كشور يك بازي رايانه اي به نام "جنگنده فساد ناپذير" به بازار عرضه شده است. در اين بازي برخلاف ساير بازي ها، به جاي اين كه جنك و كشتن انسانها ترغيب شود، به مبارزه‌كنندگان با افراد فاسد و تبهكار، امتياز داده مي‌شود.

بازي بگونه اي طراحي شده است كه با مجازات مقام هاي فاسد و ياري رساندن به افراد شريف و درست كار ، امتياز كسب مي‌شود.

در اين بازي افراد بايد با ارتشا، فساد و قتل مبارزه و براي ساختن دنياي عاري از فساد و تبهكاري تلاش كنند. وجه تمايز اين بازي با ساير بازي ها اين است كه مهارت هاي جنگي و اتش باري بي‌شمار سلاح هاي جنگي ملاك برد و باخت محسوب نمي‌شود، بلكه امانت داري و رعايت اخلاقيات است كه ملاك قهرماني است.

اين بازي در ‪ ۲۵‬ژوئيه ‪ ۳ ) ۲۰۰۷‬مرداد ماه سال جاري ) براي نخستين بار عرضه شد و در همان هفته اول بيش از ‪ ۷‬هزار نسخه آن به فروش رفت.

برخلاف تصور عامه مردم، كارشناسان اعتقاد دارند براي اين كه بتوان به طور كلي خشونت و خونريزي را از عرصه بازي هاي رايانه اي از بين برد، بايد يك بررسي دقيق و همه جانبه صورت گيرد و سپس با متخلفان و مروجان اين قبيل مسايل به شدت برخورد قانوني شود.

"يانك ژيانك " جامعه شناس آكادمي علوم اجتماعي استان "ژين جيانك " چين مي گويد: مقام هاي دولتي و دست اندركاران حكومتي مي‌بايست در كنار برخورد قانوني با متخلفان اقدام به آموزش و فعاليت هاي فرهنگي در زمينه ترويج و توسعه نرم افزارهايي بكنند كه در آن خشونت و جنك تبليغ نمي‌شود.

"كائو لين " مسوول سايت‪ ""cn.org. china‬مي‌گويد براي اين كه بتوان با قشر جوان و نوجوان ارتباط برقرار كرد بهتر است كه مسايل فرهنگي و اخلاقي در قالب بازي هاي رايانه اي ترويج شود.

وي مي‌افزايد: جوانان و نوجوانان از اين طريق حرف شنوي بيشتري دارند تا اين كه مقام‌ها و مسوولان مملكتي موضوعي را به صورت پند و اندرز و نصيحت به آنها گوشزد كنند.

از طرف ديگر نيز با توجه به تاثيرات قابل ملاحظه بازي هاي رايانه اي بر شخصيت و حالات افراد، شركت هاي طراحي‌كننده و سازنده اين قبيل بازي ها در چين تصميم گرفته‌اند كه شخصيت هاي مهم و اصلي رايانه اي را تغيير دهند.

شركت هاي طراحي و ساخت بازي هاي رايانه اي چين در توافق نامه اي اعلام كردند از اين پس شخصيت‌ها و افراد اصلي در بازي هاي رايانه اي و اينترنتي اين كشور تغيير خواهند كرد تا مردم به واسطه آن كمتر تاثير بپذيرند.

شركت هاي رايانه اي چين بر اين باورند كه با به وجود آوردن شخصيت هاي كاذب ميان نوجوانان و جوانان ، شناخت قشر جوان و نوجوان اين كشور نسبت به تاريخ حقيقي و كهن خود كم خواهد شد.

در عين حال و در كنار اين اقدامات ، دولت چين قانون جديدي را نيز در اين كشور وضع كرد كه طبق آن ساعت استفاده از بازي هاي آنلاين براي نوجوانان چيني كم خواهد شد.

طبق اين قانون جديد كه به تمام "گيم نت "ها و "كافي نت "ها ابلاغ شده است ، نوجوانان چيني اجازه دارند در طول روز فقط ‪ ۳‬ساعت به بازي آنلاين بپردازند.

در چين همه افراد براي استفاده از خدمات كافي نت‌ها موظف به ارائه كارت شناسايي هستند.

قرار است تمام كافي نت‌ها در چين نرم افزاري را نصب كنند كه پس از گذشت ‪۳‬ ساعت از بازي، براي نوجوانان محدوديت‌هايي در دسترسي به بخش‌ها و گزينه هاي مختلف بازي ايجاد شود به طوري كه به تدريج بازي جذابيت خود را ازدست بدهد و كاربر ديگر تمايلي به ادامه بازي نداشته باشد. اين موضوع سبب مي‌شود كه نوجوان خودبه خود پس از ‪ ۳‬ساعت از بازي دست بكشد.

اين طرح بخشي از طرح ملي مبارزه با "اعتياد اينترنتي" و "اعتياد به بازي هاي آنلاين " در چين است . سازمان دولتي مديريت چاپ و نشر چين كه متولي اين طرح است، آن را به منظور استفاده بهينه از اينترنت مي‌داند و اجراي آن را ضروري عنوان كرده است.

از بين ‪ ۱۱۱‬ميليون كاربر اينترنت در چين ، ‪ ۳۰‬ميليون نفر حرفه اي در بازي هاي آنلاين و اينترنتي هستند كه از اين تعداد حداقل ده درصد زير ‪۱۸‬ سال سن دارند.

موضوع بازي هاي رايانه اي و به خصوص بازي هاي آنلاين كه مشكلات و معضلات جسمي و روحي فراواني را براي قشر نوجوان و جوان چين فراهم آورده از چنان اهميتي برخوردار شده كه موجب شده است دولت چين شگردها و ترفندهاي ديگري نيز در اين زمينه به كار بندد.

برخي مطالعات انجام شده در دانشگاه "ايندياناي " آمريكا نشان مي‌دهد كه بازي هاي رايانه اي، به خصوص بازي هاي از نوع "اكشن " و به اصطلاح "خشن " تاثيرات مخربي بر هوش و حافظه نوجوانان دارد.

اين پژوهش بين ‪ ۴۴‬نوجوان ‪ ۱۳‬تا ‪ ۱۷‬ساله كه بازي هاي رايانه اي آنلاين انجام مي‌دادند،صورت گرفت.در اين بررسي هركدام از بچه‌ها حداقل ‪ ۳۰‬دقيقه به طور آنلاين بازي كردند. يك گروه با بازي هاي معمولي سرگرم شدند و گروه ديگر با بازي هاي اكشن سرگرم بودند.

نتايج بررسي‌ها نشان داد كه در هر دو گروه تغييراتي در سيستم عصبي بوجود آمد، اما اين تغييرات در گروهي كه بازي هاي خشن كرده بودند، شديدتر بود.

بررسي مغز اين نوجوانان نشان داد ناحيه "آميگدال" كه مسئول بروز واكنش هاي هيجاني است، فعال تر شده و در مقابل ناحيه "پره فرونتال " مغز كه در تمركز، قضاوت و كنترل فردي انسان دخالت دارد، فعاليت كمتري پيدا كرده بود.

بررسي رفتارهاي اين كودكان بعد از بازي نيز تاييدكننده همين روند تغييرات در كوتاه مدت بود. آنها تحريك پذيرتر و حواس پرت تر شده بودند و قدرت تمركزشان كم شده بود.

برپايه نتايج اين پژوهش‌ها بود كه دولت چين اعلام كرد به منظور حفظ و تامين سلامت جسم و روان جسمي نوجوانان و جوانان، مدت زمان بازي هاي رايانه اي آن لاين را به سه ساعت در روز محدود مي‌سازد.

در صورت تخلف از اين دستورات، كاربر ممكن است به مدت طولاني از بازي كردن محروم شود. در برخي موارد "آي پي " كاربر متخلف توسط شركت ارايه‌دهنده خدمات لغو مي‌شود.

ارائه‌دهندگان خدمات اينترنتي چاره اي جز تبعيت از اين ضوابط ندارند، زيرا براي ادامه فعاليت خود به مجوز دولت نياز دارند ، كاربران نيز ناچار به رعايت اين ضوابط هستند زيرا اغلب فاقد رايانه شخصي هستند و ناچار به استفاده از كافي نت‌ها مي‌باشند.

دولت چين در همين حال قصد دارد به منظور توسعه صنايع مرتبط با بازي هاي رايانه اي بين يك تا دو ميليارد " يوآن" در اين صنعت سرمايه گذاري كند.

(هر دلار برابر با ‪ ۸/۳‬يوآن است .)
دولت چين هم چنين كميته اي براي نظارت بر بازي هاي رايانه اي وارداتي تشكيل داده تا مواردي را كه نامناسب تشخيص داده مي‌شود از اين بازي ها حذف كند.

عمده استفاده‌كنندگان از بازي هاي رايانه اي در چين بين ‪ ۷‬تا ‪ ۳۴‬سال سن دارند و اغلب مرد هستند.

 منبع:خبرگزاري جمهوري اسلامي

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در چهارشنبه دوم آبان ۱۳۸۶ و ساعت 17:16 |
* رسانه‌ها و تكنولوژيهاي جديد ارتباطي چه تاثيري در نگرش و ارزشهاي جوانان دارند؟

جوانان در استفاده از رسانه‌هاي نو پيشگام هستند و جوانان اين مزيت نسبي را دارند كه سريعتر ياد مي‌گيرند و فعالترند و در استفاده از رسانه‌ها ابتكار و نوآوري هم نشان مي‌دهند. از طرفي رسانه‌ها به عنوان يك پديده تكنولوژيك و اجتماعي و ارمغاني از جامعه جديد، اثرات ويژه‌اي روي جوانها دارند. بخشي از اين تاثير به ذات و ويژگيهاي دوره جواني و گذار از دور نوجوانی مربوط است. بخشي نيز مرتبط با ملاحظاتي است كه در سطح اقتصادي، سياسي، فرهنگي يا تركيب آنها از قبيل اقتصاد سياسي، اقتصاد فرهنگي و اقتصاد اخلاقي و كلا «مصرف» مطرح است. وجه ملموس آن به مصرف رسانه‌هاي نو يا مصرف تكنولوژيك بر مي‌گردد. جوانها در مصرف رسانه‌ها گاهي عطش، نياز يا وسواس دارند که اين نياز هم سخت افزاري است و هم نرم افزاري. به همين علت، با مصرف انبوه و توليد انبوه سبك و مد و ميل به ايجاد نياز جديد و ميل به ترويج مد مواجهيم.

البته تاثيرات رسانه‌ها را مي‌توان از وجه سياسي ـ فرهنگي هم در نظر گرفت. استفاده از رسانه‌ها گرچه استفاده فرهنگي است ولي در عين حال فرهنگ را بايد در متن قدرت و روابط سياسي جامعه هم ديد و به همين خاطر اهميت سياسي هم پيدا مي‌كند. به هر حال، اهميت رسانه‌ها از منظر اقتصادي، سياسي و فرهنگي محسوس است و گسترش آنها مجالي را براي تنوع و تكثر در ارزشها و هنجارها در اختيار افراد قرار مي‌دهد و تا حدي مكانيزم‌هاي كنترلي كه در عرصه عمومي ممكن است محدوديت ايجاد كند رخت برمي‌بندد.

از منظر اخلاق (اخلاق عمومي و اخلاق رسانه‌اي و اخلاق اجتماعي) هم مي‌توان به رواج رسانه‌ها نگاه كرد و تاثيرگذاري آنها را بر گروه‌های جوان بررسي نمود. از اين منظر رسانه را ذاتا ابزاري خنثي نمي‌دانند و معتقدند که تكنولوژي در بطن خود ويژگيهايي دارد كه به كاربر خود انتقال مي‌دهد و به نظر مي‌رسد كه اكثر رسانه‌هاي نو اين ظرفيت را در سطح بالا دارند و جوانان از اين پتانسيل بيشترين اثر را مي‌پذيرند.

 

* جامعه اطلاعاتي چه ويژگيهايي دارد و جوانان چه وضعي در اين جامعه دارند؟

به ويژگيهای كلاسيك و استاندارد جامعه اطلاعاتي در متنها اشاره شده است. منابع جامعه اطلاعاتي اثراتی بر كميت و كيفيت ارتباطات (ارتباطات در مفهوم كلي) برجا مي‌گذارند. منظور از كميت، جنس و زمان و ميزان اطلاعات است و اساسا چنين حجمي از اطلاعات چه در شيوه مصرف و چه در شيوه مبادله و شيوه برقراري، ارتباط متناسب با خود را طلب مي‌كند. بنابراين جامعه اطلاعاتي معرف جامعه‌اي است كه در آن كميت و كيفيت ارتباطات و تعاملات كنشگران اجتماعي (با هم و با جامعه) دچار تغييرات اساسي مي‌شود که اين امر هم به دليل برد رسانه‌ها، هم سرعت انتقال پيام و هم به واسطه كيفيت ارتباط و تعامل كنشگر و مصرف‌كننده و كاربر با رسانه روی می‌دهد. همه اينها شرايطي را ايجاد كرده‌اند كه پيش از اين ميسر نبود. اين شرايط سرعت تغييرات را تشديد می‌کند و فرهنگ خاص خود را به همراه می‌آورد و تغييرات متناسب با خود را در ساختار اجتماعي ايجاد می‌کند، به نحوي كه ساختار قبلي را به ساختار سيال‌تر، ديناميك‌تر و پوياتر و فردگرايانه‌تري تبديل كرده است كه نوع نيازها و تمايل و ارتباط كاربران و مشخصا جوانها را با خود تغيير مي‌دهد. جواني كه با رسانه‌هاي نو و پيامهاي متعدد و شبكه‌هاي وب جهاني (چه به صورت تكست، تصوير و صدا) سروكار دارد، ناگزير است شيوه خود را در برخورد و مواجهه با آن اطلاعات تغيير دهد. يك جامعه‌شناس آمريكايي معتقد است كه در اين شرايط يادگيري فرد، موزاييكي مي‌شود. يعنی به جاي اينكه جوان از اطلاعات در عمق آن استفاده كند ناچار است از اين بايتها و سايت‌ها و تكست‌ها داشته باشد و ياد بگيرد که آنها را موازي با هم ببيند و به صورت موردي و بر حسب نياز به آنها رجوع كند. اين چيزي است كه «يادگيري موزاييكي» نام دارد. به اين ترتيب جوان اطلاعات را سريع و سيال مي‌گيرد و سريع و سيال پردازش می‌كند و به اقتضاي موقعيت به استفاده از آن می‌پردازد.

 

* اين نوع يادگيري را بيشتر توضيح دهيد.

در شيوه‌اي از يادگيري كه پيش از رواج رسانه‌هاي نو مطرح بود، فرد در معرض اطلاعات محدودي قرار مي‌گرفت و آن را با عمق و ظرافت و دقت بيشتري بررسي و كندوكاو مي‌كرد. اما تنوع كنوني در اطلاعات، چه در شكل و محتوا و چه در نحوه عرضه آن و چه در فرمت ارايه، يادگيري موزاييكي را ايجاد مي‌كند. در اين يادگيري عملا رفتار گزينشي (انتخاب) با اطلاعات پيشنهاد و ترويج و تجويز مي‌شود كه در مقابل شيوه‌هاي يك‌طرفه و مونولوگ محدود است كه كاربر را به جاي شيوه پهنانگر به شيوه وابسته و مصرف‌كننده سوق مي‌دهد. يادگيري موزاييكي، اختيار و انعطاف‌پذيري را در مقابل كاربر قرار مي‌دهد تا به اقتضاي نياز و اقتضاي ارتباطي كه برقرار مي‌كند از آن استفاده كند.

 

* درجايي مي‌خواندم كه تكنولوژيهاي جديد، رسيدن به سن جواني را سريع‌تر مي‌كنند. نظر شما در اين رابطه چيست؟

من قبول دارم. حال شايد اين تكنولوژيها تنها عامل كاهش سن رسيدن به جواني نباشند و تعيين سهم آنها به طور مستقل در اين فرايند مشكل باشد. اما با اطمينان مي‌توان گفت كه اين فناوريها جوانها را در معرض تجربياتي قرار مي‌دهند كه همه به صورت واقعي به آن دسترسي ندارند و دسترسي و تجربه كردن آن مستلزم شرايط و موقعيتهايي است كه يا زمان مستقل و يا موقعيتهاي ويژه‌اي را طلب مي‌كند. رسانه‌هاي نوين بلوغ اجتماعي و تغيير ذاتي در نگرش كاربران جوان به اجتماع را موجب شده‌اند. استفاده از اين تكنولوژيها ذاتا مستلزم مهارتها و تواناييهايي است كه بواسطه انعطاف‌پذيري و نياز به سرعت يادگيري، براي جوانها بيشتر ميسر است. به همين دليل، جوانها گاهي خود عامدانه از اين فرصتها استفاده مي‌كنند و گرايش به تقويت اين مهارت‌ها را در خود ايجاد مي‌كنند تا مرزبندي با دنياي بزرگسالان را بارزتر كنند و بيشتر دامن بزنند. البته گاهي بزرگترها نيز به يادگيري مهارتهاي استفاده از تكنولوژيها روي مي‌آورند تا هم از لذات و امتيازات اين تكنولوژيها ( مثل آموزش، يادگيري، سرگرمي و ...) بهره‌مند شوند و هم شكاف و فاصله آنها براي ارتباط و گفتگو با نسل جوان بيش از اين نشود. به هرحال همان طور كه اشاره كردم، جوانان فاصله خود با بزرگسالان را همچنان حفظ می‌كنند و حتي‌المقدور به آن دامن می‌زنند که نتيجه آن، تسريع فرايند بلوغ است. بويژه در عرصه‌هايي كه ممكن است از آن استفاده‌هاي منحرفانه و ناپسند استنباط شود يا تجاربي كه در عرصه واقعي يا نياز به صرف زماني دارد كه جوان به آن برسد يا شرايط ويژه‌اي را طلب مي‌كند.

مثلا تجربه‌هاي پورنوگرافي در رسانه‌ها و فضاهاي مجازي، رسيدن به بزرگسالي را تسريع مي‌كند. اين فرايند، داشتن تجربه جنسي را به عنوان شرطي براي بزرگسالي، كمرنگ مي‌كند.

 

* تاثير رسانه‌ها در كاهش زمان رسيدن به سن بلوغ و جواني، احتمالا باعث مي‌شود كه جوانان سريعتر نقش بزرگسالي را بازي كنند يا حتي طلب كنند يا برعهده بگيرند و وارد جامعه شوند. اين امر در جامعه‌اي كه اصلا پذيرش چنين چيزي را ندارد و به اندازه جوان با رسانه‌ها در ارتباط نيست چه تبعاتي به همراه دارد؟

رسانه‌ها عملا فرايند كسب هويت مستقل را براي جوانان تسريع مي‌كنند و فرصتهايي را براي تامل و بازانديشي در خود، اطرافيان و اجتماع فراهم مي‌كنند و ميل جوان را به استقلال (به عنوان يكي از نشانه‌هاي بزرگسالي) تشديد مي‌كنند. اين موضوع ممكن است به لحاظ هنجاري متعارف و پسنديده و مقبول جلوه كند يا در شرايطي به عرصه‌هاي ممنوع و غيرمجاز هم كشيده شود. فضاي مجازي و مجاورت با رسانه‌ها مي‌توانند آن فرآيند گذار سالم به دنياي بزرگسالي را به انحراف بكشانند. بخصوص اين بحث را در استفاده‌هاي پورنوگرافيك از فضاي مجازي مي‌توان امتداد داد. البته رسانه‌ها براي جوانان قطعا وجوه مثبتي هم دارند. بازانديشي و تامل، كاركرد مثبتي است كه مي‌توان از رسانه طلب كرد. همين‌طور مواردی مانند كسب مهارت، كسب تجارب تازه براي آموزش، يادگيري و... از کارکردهای مثبت ديگر رسانه‌اند. مي‌توان قدرت‌بخشي را هم از رسانه‌ها طلب كرد. بخصوص براي گروههايي كه مشاركت‌شان در موقعيت‌هاي دنياي واقعي براي يادگيري و تعامل و ارتباط مشكل است و در عالم واقعي از فرصتهاي محدودتري برخوردار هستند و از نابرابري بيشتر متنفر مي‌شوند، رسانه مي‌تواند فضاي برابر را ايجاد كند. اينها همه دو روي يك سكه‌اند، يک روی سکه استفاده مثبت از تکنولوژی‌ ارتباطی است و روی ديگر استفاده منفي از آن. من خودم بررسي‌اي در فضاي مجازي چت‌روم‌ها داشته‌ام که اگرچه هنوز استفاده غالب از اين امكان، از نوع سرگرمي‌ها و سرگرميهاي مبتذل و غيرمقبول و گفتگوهاي پيش پا افتاده است و ممكن است به حريم حيثيتي افراد لطمه بزند، اما مي‌توان از آن انتظار پيامدها و كاركردهاي مفيد را در يك دوره گذار داشت. مثلا از نگاه ارتباطي مي‌توان انتظار داشت که با استفاده از چت‌رومها شيوه گفتمان صحيح، پيدا كردن افراد هم‌سليقه و همفكر براي تاثيرگذاري مثبت بر يكديگر و تبادل نظر و ارتباط سالم بيشتر فراهم شود. اين امكان در حال حاضر عملا به يك تريبون و مجالي تبديل شده كه ضعف ارتباطات افراد در حوزه عمومي را جبران مي‌كند. از مطالعات پراكنده نيز استنباط مي‌شود كه هنوز روابط دنياي مجازي امتدادي است از آنچه در دنياي واقعي مي‌گذرد و هنوز مثلا مزيت جنسيتي در دنياي مجازي هم خودش را نشان مي‌دهد، زيرا انتخابگري و استفاده ابزاري، بيشتر در اختيار پسران جوان است كه همه اين امتيازات را در دنياي واقعي هم بهره‌مند هستند.

 

* وبلاگ‌نويسي هم در ميان جوانان ايرانی رواج دارد و آن‌گونه كه برخي ادعا مي‌كنند در اين زمينه مقام سوم جهان را داريم. چرا جوانان به وبلاگ روي آورده‌اند؟

البته من هم شنيده‌ام، ولي كاملا مطمئن نيستم. فکر می‌کنم به لحاظ زبانهايي كه در فضاي مجازي معرفي مي‌شوند، فارسي مقام سوم يا چهارم را داشته باشد. بخشي از اين اقبال برمي‌گردد به كاركردهاي جبراني اين فضا، بخصوص با محدوديتهايي كه در حوزه عمومي براي ارتباط و گپ زدن وجود دارد. متاسفانه به علت كمبود تالارهايي كه به صورت واقعي باعث ارتباط و تعامل در عرصه‌هايي مختلف (از هنر، سليقه و ذوق و ادبيات تا عرصه‌هاي جدي‌تر و رسمي) مي‌شوند چنين زمينه‌هايي از دنياي واقعي به دنياي مجازي كشيده شده است. البته وبلاگ‌ها به سياست هم مي‌پردازند، چون از آن عرصه‌هايي است كه معمولا گفتمان‌ها را قطبي مي‌كند و گفتمانها را متعارض و تقابلي جلوه مي‌دهد و طرح آن در حوزه عمومي با حساسيت‌ها و مسائلي همراه است. ولي وبلاگ‌ها منحصر به سياست نيستند و موضوعات ديگري هم وجود دارند كه بيشتر به سياست زندگي معروف است و شامل طيف متنوع رفتاري، فكري و شناختي و احساسي در جامعه است. صورتي از سياست زندگي در قالب وبلاگ‌هاست و بخشي در چت‌روم‌ها و مباحثي است كه در فضاي مجازي شكل مي‌گيرد. به نظرم مكانيزمي كه اقبال به فضاي مجازي را توجيه مي‌كند عبارت است از: محدوديت در عرصه‌هاي جامعه براي ارتباط و گفتمان و تعامل از يك طرف، و ناشناس ماندن و گمنامي و ويژگي‌هاي فضاي مجازي مثل امنيت كاربر از طرف ديگر.

 

* در جامعه اطلاعاتي وضع و نقش جوانها چگونه خواهد بود؟ آيا مانند جوامع فعلي جوانها همچنان پرشور و اثرگذار هستند و باعث تغيير در مناسبات اجتماعي مي‌شوند؟

بحثها در اين مورد دو قطبي است و اتفاق نظر زيادي وجود ندارد. مثلا در خصوص اينكه آيا در اين فضا انزوا قالب است يا تعامل، و آيا اين فضا به زوال سرمايه اجتماعي مي‌انجامد يا به تعالي آن، جامعه را فردي مي‌كند يا جمعي، دموكراتيك مي‌كند يا اقتدارگرا، و... اتفاق نظري وجود ندارد. گرچه نشانه‌هايي وجود دارد كه به طور نسبي مي‌توان در مورد بعضي روندها صحبت كرد. آنچه كه در بدو امر به نظر حتمي است و به واقعيت نزديك‌تر مي‌نمايد تكثر و تفكيكي است كه رسانه‌ها به آن دامن مي‌زنند و ترويج مي‌كنند. يعني عملا به تنوع در سليقه‌ها و سبك‌هاي زندگي دامن مي‌زنند. با رواج رسانه‌ها تكثر و فردي شدن فضاي آينده قابل پيش‌بينی است. غير از اينكه رسانه‌ها منعكس‌كننده پتانسيل فردگرايي و تفكيك اجتماعي در جامعه هستند، به آن دامن هم مي‌زنند. يعني هم منعكس مي‌كنند هم دامن مي‌زنند. اما در عرصه‌هاي ديگر بايد منتظر ماند و ديد چه روي مي‌دهد. چون بخشي از آن به نوع سياستگذاري و نوع تعامل فضاي مجازي با دنيای واقعي بستگي دارد و بخشي به فضاي سياستي حاكم بر توليد رسانه‌اي. البته در برخي عرصه‌ها، بايد منتظر نوعي رجعت و گوشه‌گيري و پرداختن به سياست زندگي به جاي سياست از جنس قدرت باشيم. اين براي جامعه‌اي مثل ما كه نيازمند مشاركت عيني جوانها در عرصه‌هاي اجتماعي است خوشايند نيست؛ ضمن آنكه كاركرد غالب استفاده سرگرمي در فضاي اينترنت در جامعه ايران، چنين نگراني‌اي را تشديد مي‌كند. اما بايد منتظر ماند و ديد. شايد در يك دوره كوتاه گذار و با تعديل نيازها و وسواسهاي جوانان بتوان انتظار داشت وجوه و كاركردهاي مثبت مورد توجه قرار بگيرد و رواج سرمايه اجتماعي، دموكراسي، عدالت اجتماعي و آگاهي‌بخشي و قدرت‌بخشي به كساني كه در معرض تبعيض هستند را شاهد باشيم.

 

* بانزديك شدن به جامعه اطلاعاتي و فراگيري رسانه‌ها، تغييرات اجتماعي چه سمت و سويي مي‌گيرند؟

در اين قلمرو، بحث‌هاي زيادي مطرح شده است. به نظر مي‌رسد رواج تكنولوژيها فرصتها، امكانات و زمينه‌هاي بيشتري را در اختيار كنشگران اجتماعي قرار مي‌دهد و ميدانهاي فرهنگي و اجتماعي را متكثر مي‌كند و تنوع مي‌بخشد. مثلا در مقابل «حوزه عمومي» و «حوزه خصوصي» كه تاكنون مطرح بوده‌اند، مي‌توان از حوزه مستقل ديگري به نام «حوزه مجازي» صحبت كرد. حال اينكه مجازي چقدر واقعي است و واقعي چقدر مجازي، موضوع ديگري است كه بايد جداگانه به آن پرداخت. اما در مورد تاثيرگذاري‌ها و تبعات رواج تكنولوژيهاي ارتباطي جديد، اگرچه بايد منتظر تحولات جدي‌تري بود، ولي تا همين الان هم تاثيرات خود را در عرصه‌هاي مختلف به جا گذاشته است: از اقتصاد و تجارت و بازرگاني گرفته كه واضح‌ترين و ابتدايي‌ترين و ملموس‌ترين عرصه‌اي است كه اين تاثير و تغييرات را مي‌توان رديابي كرد، تا حيطه‌هاي فرهنگ و آموزش كه جوانها به عنوان مخاطبان ويژه چنين رسانه‌هايي بيشترين تاثيرپذيري را از اين تحولات نرم‌افزاري و سخت‌افزاري متوجه شده‌اند.

نام گفت و گو شونده: محمد سعید - ذكايي

منبع: سایت - ایران و جامعه اطلاعاتی

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۶ و ساعت 12:54 |

مقاله‌ي حاضر به بررسي آثار نرم‌افزارهاي كامپيوتري و آموزش ديجيتالي بر كودكان مي‌پردازد. نويسنده، اين عقيده رايج را كه هر چه زودتر بايد كودكان را با كامپيوتر و دنياي ديجيتالي آشنا كرد و هر چه اين امر زودتر صورت گيرد، بهتر است، نقد مي‌كند و نشان مي‌دهد كه اين وسايل به اصطلاح آموزشي و كمك آموزشي، در حقيقت براي بسياري از كودكان آثار مخربي را به همراه دارد.

 

اكنون ديگر سؤال اين نيست كه افراد چگونه اعتقادات خود را به دست مي‌آورند، بلكه بايد پرسيد كه افكار و عقايد، چگونه مردم را به خود جلب مي‌كنند؟ هنگامي كه يك فكر و نظر بر وجدان عمومي جامعه چيره مي‌شود، ديگر در خصوص اين كه آيا منطقي و مفيد است يا نه، بحثي صورت نمي‌گيرد.

من به عنوان كسي كه به مدت طولاني از طرفداران فن‌آوري‌هاي ديجيتالي آموزش و تعليم بوده‌ام، 2 سال از تحقيقاتم را به بررسي كلاس‌هاي درس و خانه‌هايي كه در آنها افكار و عقايد باطل، فكر . ذهن آمريكايي‌ها را مسحور خود كرده است، اختصاص دادم. اين عقيده كه «كودكان را به وسيله كامپيوتر آموزش دهيد و اين آموزش هرچه در سنين كمتر باشد، بهتر است. نه فقط ماشين‌ها و دستگاه‌هاي خودكار، آموزش را بهبود خواهد بخشيد، بلكه آنها كودكان را براي آينده آماده خواهند كرد».

من با تأسف بايد اقرار كنم كه از آنچه مشاهده كردم، نااميد و مأيوس شدم. انتخاب نرم‌افزارهاي نادرست، آمادگي كم معلمان، جذب كودكان توسط بازي‌هاي سطحي و احمقانه، عدم ارتباط ميان برنامه‌هاي آموزشي، تجهيزات و امكانات گران، مواردي بودند كه من در طول مطالعاتم با آنها برخورد كردم، اما هنگامي بيشتر وحشت‌زده شدم كه متوجه شدم از موضوعات مربوط به رشد افراد، غفلت شده است. در بسياري از ساير حوزه‌هاي آموزشي، ما فهميديم، آنچه براي يك نوجوان 15 ساله صحيح است، لزوماً براي يك كودك 5 ساله مفيد نيست؛ بلكه شايد مضر و مخرب باشد.

اكنون من اعتقاد دارم كه برخي از سنين براي شروع آموزش رايانه مفيدتر مي‌باشد و بسياري از كودكاني كه در سنين رشد هستند (كه من آن را زير 7 سال تعريف كرده‌ام)، بهتر است كه يك زندگي بدون همدم الكترونيكي داشته باشند.

ما اين فكر احمقانه را كه «كودكان بايد رايانه را بياموزند تا اين كه عقب نمانند» از كجا آورده‌ايم؟ واضح است كه فروشندگان و بازاريان اين فكر را رواج داده‌اند. چرا كه كودكان و نوجوانان، آخرين بازار در حال رشد آنها مي‌باشند.

در محيط‌هاي كاري بزرگسالان، برخي كنترل‌هاي اجباري وجود دارد كه از خطرات فيزيكي استفاده از رايانه جلوگيري مي‌كند. اين خطرات شامل مشكلات فيزيكي و موضعي و همچنين پرتوهاي خطرناكي كه از اطراف و پشت رايانه خارج مي‌شود، مي‌باشد. در كلاس‌هاي درس، من يك بي‌توجهي ترسناكي نسبت به رهنمودهاي ايمني مشاهده كردم. هر چند در برخي موارد اندك، دانش‌آموزان در سطح مناسبي از آگاهي قرار داشتند، اما بايد مطالب جديدتري در خصوص تأثير رايانه براي جسم و جان در حال رشدشان را ياد مي‌گرفتند.

به همين ترتيب، تعداد افراد كمي درباره‌ي پيامدهاي شناختي، احساسي و اجتماعي استفاده كودكان از رايانه اطلاع دارند. بيشتر تحقيقات موجود كه توسط عوامل و طرفداران صنايع تهيه شده سات و همچنين برخي شواهد پراكنده‌اي كه وجود دارد، نشان‌دهنده اين مطلب است كه استفاده از رايانه در فرآيند يادگيري، تأثير بيشتري از آنچه كه يك معلم خوب در يك كلاس درس مناسب و با استفاده از امكانات آموزشي سنتي انجام مي‌دهد، نداشته است. علاوه بر اين، آگاهي بيشتر از روش‌هاي بهبود ذهن، نشان مي‌دهد كه فعاليت‌هاي فيزيكي، مهارت‌هاي زباني و محيط يادگيري سه بعدي و خلاق، تأثير زيادي در فرآيند يادگيري دارد.

اكثر دانش‌آموزاني كه من با آنها مصاحبه كرده‌ام، عقيده داشتند كه 85 درصد نرم‌افزارهاي موجود، نه تنها مفيد نيستند، بلكه تا حدودي مخرب نيز مي‌باشند. به عنوان مثال، يك مطالعه نشان مي‌دهد، 50 درصد دانش‌آموزاني كه از يك برنامه يادگيري قرائت رايانه‌اي استفاده كردند، از آزمون خلاقيت، پايين‌ترين نمره را آورده‌اند. در ادامه، به چندين جنبه مهم فرآيند يادگيري كودكان ابتدايي و پيش‌دبستاني كه ممكن است در اثر استفاده بيش از حد از انگيزاننده‌هاي رايانه‌اي، دچار انحراف شوند، اشاره مي‌كنيم.

* يادگيري در محيط اجتماعي:

كودكان ممكن است به طور عميقي تحت تأثير روابطي كه با رايانه برقرار مي‌كنند، قرار بگيرند. به طوري كه دانش‌آموزان و كودكان هنوز با اين مشكل مواجه هستند كه رايانه‌ها را با دو نوع «زنده» و «مرده» تقسيم‌بندي كنند و سعي مي‌كنند تا نهايت اعتماد را به آنها داشته باشند. رايانه‌ها هرگز نمي‌توانند جانشين محيط‌هاي انساني باشند. امروزه استفاده بيش از حد از رايانه‌ها در سنين كودكي، باعث شده است كه كودكان به مشكلات عميق اجتماعي و احساسي دچار شوند.

* يادگيري براي استفاده‌ از همه‌ي حواس:

رايانه‌ها باعث مي‌شوند كه تجربيات حسي كودكان محدود شود. در حالي كه سنين كودكي، بهترين دوران براي انجام فعاليت‌هاي چندگانه حسي مي‌باشد ـ كه اين مطلب، خود يكي از پايه‌هاي حياتي مهارت‌هاي علمي و آكادميكي مي‌باشد ـ استفاده نامحدود از رايانه‌ها، مثل برنامه طراحي و نقاشي، باعث مي‌شد كه برخي توانايي‌هاي حسي ـ تركيبي در كودكان ايجاد گردد؛ اما اين تجارب از لحاظ كيفيت، با برنامه‌هاي طبيعي كه انسان‌ها از طريق حواس خود انجام مي‌دهند، تفاوت اساسي دارد. شايد زماني فرا برسد كه برخي نرم‌افزارهاي خاص بتوانند برنامه‌هاي چندحسي را آموزش دهند، اما من هنوز نمي‌دانم كه مي‌شود به آنها اعتماد كرد يا نه؟

* يادگيري براي اين كه يك يادگيرنده قدرتمند باشيم:

استفاده بيش از حد از آموزش‌هاي الكترونيكي و نرم‌افزاري سرگرمي ـ آموزشي، باعث مي‌شود تا فرآيند يادگيري منفعل باشد.

سنين كودكي بهترين زمان براي آموزش موضع يك شخص نسبت به جهان پيرامون خود مي‌باشد: 1ـ آيا ما بايد به ديگران يا خودمان اعتماد داشته باشيم يا نه؟ 2ـ جهان اطراف ما چگونه است؟ و 3ـ من به عنوان يك يادگيرنده مستقل، چقدر قدرتمند هستم؟ سؤالاتي هستند كه بايد پاسخ داده شود. استقلال و خودمختاري كودكان در هدايت و كنترل ابزاري بازي‌ها، در اين فرآيند بسيار مهم است. كودكان به طور طبيعي، هنگام مقايسه كار خودشان با قابليت‌هاي يك رايانه، به توانايي خود بي‌اعتقاد مي‌شوند. روابط علي و معلولي، تأثير متقابل اشيا بر هم، خودكنترلي و احساس عزت نفس، اموري هستند كه به راحتي، هنگامي كه شما مشغول كوبيدن ميخ به يك چوب هستيد، ايجاد مي‌شود (طوري كه اگر انسان اشتباه كند، نتيجه‌اش آسيب ديدن انگشتانش خواهد بود) اما اين مسائل و آموزش، از طريق رايانه ايجاد نمي‌شود.

* يادگيري براي توجه كردن:

يكي از مهارت‌هاي مهمي كه به وسيله آموزش‌هاي الكترونيكي مورد تهديد واقع شده است، توجه كردن انتخابي است. توانايي‌اي كه توجه و حس صاحب خود را مديريت كرده و آن را فقط بر آنچه بايد ياد گرفته شود، متمركز مي‌كند. كودكاني كه نمي‌توانند در برابر امتحان كردن هر آنچه در معرض ديدشان وجود دارد، مقاومت كنند يا كساني كه تمركز ذهني آنها، دائماً در اثر اتفاقات جديد، در حال تغيير و دگرگوني است، تحت فشار هستند. شكل‌هاي عجيب و جلوه‌هاي ويژه خاص همراه با وسوسه براي كليك كردن از روي هوي و هوس، باعث شده است تا مشكلات كودكان در خصوص متمركز كردن فكر و حواس‌شان بيشتر شود.

* يادگيري تصور، خيال و حافظه:

تحقيقات نشان مي‌دهد كه امروزه بخش عظيمي از يادآوري‌ها و به خاطر آوردن‌ها با كمك رايانه انجام مي‌شود، در نتيجه، تصاوير ديگر هيچ تلاش ذهني براي دانش‌آموزان باقي نمي‌گذارد. «كارآيي حافظه» توانايي تجزيه و تحليل كردن تعدادي از ايده‌ها و تفكرات در يك زمان خاص است كه در طول دوران رشد و بلوغ انسان رشد مي‌كند. بسياري از مشكلات يادگيري، به خاطر ضعف‌هاي موجود در اين بخش است.

* يادگيري براي تفكر منطقي:

بسياري از جنبه‌هاي تجزيه و تحليل منطقي ممكن است در اثر استفاده نادرست از رايانه از بين برود يا مورد غفلت واقع شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه كودكان به وسيله‌ي تجربه‌هاي فيزيكي رخدادهايي كه خودشان آنها را كنترل مي‌كنند، استدلال در خصوص روابط ميان اشيا را ياد مي‌گيرند. (به عنوان مثال، شخصي اقدام x را براي بار اول انجام مي‌دهد، سپس نتيجه y حاصل مي‌شود پس از آن، شخص اگر اقدام x را از طريق ديگري انجام دهد، نتيجه ديگري به دست خواهد آورد.) در حالي كه بسياري از بهترين نرم‌افزارهاي آموزشي، فقط به كودكان آموزش مي‌دهند كه با فشار دادن يك كليد، مسائل را حل كنند. استدلال علي اجتماعي كه توانايي فهم و ادراك چگونگي احساس ديگران است نيز معمولاَ از تجهيزات زندگي اجتماعي واقعي حاصل مي‌شود اموري مانند فعاليت‌هاي مشترك، زبان و احساسي مشترك با ديگر انسان‌ها، اموري هستند كه به فهم و ادراك ما از احساسات ديگران كمك مي‌كند.

* يادگيري سازوكار نمادين جديد:

كودكان در طول سن 4 تا 7 سالگي، شروع به يادگيري نمادهاي صوري از استدلال‌هاي منطقي بزرگان مي‌كنند. لذا اين سن، يكي از وسوسه‌انگيزترين سنين براي وادار كردن نرم‌افزارهاي مختلف براي آموزش مهارت‌هاي رياضي مي‌باشد. در حالي كه والدين بايد بدانند، نمادهايي كه كودكان ياد گرفته‌اند، تا زماني كه فهميده نشده و دروني نشود، مفيد نمي‌باشد. يك كودك ممكن است كه بتواند تا شماره 10 بشمارد يا اين كه اعداد را تشخيص دهد، اما تا زماني كه او نتواند بفهمد كه مثلاً عدد «3» در عالم واقع به چه معناست، نمي‌تواند رابطه‌اي بين نمادها و عالم واقع برقرار كند.

آزمايشي كه توسط يك روانشناس به نام رابي كيس انجام شده است، يادگيري رياضيات را در كودكان مقايسه كرده است. در اين آزمايش، نحوه يادگيري رياضيات توسط يك نوع بازي كه با رايانه انجام مي‌شود، با يادگيري توسط همان بازي، اما با يك بزرگسال، مورد آزمايش قرار گرفته است.

اگرچه برخي محققان فكر مي‌كنند كه آن بسته‌هاي نرم‌افزاري جديد را تهيه كرده‌اند كه مي‌تواند مزايا و منافع تجربه‌هاي زندگي واقعي را به كودكان منتقل نمايد، اما هنوز هم ارتباط دو طرفه كودك با والدين، به عنوان يكي از بهترين‌ روش‌ها براي يادگيري مطرح مي‌باشد. البته كودكان بزرگ‌تر كه در سن 10 و 11 سالگي قرار دارند، مي‌توانند مطالب بيشتري را از نرم‌افزارهاي تهيه شده براي آموزش رياضي، ياد بگيرند.

* يادگيري براي دانش‌آموز همراه با انگيزه:

دانش‌آموزان بايد مواظب نرم‌افزارهايي باشند كه در مقابل حل مسائل علمي مثل مسأله‌هاي رياضي، به جاي تشويق آنها به حل مسأله‌هاي سخت‌تر و چالشي‌تر، اقدام به دادن جايزه مي‌نمايد. متأسفانه بايد اعلام كنم كه من در طول مطالعاتم، دانش‌آموزان زيادي را مشاهده كردم كه سازوكار انگيزشي آنها، بيش از آن كه به محرك‌هاي دروني پاسخ بدهد، در برابر محرك‌هاي خارجي برانگيخته مي‌شد.

در اين كه رايانه باعث مي‌شود تا دانش‌آموزان انگيزه‌ پيدا كنند، بحثي نيست، اما مسأله اين است كه آيا آنها براي يادگيري تشويق مي‌شوند يا براي بازي كردن؟ و سؤال ديگر اينكه، چه كسي مسوول انگيزه است، كودك يا برنامه‌ريز؟

اگرچه پيشرفت‌هاي اميدواركننده‌اي در اين زمينه در حال وقوع است، اما اين امر، مستلزم هزينه‌هاي مالي زيادي است. ما مي‌توانيم همه‌ي كلاس‌هاي درس را به شبكه جهاني اينترنت متصل كنيم يا اين كه همه‌ي كودكان را با برنامه‌هاي پيش‌دبستاني مناسب و مفيدي تجهيز كنيم. ما مي‌توانيم معلمان ابتدايي را با برخي بازي‌ها آشنا كنيم و در نتيجه، نيازي به ابزار الكترونيكي وجود نداشته باشد، يا اين كه مي‌توانيم با فراهم كردن برخي كمك‌هاي تقويتي براي كودكان، آنها را در سوادآموزي ياري كنيم.

پيشنهاد من اين است كه ما بايد از يورش تكنولوژيكي به كودكان در سنين پايين خودداري كنيم و از رايانه، نرم‌افزارها و همچنين شبكه جهاني اينترنت، براي آموزش كودكان در سنين بالاتر استفاده كنيم. دانش‌آموزان بزرگ‌تر از اين تجهيزات و امكانات، براي كمك به آموزش و يادگيري‌شان بهتر مي‌توانند استفاده كنند، اما آيا كودكان عقب خواهند ماند؟ قطعاً نه! نه تنها فن‌آوري در حال تغيير دائمي است، بلكه به كرات ديده شده است كه كودكان 10 ساله يا بزرگ‌تر، به راحتي و بدون داشتن هر گونه تجربه قبلي، در علوم رايانه‌اي تبحر پيدا مي‌كنند. نكته مهم اين است كه ما سال‌هاي باارزش كودكي را جهت آمادگي براي آينده صرف كنيم تا بدين وسيله كودكان ما در آينده، به جاي اين كه دانش‌آموز سيستم‌هاي خود شوند، استاد و مربي فن‌آوري خود باشند. اين امر ميسر نخواهد شد مگر اينكه آنها تفكر، انديشه، خلاقيت، مهارت‌هاي ارتباطي و انگيزش دروني را از طريق تجربيات زندگي واقعي و آموزش صحيح انساني و در يك محيط اجتماعي كسب كرده باشند.

دانش‌آموزان تا به حال هرگز به اين صورت، مجذوب تلاش‌ها و اقدامات گسترده براي وارد كردن محصولات پرهزينه به كلاس‌هاي درسي نشده بودند.

البته وظيفه ما فقط انتقاد از وضع موجود نيست، بلكه ما بايد سعي كنيم تا نيازهاي واقعي كودكان را به والدين آنها بشناسانيم. بسياري از والدين تشخيص نمي‌دهند كه مثلاً ساختن يك برج توسط يك كودك يا نظاره كردن به لانه يك پرنده، به مراتب مفيدتر و باارزش‌تر از كليك كردن يك آيكون در صفحه نمايش مي‌باشد.

اگر ما واقعاً تصميم داريم، كودكان را براي آينده آماده كنيم، بايد اين ديدگاه نادرست را به مبارزه بطلبيم و براي كودكان‌مان، آنچه را واقعاً نياز دارند، فراهم كنيم؛ نه يك جايگزين الكترونيكي كم‌عمق و بي‌مايه.

پي‌نوشت‌:

1ـ Jane. M Healy روانشناس، مشاور و استاد دانشگاه.

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1383 - سال دوم، شماره 16، آبان

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۶ و ساعت 12:29 |
 

منبع: ماه نامه - لوموند دیپلماتیک - 2003 - سپتامبر

نويسنده: استفان - پيلت

مترجم: رضا - علي اكبرپور

 

بازيهاي رايانه اي از اين پس بخشي از چشم انداز فرهنگي به شمار ميروند. براي آنكه به صحت اين گفته متقاعد شويم. كافي است به گفتمان رسانه ها و طبقه سياسي گوش فرا دهيم. به هنگام گشايش كلبه رايانه اي در Futuroscope در شهر پواتيه فرانسه در روز ١٩ آوريل ٢٠٠٣، ژان – پير رافارن به حمايت از صنعت بازيهاي رايانه اي شتافت و از تأسيس يك مدرسه ملي براي رسانه هاي ارتباط زنده در آينده نزديك خبر داد و حتي سخن از جمهوري رايانه اي»(١) به ميان آورد.

در اوايل دهه نود، طي جنگ خليج فارس، بسياري از روزنامه نگاران اين مناقشه را مشابه يك بازي رايانه اي توصيف كردند: نه يك قطره خون، نه يك عراقي و نه حتي يك آمريكايي ديده نشد كه در وسط صحنه (جنگ) و يا در وضعيتي باشد كه با تصوير يك جنگ پاك و براق، آنگونه كه تصاوير بازسازي شده بر روي شبكه هاي تلويزيوني به توصيف پيشروي نيروهاي متحد ميپرداختند، مباينت داشته باشد.

اين پنداشت درباره جنگ دوازده سال بعد، اين بار در شكلي مختصر، تكرار شد. جورج دبليو بوش در روز ٦ فوريه ٢٠٠٣ به وضوح اين واقعيت را با جمله معروف خود «The Game is Over» (بازي تمام شد) بيان كرد، و ژاك شيراك آن با ظرافت خاصي واگويي كرد. «It’s not a game, it is not over» (اين يك بازي نيست و تمام نشده است). يك ژنرال ارتش آمريكا، با لحني صادقانه تر، به تاكتيكي نظامي اشاره كرد كه از بازي رايانه اي «Pac Man»(٢) اقتباس شده بود.

اين جملات ميتواند براي طرفداران بازيهاي رايانه اي لذتبخش باشد، چرا كه اين سخنان را مدركي مييابند دال بر اين كه بازي مورد علاقه آنها ديگر پديده اي ناشي از روزمرگي شمرده نميشود. اما اين امر، اشتباه داوري وخيمي است.

هدف از اين آدرس دادن ها، از زبان نظاميان يا نزديكان آنها، چيزي نيست جز كاستن از زشتي هاي جنگ. در جهان مجازي، هيچكس زخمي نشود و كشته ها نه خانواده اي دارند و نه دوستي. تقريب ميان تقدير مجازي و واقعيت هدفي ندارد جز «واقعيت زدايي» از اعمال محكوميت پذير. البته اين نيز حقيقت دارد كه اين بار خبرنگاران به هنگام پرداختن به حوادث عراق تلاش كردند تا به بينندگان تلويزيون توضيح بدهند كه اين جنگ جديد خليج فارس يك بازي رايانه اي نيست.

زماني كه به محصولات بصري – تفريحي كنوني مينگريم، به وضوح معلوم ميشود كه ابزاري براي تبليغات هستند، ابزاري سياسي همانند هر رسانه ديگر.

بازي رايانه اي فقط يك تفريح بي خطر نيست، بلكه سخن از رسانه اي براي بيان در ميان است. لذا منطقي است كه استفاده از آن در جهتي به دور از اهداف اوليه باشد، درست همانگونه كه در برخي كشورها از تلويزيون، راديو، سينما و مطبوعات نوشتاري چنين استفاده اي شده و ميشود. اين نوع استفاده از بازيهاي رايانه اي در جهت اهداف سياسي، از آنجهت بيشتر مزورانه است كه رمزها و مآخذ آن بر عموم مردم ناشناخته باقي مانده است. همه ميدانند كه يك بازي رايانه اي چيست، اما در انتها تعداد اندكي از والدين قادرند فرزندان خود را در كشف اين رسانه همراهي كنند. و بهمين دليل تحت تاثير قراردادن آنها بازهم آسانتر است .

با گسترش شتاب آميز بازي جنگ، حلول واقعيت به دنياي مجازي خيلي سريع از طريق نماد هويت ملي، يعني پرچم، تحقق يافت. در اينجا با بازيهايي كه موضوع تاريخي دارند، مانند برخي بازي – جنگهاي تاريخ استعمار(٣)، روبه رو نيستيم، بلكه سخن از بازيهايي در ميان است كه از نظر سياسي «هدايت شده» هستند، و طوفان صحرا (Conflict Desert Storm) نماد آنهاست.

بازي كننده در برخي واقعيت هاي جنگي غوطه ور ميشود. او اردوگاه خود را انتخاب نميكند: او تجسم يك سرباز آمريكايي يا انگليسي است كه مأموريتش آزادسازي عراق از يوغ ديكتاتوري آن كشور است. تصويري شدن بازي ما را در بطن عمليات فرو ميبرد، در حالي كه يك موضوع كاملاً روشن است: دشمن يعني سرباز عراقي.

اين بازي به هنگام عرضه شدن (١٣ سپتامبر ٢٠٠٢ در اروپا)، نه تاملي در پي داشت و نه مخالفتي. فروش آن آزادانه انجام ميشود و فقط به افراد زير شانزده سال توصيه نميشود. اين بازي، بي آنكه تزلزلي در انديشه هاي پذيرفته شده ايجاد كند، فرد بازي كننده را در موضع دفاع از نظم جهاني قرار ميدهد.

عرضه «Return to Castle Wolfenstein » (بازگشت به قلعه ولفن اشتاين)، با پيچيدگي و ظرافت بيشتري انجام گرفت. بازي كننده تجسم يك سرباز آمريكايي در جنگ جهاني دوم است. او به درون كاخهاي نازيها نفوذ ميكند و با سربازان اس.اس. رودررو ميشود، در پيچ راهروها ميتوان برخي صليبهاي شكسته را مشاهده كرد.

خيلي ها فكر ميكردند كه اين بازي مبلغ ايدئولوژي ناسيونال – سوسياليستي (نازي) است. اولين مشاجره قلمي در سال ١٩٩٢، به هنگام عرضه Wolfenstein – 3D آغاز شد، در حالي كه به اين بازي برچسب يهودي ستيزي و نازي دوستي زده بودند. به هنگام ارائه بازي «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين» در نوامبر ٢٠٠١ نيز همين استدلال پيش كشيده شد.

اين مباحث بي پايه بود: چه در بازي «طوفان صحرا» و چه در «بازگشت به قلعه»، يك ديدگاه جانبدارانه حاكم است.

در هر دو، فرد بازيكن در نقش يك سرباز آمريكايي ظاهر ميشود. تفاوت اين دو، ريشه در نوع برخورد دارد. در بازي طوفان صحرا، از مرگ پلشت زدايي شده و فرد بازي كننده نماد خير است. در «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين»، با انبوه جلوه هاي ناهنجار روبه رو ميشويم (به قربانيان شكنجه شده برميخوريم) و بازي بسيار واقعگرايانه تر و خونين تر است. از اين نظر، «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين»، هر چند قدري بيش از اندازه به اين جنبه ناهنجار تكيه دارد، اما كمتر از بازي «طوفان صحرا» تبليغاتي است. نسخه آن لاين «بازگشت به قلعه ولفن اشتاين» حتي ميتواند جنبه تاريخي مهمتري به اين بازي ببخشد، چرا كه در آن ميتوان واقعيت پياده كردن نيروها را هم از ديد متحدين و از ديد آلمانيها به عينه مشاهده كرد . و اما نقطه عطف اين پديده يك بازي رايانه اي است كه توسط ارتش آمريكا طراحي شده و به صورت رايگان بر روي شبكه اينترنت قرار گرفته است و نام آن «ارتش آمريكا» (www.americasarmy.com) است. اين بازي كه ٤ ژوئيه ٢٠٠٢ عرضه شد، بازي كننده را به يك سرباز آمريكايي تبديل ميكند. ارتش علناً مقاصد خود را در آن به نمايش گذاشته و توضيح داده است كه هدف اين بازي، جذب بيشترين تعداد از جوانان به سوي مشاغل نظامي است. براي بازي كردن، بايد بر روي پايگاه اينترنتي ارتش ثبت نام انجام گيرد. بيش از يك ميليون نفر تاكنون ثبت نام كرده اند كه از اين تعداد، گويا ٦٠٠ هزار نفر دوره هاي آموزشي را به پايان رسانده اند.(٤)

 

ديدگاه آمريكايي

طراحان بازي (متشكل از نظاميان واقعي داراي سلاحهاي شارژ شده) كه براي دومين سال پياپي در نمايشگاه بازي رايانه اي لس آنجلس (E3) از ١٣ تا ١٦ ماه مه ٢٠٠٣ حضور داشتند تحولات آتي اين بازي را اعلام كردند: استقرار وسايط نقليه جديد، مأموريتهاي جديد و نيز حضور افراد غير نظامي در بازي.

افرادي كه در انتظار باز شدن درها بودند، به تماشاي يك برنامه شبيه سازي شده از حمله هنگ صد و يكم نيروي هوايي در مقابل دربهاي نمايشگاه پرداختند، كه اين نيز شاهدي بر دغدغه آميختن واقعيت و جهان مجازي بود. در طول برنامه ابتكاري اين نمايش ها دوبار در روز ادامه يافت. ارتش آمريكا كار را به همين جا ختم نكرده است. شما ميتوانيد در مقابل درهاي «كعبه»ي اين بازي رايانه اي به «تمجيد» از دو ماشين نظامي جديد بپردازيد. تهاجمي گسترده كه به هرچيز شبيه است جز يك بازي بي خطر.

ارتش آمريكا ماهرترين برنامه نويسها را جذب كرده، تواناترين موتورهاي بازي را خريداري نموده و نيروهاي خود را از طريق اين بازي رايانه اي به استخدام درآورده و آموزش داده است. اين تهاجم كه از طريق سياسي هدايت مي شود،با مخالفت چنداني روبه رو نشده است. بزرگترين طراحان و ناشرين به گام برداشتن در همين راستا ادامه ميدهند: از ابتداي عمليات نظامي در عراق (٢٠ مارس ٢٠٠٣)، شركت سوني با عجلة تمام مارك «Shock and Awe» (شوك و بهت) را بر روي محصولات خود نصب كرد كه هدف احتمالي آن طراحي يك بازي رايانه اي به همين نام است. پس از اين خبر، موجي از انتقادها سوني را واداشت تا ايده ماركزني را كنار بگذارد. اما هيچ چيز مانع از آن نخواهد بود كه اين سازنده، به عنوان سلطان بازار بازيهاي رايانه اي، بازي اي را با موضوع جنگ عراق طراحي کند. شركت SCI، طراح بازي «طوفان صحرا»، قبلا اعلام نموده كه در حال تهيه ادامه اين بازي است. بازي «Back to Bagdad» (بازگشت به بغداد» بازي كننده را بار ديگر به مناقشه سال ١٩٩١ باز خواهد گرداند، آنهم مثل هميشه با ديدگاهي انحصاري، يعني ديدگاه آمريكاييها.

انقياد صنعت بازيهاي رايانه اي موضوعي مسلم است، هرچند برخي توليدات در اين عرصه عامل بي ثباتي هستند و لذا خشن و خطرناك براي جوانان ارزيابي ميشوند. بازيهاي «GTA3» و «GTA Vice City» (كه از پرفروشترينها در جهان هستند) با انتقادهاي مستقيمي از سوي رسانه ها و دولتها روبه رو شده اند.

به عنوان مثال، ايالت واشنگتن قانوني به تصويب رسانده كه طبق آن اگر فروشنده اي بازي اي رايانه اي به افراد خردسال بفروشد كه در آن ميتوان مأمور پليس را كتك زد، به پرداخت ٥٠٠ دلار محكوم خواهد شد. در جلد يك سربازي رفتن امري پذيرفته است و حتي تشويق ميشود، اما به عهده گرفتن نقش تبهكاري كه براي مافيا كار ميكند كمتر پذيرفته است.

تمام بازيهايي كه اندكي دردسرساز هستند با مانع تراشي روبه رو ميشوند. از جمله بازي «Bunout»، كه در آن بازي كننده هدايت يك خودرو پر سرعت را به دست ميگيرد و بايد با سرعت و مهارت تمام در ميان ترافيك شهري حركت كند، اما اين بازي ممكن است رانندگان را تشويق به انجام همين اعمال در زندگي واقعي كند! (٥). بازي «وضعيت اضطراري» متهم شده كه بازي كننده ها را به شورش سوق ميدهد. در مقابل، هيچ انتقادي عليه بازيهاي جنگي تبليغاتي انجام نميگيرد. حتي بازي هايي مانند Iron Storm (طوفان آهني) كه تاريخ را تحريف ميكنند؛ در اين بازي به ابتداي جنگ جهاني اول (١٩١٨-١٩١٤) باز ميگرديم و در آن با تغييري ناگهاني در سناريو، نقل ميشود كه اين جنگ تا سال ١٩٦٠ ادامه خواهد يافت.

بازي رايانه اي رسانه اي است كه بيش از سي سال قدمت دارد، اما ميانگين سن بازي كنندگان حدود بيست سال است. از نظر فني، ميتوان از اين پس در اين بازيها به نقل داستانهايي پرداخت كه بسيار پيچيده تر از رويارويي ابدي ميان خير و شر هستند. بر هنرمندان است كه براي ارائه اطلاعات واحساسات مختلف،انديشه هاي خود را تحميل كنند: اين رسانه بايد توسط آنان تحول يابد،همانگونه كه در گذشته براي ادبيات و سينما چنين كردند. اما براي اين امر، روشنفكران بايد از قهر کردن با بازيهاي رايانه اي دست بردارند و ديگر آن را وسيله اي مختص کودکان فرض نكنند. عدم واكنش در مقابل انحراف كنوني، پذيرفتن اين امر است كه سرانجام بازي رايانه اي به سلاح بيصداي تبليغاتي تبديل شود و در ميليونها نسخه توزيع گردد.

 

پي نوشتها:

Post-ScriptumSPIP 1.7a6 CVS est un logiciel libre d١- مطالعه دو مقاله زير در لوموند ديپلماتيك ماه نوامبر ١٩٩٣ توصيه ميشود: Inqrid Carlander و «La drogue des jeux video? و «Un marché de ١٠٠ milliards de dollars Fre’deric, Vasseur»

٢- ليبراسيون، ٢٨ مارس ٢٠٠٣.

٣- بازي «Colonial Conquest» (فتح استعماري) كه در سال ١٩٨٧ عرضه شده، يك بازي جنگي است كه اساس آن به بازي «Risk» شباهت دارد و ترسيم نيروهاي نظامي در آن تقريباً مشابه آن چيزي است كه از نظر تاريخي اتفاق افتاده.

٤- www.lecourrier.ch/essai.htm?/selection/sel٢٠٠٢-٨٠٧.htm

٥- گزارش در شبكه تلويزيوني M6، ١٩ نوامبر ٢٠٠٣.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۸۶ و ساعت 12:4 |
بنا بر پژوهشهای انجام گرفته، در سال 2006، انسان در سراسر جهان اطلاعات دیجیتالی معادل با 12 توده کتاب که از زمین تا خورشید کشیده شده باشد، تولید نموده است.

در سال 2006 و در ادامه دوران رشد و توسعه اطلاعات، 161 اگزابایت (161 میلیارد گیگابایت) اطلاعات دیجیتال تولید و کپی شده است.

مقدار این اطلاعات در جهان دیجیتال سه میلیون برابر تمام اطلاعاتی است تا کنون در کتابها نوشته و منتقل شده است. بنا بر مطالعات مرکز پژوهشی IDC، مقدار اطلاعاتی که در سال 2010 تولید و کپی خواهد شد به بیش از 6 برابر 988 اگزابایت خواهد رسید، که با توجه به نرخ رشد 57 درصدی آن تخمین زده شده است.

بنابر برآورد IDC در سال گذشته انباره اطلاعات دیجیتالی با گنجایش 185 اگزابایت در دسترس بوده است و در سال 2010 ما انباره ای 601 اگزابایتی خواهیم داشت. به این ترتیب جهان به سرعت در حال ا دست داده فضای فیزیکی لازم برای ذخیره کردن این مقدار اطلاعات است.

خوشبختانه تمام اطلاعات تولید شده به مدت طولانی ذخیره نمیشوند، برای مثال اطلاعات تولید شده هنگام تلفن کردن یا اطلاعاتی که هنگام ارسال تصاویر تلویزیونی کپی شده اند تنها به مدت کوتاهی ذخیره میشوند.

در حالی که تا سال 2010، هفتاد درصد جهان دیجیتال توسط کاربران تولید خواهد شد، اما بیشتر این محتوا در میان راه از میان تشکیلاتی عبور میکند که میتواند یک شبکه، یک مرکز داده ها، یک سایت هاستینگ hosting، سویچ مرکز تلفن یا اینترنت یا سیستم پشتیبانی باشد.

مراکز تجاری و شرکتهایی از هر نوع، آژانسها، دولتها و انجمنها مسئولیت امنیت، محرمانه بودن، اعتبار و مطلوب بودن حداقل 85 درصد این اطلاعات خواهند بود.

به گفته جان گنتز (John Gantz) رئیس محققین IDC: "رشد باورنکردنی و مقدار مطلق انواع مختلف اطلاعاتی که از مکانهای مختلف تولید شده است نشانه چیزی بیش از یک انفجار اطلاعاتی در اندازه های بی نظیر است."

"این نشانه چگونگی انتقال کامل اطلاعات از شکل آنالوگ - با محدودیتهایش - به فرم دیجیتال - و نامتناهی بودنش - است."

"از دیدگاه فناوری، سازمانها باید برای جابجایی، ذخیره، حفاظت و کپی اطلاعاتی که هر روز به مقدار آن افزوده میشود، روشهایی بسیار پیچیده تر را بکار گیرند."

محققین IDC اعتقاد دارند که رشد فزاینده دستاوردهای تکنولوژیک از قبیل دوربینهای حفاظتی و تجسسی CCTV و همچنین مقرراتی که در خصوص لزوم نگهداری دراز مدت اطلاعات اشخاص حقوقی وجود دارد، از جمله فاکتورهای عمده در رشد عظیم اطلاعات دیجیتالی هستند.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه هفتم فروردین ۱۳۸۶ و ساعت 17:55 |

تلفن در مركز انقلاب مخابراتي قرار گرفته است . در طول يك قرن و اندي موجوديت ،تلفن زندگي اقتصادي و اجتماعي بشر را بيش از آنچه الكساندر گراهام بل در سال 1876 تصور مي كرد تغيير داده است.تلفن باعث ايجاد همنشيني ،اشتغال و دسترسي ميليون ها نفر به اطلاعات شده است. هم اكنون اين وسيله آشنا دروازه اي به سوي جهان نوين شده است .

انقلابي كه هم اكنون در حال رخ دادن است،سه جنبه دارد: 1)كاهش ارزش قيمتهاي مكالمات راه دور ؛2)افزايش كاربرد و كارآيي تلفن ؛ 3) برقراري مذاكرات تلفني در سراسر جهان.

نظر به اينكه تلفن وسيله اي بسيار انعطاف پذير است و مي توان از آن براي انجام كارهاي گوناگون استفاده كرد اين كاربرد داراي ابعاد گسترده است و تغييرات ناشي از آن تاثيرات عميقي خواهد داشت .زوال فاصله ها با كاهش قيمت مكالمات راه دور و بين المللي به وقوع خواهد پيوست .

تلفن سيار در حاضر عامل اصلي درآمد شركتهاي بزرگ در بخش مكالمات تلفني است. بعد از چندي، اكثر مكالمات تلفني را سيستمهاي بي سيم دريافت و ارسال مي كنند و هر چند خط ارتباطي مياني دريافت و ارسال ممكن است خطوط ثابت باشد. در كشورهايي كه شبكه هاي تلفني از پايه ساخته مي شوند،تعداد تلفنهاي سيار بيشتر از تلفنهاي ثابت است. مثلا در كشور كامبوج تعداد تلفنهاي سيار بيشتر از تلفنهاي ثابت است .

گرايش به استفاده از تلفنهاي سيار به خاطر كاهش قيمت مكالمات آن شدت بيشتري خواهد گرفت. درسال 1992 تعرفه خدمات تلفني سيار به طور ميانگين سه و نيم برابر بيشتر از تعرفه تلفنهاي ثابت بود . ولي اكنون هزينه تلفن سيار قابل رقابت با تلفن ثابت شده است. هنگامي كه اين مسئله عموميت پيدا كند ،بازار عظيمي براي تلفنهاي سيار بوجود مي آيد و تعداد مكالمات تلفني سيار از تعداد مكالمات تلفنهاي ثابت بيشتر خواهد شد .

براي بسياري از مردم محلي حمل تلفن سيار مانند حمل ساعت يا يك كيف پول است. تلفنهاي سيار ممكن است در داخل بسياري از وسايل مورد نياز ساخته شوند. ممكن است اين تلفنها به صورت استاندارد در يك كيف دستي يا كيف اداري به خريدار عرضه شوند (جزء وسايل استاندارد كيف باشند) و شايد جزء وسايل استاندارد اتومبيل گردند. اين گوشيهاي تلفن را حتي مي توان كوچك تر از اين ساخت .تنها عامل بازدارنده اين هدف صفحه كليد است. طول عمر باتري آن نيز افزايش خواهد يافت . اين گوشيها به طور روزافزوني در تعدادي از وسايل روزمره،مانند سمعك يا راديوهاي جيبي (قابل حمل) و گوشي كار گذاشته خواهند شد. البته اين موضوع هنگامي بوقوع خواهد پيوست كه با استفاده از نظام شناسايي صوت نيازي به صفحه كليد تلفن نباشد».( ۱)

در آستانه ورود به دهۀ 70 ميلادي بود كه آمريكايي‌ها به اين فكر افتادند كه ارتباطات تلفني را گسترش دهند و بتوانند تلفن را با خود حمل كنند، از اين رو تصميم گرفتند تلفن‌همراه يا به قول خودشان Mobile را بسازند. بعد از اين فكر بود كه پايه‌هاي ساخت تلفن‌همراه بنا نهاده شد و شبكه‌هاي تلفن‌همراه به توليد انبوه رسيد، مطمئنا تلفن‌هاي همراه اوليه به ظرافت امروز نبود بلكه چيزي شبيه به بي‌سيم‌هاي 20 سال پيش بود كه هيچ كار فانتزي بر روي آن‌ها انجام نشده بود؛ اين اختراع سبب شد كه بشر بتواند امواج مايكروويو را مهار كرده و آن را براي ارتباط بي‌سيم به‌كار بگيرد.

« دكتر مارتين كوپر( Martin Cooper  ) در 3 آوريل 1973 اولين كسي بود كه با گوشي يك كيلو گرم اش صحبت كرد اين مهندس الكترونيك در شركت موتورلا اولين گوشي قابل حمل را ساخت.

عکس مارتین کوپر و گوشی همراه یک کیلو گرمی اش

ايده ساخت گوشي همراه را دكتر كوپر از يك مجموعه تلويريوني علمي ـ تخيلي ” پيشتازان فضا “ كه شخصيت اصلي سريال با گوشي بي سيم حرف مي زد به ذهنش الهام شد و تصميم گرفت روي عملي كردن اين قضيه كار كند.

اواخر دهه 1960 يك شركت تلفن در آمريكا ، انگليس و ژاپن وجود داشت كه شركت آمريكاي ATTالان بزرگترين شركت تلفن در دنيا محسوب مي شود.آنها چيزي را اختراع كرده بودند كه به آن cellular مي گويند در واقع اختراعشان تلفن هاي داخل ماشين بود.

مارتين كوپر در عمل نشان دادكه مي توان يك تلفن همراه ساخت كه با آن بشود يك شماره را نه به يك مكان ، نه به يك ميز ، و نه به يك خانه ، بلكه به يك شخص اختصاص داد.از سال 1973 كه مارتين كوپر اولين تلفن همراه را به نمايش گذاشت تا سال 1983 اولين سرويس تجاري تلفن همراه شروع به كار كرد آنها 5 مدل گوشي تلفن همراه ساختند كه هر كدام 450 گرم وزن داشت.

مارتين كوپر( پدر تلفن همراه ) معتقد است : دنياي بيسيم دنياي آزادي است دنياي رها شدن از قيد و بند تلفن هاي ثابت و داشتن قابليت بودن هرجايي كه مي خواهي . تلفن همراه زندگي مردم را بهتر مي كند و راحتي بيشتري به مردم مي دهد(۲)

۱- جهانگرد ، نصراله ، زوال فاصله ها ، دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی، سال 84

۲- History of Cell Phone and Martin Cooper 

منبع : دانش ارتباطات

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه یکم اسفند ۱۳۸۵ و ساعت 2:59 |

اتريش از جمله كشورهاي اروپايي است كه فعاليت‌هاي خبري و مطبوعاتي در آن از قدمت زيادي برخوردار است.

اولين فعاليت خبرگزاري در اتريش در قالب يك موسسه خصوصي انتشار اخبار در سال ‪ ۱۸۴۹‬توسط "يوزف توورا" آغاز شد كه اخبار را از طريق تلگراف به صورت روزانه به نشريات ارسال مي‌كرد.
فعاليت اين موسسه خصوصي تا ‪ ۱۰‬سال بعد به همين شكل ادامه يافت تا اينكه در سال ‪ ۱۸۵۹‬به علت كوتاهي در ارسال اخبار مهم مربوط به جنگ اتريش و ايتاليا، دولت وقت تصميم به كنترل آن گرفت كه در نتيجه اداره كامل اين موسسه خبري در سال ‪ ۱۸۶۰‬به دست حكومت افتاد.
اين موسسه خبري چندين دهه بعد و در سال ‪" ۱۹۲۲‬خبرگزاري رسمي اتريش" (‪ (ANA‬ناميده شد و با تحولات مربوط به دهه ‪ ۳۰‬ميلادي و پس از الحاق اتريش به آلمان در سال ‪" ۱۹۳۸‬دفتر خبرگزاري آلمان" (‪ (DNB‬جايگزين آن شد.
در سال ‪ ۱۹۴۶‬يعني پس از پايان جنگ دوم جهاني، با كمك خبرگزاري انگليسي رويترز و خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس مجددا راه اندازي شد و خبرگزاري رسمي اتريش "آپا" نام گرفت.
امروزه "آپا" در اتريش به عنوان ستون اصلي خبررساني و مهمترين منبع اطلاعاتي براي رسانه‌هاي اين كشور محسوب مي‌شود و مطبوعات، موسسات و سازمانهاي سياسي دولتي و غير دولتي را بدون وابستگي به دولت و يا احزاب پوشش مي‌دهد.
نحوه اداره:
خبرگزاري اتريش، آپا به صورت شركت سهامي و با سرمايه‌گذاري روزنامه ها و مجلات اتريش اداره مي‌شود.
سرمايه‌گذاران آن را در حال حاضر پانزده روزنامه و مجله اتريشي تشكيل مي دهند كه تضمين‌كننده استقلال اين نهاد از دولت و نيز فعاليت براي آن تمام نشريات است.
در حال حاضر هيات مديره اين خبرگزاري متشكل از ‪ ۱۲‬نفر از دوازده نشريه و هيات ناظر نيز متشكل از ‪ ۸‬نفر از هشت نشريه است.

** نهادهاي مطبوعاتي :
در حال حاضر سه نهاد مطبوعاتي در اتريش فعاليت مي‌كنند كه عبارتند از:
اتحاديه خبرنگاران، كلوپ (باشگاه) مطبوعات بين‌المللي ، صنف روزنامه ها و مجلات و مطبوعات تخصصي.
اتحاديه خبرنگاران
اين اتحاديه نماينده حقوقي براي خبرنگاران در تمام رشته‌هاي خبري اعم از خبرنگاري، روزنامه‌نگار، عكاس، كاريكاتوريست و ساير مشاغل خبري است.
از جمله امور حقوقي كه اين اتحاديه پيگيري مي‌نمايد امور استخدامي، قراردادهاي كلي و تعرفه‌اي و نيز موضعگيري در زمينه طرح قوانين و مصوبه‌هاي مربوط به فعاليتهاي خبري و مطبوعاتي است.
صنف روزنامه‌هاي اتريش
اين صنف در سال ‪ ۱۹۴۶‬از طرف روزنامه‌هاي وقت براي دستيابي به اهداف و علاقمنديهاي مشترك تاسيس شد، كه در حال حاضر شامل ‪ ۷۷‬عضو شامل ‪ ۱۷‬روزنامه و ‪ ۶۰‬مجله، هفته نامه و ماهانه است.
تا سال ‪ ۲۰۰۲‬شوراي مطبوعات نيز در كنار اين نهادها به امور مطبوعات مي‌پرداخت كه در اين سال به دليل اختلافاتي كه بين صنف روزنامه نگاران نيز اتحاديه خبرنگاران بروز كرده بود منحل شد.
مهمترين وظيفه اين شورا آن بود كه بر فعاليت مطبوعات در زمينه بي‌صحت، بي طرفي و نيز محتواي آن نظارت كند و در صورت تخطي، برخورد لازم را در اين زمينه انجام دهد.
اعضاي اين شورا را منتخبي از نهادهاي مطبوعاتي ديگر تشكيل مي‌دادند و از آنجايي كه به دليل اختلاف نظر دائمي اعضا، در بسياري از موارد قادر به اجراي تصميمات خود نبود از هم پاشيده شد
 
براي هشت ميليون نفر اتريشي روزانه ‪ روزانه 3 ‬ميليون نسخه نشريه اعم از روزنامه، هفته نامه، ويژه نامه و ... توزيع مي‌شود.
روزنامه‌ها در اتريش از جمله محبوبترين وسايل ارتباط جمعي محسوب مي شوند و به همين دليل ‪ ۱۷‬روزنامه سراسري و استاني در طول روز نياز اطلاعاتي مردم اين كشور را تامين مي‌كند.
مهمترين روزنامه‌هاي اتريش عبارتند از: كرونن سايتونگ، كورير، پرسه استاندار، نوي كرونن سايتونگ، اوبراسترايش ناخريشتن، سالزبورگر ناخريشتن و وينر سايتونگ.
از ‪  از 3 ‬ميليون نسخه روزانه‌اي كه مطبوعات منتشر مي‌كنند يك ميليون آن به روزنامه كرونن سايتونگ اختصاص دارد كه در قطع تابلويد منتشر مي‌شود.
اين روزنامه نشريه‌اي عوام پسند است و كمتر به مسايل سياسي داخلي و يا خارجي مي‌پردازد.
‪ ۲‬ميليون تيراژ باقي مانده در اين كشور به ترتيب به روزنامه‌هاي كورير، پرسه، استاندار و ساير نشريات تعلق دارد.
گرچه روزنامه‌هاي سراسري اتريش در تمام كشور توزيع مي‌شوند اما در برخي مناطق همچون سالزبورگ قادر به رقابت با نشريات معتبري همچون سالزوبورگر ناخريشتن نيستند.
روزنامه‌هاي اتريش به وسيله زنجيره‌اي به هفته نامه‌ها و نشريات ويژه استانها و شهرها مرتبط مي‌شوند به اين ترتيب كه هر روزنامه مجموعه‌اي از ويژه نامه‌ها و هفته نامه‌ها را براي اين مناطق منتشر مي‌كند.
آگهي‌ها مهمترين منبع درآمد روزنامه‌ها محسوب مي‌شوند به حدي كه از كل آگهي‌هاي منتشره در اين كشور ‪ ۵۳‬درصد آن نصيب روزنامه‌ها مي‌شود و بقيه مقادير به تلويزيون، راديو، و نصب در سطح شهر اختصاص مي‌يابد.
دولت اتريش از سال ‪ ۱۹۷۵‬به نشريات اين كشور سوبسيد مي‌دهد و مهمترين شرط آن اين است كه تيراژ روزانه آنها كمتر از ‪ ۱۰‬هزار نسخه در روز نباشد، اين رقم براي هفته نامه‌ها ‪ ۵‬هزار نسخه در هفته است.

** قانون مطبوعات در اتريش
قانون مطبوعات اتريش با ‪ ۵۱‬ماده و هفت بند ناظر بر فعاليت مطبوعات در اين كشور است.
در اين قانون نحوه تاسيس مطبوعات، نحوه اداره، رسيدگي به جرايم و نحوه انتشار تعيين شده است.
بر اساس اين قانون "اعلام نامه" براي ايجاد و راه اندازي نشريات كافي است و در آن آزادي بيان، آزادي جستجو و كسب خبر تضمين شده است.
اين قانون همچنين تضميني براي حفظ حقوق و آزاديهاي فردي و جلوگيري از تجاوز مطبوعات به حريم شخصي افراد در اين كشور محسوب مي‌شود.
در صورت بروز موارد مذكور خبرنگار و يا سردبير مربوطه تحت تعقيب قانوني قرار گرفته كه اين امر موجب عذر خواهي و درج پاسخ در همان صفحه و نيز پرداخت جريمه نقدي مي‌شود.
منبع:http://mohammadzarei.blogfa.com
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۸۵ و ساعت 8:39 |

نظريه پردازان مديريت در بسياري از تحقيقات خويش به اين نتيجه رسيده اند كه ارتباط انسانها سنگ بناي جامعه انساني است و بدون آن هرگز فرهنگ به عنوان خصيصه جامعه انساني پديد نمي آيد ويكي از عمده ترين دشواريهايي كه انسانها با آن مواجه اند، ناشي از عدم ارتباط يا ارتباط نا مناسب با يكديگر مي باشد.

از جانب ديگر گسترش ارتباطات الكترونيكي ،جامعه جديد را چنان از جوامع پيشين متمايز ساخته است كه برخي عصر نو را عصر ارتباطات مي خوانند حال در اين شرايط ببينيم چگونه بايد ارتباط برقرار كرد تا ارتباط موثر يا رضامندداشته باشيم .ارتباطات در شرايط ورود به قرن بيست ويكم بايد ازدو بعد مورد توجه قرار گيردوبر اساس آن موضوع،رضامندي مخاطبان را تجزيه و تحليل كرد:
1-بعد مكاني-زماني (سنتي)

2-بعد نامكاني- هر زماني ويا مجازي (ديجيتالي)

از نظر ماهوي،ارتباط چه در سطح فردي و گروهي وچه در سطح پيچيده و گسترده جمعي-همگاني تا پيش ازانقلاب تكنولو‍‍ژي اطلاعاتي اخير محدود به زمان و مكان بود. بدين ترتيب كه شما به عنوان مسئول واحد ارتباطي يك سازمان ،ناگزير بوديد پيام خود را در چارچوب وسايل ارتباطي مرسوم مانند بولتن و خبرنامه داخلي ويا مطبوعات وراديو ،تلويزيون به مخاطبان خود برسانيد.اين پيام رساني در زمان معين و از مكان معيني بايد انجام مي گرفت كه به تجربه ي خود محدوديت هايي را بر شما (به عنوان ارتباطي) وبر مخاطب (يعني گيرنده پيام يا مثلا مشتري)تحميل ميكرد.چگونه؟به اين ترتيب كه نشريه، روزنامه،مجله يا اخبار راديو ويا تصوير تلويزيوني درروز، ساعت و محل معيني در اختيار مخاطبان قرار ميگرفت و يا منتشر مي شود.به عنوان مثال آن كس كه اخبار ساعت 2 بعدازظهر راديوو يا 10 شب تلويزيون را از دست ميداد.ناگزير موفق به دسترسي به شنيدن يا ديدن و يا حتي مطالعه پيام مورد نظر نمي شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 22:27 |

دكتر نعمت الله فاضلي: جامعه و فرهنگ ايراني و به تبع آن انسان ايراني مانند ديگر جوامع، فرهنگ ها وانسان ها تحت تاثير ظهور تکنولوژي هاي ارتباطي و اطلاعاتي جديد در حال ديجيتالي يا الکترونيکي شدن است.

هر چند در اين مسير ممکن است کمي لنگان لنگان راه را پيموده باشيم اما جهت و جاده انسان ايراني در راه آينده همان بزرگراه ارتباطي الکترونيکي شدن است.

در جامعه ديجيتال، روزنامه مانند ديگر چيزها هم معناي کلاسيک خود را از دست مي دهد و به «متن الکترونيکي» يا ديجيتال مبدل مي شود تا متناسب ذائقه و خواست انسان ديجيتال در آيد. در اين يادداشت کوتاه که به مناسبت شروع به کار روزنامه آن لاين همشهري مي نويسم مي خواهم کمي درباره ابعد فرهنگي ديجيتالي شدن و مزايا و معايب آن بنويسم.

در زبان انگليسي اين ايام تعبيري رواج يافته است که مي گويند «ا (منظور الکترونيک) براي همه چيز»[1]. اين عبارت کنايه از فرايندي است که جامعه شناسان از آن به «ديجيتالي شدن»[2] ، يا«الکترونيکي»[3]شدن نام مي برند.

الکترونيکي يا ديجيتالي شدن فرايندي است که انسان از طريق ابزارها، فنون و رسانه هاي ديجيتالي مانند شبکه اينترنت و رايانه به توليد، تکثير، اشاعه و انتشار نمادها و معاني مي پردازد و از طريق آنها زندگي خود را سامان و معنا مي بخشد.

در نتيجه رشد و گسترش رسانه هاي ديجيتالي و الکترونيکي و افزايش کاربرد آنها در تمام ابعاد زندگي روزمره – از فعاليت هاي تجاري بزرگ بانکي، خريد و فروش رايانه اي و آموزش از راه دور رايانه اي گرفته تا آشپزي و کارهاي جزئي درون خانه- فرايند ديجيتالي شدن نيز گسترش يافته است و در حال تغيير دادن عادات بنيادين ما در زمينه هاي مختلف فعاليت هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 9:3 |

تولستوي: زماني مي‌رسد که هر کس خواندني‌ترين ماجراي زندگيش را روايت كند

تولستوي در سال‌هاي نخست سده‌ي بيستم پيش‌بيني کرده بود که زماني خواهد رسيد که هر کس خواندني‌ترين ماجراي زندگيش را روايت خواهد کرد و بدين ترتيب نويسندگي به يک تفنن همگاني تبديل خواهد شد ، تفنني مانند قدم زدن در يک روز آفتابي . ظاهرا پيشگويي تولستوي اکنون با پيدايش و گسترش پديده اي نوظهور به نام وبلاگ در شبکه اينترنت تحقق يافته است.

وبلاگ در واقع تارنماهايي (سايت) است، شامل کوته‌نوشت‌ها و قلم اندازهايي که هر روز به روز مي شود و نمايانگر و بيانگر تعلقات، انديشه‌ها، تاملات، مطايبات و خاطرات يک فرد است. وبلاگ يک صفحه اينترنتي تحت وب است که توسط يک فرد يا گروهي به روزرساني مي شود ، وبلاگ، سايتي اينترتني است كه توسط مردم معمولي مثل من و شما راه اندازي مي‌شود . آنها داستان ، شعر ، قطعه هاي ادبي ، عكس و يا مطالبي شبيه ساير وب سايت ها را به وبلاگ خودشان پست مي كنند.

بر اساس اين نوشته، شايد ساده‌ترين توصيف از وبلاگ، همان يادداشت‌هاي روي وب باشد. به عبارت ديگر وبلاگ يك دفترچه يادداشت براي شماست تا شما اطلاعات، نظرات، خاطرات، حرف دل و هر نوع مطالب ديگر را روي آن بنويسيد و با ديگر كاربران به اشتراك بگذاريد.

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۵ و ساعت 15:44 |

از نگاه جامعه شناسان دنياي امروزي به ارتباط مستمر يا كنش متقابل ميان مردمي كه بسيار جدا از يكديگرند وابسته است . اما اگر ما تا اين اندازه به ارتباط از راه دور وابسته نبوديم ، تعليم وتربيت به صورت توده گير نه ضروري بود و نه ممكن . در فرهنگهاي قديمي بخش اعظم دانش موجود آن چيزي بود كه يكي از انسان شناسان ، به نام كليفورد گرتس ، دانش محلي ناميده است .
سنتها در اجتماع محلي انتقال مي يافت و اگر چه انديشه هاي كلي فرهنگي به تدريج در مناطق وسيعي منتشر مي گرديد ، فرايندهاي انتشار فرهنگي ، طولاني ، كند و ناپيوسته بود . امروز ، ما در " كل جهان " زندگي مي كنيم به شيوه اي كه براي ژا پل ديديون ، يا هر كسي كه قبل از حدود سال 1800 زندگي مي كرد كاملا غير قابل تصور مي بود . ما از اوضاع و رويدادهاي هزاران مايل دورتر آگاهيم _ ارتباط الكترونيكي چنين آگاهي اي را تقريبا در هر لحظه فراهم مي كند . تغييرات در انتشار اطلاعات ، و در تكنولوژي هاي اطلاعات ، همانند هر جنبه توليد صنعتي بخشي از توسعه جوامع امروزي است . در قرن بيستم ، حمل ونقل سريع و ارتباط الكترونيكي انتشار جهاني اطلاعات را بسيار شدت بخشيده اند.
 رسانه هاي همگاني ( روزنامه ها ، مجلات ، سينما و تلويزيون ) اغلب در ارتباط با سرگرمي در نظر گرفته مي شود ، و بنابراين در زندگي اكثر مردم نسبتا كم اهميت قلمداد مي گردد. چنين ديدگاهي كاملا گمراه كننده است .
ارتباطات همگاني در بسياري جنبه هاي فعاليتهاي اجتماعي ما دخالت دارد . براي مثال ، معاملات پولي اكنون اساسا بر پايه مبادله اطلاعاتي قرار دارد كه در كامپيوترها نگهداري مي شود . حساب بانكي توده اي از اسكناس نيست كه در گاو صندوق نگهداري شود ع بلكه ارقامي است كه روي برگ حساب چاپ شده و در كامپيوتر ذخيره مي شود . هر كس كه از كارت اعتباري استفاده مي كند به يك سيستم بسيار پيچيده اطلاعاتي متصل مي شود كه با وسايل الكترونيكي ذخيره شده و انتقال مي يابد . حتي وسايل سرگرمي مانند روزنامه ها يا تلويزيون تاثير فراگيري برتجربه ما داند . اين امر تنها به اين علت نيست كه آنها بر نگرشهاي ما به شيوه هاي خاصي تاثير مي گذارند ، بلكه از آن روست كه انها وسيله دسترسي به اطلاعاتي هستند كه بسياري فعاليتهاي اجتماعي به ان بستگي دارد . تنها يك فرد تارك دنيا ، ممكن است به طور كامل از رويدادهاي خبري كه بر همه ما تاثير مي گذارد بركنار باشد كاملا مي توان گمان كرد كه تارك دنياي قرن بيستم هم يك راديو داشته باشد !
 
الف )  دنيس مك كويل  و " نظريه ميانجي ميان رسانه و جامعه " 
در نگاه دنيس مك كوايل " نظريه ميانجي رسانه و جامعه "  و نظريه ” جايگزين رسانه و جامعه "  و نظريه “ جامعه توده وار ” با بر شمردن پيش فرضهاي نظريه ميانجي و خصايص آنها ، و با الگوي روابط اين نظريه ، رسانه ها را بيش تر وابسته به نهادهاي سياسي ، اقتصادي ، حقوقي و … مي دانند تا كنترل كننده آنها .
« دنيس مك كويل با تاكيد بر روابط متقابل نهادهاي سياسي ، اقتصادي و حقوقي ، اصول حاكم بر روابط رسانه و جامعه را چنين بيان مي كند :
1 – فلسفه و هنجارهاي حاكم بر فعاليت رسانه ها كه نشات گرفته از پيش فرضهاي ايدئولوژيك است .
2 – قوانين رسمي كه برخي محدوديت ها را براي رسانه ها ايجاد مي كند .
3 – مناسبات اقتصادي حاكم بر فعاليت رسانه ها
4 – پيوندهاي غير رسمي بين رسانه ها و نهادهاي آموزشي ، فرهنگي ، ديني و …
5 – رسانه ها به عنوان نقطه عطف مشترك انواع تجربيات جداگانه و هماهنگ كننده اطلاعات تجربيات و معارف مخاطبان
در خصوص نظريه جايگزين رسانه ها و جامعه ، مك كويل با ترسيم الگويي كه از دو تن از جامعه شناسان به نام  “ بارل ” و “ مورگان ” اقتباس نموده سه بعد “ قدرت ” و سلطه گري در مقابل كثرت گرايي “          " تغيير ” ( رسانه به عنوان محرك ، در مقابل جامعه به عنوان محرك ) و “ گرايش گريز از مركز ( متمايل به مركز رسانه ها ) را تشريح مي كند .
مك كويل در تحليل گرايش هاي متمايل به مركز رسانه ها ( نقش رسانه ها در تقويت و استحكام ارزش ها و باورهاي موجود ) و گريز از مركز رسانه ها ( نقش رسانه ها در تضعيف ارزش هاي موجود و نوگرايي و امروزي شدن ) اذعان مي دارد كه از برخورد اين دو بعد چهار موضع نظري با وجود مثبت و منفي به وجود مي آيد :
1 – گرايش متمايل به مركز رسانه ها در وجه مثبت بر وحدت بخشي و يكپارچه سازي رسانه ها تاكيد مي كند و در وجه منفي بر كنترل و دخل و تضعيف ارزش ها .
2 – گرايش گريز از مركز رسانه ها در وجه مثبت بر نوگرايي ، آزادي خواهي و تحرك اجتماعي رسانه ها تاكيد مي كند و در وجه منفي بر انزوا ، از خود بيگانگي و تضعيف ارزش ها تاكيد مي كند .

ب ) نظريه جامد توده وار
قبل از بررسي و تحليل نظريه جامعه توده وار به تعريف مفهوم توده و توده رسانه مي پردازيم واژه كليديMass   را نمي توان بصورت ساكن و غير مواجه بودن با فضاي اجتماعي و ابعاد آن تعريف كرد . مهمترين ويژگي اين واژه دو پهلو بودن و تناقض دروني آن است . در تفكر اجتماعي اين واژه ، هم معناي كاملاً مثبت و هم معنايي كاملاً منفي داشته و هر دوي اين معاني نيز حفظ شده است .
وجه منفي آن از گذشته به توده غوغاگر و اوباش اطلاق مي شده است . به ويژه توده مردم جاهل و بي اعتنا به قانون . در اين نگاه ، در اين تعريف واژه توده فرهنگ ، هوش و حتي خردمندي وجود ندارد .
اما در معناي مثبت و مشخصاً‌ در سنت سوسياليستي ، از واژه “ توده ” مردم معمولي و زحمت كشي كه براي تحقق اهداف جمعي سازمان يافته اند استنباطي مي شود . وقتي كميت زياد بار مثبت داشته باشد اين واژه نيز معناي مثبت مي يابد مثلاً حمايت توده اي ، يا جنبش توده اي و اقدام توده اي و غيره ، جدا از ارجاع به تعداد زياد در هر دو معناي مثبت و منفي ، نكته مهم در اين است كه اين مجموعه عمل كننده عليه سركوب مي شود يا اينكه به نظم مستقر و موجود خدمت مي كند . اين تفاوت در ارزش گذاري ، چه حال و چه در گذشته هميشه بستگي به موضع گيري و عقيده داشته است .
دليل استفاده از از واژه Mass در Mass communication ( ارتباط جمعي ) توليد انبوه و پر شمار تعداد زياد مخاطباني است كه به رسانه هاي جمعي دسترسي دارند ، همچنين يك معناي اصيل واژه Mass ، مجموعه اي بي شكل است كه تميز دادن اجزاي آن از يكديگر بسيار دشوار است . در فرهنگ ، Mass به صورت زير تعريف شده است : “ مجموعه اي كه در آن فرديت از ميان رفته است ” اين معنا بسيار نزديك به استنباطي است كه جامعه شناسان از اين واژه دارند ، به ويژه آنگاه كه به مخاطبان رسانه هاي جمعي اطلاق مي شود .
از نگاه هربرت بلومر جامعه شناس معاصر آمريكايي صاحب نظر مكتب كنش متقابل در تعريف اوليه “ توده ” با استفاده از فرق هايي كه ساير انواع جمع هايي كه در زندگي اجتماعي يافت مي شود . به ويژه گروه ، انبوه خلق و همگان دارد ارائه مي كند .
در يك گروه كوچك ، همه اعضا يكديگر را مي شناسند ، بر عضويت مشتركشان در گروه آگاهي دارند . ارزش هايشان مشترك است . نوعي ساختار روابط دارند كه در طول زمان نسبتاً پايدار است و در خدمت هدف خاصي است . “ انبوه خلق ” بزرگ تر است ، اما هنوز محدود به حدودي قابل مشاهده و جايي مشخص است هر چند انبوه خلق موقتي است و به ندرت دوباره با همان تركيب اوليه تشكيل مي شود . البته احتمال مي رود كه هويت و روحيه مشترك بالايي وجود داشته باشد اما معمولاً تركيب اخلاقي و اجتماعي آن ساختار و نظم معيني ندارد . البته انبوه خلق مي تواند دست به عمل بزند اما اغلب اعمالش خصلت انفعالي ، عاطفي و غير عقلاني دارد .
نوع سومي كه هربرت بلومر “ همگان ” مي خواند كه بسيار بزرگ ، پراكنده و پايدار است معمولاً حول موضوع يا هدف مربوط به زندگي عموم مردم تشكيل شده و هدف اوليه اش پيش برد منافع يا عقيده اي خاص و تحقيق دگرگوني سياسي است . “ همگان ” عنصري اساسي در نهاد سياسي دموكراتيك و مبتني است بر آرمان برخورد عقايد در چارچوب يك نظام سياسي باز و غالباً از بخش هاي آگاه تر جامعه تشكيل مي شود . پيدايش “ همگاني ” از نگاه مشخصه نظام هاي دموكراسي ليبرال مدرن بوده و با ظهور روزنامه حزبي يا بورژوا در پيوند بوده است .
نظريه جامعه توده وار بر وابستگي متقابل نهادهايي كه اعمال قدرت مي كنند و در نتيجه به يگانگي رسانه ها با منابع قدرت و اقتدار اجتماعي تاكيد دارد . احتمال دارد كه محتوا به منافع سياسي و اقتصادي صاحبان قدرت خدمت كند ، البته از رسانه نمي توان انتظار داشت كه تعريفي انتقادي يا جايگزين از دنيا ارائه كند . اما گرايش رسانه ها به اين است كه به مردم ياري دهد تا خود را با سرنوشت خويش سازگار كنند .
از رسانه ها انتظار مي رود كه تصويري از جايگاه مردم در كل جامعه ارائه دهند . ابزاري باشند ، براي استراحت و منحرف كردن توجه از مشكلات و فرهنگي در اختيار مردم قرار دهند كه با زندگي واقعي شان سازگار باشد ؛ زندگي اي كه معمولاً با و تفريح يكنواخت ، تحت سلطه بوروكراسي بودن ، انزوا يا دنياي خصوصي خانوادگي ، رقابت و مشاركت و همبستگي بسيار نازل با جامعه ، همراه است . در اين نظريه رسانه ها را هم علت جامعه توده وار مي داند و هم عاملي كه به اين نوع جامعه استمرار مي بخشد زيرا تصويري كه رسانه از جهان ارائه مي دهد ، جايگزيني براي جهان واقعي و محيطي كاذب و ابزاري توانا براي دخل و تصرف در اذهان عمومي و البته همچنين كمكي براي بقاي رواني در شرايط دشوار .
نظريه جامعه توده وار نه تنها بدبينانه بلكه هم غير آزمون پذير و تبييني تام و تمام غير نسبي مي باشد . اين انديشه آميزه اي از انديشه انتقادي برگرفته شده از چپ سياسي و نوستالژي عصر طلايي اجتماعات مدني و دموكراسي .

پ ) ماركسيسم
هر چند كه خود ماركس ، از ميان رسانه ها ، فقط مطبوعات را مي شناخت ، آن هم در زماني كه هنوز تبديل به يك رسانه جمعي مؤثر نشده است ، اما كاملاً امكان دارد كه رسانه هاي مدرن را بر اساس انديشه هاي او تحليل كنيم .
رسانه ها نيز نوعي از وسايل توليداند كه از قانون مندي هاي خاص نظام توليد سرمايه داري صنعتي ، يا عوامل توليد و روابط توليد معين پيروي مي كنند . به احتمال زياد اين رسانه ها در مالكيت يك طبقه سرمايه دار انحصاري ، كه در سطح ملي يا بين المللي سازمان يافته تا به منافع اين طبقه خدمت كند ، قرار دارند و با استثمار مادي كارگران فرهنگي و مصرف كنندگان به چنين كاري مبادرت مي ورزند . از نظر ايدئولوژيكي نيز وظيفه آنها نشر افكار و جهان بيني هاي طبقه حاكم و رد انديشه هاي جايگزين ديگري است كه ممكن است به دگرگوني يا رشد آگاهي طبقه كارگر از منافع خود و جلوگيري از تبديل شدن اين آگاهي به مخالفت فعال و سازمان يافته سياسي بينجامد . پيچيدگي اين مدعا منجر به اين شده كه سه نوع نظريه الهام گرفته از ماركسيسم در مورد رسانه هاي مدرن داشته باشيم ، نظريه اقتصادي سياسي ، نظريه انتقادي و نظريه هژموني رسانه ها ، از اين ميان ، نظريه اول به سنت ماترياليستي ماركسيستي وفادارتر است زيرا بر عوامل اقتصادي تاكيد دارد اما دو نظريه ديگر بيشتر به عوامل ايدئولوژيكي ( روبنايي ) پرداخته اند .

پ – 1 ) نظريه اقتصاد سياسي رسانه
دغدغه ما از احياي اصطلاح قديمي نظريه اقتصاد سياسي رسانه ، مشخص كردن رهيافتي است كه بيش از محتواي ايدئولوژيكي رسانه ها بر ساخت اقتصادي 6 رسانه ها تاكيد دارد و با پذيرش وابستگي ايدئولوژي به زير بناي اقتصادي ، تحقيقات را به سوي تحليل تجربي ساختار مالكيت رسانه ها و عملكرد نيروهاي بازار سوق مي دهد . از اين نقطه نظر ، نهاد رسانه را بايد بخشي از نظام اقتصادي دانست كه البته پيوندي تنگاتنگ با نظام سياسي دارد . ويژگي غالب معرفتي را كه رسانه براي جامعه و درباره جامعه توليد مي كند ، تا حد زيادي مي توان با ارزش مبادله انواع گوناگون محتوا ، تحت شرايط فشار براي گسترش بازار و همچنين با منافع پنهان اقتصادي صاحبان و تصميم گيرندگان آن توضيح داد . اين منافع به لزوم سودآوري فعاليت رسانه اي و سودآوري ساير بخش هاي تجارت به عنوان نتيجه گرايش ها و فرايندهاي انحصاري ادغام افقي و عمودي ناشي از آن مربوط مي شود .
پيامد آن را مي توان در كاهش منابع رسانه اي مستقل ، تمركز در بازارهاي بزرگ ، اجتناب از خطر كردن ، غفلت از بخش هاي كوچكتر و فقيرتر مخاطبان بالقوه مشاهده كرد . آثار نيروهاي اقتصادي تصادفي نيست ، اما مستمراً در جهت حذف “ … آن صداهايي عمل مي كنند كه فاقد قدرت يا منابع اقتصادي هستند … منطق پنهان هزينه منظماً در جهت تثبيت موقعيت گروه هايي كه از قبل در بازارهاي رسانه هاي جمعي جا افتاده اند و حذف گروه هاي فاقد سرمايه لازم براي ورود موفقيت آميز به بازار عمل مي كند . پس صداهايي كه باقي مي مانند عمدتاً به كساني تعلق دارد كه احتمال كمتري دارد كه توزيع ثروت و قدرت موجود را مورد انتقاد قرار دهند .
بر عكس ، آناني كه بيشترين احتمال مبارزه جويي از سوي آنهاست قادر به بيان عمومي نارضايي يا مخالفت خود نيستند زيرا منابع كافي براي برقراري ارتباط مؤثر بر گروههاي وسيع مخاطب را در اختيار ندارد ”
وجه مثبت اصلي اين رهيافت در توانايي آن براي ارائه احكام آزمون پذير تجربي درمورد عوامل تعيين كننده بازار است ، هر چند كه اين عوامل متعدد هستند كه اثبات تجربي آنها بسيار دشوار است . يكي از وجه منفي نظريه اقتصاد سياسي اين است كه آن بخش هايي از رسانه ها كه تحت كنترل عمومي قرار دارند به سادگي نمي توانند در قالب عملكرد بازار آزاد تبيين شوند . هر چند كه اين رهيافت رسانه را فرآيندي اقتصادي مي داند كه حاصل اش عرضه كالايي است به نام محتوا ، اما نوع خاصي از رهيافت اقتصاد سياسي مدعي است كه محار رسانه در واقع توليد مخاطب است و نه محتوا . به اين معنا مي باشد كه رسانه ها توجه مخاطبان را به سمت آگهي دهندگان سوق مي دهند و به اين ترتيب رفتار مخاطبان رسانه ها را از طريق معيني تعيين مي كنند .

پ – 2 ) مكتب فرانكفورت و نظريه اقتصادي
نظريه پردازان مكتب فرانكفورت كار خود را در آلمان وايمار آغاز كرده اند و با به قدرت رسيدن نازي ها ، در كشورهاي ديگر به ويژه آمريكا پراكنده شدند . موضوعي كه توجه آنها را به خود جلب كرده بود شكست آشكار دگرگوني اجتماعي انقلابي بود كه ماركس از آن خبر داده بود . براي تبيين اين شكست به توان منديهاي روبنا ، به ويژه در شكل رسانه هاي جمعي و از اين رو به آن رو كردن فرايندهاي تاريخي دگرگوني اقتصادي توجه كردند . به يك معنا منظور آنها اين بود كه ايدئولوژي مسلط زيربناي اقتصادي را از راه تسليم و همسان سازي طبقه كارگر مشروط كرده باعث شده كه تاريخ “ مسير اشتباهي را طي كند ”
فرهنگ توده وار ، عمومي و تجاري شدن عمده ترين ابزار اين موفقيت سرمايه انحصاري است . كمابيش كل نظام توليد انبوه كالاها ، خدمات و انديشه هاي به نظام سرمايه داري پيش فروش شده است و همراه با آن پايبندي به عقلانيت ابزاري ، مصرف گرايي ، رضايت مندي هاي كوتاه مدت و افسانه “ بي طبقگي ” كاملاً جا افتاده است . كالا مهم ترين ابزار ايدئولوژيكي اين فرايند است ، زيرا به نظر مي رسد كه هنرهاي زيبا و حتي فرهنگ انتقادي و مخالف را مي توان به انگيزه سود و البته به بهاي از دست دادن قدرت انتقادي اش به خوبي به فروش رساند . مكتب فرانكفورت به وابستگي فرد و طبقه به تعريف تصاوير و ضوابط مجادله فكري مشترك در كل نظام باور دارد .
ماركوزه جامعه اي را كه با تمسك “ صنعت فرهنگ ” ايجاد شده است “ تك ساختي ” مي خواند . تاكيدي كه اين مكتب بر رسانه جمعي به عنوان سازوكاري قدرتمند براي جلوگيري از دگرگوني دارد استمرار يافته و سپس با رهيافت “ هژموني ” كه در زير شرح داده مي شود پيوند مي خورد ، اما بعدها “ منفي گرايي ” مكتب فرانكفورت و همچنين ” نخبه گرايي فرهنگي ” آن آماج انتقاد از سوي چپ قرار گرفت . به علاوه بايد به هم زماني اقبال عمومي به اين مكتب و نظريه جامد توده وار نيز توجه داشت .

پ – 3 ) نظريه هژمونيك رسانه
سومين مكتب تحليل رسانه در سنت ماركسيستي را مي توان با احتياط تحت عنوان كلي نظريه هژموني قرار داد . اصطلاح هژموني را گرايشي در مورد ايدئولوژي حاكم به كاربرده است . اين نظريه كم تر بر عوامل تعيين كننده اقتصادي و ساختي يك ايدئولوژي داراي جهت گيري طبقاتي تاكيد دارد . بلكه بيشتر برخورد ايدئولوژي ، اشكال بيان آن ، شيوه هاي دلالت و سازوي رهايي كه به كمك آنها اين ايدئولوژي استمرار مي يابد و شكوفا مي شود يعني متابعت بي چون و چراي قربانيان و موفقيت در تسخير و شكل دهي به آگاهي آنها ، اختلاف اين رهيافت با رهيافتهاي ماركسيسم كلاسيك و اقتصاد سياسي در اين است كه در اينجا ميزان استقلال ايدئولوژي از زير بناي اقتصادي بيشتر انگاشته مي شود .
ايدئولوژي به شكل تعريفي تحريف شده از واقعيت و تصويري از روابط طبقاتي يا با عبارات آلتوسر “ رابطه تخيل افراد با شرايط واقعي وجودشان ” از اين لحاظ مسلط نيست كه توسط طبقات حاكم به زور تحميل شده است بلكه سلطه آن به اين خاطر است كه داراي نفوذ فرهنگي آگاهانه و پايداري است كه به خدمت تفسير تجارب واقعي ، البته به صورتي پوشيده و در عين حال مداوم در مي آيد .
كوشش هاي نظري برخي متفكران ماركسيست به ويژه پولانزاس و آلتوسر به پالايش اين نظريه انجاميد و نگاه ها را به راه هاي باز توليد و مشروعيت بخشي روابط سرمايه داري بر اساس پذيرش كم و بيش داوطلبانه خود طبقه كارگر جلب كرده است . ابزار اين تلاش ها را پيشرفت تحليل نشانه شناسي و ساختاري با معرفي روش هايي براي كشف و استخراج معناي پنهان و ساختارهاي آن فراهم آورده است
.

تاثير رسانه و بخصوص تلويزيون در رفتار انساني از نگاه آنتوني گيدنز
تحقيقات وسيعي به منظور ارزيابي اثرات برنامه هاي تلويزيوني انجام شده است . بيشتر پژوهشها درباره تاثير تلويزيون به كودكان مربوط بوده است . كه اگر زماني را كه انها صرف تماشاي تلويزيون مي كنند و پيامدهاي احتمالي آن را از نظر اجتماعي شدن در نظر بگيريم ، به خوبي قابل درك است . سه موضوعي كه به طور معمول بيشتر از همه مورد بررسي قرار مي گير تاثير تلويزيون بر گرايش جرم و خشونت ، اثرات پخش اخبار و نقش تلويزيون در زندگي سياسي است .
گيدنز از تلويزيون به عنوان ابزاري زمينه ساز نگرشهاي اجتماعي نا م مي برد و اعتقاد دارد كه نفوزذ تلويزيون به عنوان يك وسيله فرهنگي نمي تواند چنان كه بايد بر حسب محتواي برنامه هاي ارائه شده ارزيابي گردد . تلويزيون به فراهم ساختن چارچوبهاي تجربه ، نگرشهاي كلي فرهنگي ، كه در درون آن افراد در جوامع امروزي اطلاعات را تفسير كرده و سازمان مي دهد كمك مي كند . تلويزيون در گسترش شكلهاي غيرمستقيم ارتباط در عصر حاضر به همان اندازه كتاب يا مجلات و روزنامه ها مهم است . تلويزيون شيوه هايي را كه افراد زندگي اجتماعي ، را تفسير كرده و نسبت به ان واكنش نشان مي دهند با كمك به نظم دادن تجربه ما از زندگي اجتماعي ، قالب برنامه ريزي مي كند. فرضهايي كه در پس خصلت كلي توليد و پخش تلويزيوني قرار دارند شايد از هرگونه برنامه خاصي كه نشان داده مي شود مهمتر باشند .
براي مثال ، تلويزيون به واسطه اهميتش در فراهم آوردن عرصه اي براي طرح مسائل و معرفي نامزدهاي انتخاباتي ، تا اندازه اي به تغيير ماهيت انتخابات امروزي كمك كرده است . به عنوان نمونه اي ديگر نمادهايي كه در پخش آگهي وجود دارند مكن است تاثير عميق تري بر رفتار اجتماعي داشته باشند تا
" پيامهاي " اعلام شده اي كه آگهي كنندگان مايل اند به مخاطبان خود انتقال دهند . بدين سان ، تفاوتهاي جنسي اغلب در آنچه در محيط يا زمينه يك برنامه آگهي تجارتي مي كذرد . به صورت نمادين در مي آيند و نه آنچه آشكارا به فروش مي رسد . در بسياري از آگهيها ، مردان از نظر ذهني و فيزيكي هوشيار به نظر مي رسند ، حال آنكه زنان در حالي كه به شيوه اي رويايي به دوردستها خيره شده اند نشان داده مي شوند  .
وسايل امروزي ارتباط همگاني نيز به همان اندازه در زندگي ما اهميت اساسي برخوردارند ، و علاوه بر فراهم ساختن بسياري از خدمات اطلاعاتي لازم ، امكاناتي براي خود _ روشنگري  و سرگرمي عرضه مي كنند . با وجود اين وسايل ارتباط همگاني در مجموع به انعكاس شيوه نگرش گروههاي مسلط در جامعه گرايش دارند . اين امر اساسا به علت سانسور مستقيم سياسي نيست ، بلكه از اين واقعيت ناشي مي شود كه مالكيت تلويزيون ، روزنامه ها ، بانكهاي اطلاعتي و غيره در دست افراد نسبتا معدودي متمركز گرديده است . چه كساني بايد وسايل ارتباط جمعي را كنترل كنند ؟ قشرهاي محروم تر چه تعدادي بكنند تا صدايشان شنيده شود ؟ اينها مسائل پيچيده و دشواري هستند ، كه با در نظر گرفتن سلطه تعداد معدودي از كشورهاي بر ارتباطات جهاني ، اكنون بعدب بين المللي يافته اند .

منابع :
1 _ مك كويل ، دنيس / درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي / پرويز اجلالي / مركز مطالعات رسانه ( تهران ) 1382 / چاپ اول .
2 _ ساروخاني ، باقر / جامعه شناسي ارتباطات / انتشارات روزنامه اطلاعات ( تهران ) / 
3 _ گيدنز ، آنتوني / جامعه شناسي / منوچهر صبوري / نشر ني ( تهران ) / چاپ ششم 1379 .

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۸۵ و ساعت 9:29 |

اين مقاله به تبيين چگونگي جايگزيني رسانه‌ها چونان ابزار ايجاد و تداوم سلطه به جاي قوه‌ي قهريه يا فشارهاي اقتصادي مي‌پردازد.

نويسنده در بخش اول مقاله با استفاده از نظر انديشمنداني چون گوستاولوبرن، اتولر بینگر، مانوئل كاستلز، ديويد رايزمن، نيل پستمن و نوام چامسكي، به تبيين جايگاه رسانه‌ها در نظام سلطه در عصر جديد مي‌پردازد و استفاده از روش‌هاي اقناع، تبليغ و دستكاري اخبار را از مهم‌ترين شيوه‌هاي تخدير توده‌ها و هدايت آنان در مسير منافع گردانندگان جامعه و صاحبان اصلي قدرت مي‌داند.

بخش دوم مقاله اختصاص به استفاده‌ي رسانه‌ها از قابليت‌هاي زبان در القاي انديشه‌ي دلخواه به مخاطبان دارد. نويسنده در اين بخش به اين نتيجه مي‌رسد كه قدرت ساختاري زبان اين فرصت را در اختيار گروه‌هاي توانمند قرار مي‌دهد تا گفتمان حاكم بر جامعه را به نفع خويش سمت و سو بخشند. رسانه‌ها براي رسيدن به اين مقصود، به ايجاد و استفاده از مفاهيم ايدئولوژيك و هژمونيك دست مي‌زنند.

بخش سوم مقاله به عهده‌ترين اهداف آمريكا در نظم نوين جهاني كه كنترل جهان است اشاره مي‌كند و فناوري‌هاي نوين ارتباطي، از جمله فناوري ماهواره‌اي را، از ابزار ايجاد و اعمال اين كنترل مي‌داند.

 

با ورود وسايل ارتباط جمعي به عرصه اجتماع، قدرت دچار تحول شد و اطاعت‌پذيري جامعه تحت تأثير شيوه‌هاي ناپيدا و غيرملموس اقناع و تبليغ قرار گرفت. به قول دكتر علي شريعتي، اگر در استعمار كهنه دست‌ها روي سرها بود و از زور استفاده مي‌شد، در استعمار نو، دست‌ها ميان سرها رفت و بر مغزها اثر گذارد.

بيش از صد سال پيش «گوستاولوبون» در يكي از آثار خود با عنوان «روانشناسي توده‌ها» كه از نخستين تأليفات در زمينه روانشناسي اجتماعي است، بر عامل تكرار تأكيد كرده و معتقد است آنچه تكرار مي‌شود سرانجام در ژرف‌ترين زواياي ناخودآگاه انسان، يعني در جايي كه پايه و علل كردار وي شكل مي‌گيرد فرو مي‌رود، چنان كه پس از مدتي حتي اگر عامل رفتار فراموش شود، رفتار باقي مي‌ماند (گوستاولوبون، 1369، ص 146). فرستندگان و گيرندگان پيام به گونه‌اي تربيت مي‌شوند كه اهداف دلخواه نظارت‌كنندگان را برآورده كنند. حتي اگر پيامي برخلاف اصول حاكم ارسال شود، گيرندگان از محتواي آن معناي مورد نظر ناظر را درك مي‌كنند. كتاب «جامعه‌شناسي ارتباطات» با اشاره به يكي از تحقيقات صورت گرفته بر روي نژادپرستان اين مورد را به خوبي تشريح كرده است. در اين تحقيق ابتدا دو عكس، يكي تصوير سياه پوستي آرام و ديگري تصوير سفيدپوستي چاقو به دست و در حال تهاجم، به نژادپرستان نشان داده شد و سپس از آنان خواسته شد آنچه را ديده‌اند بيان كنند. نتيجه كاملاً عكس واقعيت بود چنان كه همگي اظهار داشتند سيا‌ه‌پوست چاقو به دست و مهاجم بوده و سفيدپوست هيچ حالت تهاجمي نداشته است (ساروخاني، 1379، ص 69).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۸۵ و ساعت 12:28 |

 سبك‌ زندگي‌ در تبليغات‌ تلويزيون ایران‌

  دكتر محمد رضا رسولي

 منبع:ماهنامه علوم اجتماعی

"...اين مقاله گزيده اي از يک پژوهش دانشگاهي است که به بررسي مولفه هاي سبک زندگي در تبليغات تجاري تلويزيون ايران مي پردازد در اين تحقيق دو هدف عمده دنبال شده است که شامل ارائه تصويري کمي از ويژگي هاي مختلف تبليغات تجاري و همچنين شناسايي سبک هاي زندگي مورد توجه در تبليغات مذکور مي باشد. براي اين منظور از ميان 8759 مورد آگهي که در طول سال 79-77 از رسانه تلويزيون پخش شده است تعداد 370 آگهي به روش علمي به نسبت سال و موضوع آگهي نمونه گيري و مورد بررسي قرارگرفته است روش مورد استفاده در اين تحقيق تحليل محتوا (Analysis Content) وتکنيک ثبت و ضبط داده ها از متن تبليغات از طريق طراحي پرسشنامه معکوس (Inverse Questioner)بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۸۵ و ساعت 16:3 |

پيش از اختراع تلويزيون، راديو به عنوان وسيله سرگرم كننده، خانه ها و محل كار بسيارى از مردم را بدون جنگ و خونريزى تسخير كرده بود. اما با آمدن تلويزيون- كه علاوه بر صدا تصوير هم داشت- كمى از رونق راديو كاسته شد ولى به هيچ وجه هنوز صحبت از انقراض آن نيست. تلويزيون اكنون جزيى از لوازم ضرورى زندگى است و ممكن است منزلى پيدا نكنيم كه نوعى تلويزيون، كوچك يا بزرگ، سياه و سفيد يا رنگى نداشته باشد. اما بزرگترين اشكال اين دو رسانه جمعى اين است كه آنچه بيننده مى خواهد از آن پخش نمى شود بلكه آنچه به نظر صاحبان و گردانندگان آن جالب يا لازم است روى آنتن مى رود و اين روزها هم كه به حد تنفرانگيزى در اول، وسط و آخر برنامه هاى چندان جذاب و سرگرم كننده، آگهى هاى بازرگانى ناشيانه، مزاحم و بيش از حد تكرارى گنجانده مى شود. شايد فلسفه ساخت ضبط و پخش هاى نوار، ويديوهاى معمولى و ديجيتالى و همچنين ابزارى موسوم به تى وو TiVo هم همين بوده است كه مردم از ميان آثار هنرى و سرگرم كننده، آثار مورد علاقه خود را انتخاب كرده و در منزل، خودرو و در بعضى شرايط در محل كار از آن لذت ببرند. از دهه ۱۹۸۰ با توليد انبوه كامپيوترها و كوچك شدن در حدى كه امكان استفاده از آن در منازل و دفاتر كار فراهم آمد وسيله ديگرى به جمع رسانه ها اضافه شد چون كامپيوتر از طريق خطوط تلفن و به وسيله اينترنت علاوه بر رد و بدل كردن صدا و تصوير، متن را نيز به طور همزمان انتقال مى داد از اين رو نام چندرسانه اى را به خود گرفت. اكنون اين وسيله به محل ذخيره متن، عكس، موسيقى، فيلم سينمايى، تصاوير ويديويى و شوهاى تلويزيونى تبديل شده و روز به روز وسايلى مثل راديو، تلويزيون، ويديوهاى ديجيتالى، گيرنده هاى امواج ماهواره اى و غيره در يك كامپيوتر جمع شده اند. هر كسى به تناسب نياز و درآمدش كامپيوترى تهيه مى كند كه مى تواند به هر يك از ابزارهاى نامبرده مخبر شود. تيم ناتك مقاله اى را در ۲۱ آوريل (اول ارديبهشت ۱۳۸۴) در نيويورك تايمز اينترنتى منتشر كرد كه به نسل جديد كامپيوترها و نقش  آن به عنوان وسيله سرگرم كننده پرداخته است. اين مقاله به خواننده كمك مى كند تا با مفاهيم و وسايل جديد در حوزه وسايل سرگرم كننده مربوط به كامپيوتر آشنا شود. خلاصه اين مقاله از اين قرار است:

در حال حاضر كامپيوترهايى كه در منازل و دفاتر كار مردم در سرتاسر دنيا در حال كار كردن هستند سرعت پردازش و حافظه كافى براى نيازهاى واقعى مردم ندارند فايل هاى حجيم تصاوير ويديويى، شوهاى تلويزيونى و فيلم هاى سينمايى براى اجرا نياز به پردازنده هاى پرسرعت دارند و اگر قرار باشد مردم به راحتى بتوانند اين فايل ها را در جايى امن ذخيره كنند و هر وقت خواستند احضار كنند نياز به حافظه بسيار زياد است. به هرحال در چند سال گذشته سى دى ها و دى وى دى ها نشان داده اند كه خيلى قابل اعتماد نيستند و ممكن است بعد از دو يا سه سال محتويات آن غيرقابل استفاده شود (به اصطلاح باز نشود) سازندگان و تامين كنندگان اينگونه ابزارها نيز نياز بازار را دريافته اند و اكنون نسل جديدى از كامپيوترها در راهند كه دو ويژگى بسيار مهم دارند. يكى آنكه سرعت پردازش بالا و حافظه بسيار زياد براى ضبط، ذخيره و نگهدارى فايل هاى بسيار بزرگ دارند و ويژگى دوم و مهمتر آن اين است كه مى توان اين كامپيوترها را به صفحه نمايش هاى بزرگ معروف به «وضوح بالا» يا high-definition و بلندگوهاى بسيار قوى وصل كرد و از طريق «كنترل راه دور يا همان ريموت» به سادگى فشردن چند دكمه از فايل هاى مورد علاقه- عكس، تصوير ويديويى، شوهاى تلويزيونى و فيلم هاى سينمايى- لذت برد .

كامپيوترهاى جديد كه به بازار مى آيند ممكن است يكى از دو پردازشگر معروف يعنى پنتيوم يا اتلان بهره بگيرند. كارت هاى گرافيك اين كامپيوترها در نوع خود جديدترين به حساب مى آيند و ويژگى ديگر اين كامپيوترها تيونرهاى راديويى و تلويزيونى است كه ممكن است بيش از يكى باشد چون بسيارى از كاربران هنگام پخش يا اجراى يك كانال راديويى يا تلويزيونى ممكن است در حال ضبط كردن يك كانال ديگر باشند [فرض كنيد در يك ساعت به خصوص هم مهمترين رويداد ورزشى از يك كانال پخش مى شود و همزمان در كانالى ديگر فيلم سينمايى مورد علاقه روى آنتن است. در اين حالت كاربر رويداد ورزشى مورد علاقه خود را دنبال مى كند در حالى كه تيونر دوم در حال ضبط فيلم سينمايى است. به اين ترتيب بعد از تمام شدن آن رويداد ورزشى، كاربر در فرصت مناسب مى تواند فيلم ضبط شده را تماشا كند.] ويژگى ديگر اين كامپيوترها حافظه هاى بسيار بزرگ و فضاى كانى روى هارد درايو كامپيوتر است به طورى كه اگر كاربر بخواهد مى تواند ساعت   هاى طولانى به ضبط برنامه هاى تلويزيونى مورد علاقه اش بپردازد. مايكروسافت نيز ويژگى هاى خاصى به ويندوز اكس پى خود افزوده و نام «مدياسنتر» روى آن گذاشته است. اين سيستم عامل مخصوص كامپيوترهاى جديد با قدرت  پردازش بالا و حافظه بسيار زياد طراحى شده تا كاربر به راحتى آثار و محصولات سرگرم كننده اش را در كامپيوتر اداره كند (يعنى به درستى ضبط و نگهدارى كند).

از همه اينها مهمتر اين است كه به خاطر ويژگى «بدون سيم بودن» آن ديگر لازم نيست حتماً كامپيوتر از طريق سيم به صفحه نمايش، تلويزيون و بلندگوها وصل باشد. حتى اگر كامپيوتر در اتاق مطالعه و صفحه نمايش در اتاق  نشيمن باشد نيازى به اتصال آن از طريق سيم نيست و نيازى هم نيست كه فرد پاى كامپيوتر بنشيند و از طريق صفحه كليد و موشواره (موس) موسيقى يا فيلم مورد علاقه اش را به اجرا در آورد. يك «كنترل از راه دور»  يا ريموت تعبيه شده است كه از همان اتاق  نشيمن به كامپيوتر اتاق مطالعه دستور مى دهد و صفحه نمايش اتاق نشيمن خواست كاربر را به اجرا در مى آورد. حتى كاربران مى توانند از طريق كامپيوتر همراهشان فايل هاى مورد علاقه شان را روى صفحه نمايش اتاق نشيمن به اجرا درآورند.

شركت سونى ژاپن كامپيوترهايى به نام Vaio RA توليد كرده كه قيمت اوليه آن ۱۷۹۹ دلار است [اما ترديد نداشته باشيد كه به زودى ارزان مى شوند] و به همين منظور (يعنى كامپيوتر مخصوص سرگرمى) راهى بازار كرده است. پردازشگر آن پنتيوم از كمپانى اينتل است و رم آن (حافظه مخصوص پردازش كامپيوتر) يك گيگابايت است. حافظه  اى كه مى توان روى آن فايل ذخيره كرد حداقل ۳۲۰ گيگابايت است (جهت مقايسه مى توان گفت به اندازه ۴۰۰ عدد سى دى مى توان روى اين كامپيوتر اطلاعات اعم از متن، صوت و تصوير ذخيره كرد. از ويژگى هاى اين محصول سونى اين است كه بلندگوهاى آن مدل A5.1 است كه مخصوص سالن هاى نشيمن و پذيرايى بزرگ است و صدايى شبيه به سالن سينما در سالن نشيمن منزل ايجاد مى كند. سيستم خنك كننده اين كامپيوتر «فن» نيست بلكه نوعى سيستم خنك كننده مايع تعبيه شده تا صداى كامپيوتر را به حداقل برساند و صداى مزاحم در حد صفر باشد.

اگر وسع شما به ۱۸۰۰ دلار نمى رسد با تقريباً نصف آن هم مى توانيد به كامپيوترهاى «گيت وى» بسنده كنيد كه ۱۰۰۰ دلار قيمت دارد و مجهز به پردازشگر پنتيوم ،۴ مدياسنتر مايكروسافت، يك گيگابايت رم و ۲۵۰ گيگابايت فضا براى ذخيره سازى فايل هاى مورد نياز كاربر است. تيونر مخصوص راديو و تلويزيون، ضبط و پخش دى وى دى، بلندگوهاى مخصوص، صفحه كليد بى سيمى و «كنترل» هم در بسته بندى همين كالا عرضه شده است.

براى مشترى ها يا كاربرانى كه در آپارتمان هاى كوچك يا خوابگاه هاى دانشجويى زندگى مى  كنند و مى خواهند اين عضو سرگرم كننده خانواده فضاى كمترى اشغال كند كامپيوترهاى همراهى تعبيه شده كه همان دو ويژگى اصلى يعنى پردازش سريع و گنجايش بسيار زياد براى حفظ اطلاعات مورد علاقه، بيشتر از ساير ويژگى ها مدنظر قرار گرفته است. در اين عرصه شايد گزينه توشيبا مدل Qosmio به لحاظ قابليت بهتر از ساير رقبا باشد، اما به لحاظ قيمت چندان دانشجويى نيست (۲۵۹۹ دلار)، صفحه نمايش آن ۱۷ اينچ كريستال مايع (يا همان ال سى دى) و مدل Tru Brite است. با اين ويژگى كه برخلاف ساير صفحه نمايش هاى ال سى دى كه از زواياى مختلف تاريك و از روبه رو واضح هستند، تروبرايت تصوير واضح از زواياى مختلف ارائه مى كند. يك ايراد ديگر در ساير كامپيوترهاى همراه وجود دارد و آن صداى بسيار بى كيفيت ناشى از بلندگوهاى معمولى است كه در مدل Qosmio برطرف شده است چون بلندگوى آن هر چند كه مثل سابق روى خود كامپيوتر همراه جاسازى شده اما اين بار محصول كارخانه «هارمون كاردون» مورد استفاده قرار گرفته كه به لحاظ كيفيت صدا در حال حاضر سرآمد موارد مشابه است. يك ايراد ديگرى كه در اين كامپيوتر همراه برطرف شده است اين است كه لازم نيست براى گوش دادن به موسيقى، سيستم عامل روشن شده و به اصطلاح بالا بيايد. اگر سى دى، دى وى دى يا كانال تلويزيونى را بخواهيم لازم نيست ويندوز بالا بيايد. آنچه كمپانى معروف Dell عرضه كرده بيشتر از آن كه هدفش از سرگرمى عكس، تصوير ويديويى، فيلم سينمايى يا شوى تلويزيونى باشد جنبه بازى را در سرگرمى هدف قرار داده است. دو ويژگى صفحه نمايش ۱۷ اينچ با وضوح بالا و عدم نياز به بالا آمدن ويندوز هنگام گوش كردن به سى دى يا دى وى دى مشابه Qosimo توشيباست اما ويژگى منحصر به فرد آن كارت گرافيكى فوق پيشرفته آن است كه از كمپانى NVIDIA است. (كارت گرافيك ۲۵۶ مگابايت). قابليت منحصر به فرد اين كارت گرافيك اين است كه از عهده پردازش دو كار همزمان برمى آيد يعنى كاربر مى تواند خودش روى صفحه نمايش كامپيوتر همراه بازى انجام دهد در حالى كه تصاوير ويديويى يا شوى تلويزيونى را روى يك صفحه نمايش خارجى مثلاً صفحه نمايشى كه در

اتاق نشيمن يا پذيرايى وجود دارد به اجرا درآورد. محصول كمپانى هولت پاكارد كه Z545 نام دارد و ۱۷۹۹ دلار قيمت آن است بيشتر شبيه ضبط و پخش هاى استريو است تا كامپيوتر. به لحاظ داشتن صفحه كليد بى سيمى مشابه ساير كمپانى هاست اما ويژگى منحصر به فرد اين محصول اين است كه ۲۰۰ گيگابايت فضا روى هارد درايو در اختيار گذاشته و ۱۶۰ گيگابايت آن قابل حمل در نظر گرفته شده است يعنى به مثابه يك كول ديسك يا حافظه ۱۶۰ گيگابايتى است كه كاربر مى تواند همراه خود داشته باشد و اطلاعات مورد نيازش را ميان منزل، محل كار يا هر جاى ديگر جابه جا كند. تيونر راديو، تيونر تلويزيونى دوبل [دو كار همزمان انجام مى دهد] رم ۵۱۲ قابل ارتقا به ۲ گيگابايت از ويژگى هاى ديگر آن است. يك ويژگى ديگر آن اين است كه اطلاعات اين كامپيوتر سرگرم كننده، قابل جابه جايى به ipAQ است. ]حتماً مى دانيد كه اين روزها وسايل الكترونيكى قابل حمل كه توانايى پخش موسيقى، انتقال اطلاعات و غيره را دارند، بسيار رونق گرفته اند. هر شركتى كه در حوزه ابزار الكترونيكى فعاليت مى كند محصولى را عرضه كرده كه مردم مى توانند در فروشگاه هاى لوازم خانگى و الكترونيكى مشاهده كنند. آى پك نيز ساخت كمپانى هولت پاكارد يا اچ پى است كه در اين حوزه عرضه شده است.

از ميان ساير شركت هايى كه به اندازه سونى، دل و هولت پاكارد از شهرت برخوردار نيستند اما صابون رقابت را به تن ماليده اند مى توان به شركت ايلين ور Alienware اشاره كرد كه مدل DHS5 به قيمت ۱۷۵۸ دلار را عرضه كرده است. اين كامپيوتر از پردازشگر اتلان از كمپانى AMD استفاده كرده اما فقط ۸۰ مگابايت حافظه در نظر گرفته در عوض دو ويژگى منحصر به فرد دارد كه ممكن است براى مشترى ها جاذبه داشته باشد. يكى آن كه سه تيونر مخصوص تلويزيون دارد و صداى آن دالبى ديجيتال است. اين كمپانى هم در حوزه سرگرمى بيشتر بازى هاى كامپيوترى را هدف قرار داده است و مهمترين ويژگى آن كه مى تواند اين كامپيوتر را از محصول دل متمايز كند فناورى «ديسكاور كونسول» DiscoverConsole است. اين فناورى كار را براى كودكان و نوجوانان راحت كرده است. كافى است سى دى يا دى وى دى بازى جديد را وارد اين دستگاه كنيد، ديگر نصب بازى تنظيم صوت، گرافيك و ساير موارد به عهده اين فناورى جديد است و ديگر كودكان و نوجوانان دغدغه در مورد «نيامدن بازى» ندارند! همين كه سى دى را وارد دستگاه مى كنند بعد از مدت خيلى كوتاه مى توانند بازى را شروع كنند.

اكثر سازندگان كامپيوترهاى مخصوص سرگرمى در خانواده «مدياسنتر»، ويندوز اكس پى مايكروسافت را برگزيده اند، به خصوص كه جاى صفحه كليد و موشواره را «كنترل از راه دور يا ريموت» گرفته است. اين كنترل به قدرى ساده ساخته شده است كه حتى كوچك ترين افراد خانواده يا پيرترين آنها به راحتى ياد مى گيرند كه چگونه به بخش تلويزيون و تيونر آن بروند يا آن كه چگونه موج راديو مورد علاقه خود را پيدا كنند، عكس ها و آلبوم خانوادگى را مرور كنند يا آن كه بازى را شروع كنند.

اين عضو سرگرم كننده خانواده چندان خالى از اشكال نيست. بزرگ ترين عيب آن اين است كه اگر كامپيوترتان خراب شود در عمل از تلويزيون هم محروم هستيد. اما واقعيت اين است كه يك خانواده ممكن است ۲۰ سال از يك تلويزيون استفاده كنند بدون آن كه حتى يك بار مجبور باشند به تعميرگاه مراجعه كنند اما كسانى كه با كامپيوتر و ويندوز سر و كار داشته اند مى دانند كه عيب و ايرادهاى آن بى شمار و رفع آن گاهى بسيار پيچيده است. حالا تصورش را بكنيد وسط يك رويداد ورزشى مهم يا سريال مورد علاقه كامپيوترتان به اصطلاح «هنگ كند»! [hang به معنى آويزان يا حلق آويز كردن است اما در اصطلاح كامپيوتر يعنى متوقف شدن ناگهانى كامپيوتر كه مستلزم راه اندازى دوباره دستگاه است كه معمولاً چند دقيقه اى طول مى كشد و طبيعتاً خشم كاربر را در پى دارد. هنگ كردن جزيى از طبيعى ترين اشكالات كامپيوترها است.] اما خوشبختانه سازندگان كامپيوتر فكر اينجا را هم كرده اند طورى   كه اگر كامپيوتر با يك عيب يا ايراد مواجه شود تيونر تلويزيون از مدار كامپيوتر خارج شده و به طور مستقل به كار خود ادامه مى دهد. فقط اگر در حال ضبط كردن برنامه اى روى حافظه كامپيوتر باشد طبيعى است كه متوقف خواهد شد. در عوض موهبت تماشاى تلويزيون از طريق تيونر متصل به كامپيوتر اين است كه كاربر مى تواند به كامپيوتر خود برنامه بدهد تا راهنماى برنامه ها را از اينترنت به طور خودكار بگيرد (دانلود كند) و به كامپيوتر خود برنامه بدهد كه در ساعت هاى پخش برنامه هاى تلويزيونى مورد علاقه به حالت آماده باش بوده و آن برنامه  ها را ضبط كند، حتى اگر خود كاربر حضور نداشته باشد. كافى است در ساعت هايى كه برنامه مورد علاقه كاربر پخش مى شود كامپيوتر روشن و به حال آماده باش يا Stand by قرار گرفته باشد، كامپيوتر براساس برنامه كاربر و به طور خودكار به ضبط برنامه ها روى حافظه كامپيوتر مى پردازد. در فرصت مقتضى هم مى توان به تماشاى آن پرداخت. نسل جديد كامپيوترها تصاوير واضح ترى در اختيار مى گذارند. شايد در ذهن مردم هنوز تصاوير بى كيفيت سى دى ها روى كامپيوتر باقى مانده باشد اما كيفيت تصاوير كامپيوترهاى جديد حتى از تلويزيون هاى كنونى شفاف تر و بى نقص تر خواهد بود. مدياسنتر مى تواند دو برنامه جداگانه ضبط كند و يك برنامه تلويزيونى را به نمايش بگذارد. تصاوير آن نيز از تصاوير تلويزيون هاى عادى واضح تر و بى عيب تر است. وقتى كه يك سريال يا فيلم به ذائقه بيننده خوش مى آيد به راحتى مى تواند به تمام اطلاعات در مورد سازندگان، بازيگران كارگردان و تهيه كننده يا فيلمنامه آن از طريق اينترنت دسترسى پيدا كند. بسيارى از اطلاعات مربوط به يك خواننده، آلبوم هاى گذشته و ساير موارد را مى توان به راحتى به كمك مدياسنتر مايكروسافت پيدا كرد. با اين همه ويژگى، تلويزيون در خانه تبديل به يك جعبه كسالت بار مى شود. جعبه اى كه روزگارى صفت جادويى را با خود يدك مى كشيد در بسيارى از منازل و دفاتر كار جاى خود را به كامپيوتر و صفحه نمايش آن داده است چون حداقل كاربر مى تواند انتخاب كند و از آثار يا محصولاتى استفاده كند كه به ذائقه اش نزديك است.

نويسنده: فرزاد دانش

منبع: روزنامه شرق 10/2/84

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در شنبه دهم اردیبهشت ۱۳۸۴ و ساعت 18:36 |