۱ـ بي ترديد نخستين سنگ بناي جامعه شناسي ورزش را «مارسل موس» انسان شناس فرانسوي از شاگردان اميل دوركيم گذاشته است. او معتقد است رفتار بدني از سنخ رفتار طبيعي نيستند بلكه رفتار فرهنگي اند، مجموعه اي از رفتارهاي نمادي وابسته به حيثيت و موقعيتي كه هر فرد در سلسله مراتب اجتماعي احراز كرده است. ورزش در واقع به بازي گرفتن قاعده مند بدن است كه برحسب تعلق اجتماعي عمل كننده ها كاركردهاي متعدد و گوناگوني دارد.
در اين تحليل مارسل موس جوانه زدن بعد سياسي ورزش كاملاً قابل مشاهده است.
۲ـ چند سال بعد، «يوهان هويزينگا» در اثر نوآورانه تحت عنوان «انسان بازيگر» دفاعيه اي به نفع بازي منتشر مي كند. به نظر او «فرهنگ به صورت بازي متولد مي شود، فرهنگ در اصل صورت هايي از بازي است» در چنين چشم اندازي كه در آن «همه چيز بازي است» پديده هاي اجتماعي عمده همچون ورزش و فلسفه و هنر و شعر صورت هاي دگرگون شده بازي ها هستند.
با اين وصف، هويزينگا نگاه مثبتي به ورزش ندارد. او به ورزش خرده مي گيرد كه ماهيت بازي بودن خود را از دست داده است. ورزش به نظر او صورت انحطاطي بازي است. او مي نويسد: «تبليغ ورزشي از و اكنش هاي هيستريك توده استفاده مي كند» و گواهي است بر «بطلان» روح بازي.
وراي احساسات تندي كه اين موضع گيري ها برانگيخته اند، هويزينگا به لحاظ نظري دو دستاورد مهم را داشته است كه در اغلب گفتمان هاي ورزشي پس از وي مطرح بوده اند؛ يكي شناسايي بعد سياسي ورزش است كه به صورتي پوشيده ولي همه جا حاضر در امور ورزشي مداخله مي كند، دو ديگر، ابراز ترديد درباره فضيلت ها و ارزش هايي است كه ورزش مي توانست حاصل آنها باشد.
۳-۲۰ سال بعد از هويزينگا و تحت تأثير او، رژه كايووا در اثري تحت عنوان «بازي ها و انسان ها» سعي مي كند نشان دهد كه «تقدير فرهنگ ها را بازي ها رقم مي زنند» او ۴ سنخ بازي هاي اساسي تشخيص مي دهد كه برحسب تركيب شان ۴ نوع فرهنگ كاملاً متفاوت به وجود مي آورند. ۴ سنخ عمده بازي ها عبارتند از؛ بازي هاي رقابتي، بازي هاي شانسي، بازي هاي ساختگي و بازي هاي سرگيجه اي.
ورزش يك بازي رقابتي قاعده مند و منصفانه است. در هر جامعه اي با سوگيري ترجيحات به هر يك از سنخ هاي چهارگانه بازي، فرهنگ خاصي پديدار مي شود. سوگيري ترجيحات به بازي هاي رقابتي و شانسي به تكوين جامعه هاي «اهل حساب و كتاب» مي انجامد، در حالي كه سوگيري به بازي هاي ساختگي و سرگيجه اي به تكوين جامعه هاي «هرج و مرج گرا» مي انجامد. در جامعه هاي اهل حساب و كتاب، ورزش در ايجاد جامعه اي با سازمان عقلاني فعالانه مشاركت مي كند.
ورزش بافت اجتماعي را كه در آن به وجود آمده است منعكس مي كند. هر جامعه اي بازي ها و صورت هاي حركت نمايشي خاص خود را دارد. ورزش كه مي توان آن را به عنوان صورت ممتاز حركات نمايشي عصر ما ملاحظه كرد، آزمايشگاهي است كه در آن رفتارها، نگرش ها، ارزش ها و باز نمايي هاي معنادار فرهنگ قرن بيست ويكم در آن شكل مي گيرد و تجربه مي شود.
۴ـ ۱۰ سال بعد، در سال هاي دهه ،۶۰ نوربرت الياس با اعلام اين كه «شناخت ورزش كليد شناخت جامعه است» شگفتي محافل آكادميك را برانگيخت.
الياس معتقد است بازي ها و ورزش ها وسيله ممتازي براي تنظيم خشونت شده اند زيرا تمرين هم ستيزي بدني را روي صحنه آورده و آن را قانونمند و مشروع مي كند. قشرهاي اجتماعي مرفه با تكيه بر رفتارهاي بازي ـ ورزشي سعي مي كنند شيوه هاي كنش و كنش متقابلي را باب كنند كه الياس آن را با وام گرفتن اصطلاحي از مارسل موس «عادت واره اجتماعي» مي نامد. اين عادت واره هاي بدني بر جست وجوي تشخص و تفرد مبتني است و درصدد است از گذر تأكيد بر تمايز اعضاي نخبه امتيازات اجتماعي و سلطه شان را تثبيت كند.
به نظر الياس موضوع جامعه شناسي بررسي «شبكه هاي روابط متقابل، وابستگي هاي متقابل، پيكربندي ها و فرآيندهايي است كه انسان ها را در وابستگي متقابل قرار مي دهند.» وضع اجتماعي اي كه به بهترين وجه اين نظام هاي وابستگي متقابل، زنجيره كنش هاي متقابلشان، فرآيندهاي پرجنب و جوش همكاري و تعارض شان را نشان مي دهد، بازي است.
به نظر الياس بازي ورزشي مدلي را عرضه مي كند كه جامعه شناس به كمك آن مي تواند به ساختار اجتماعي فكر كند.
*بازي سياست در پشت صحنه ورزش
از آنجا كه دنياي مدرن با كليد سياست كوك شده است ورزش نيز در چنين دنيايي نمي تواند از معادلات سياسي و در پي آن اقتصادي و تحولات اجتماعي مصون باشد. در اين رابطه نمي توان از قدرت رسانه ها و نقشي كه در اين ميان بازي مي كنند غافل شد.
بخشي از تحقيقاتي كه در حوزه مطالعات ورزش به نظر مي رسد سريع تر رشد مي كنند، بخش اقتصادي ـ اجتماعي ورزش هاست كه درصدد است همزمان ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي دنياي ورزش را شناسايي كند. تحقيقات ديگري در راستاي جامعه شناسي شناخت ديدگاه كارگزاران ورزش (ورزشكار، مربي، تماشاچي) توسعه يافته است. برخي از اين تحقيقات بنا دارند صورت آگاهي، حساسيت و بار عاطفي ورزشكاران و تماشاگران را بشناسند و در همه اينها سياست فاكتوري است كه در پشت صحنه بازيگرداني مي كند.
ژاك دوفرانس كوشيده است در فصول متنوع اين كتاب اين وجوه متنوع مطالعات ورزشي را ارائه كند.
*بازي رسانه ها در ميدان ورزش
ژاك دو فرانس در بخشي از كتاب به قدرت رسانه ها و تأثير و حتي بيش از آن به نفوذ و دخالت آنها در جريان سازي ها و مسابقات ورزشي اشاره مي كند و مي نويسد؛ رسانه ها با مشاركت در برگزاري مسابقات بزرگ، با تعيين رده بندي ها و اهداي جايزه، با دور هم جمع كردن شركت هايي كه منابع مالي زندگي ورزشي را تأمين مي كنند، تأثير سرنوشت سازي، هم در خير هم در شر، روي ورزش اعمال مي كنند. به عنوان نمونه در فرانسه مسابقه هاي بزرگ دوچرخه سواري محصول فعاليت روزنامه هاي ورزشي هستند. اما اين سازماندهي مسابقات بي شائبه نيست و همه قسم فشار و راهنمايي هاي اخلاقي ارباب مطبوعات روي مسابقه ها سنگيني مي كند.
سازمان دهندگان نمايش هاي ورزشي و مردان رسانه ها همچنين براي تغيير دادن قواعد ورزش در راستاي افزودن بر جلوه هاي تماشايي آنها اعمال نفوذ مي كنند: انتقال محل برگزاري مسابقه هاي ورزشي به خاطر «نمايش» به سالن هاي مجهز به تأسيسات نورپردازي و دوربين هاي فيلمبرداري از زواياي مختلف؛ برتري دادن به ابعاد بصري مهارت هاي ورزشي، نظير زيبايي حركات يا ضرباهنگ بازي؛ برگزاري مسابقه هاي دراماتيك، احساساتي و گاهي رقت انگيز كه بيشتر توجه به خواسته هاي تماشاچيان است تا مراعات حال بازيكنان. حتي اين نفوذ و اعمال قدرت تا آنجا پيش مي رود كه در برخي موارد سازمان دهندگان نمايش ها و مردان رسانه ها دست در دست صاحبان صنايع، صلاحيت فدراسيون ها و گروه هاي ورزشي را براي برگزاري مسابقه هاي ورزشي زير سؤال برده و درصدد برآمده اند خودشان جاي آنها را بگيرند.
منطق ورزشي و منطق نمايشي و سودجويي كه در عين حال با هم متحد مي شوند و با هم در تعارض هستند، به صورت تفكيك ناپذيري با رويدادهاي بزرگ ورزشي، مانند بازي هاي المپيك كنوني و جام جهاني فوتبال در هم آميخته اند. آينده چنين ساخت وسازهاي تماشايي با سوداي منطق تجاري شان پرسش هايي را برمي انگيزند، كه تحليل هاي جامعه شناختي، اقتصادي و سياسي ورزش درصدد پاسخ دادن به آنها هستند و اين اثر در پي طرح و توصيف و تبيين همين رويكردها و رويدادها در عرصه مطالعات ورزش است. با توجه به اين كه كارنامه آثاري كه با چنين نگاه و تحليلي به ورزش پرداخته باشند ـ اگر نگوييم انگشت شمار ـ بسيار كم برگ است در اين ميان ترجمه و نشر چنين اثري كاري است قابل توجه و در خور تحسين.
منبع : مجله کماندار
http://iranarchery.ir
