تولید ، ترویج ، انتقال و بالیدگی راستین علم یا کالایی مشروط به پیش و پس زمینه های خاصی است . اگر به نحوی از انحاء ، یک یا چند شرطی موجود نباشد تولید ، ترویج ، انتقال و بالیدگی آن ها دچار اختلال ، کژکارکردی ، کژ فهمی و … یا کژ راهه می شود . تولید ، ترویج و انتقال علم جامعه شناسی نیز از این روال  مستثنی نیست . بستر علم   جامعه شناسی و بسیاری از علوم نو دیگر کشورهای غربی بوده است که در شرایط خاصی بارور شده و تدریجاً از برکت مدرن بودن ، چاپ ، تکثیر و دانشگاهی شدن تدریجاً در جهان آباد ، توسط ناقلان علم ، نادیان ، راویان اهل و راستین آن پراکنده شده است . چنین فراشدی در ایران در مورد تجدّد نیز صادق بوده است .

در نیمه دوم قرن نوزدهم ، نخست ما دانشگاهی به شیوه ی غربی موسوم به «دارالفنون» به همت امیرکبیر برپا کردیم و عالمان غربی علوم معدودی را در ایران به کار گماشتیم تا به نخبگان آینده ی حکومتی درس علوم نو دهند و زمینه را برای ترویج و کارکردی آن ها در ایران فراهم آورند . با توجه به این که زمینه های جامعوی و علمی هنوز به قدر بسنده ای در ایران بالیده نشده بود ، بعد از چند دهه «دارالفنون» به حد یک دبیرستان تنزل یافت .

 

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در یکشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۳ و ساعت 19:9 |