علوم انسانی به بررسی کنش‎های انسانی انسان می‎پردازند و نه کنش‎های فیزیولوژیکی و زیستی‎ای که از انسان صادر می‎شود.


1.برای هرگونه موضع‎گیری درباره معنــــا، امـــکان و چگونگی علوم انسانی اسلامی، نخستین گـام لازم، داشتـن تعریفی روشن و دقیق از علوم انسانی است. 

2‎. باوجود کاربرد بسیار زیاد اصطلاح علوم انسانی و نقش آن در طبقه‌بندی علوم جدید و هم‎چنین جایگاه آن در نظام‎های نوین آموزشی اغلب کشور‎های دنیا، تاکنون یک تلقی دقیق و عالمانه از این اصطلاح ارائه نشده است. 

3.‎ وجود تعاریف متنوع از علم به‎عنوان مقسم علوم انسانی و غیرانسانی و قراردادی بودن تعریف علم و علوم انسانی از یک طرف و وابستگی تعریف علم به دیدگاه معرفت‌شناسانه افراد از طرف دیگر، موجب شده است تعاریف متنوعی از علوم انسانی ارائه شود. 

4‎. هر محققی می‎تواند و آزاد است هر نوع تعریفی از علوم انسانی ارائه دهد، هرچند تعریف ارائه شده باید کارآمد، واقع بینانه، حتی الامکان جامع، دقیق و مشکل گشا باشد. 

5‎. علوم انسانی برخلاف پندار برخی از افراد، صرفا توصیفی و گزارشی نیستند، بلکه بعد توصیه‎ای و تجویزی نیز دارند.
توصیف، تبیین و تفسیر کنش‎های انسانی ناظر به بعد توصیفی علوم انسانی است و تقویت، اصلاح یا تغییر
کنش‎های انسانی ناظر به بعد توصیه‎ای آن هاست. 

6‎. چون یکی از کارکرد‎های اصلی علوم انسانی، فهم و کشف معنای کنش‎های انسانی است، به آن‎ها علم تفهمی هم گفته می‎شود و به دلیل آنکه یکی دیگر از کارکرد‎های علوم انسانی داوری هنجاری درباره کنش‎های انسانی است، به آن‎ها علوم هنجاری نیز گفته می‎شود. هم‎چنین به دلیل نگاه انتقادی به کنش‎های افراد و جوامع به این دسته از علوم، علوم انتقادی نیز اطلاق می‎شود.

7.‎ تعریف، نه روش یکسانی دارد و نه درجه اعتبار همه روش‎های آن در یک سطح است. برخی از مهم‎ترین انواع آن عبارتند از: الف) تعریف حقیقی که به‎منظور کشف حقیقت یک شیء یا مفهوم به کار برده می‎شود. حد تام، حد ناقص، رسم تام و رسم ناقص از اقسام شناخته شده تعریف حقیقی‎اند. ب) تعریف لفظی که به‎منظور کشف معنای یک لفظ یا مفهوم، مورد استفاده قرار می‎گیرد. تعریف به مصداق، تعریف سیاقی یا متنی، تعریف عملی و تعریف مفهومی از جمله مهم‎ترین اقسام تعریف لفظی‎اند. 

8.‎ علوم انسانی، هرچند به معنای لغوی شامل همه علوم مرسوم و شناخته شده دانشگاهی می‎شود، اما معنای اصطلاحی ویژه‎ای دارد. تعاریف مختلفی برای علوم انسانی ارائه شده است. برخی تلاش کرده‎اند با تعریف به مصداق، مرز علوم انسانی و غیرانسانی را مشخص کنند. برخی دیگر آن‎ها را علومی دانسته‎اند که متعلقشان ارتباط به فکر انسان دارد. 

9‎. علوم انسانی در یک تعریف کارکردی عبارتند از: دانش توصیف، تبیین، تفسیر، پیش بینی و تقویت، اصلاح یا تغییر کنش‎های انسانی. 

10.‎ موضوع علوم انسانی دارای ویژگی‎هایی است که نه تنها موجب تمایز آن از سایر علوم می‎شود که ضرورت تمایز روشی آن از سایر علوم را نیز نشان می‎دهد. مهم‎ترین ویژگی‎های موضوع علوم انسانی عبارتند از: جزء فعالیت‎های انسانی انسان بودن، پیچیدگی، هدفمندی کنش‎های انسانی، وابستگی به آگاهی، اراده و اختیار، معنادار بودن، وابستگی به نیازها، وابستگی به موقعیت‎های زمانی و مکانی، وابستگی به فرهنگ، اعتباری بودن موضوع، تاثیرپذیری از پیامد‎ها و هم دلی پژوهشگر با موضوع مورد تحقیق. 

11‎. علوم انسانی به بررسی کنش‎های انسانی انسان می‎پردازند و نه کنش‎های فیزیولوژیکی و زیستی‎ای که از انسان صادر می‎شود. 

12‎. کنش‎های انسانی، محصول موجودی پیچیده، ناشناخته و بسیار هوشمند به نام انسان است؛ به همین دلیل موضوع علوم انسانی نسبت به علوم طبیعی از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. 

13‎. همه کنش‎های اختیاری انسان برای دستیابی به هدفی انجام می‎گیرند. کنش‎های به ظاهر یکسان، ممکن است دارای اهدافی متفاوت باشند و در نتیجه تحلیل‎های متفاوتی را بطلبند. 

14‎. کنش انسانی مورد مطالعه در علوم انسانی، کنش آگاهانه و ارادی است. بررسی کنش‎های ناآگاهانه و غیر ارادی انسان در علوم انسانی، امری استطرادی و تبعی است. به دلیل فرآیند پیچیده شکل‎گیری اراده در انسان و وجود مولفه‎‎های معرفتی و روانی پیشااراده، تبیین کنش‎های انسانی از تبیین مسائل طبیعی، دشوارتر و پیچیده‎تر است. صدور و تحقق کنش‎های اختیاری انسان وابسته به توانایی‎ها، بینش‎ها و گرایش‎های اوست. 

15‎. کنش‎های انسانی مورد مطالعه علوم انسانی، کنش‎هایی معنادار هستند. حقیقت این کنش‎ها را به صرف توجه به پوسته و ظاهر آن‎ها نمی‎توان شناخت. باید مغز و باطن آن‎ها را مورد توجه قرار داد. این در ‎حالی است که موضوع مورد مطالعه علوم طبیعی و تجربی، فاقد چنین خصلتی است. 

16‎. علوم انسانی برخلاف علوم طبیعی، وابسته به نیاز‎ها و اقتضائات اجتماعی و فردی‎اند. با توجه به تنوع نیاز‎های افراد و جوامع و اختلافاتی که در این زمینه وجود دارد، معلوم نیست که علوم انسانی تولید شده توسط اندیشمندان یک جامعه، به کار درمان مشکلات و بیمار‎هایی جامعه دیگر بیایند، حتی ممکن است بیماری‎ها و مشکلات را افزون کنند. 

17‎. کنش‎های انسانی مورد مطالعه علوم انسانی متناسب با شرایط مکانی و زمانی، ممکن است متغیر شوند؛ زیرا کنش‎های انسانی، آگاهانه و ارادی هستند و به‎منظور دستیابی به اهداف خاصی انجام می‎گیرند. رفتار‎های آدمیان در همه جا و نسبت به همه کس و در همه زمان‎ها یکسان نیستند. به‎شدت متاثر از شرایط محیطی و زمانی و مکانی‎اند. 

18‎. علوم انسانی تا حدود زیادی وابسته به جهان بینی و ایدئولوژی پذیرفته شده محققان هستند. این ویژگی فقط ناظر به مقام گردآوری نیست، بلکه در مقام داوری نیز است. علوم انسانی، علومی تابع و وابسته هستند. به دیدگاه‎‎های معرفت شناختی، جهان شناختی، انسان شناختی، خداشناسی و ارزش شناختی عالمان وابسته‎اند. هرگونه انحرافی در این مواضع چندگانه به انحراف در توصیف‎ها و توصیه‎‎های ناظر به کنش‎های انسانی منجر خواهد شد. 

19‎. کنش‎های انسانی که مورد مطالعه علوم انسانی قرار می‎گیرند، اغلب از سنخ کنش‎های اعتباری و انتزاعی‎اند. اعتبارات اجتماعی و انسانی هرچند تابع نیاز‎های زیستی و عوامل محیطی‎اند و با تغییر آن‎ها تغییر می‎پذیرند، اما ریشه در واقعیت دارند. فهم آن‎ها و کشف واقعیت چنین اعتباراتی کاری است که یک اندیشمند اصیل باید انجام دهد. 

20 ‎. کنش‎های انسانی به دلیل اختیاری و آگاهانه بودن، تا حدود زیادی متاثر از پیامد‎های احتمالی خود هستند. انتخاب برخی از فعالیت‎ها به دلیل پیامد‎های خویشاوندی است که کنش‌گر توقع وقوع آن‎ها را دارد یا اجتناب ازبرخی کنش‎ها نیز معلول ترس از وقوع پیامد‎های ناخوشایند و نامطلوبی است که کنش‌گر از وقوعشان می‎ترسد؛ به همین دلیل وقتی نتایج احتمالی یک کنش انسانی یا اجتماعی توسط پژوهشگر علوم انسانی اعلام می‎شود، به احتمال زیاد کنش افراد را تحت تاثیر قرار می‎دهد. 

21‎. مطالعات علوم انسانی به‎گونه‎ای است که محقق این عرصه در بسیاری از موارد نمی‎تواند نسبت به مورد مطالعه بی‎تفاوت باشد. در مطالعات انسانی، ارتباطی عاطفی و همدلانه میان مشاهده‎گر و مشاهده شونده برقرار می‎شود.

22‎. ویژگی‎هایی که برای کنش‎های انسانی گفته شده، نشان می‎دهد که نمی‎توان علوم انسانی را لزوما و صرفا با متد علوم طبیعی مورد مطالعه قرار داد. 

23‎. هرچند صرف تفاوت دو موضوع، منطقا مستلزم تفاوت روش آن‎ها نیست اما گاهی این تفاوت‎ها به اندازه‎ای هست که نمی‎توان به یک روش واحد برای بررسی آن‎ها اکتفا کرد. موضوعات پیچیده و چندوجهی را بهتر است که با روش‎های دقیق‎تر و چندوجهی مورد مطالعه قرار دهیم. 

24‎. علوم طبیعی نسبت به غایت نهایی خنثی هستند اما علوم انسانی نسبت به غایت نهایی خنثی نیستند. دسته‎ای از آن‎ها اساسا به هدف تامین و دستیابی به غایت نهایی خاصی تکوین یافته‎اند؛ به همین دلیل با تعدد غایات، علوم مربوط نیز متعدد و متنوع می‎شوند و دسته‎ای دیگر از علوم انسانی مثل اقتصاد، مدیریت و جامعه‎شناسی دو بعدی‎اند؛ 

هم حقایق و واقعیت‎های عینی را درباره روابط و کنش‎های انسانی توصیف می‎کنند
و هم هنجار‎هایی را درباره نحوه استفاده از آن واقعیت‎ها برای دستیابی به غایت مطلوب بیان می‎کنند. بخش دوم چنین علومی نیز کاملا متاثر از نوع هدف یا اهداف پژوهشگران است.

منبع : باشگاه اندیشه

+ نوشته شده توسط محسن داودخانی در جمعه پنجم آبان ۱۳۹۶ و ساعت 0:46 |